۱۳۹۵ اسفند ۲۸, شنبه

اسیدپاشی به یک خانواده چهار نفره در شهرضا اصفهان

خانواده‌ای چهار نفره در شهرضا اصفهان به علت اسیدپاشی  مصدوم شدند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از میزان، معاون امور اجتماعی فرماندهی استان اصفهان گفت: «در حادثه‌ای در شهرضا استان اصفهان، ۴ تن از اعضای یک خانواده مورد اسیدپاشی قرار گرفتند.»
وی افزود: «در این حادثه پدر، مادر و پسر خانواده در منزل، با پاشیده شدن اسید از ناحیه صورت و سر به شدت مجروح شدند و دختر خانواده هم از ناحیه پا آسیب دید.»
معاون امور اجتماعی فرماندهی استان اصفهان با اشاره به انتقال افراد آسیب دیده به مراکز درمانی اظهار کرد: «این خانواده چهار نفره به مرکز سوانح سوختگی امام موسی کاظم علیه السلام اصفهان منتقل شدند.»
جهانگیر کرمی افزود: «پلیس در حال بررسی نحوه وقوع حادثه و شناسایی فرد یا افراد مرتبط با حادثه است.»


یک شاهد عینی که لحظه تصادف افشین یداللهی (شاعری که چند روز پیش درگذشت) را دیده‌است، جزئیاتی از این حادثه را روایت کرد.
این مطلب کوتاه را بخوانید و با دوستانتان به اشتراک بگذارید، شاید جانی از دست نرود!
این شاهد عینی گفت: ما با فاصله اندکی از خودروی سورنتو که حامل افشین یداللهی بود، حرکت می‌کردیم. سورنتو بعد از ورود به بزرگراه و طی مسافتی ٥٠ متری ناگهان ترمز کرد و متوقف شد. احتمالا راننده که بعدا مشخص شد برادرخانم ایشان است، گمان برده که راه را اشتباهی آمده‌اند و به همین خاطر ایستاده تا مسیر را بررسی کند. درست در همان لحظه یک کامیون از پشت سر به خودروی سورنتو برخورد کرد.
وی افزود: تنها کسی که در این سانحه در همان لحظه اول درگذشت، مرحوم یداللهی بود چرا که کمربند ایمنی نبسته بود. شاید هم تا لحظه‌ قبل از حادثه بسته بوده و درست در آن لحظه برای اینکه به عقب برگردد یا پیاده شود و مسیر را بررسی کند کمربند را باز کرده و همان زمان کامیون از پشت به خودروی ایشان خورده است.
این شاهد عینی که تنها چند ثانیه بعد از تصادف خود را برای کمک رسانده است، می‌گوید: بر اثر برخورد سریع کامیون، سر مرحوم افشین یداللهی به شیشه جلو کوبیده شده و ایشان در جا فوت کرده بود. همسر ایشان که صندلی عقب نسشته بود بین بخش صندوق له‌شده خودرو و صندلی‌های جلو گیر افتاده و به شدت مجروح و بیهوش شده بود و برادرخانمش نیز آسیب جدی دیده بود.
وی ادامه داد: وقتی ما به صحنه تصادف رسیدیم متوجه شدیم که صندلی‌های ردیف جلوی خودرو، اصلا آسیبی ندیده و فقط خون بود که روی شیشه و داشبورد و صندلی‌ها پاشیده شده بود. بنابراین اگر مرحوم افشین یداللهی کمربند ایمنی بسته بود یا در آن لحظه کمربند را باز نکرده بود، قطعا زنده می‌ماند.


در جهان ۲۶ درخت وجود دارد که قبل از میلاد مسیح نیز وجود داشته‌اند، سرو ابرقوه با ۴۰۰۰ سال عمر یکی از آنهاست
این درخت که در شهر ابرکوه (ابرقوه) قرار دارد یکی از پیرترین موجودات زنده دنیا است. محیط تنهٔ این درخت در روی زمین یازده و نیم متر است و بلندای آن بین ۲۵ تا ۲۸ متر برآورد شده است.
ابرکوه یکی از قدیمی ترین شهرهای ایران است که در مرکز ایران و در محدوده استان یزد واقع شده است. هم اکنون آثار باستانی بسیار زیادی از روزگاران گذشته در این مکان به جای مانده است که نشان از وجود تمدنی بیاد ماندنی و قدیمی دارد. یکی از این جاذبه های سرو تاریخی ابرکوه است. اثری که اگر آن را از عجایب بدانیم اغراق نکرده ایم.
چندی پیش، دانشمندانی از ژاپن و روسیه پس از بازدید از سرو ابرکوه عمر آن را تا ۸۰۰۰ سال برآورد کردند؛ اما الکساندر روف، دانشمند روسی عمر این درخت را میان ۴۰۰۰ تا ۴۵۰۰ سال برآورد کرده است. حمدالله مستوفی هم در کتاب نزهت القلوب که در سال ۷۴۰ هجری قمری تالیف شده است، درباره این سرو آورده است: آنجا سروی است که در جهان شهرتی عظیم دارد. چنانچه سرو کشمیر و بلخ شهرتی داشته و اکنون این از آنها بلندتر و بزرگ تر است. حتی برخی مورخان پا را فراتر نهاده و معتقدند نهال این درخت را یافث، پسر نوح کاشته است. اختلاف نظر بسیار و درباره چند هزار سال سن این زنده ترین موجود تاریخ دنیا هم نمی تواند از اهمیت این جاذبه گردشگری آن بکاهد.
سرو ۴ هزار ساله ابرکوه را اگر مسن ترین موجود زنده جهان بنامیم، چندان به بیراهه نرفته ایم. در ایران باستان، کاشتن درخت از اهمیت بسیار بالایی در طبقات مختلف جامعه برخوردار بوده است. در نگاره ها و آثار باستانی مانند حجاری های دوره هخامنشی در تخت جمشید، نماد درخت و به طور خاص، سرو آورده شده است.
گویند زرتشت، چون موسم اسپند به ابرکو رسید، با دست خود بذر سرو بر این دشت فشاند و بر مردمان نوید داد که درختی در آن میان بماند تا ببیند درفش، فرزندش، بهرام، پادشاه صبح دم رستاخیز را کویر ابرکوه را که درمی نوردی، به پیرترین ساکن کویرهای جهان خواهی رسید.
در فرهنگ زرتشتیان آمده است: سرو به دلیل آن که درختی همیشه سبز است، همواره در ایران اهمیت خاصی داشته است و سرو ۴ هزار ساله ابرکوه نیز که آن را سرو زرتشت می نامند، نمادی از همین امر به شمار می رود.
پیرترین موجود زنده دنیا با ۲۵ متر ارتفاع، ۱۸ متر محیط و ۱۱٫۵ متر اندازه دور تنه در قلب ایران زندگی می گذراند



در آستانه سال نو و نزدیک شدن به روزهای پایانی سال بار دیگر مردم ایران دچار شوک میشوند کشورمان ایران که بزرگترین تولید کننده خشکبار در جهان میباشد نمیتواند عرضه درست و صحیحی از خشکبار را به مردم کشورمان داشته باشد به شکلی که بسیاری از ایرانیان حتی قادر به خرید این اقلام نیستند و از پذیرایی درست و شادی های شب های عید هم محروم هستند
و در سال جدید هم پدران و همسرانی هستند که شرمنده خانواده باشند

بر این اساس انواع پسته کیلویی ۴۰ تا ۶۰ هزار تومان، بادام خام کیلویی ۶۲ هزارتومان، ‌ بادام شور کیلویی ۶۰ هزار تومان، بادام هندی کیلویی ۷۰ هزارتومان، بادام زمینی ۲۵ هزارتومان، ‌ مغز فندوق کیلویی ۷۸ هزارتومان، تخمه ژاپنی کیلویی ۴۳ هزار تومان، تخمه کدو کیلویی ۳۲ هزارتومان، تخمه آفتاب گردان ۱۴ هزار تومان و تخمه آفتاب گران عرضه می‌شود.

همچنین هر کیلوگرم فندوق با پوست کیلویی ۵۲ هزار تومان، توت خشک کیلویی ۸۰ هزار تومان، گردو درجه یک کیلویی ۷۳ هزار تومان، ‌ کشمش کیلویی ۱۵ هزار تومان، ‌نخودچی کیلویی ۱۲ هزارتومان، ‌ میوه خشک کیلویی ۸۰ هزار تومان، ‌ میوه خشک کیلویی ۵۰ هزار تومان و انجیر کیلویی ۶۵ هزار تومان قیمت دارد.

(شهروند خبرنگار شورای ملی ایران برای انتخابات آزاد)

با اشتراک گذاشتن مطالب شورای ملی ایران برای انتخابات آزاد، به گسترش آگاهی و اطلاع رسانی برای رسیدن به فردایی بهتر در ایرانی آباد و آزاد، یاری رسان باشید



جلوگیری ضابطین سپاه از ملاقات #آرش_صادقی با همسرش، #گلرخ_ایرایی
ضابطین سپاه، بیش از دو ماه است که مانع از ملاقات آرش صادقی با همسرش، گلرخ ایرایی، در زندان اوین می‌شوند.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، آرش صادقی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، بیش از دو ماه است که اجازه ملاقات با همسرش، گلرخ ایرایی را ندارد؛ این زندانی سیاسی طی نامه‌ای، اعتراض خود را به مسئولین قضایی اعلام نموده است و در پاسخ به وی گفته شده که با وجود موافقت دادستانی، ضابطین سپاه با انجام این امر مخالفت می کنند.

لازم به یادآوری است که در هفته‌های گذشته مسئولین زندان اوین جهت اعمال فشار بیشتر بر آرش صادقی، این زندانی سیاسی را بارها در بند دو الف زندان اوین مورد بازجویی قرار داده و پس از بازجویی، او را به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل کرده‌اند. از سویی دیگر، بند ۳۵۰ زندان اوین از خط تلفن بی‌بهره بوده و وی از امکان تماس با خانواده و دوستان خود نیز محروم است.

گفتنی است که پزشک بهداری در خصوص وضعیت سلامت آرش صادقی هشدار داده و درخواستی مبنی بر اعزام وی به بیمارستان را صادر کرده است؛ بااین‌حال ضابطین سپاه پاسداران با رد این درخواست‌ها و لغو تمامی اعزام‌ها از درمان و رسیدگی پزشکی به این زندانی سیاسی جلوگیری می‌کنند و به وی اعلام داشته‌اند که “از اینجا زنده بیرون نخواهی رفت.”

(شهروند خبرنگار شورای ملی ایران برای انتخابات آزاد)

با اشتراک گذاشتن مطالب شورای ملی ایران برای انتخابات آزاد، به گسترش آگاهی و اطلاع رسانی برای رسیدن به فردایی بهتر در ایرانی آباد و آزاد، یاری رسان باشید

نامه نماینده تهران به فرمانده سپاه: بازداشت فعالان تلگرامی در آستانه انتخابات نگران کننده است 

محمود صادقی، نماینده تهران در نامه‌ای به محمد علی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران، نسبت به بازداشت فعالان رسانه‌ای از سوی این نهاد نظامی در آستانه انتخابات ابراز نگرانی کرد.
به گزارش خبرگزاری ایسنا، در این نامه که شنبه ۲۸ اسفند منتشر شده است، آقای صادقی ضمن اشاره به لزوم بی‌طرفی نهادهای نظامی در انتخابات و وارد نشدن به دسته‌بندی‌های سیاسی، بازداشت فعالان رسانه‌ای نزدیک به اصلاح طلبان توسط سپاه را نگران کننده خواند.
این نماینده مجلس، دستور اخیر فرمانده سپاه پاسداران در منع ورود فرماندهان به دسته‌بندی‌های سیاسی در آستانه انتخابات را مثبت دانست اما در ادامه نوشت: «پاره‌‌ای حوادث در روزهای اخیر، از جمله بازداشت همزمان گروهی از مدیران کانال‌های تلگرامی با گرایش‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان و حامیان دولت، موجی از نگرانی در جامعه برانگیخته است.»
این درحالی ‌است که به نوشته آقای صادقی برخی از رسانه‌ها «در حال تخریب و شایعه‌سازی علیه اصلاح‌طلبان و حامیان دولت» هستند.
در هفته‌های اخیر، تعداد از روزنامه‌نگاران و فعالان رسانه‌ای در شبکه‌های اجتماعی از سوی نهادهای امنیتی بازداشت شده‌اند.
انتقاد نمایندگان مجلس به بازداشتها
بازداشت این روزنانه نگاران و فعالان رسانه‌ای در روزهای گذشته با انتقاد نمایندگان مجلس مواجه شد.
چهارشنبه گذشته علی مطهری، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی از بازداشت ۱۲ نفر از مدیران کانال‌های تلگرامی اصلاح‌طلب یا حامی دولت توسط «یک نهاد اطلاعاتی نظامی» خبر داد و خواستار پاسخگویی وزیر اطلاعات شد.
به گفته آقای مطهری، این بازداشت‌ها در زمانی که مجلس جلسه ندارد و اطلاع رسانی دشوار است شبهاتی را بویژه در آستانه انتخابات ایجاد کرده است.
غلامعلی جعفر زاده ایمن آبادی، دیگر نماینده مجلس هم گفت اقدامات حرکتی در جهت دلسرد کردن مردم است از دولت است.
نهادهای بین المللی مدافع آزادی بیان ایران را در میان کشورهایی که این آزادی ها را سرکوب می‌کند قرار می‌دهند. بنا به اعلام سازمان گزارشگران بدون مرز، ایران در رده‌بندی جهانی آزادی مطبوعات از میان ١٨٠ کشور جهان در رده ۱۶۹ قرار دارد.
این نهاد بین‌المللی می‌گوید جمهوری اسلامی ایران با ٢٩ روزنامه‌نگار و شهروند خبرنگار زندانی یکی از پنج زندان بزرگ جهان برای فعالان رسانه‌ای است و در تمام این سال‌ها با روش‌های مختلف به «سرکوب روزنامه‌نگاران» پرداخته است.

 

مراسمی که «حماقت» نامیده شد؛ جشنی که میدان پیکار شد

 

از جشنی باستانی برای رد و بدل کردن زردی رخ با سرخی شعله و پایکوبی تا رویدادی سالانه با چند کشته و چندین مجروح و صدها بازداشت.
جشنی که برای میلیون ها ایرانی از مهم ترین و محبوب ترین سنت های دیرینه کشور به شمار می رود، از نگاه رهبران مذهبی، مراسمی پلید و نکوهیده است؛ سنتی که آیت الله خامنه ای آن را «مستلزم ضرر و فساد» می داند،آیت الله جوادی آملی «خلاف عقل و شرع و سنتی پوچ» می خواندش و آیت الله مطهری از بنیانگذاران حکومت کنونی آن را «حماقت» و «خریّت» می نامید.
مقامات جمهوری اسلامی ایران از همان نخستین سال های بعد از انقلاب ۵۷، فعالانه و با جدیّت کمر به ریشه کن کردن مراسم چهارشنبه سوری بستند. اما سال به سال، هر چه تلاش حکومت شدت گرفت، صدای ترقه ها و نارنجک های دست هم بلند تر شد. هفت ترقه تبدیل شد به گوگرد و کاربیت؛ گوگرد تبدیل شد به زرنیخ، زرنیخ به اکلیل سرنج و نارنجک و ...
چه شد که چهارشنبه سوری از یک جشن باستانی به یک «پدیده» اجتماعی و کارزاری سیاسی تغییر شکل داد؟

رجایی شهر؛ اعتصاب غذای یک زندانی در اعتراض به مدیریت ناکارآمد و بی قانونی زندان

یک زندانی عادی محبوس در زندان رجایی شهر کرج در اعتراض به فساد و ناکارآمدی مسئولین زندان رجایی شهر و ممنوع‌الملاقاتی خود از تاریخ ۱۱ اسفندماه در اعتصاب غذا به سر می‌برد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، یک زندانی عادی محبوس در زندان رجایی شهر با هویت احمدی، طی نامه‌ای سرگشاده از مشکلات موجود در این زندان سخن گفته و اعلام کرده است که از تاریخ یازدهم اسفندماه در اعتراض به این بی‌قانونی و ممنوع‌الملاقات شدن خود اقدام به اعتصاب غذا کرده است.
متن نامه این زندانی که برای انتشار در اختیار تارنگار حقوق بشر در ایران قرار گرفته است، در پی می آید:
سؤالی که در ذهن من و تمام زندانیان رجایی شهر وجود دارد این است که آیا آقای مردانی یک فرد مدیر تحت امر است که بایستی یک مجموعه را بگرداند یا قانون‌گذار این مجموعه است؟ اینکه تصمیم بگیرد به کسی ملاقات بدهد یا ندهد؟
اگر قانونی وجود ندارد پس چرا ما در زندانیم؟ در بی‌قانونی زندان معنی ندارد. اگر در چارچوب قانون زندانی‌شده‌ایم پس این چه وضعیتی است؟
وی دیکتاتور خودرایی است که از زندانیان پول می‌گیرد. به بهانه‌های مختلف از طریق کادر زندان از زندانیان پول دریافت می‌کند. مثلاً برای من انتقالی به سالن دیگری می‌نویسند اگر یک سکه نیم بهار به یکی از کارمندان بدهم با مردانی صحبت می‌کند و این انتقال لغو می‌شود. به نظر شما این دو نفر دستشان در یک جیب نیست؟
علی صورتگر، یک زندانی اینجا بود که به خاطر ۱۲ میلیون تومان مانده بود و یک سال بود آزاد نمی‌شد. بعد از ۱۴ الی ۱۵ سال حبس به خاطر ۱۲ میلیون از آزادی‌اش جلوگیری می‌شد. هفته گذشته خودش را دار زد و جان سپرد. آیا مددکاری نمی‌توانست کمکش کند؟
در این انتقال‌های اجباری، تعداد زیادی از زندانیان در اعتراض اقدام به خودزنی و خودکشی کرده‌اند. یکی از زندانیان خودش را دار زد، زنده ماند ولی مهرهایی گردنش فاصله پیدا کرد.
یک‌بار برای بازسازی اتاق عمل بهداری زندان پول جمع کردند اما هیچ تغییری در بهداری به وجود نیامد. اتاق فیزیوتراپی تعطیل شده بود چون دکتر نداشت و داخل آن دستگاه‌های بدن سازی برای کارمندان گذاشتند.
فروشگاه بی‌کیفیت‌ترین اجناس را آن هم محدود می‌آورد. وقتی زندانیان درخواست خرید از بیرون می‌دهند. غیرازاینکه این اجناس با قیمت چند برابر می‌آید یک کمیسیون جداگانه‌ای دو برابر مقدار مبلغ خرید بایستی پرداخت شود. آیا تعاون زندان سهم آقای مردانی را نمی‌دهد؟
برای حفاظت کل زندان‌ها نامه نوشته‌ایم چندین بار، نامه به بیرون نمی‌رود. این نامه به‌صورت غیرقانونی نگه داشته می‌شود. و درنهایت می‌گویند برای مرجع قضایی فرستاده می‌شود. ما به حفاظت نامه نوشته‌ایم و نه مرجع قضایی، آیا ایشان حاکم شرع است؟ چه کاره است که صلاح ندانسته نامه ما به حفاظت کل برود؟
می‌خواهم بدانم من زندانی قانون هستم یا زندانی آقای مردانی؟ من از یازدهم اسفندماه در اعتصاب غذا هستم. تا هجدهم آب هم نخوردم. هجدهم حالم بد بود و مرا به بهداری بردند. وقتی بهوش آمدم دیدم سرم وصل کرده‌اند که از تزریقش جلوگیری کردم و اعتصاب‌تر را ادامه داده‌ام. تا پای مرگم ایستاده‌ام. مسئولین زندان به من گفته‌اند برای عید اعتصابت را بشکن و بعد از عید دوباره شروع کن چون در زمان عید کسی اینجا نیست به کارت رسیدگی کند و می‌میری.