۱۳۹۵ آبان ۹, یکشنبه




به مناسبت ۲۹ اکتبر روز جهانی سکته مغزی؛
هر ۵ دقیقه یک ایرانی سکته مغزی می‌کند

ده دقیقه وقت بگذارید و این مطلب را بخوانید. شاید جان یکی از اطرافیان‌تان در خطر باشد!
این خبر به حدی فاجعه‌بار است که می‌توان گفت تا شما این پست را بخوانید، دونفر دیگر در ایران سکته مغزی خواهند کرد!
آخرین شخصی که از اطرافیانتان به سکته مغزی دچار شد خاطرتان هست؟!... می‌دانید نفر بعدی کیست؟ شما می‌توانید چه کارهایی انجام دهید تا ازخطرات سکته مغزی خود و اطرافیانتان بکاهید؟!
.................
هر دو دست را بلند کن ! آیا یک طرف ، ضعیف تر است ؟ لبخند بزن ! آیا یک طرف صورت کج و افتاده است ؟ حرف بزن! آیا کلمات به درستی ادا نمی شود؟...
اینها به احتمال بسیار زیاد، علایم سکته مغزی است بنابراین سریع وارد عمل شوید و با اورژانس تماس بگیرید . از دست دادن زمان، ممکن است به معنای از دست دادن عملکرد مغز بیمار باشد. صدای سکته مغزی را بشنویم و این پیغام زندگی بخش را همین امروز به گوش خانواده و دوستانتان برسانید.
۲۹ اکتبر روز جهانی سکته مغزی بهانه ای است تا اهمیت این بیماری به مردم و دست اندرکاران یادآوری شود. سکته مغزی آنقدر مهم است که در زمان حاضر تبدیل به دومین عامل مرگ و میر در ایران شده است و حتی بیشتر از سوانح و تصادفات باعث مرگ ومیر هموطنان شده است؛ چرا؟ چون که هر پنج دقیقه ای که می گذرد، یک تن در کشور به آن مبتلا می کند.
به عبارت دیگر هر روز ۲۸۸ تن از هموطنان سکته مغزی می کنند که شمار آنان را اگر جمع ببندیم از یکصد هزار تن در سال بیشتر می شود.
این مطالب را دکتر مسعود مهر پور ، دبیر انجمن سکته مغزی و فوق تخصص مغز و اعصاب گفت.
او روز شنبه به مناسبت روز جهانی سکته مغزی در گفت وگو با خبرنگار ایرنا اظهار کرد که هر کسی احتمال ابتلا به سکته را دارد حتی اگر جوان باشد؛ بنابراین سکته در هر سنی می تواند رخ دهد.
مهرپور اضافه کرد: شاید کمتر کسی باور کند که نزدیک به یک چهارم سکته های مغزی در افراد کمتر از ۵۵ سال اتفاق می افتد. از طرف دیگر این سکته مغزی است که شایع ترین علت ناتوانی در بالغین را شامل می شود .
سکته مغزی چگونه رخ می دهد؟
این فوق تخصص مغز و اعصاب به این سوال اینگونه پاسخ داد:سکته مغزی زمانی رخ می دهد که خون رسانی به قسمتی از مغز متوقف می شود . سلول های مغزی هم در نتیجه نرسیدن خون یا آسیب می بینند و یا می میرند.
وی ادامه داد: این آسیب ، ‌بسته به محل درگیر شده در مغز به علایمی منجر می شود که می تواند دست و پای فرد،‌ صورت او ، توانایی راه رفتن و صحبت کردن او را تحت تاثیر قرار دهد.
ناتوانی برای چه میزان از مبتلایان؟
دکتر مهر پور گفت: ۷۰ درصد کسانی که به سکته مغزی دچار می شوند از کار افتاده خواهند شد و نیمی از این میزان هم زمین گیر می شوند.
وی به نکته دیگری هم اشاره کرد و آن اینکه در ایران، متوسط سن بیماران سکته مغزی نسبت به میانگین دیگر نقاط دنیا، پایین تر و در صد مرگ و میر بالاترست .
حفظ زمان طلایی حرف اول را در سکته مغزی می زند
اینها زنگ خطری برای جامعه، پزشکان و سیستم بهداشتی درمانی کشور است و دکتر مهر پور تاکید کرد که هموطنان، زمان طلایی در بروز هر گونه علایم در سکته مغزی را در نظر بگیرند و بیمار به محض بروز علایم در کمتر از سه ساعت کار درمانی اش شروع شود.
این فوق تخصص مغز و اعصاب درباره اینکه چرا این زمان اینقدر مهم است، اینگونه پاسخ داد:هر دقیقه که از سکته مغزی می گذرد بیش از ۲ میلیون سلول عصبی از بین می روند و این یک فاجعه است؛ چون سلول های مغزی قابل ترمیم نیستند و برای همیشه از بین می روند؛ بنابراین باید حتما هر چه زودتر بیمار را به مرکز درمانی برسانیم و با یک مداخله پزشکی به موقع او را از ناتوانی مغزی نجات دهیم.
بنابراین آنچه مهر پور بر آن تاکید دارد این است که سکته مغزی قابل درمان است به شرط آنکه زمان طلایی آن را که همان سه ساعت اولیه بروز علایم سکته مغزی است نباید نادیده انگاریم و از دستش بدهیم.
رئیس بخش سکته مغزی بیمارستان فیروزگر ، تاکید کرد: درمان صحیح و سریع می تواند تفاوت قابل ملاحظه ای ایجاد کند؛ خارج کردن لخته خون با کمک ابزار پیشرفته ، شانس بهبودی را بیش از ۵۰ درصد افزایش می دهد ؛ همچنین تزریق داروهای حل کننده لخته خون هم طی ۵ / ۴ ساعت ، شانس بهبودی را تا ۳۰ درصد زیاد می کند.
وی در ادامه تصریح کرد: اگر بیمار در بیمارستان های دارای واحد مراقبت ویژه سکته مغزی هم بستری شود ، شانس بهبودی او تا ۱۴ درصد افزایش می یابد.
آنچه از اظهارات دکتر مهر پور آشکار می شود این است که طی یک دهه اخیر با پیشرفت قابل توجه علم پزشکی درمان های دارویی و مداخله ای در سکته های مغزی دچار تحول شده است و کشورهای پیشرفته توانسته اند این بیماری را کنترل کنند. این یک خبر خوب است، بیماری را می توان مهار کرد و به بیان بهتر سکته مغزی قابل درمان است.
آگاهی جامعه ، عامل مهم کنترل سکته مغزی
رئیس بخش سکته مغزی بیمارستان فیروزگر، یکی از عوامل مهم در کنترل سکته های مغزی در کشورهای پیشرفته ، آگاهی جامعه از این بیماری و آشنایی با علایم آن، عنوان کرد.
مرحله بعد هم به گفته این پزشک فوق تخصص مغز و اعصاب، انتقال سریع و بدون فوت وقت بیماران سکته مغزی به مراکز مجهز توسط اورژانس است.
چند مرکز پیشرفته درمان سکته مغزی داریم؟
از زمانیکه بیمار به بیمارستان هدف ارجاع می شود باید تیم پزشکی بتواند به سرعت اقدامات تشخیصی را انجام داده و تصمیم درمانی مناسب را اتخاذ کند. مجموع این مراحل نیاز به یک کار تیمی و هماهنگ دارد تا در زمان طلایی بیمار سکته مغزی تحت درمان قرار گیرد. حلقه ابتدایی این مراحل آگاهی بیمار و اطرافیان از احتمال بروز سکته است. این مهم نیاز به آموزش و فرهنگ سازی دارد.
اما اینکه با کمک ابزار پیشرفته ، شانس بهبودی، بیش از ۵۰ درصد افزایش می یابد ، نکته خوبی است و اما این سوال مطرح است که در کشور چه تعداد از این مراکز دارای ابزار پیشرفته درمانی برای سکته مغزی داریم؟
متاسفانه پاسخ دکتر مهر پور کمی ناامید کننده است. در تهران، شاید ۲ مرکز که یکی از آنها بیمارستان فیروزگر است که دارای ابزار پیشرفته برای درمان اولیه سکته مغزی هستند و درشیراز و شاید یک شهر دیگر.
این مطالبه ای است که این پزشک فوق تخصص مغز و اعصاب از سیستم درمانی کشور دارد و البته مطالبه همه آحاد نیز به شمار می آید.مطالبه ای برای بیش از یکصد هزار هموطن که در سال به سکته مغزی مبتلا می شوند.
البته دکتر مهر پور به نکته مثبتی هم اشاره کرد و آن بیمه شدن داروی ضد لخته خون است و در هر استان یک مرکز کار تزریق این دارو را انجام می دهد.
دبیر انجمن سکته مغزی اظهار امیدواری کرد که روزی برسد تا در هر شهری یک مرکز کار دارو درمانی بیماران سکته مغزی را انجام دهد تا از ناتوانی بیماران جلوگیری کرد و کیفیت زندگی آنان را ارتقا داد.
وی گفت: خوشبختانه با همکاری وزارت بهداشت و انجمن سکته مغزی ایران، فرصت مناسبی برای آموزش، امکانات ، تامین داروها و وسایل مورد نیاز فراهم شده است. همزمان اقدامات متنوعی برای ارتقای آگاهی جامعه در حال انجام است که برای نمونه برگزاری برنامه های آموزشی در سرای محلات ، برنامه های پایش فشار خون و قند خون با هدف آشنایی با سکته مغزی در اماکن عمومی مانند مترو و بوستان ها ، همچنین شرکت در مراسم مذهبی و ملی با هدف افزایش آگاهی اقشار مختلف جامعه مانند مساجد و نماز جمعه، همگی در این راستاست.
دانشیار دانشگاه علوم پزشکی ایران گفت: اگر به این باور برسیم که سکته های مغزی قابل درمان هستند به شرط اینکه زمان را از دست ندهیم و این احساس را در جامعه نهادینه کنیم که اولین اقدام هنگام سکته مغزی ، تماس با اورژانس است ، آنگاه می توانیم ادعا کنیم که در مسیر مهار سکته های مغزی قرار گرفته ایم .

چگونه سکته مغزی را از خود دور کنیم؟
سخن آخر اینکه چگونه سکته مغزی را از خود دور کنیم که در این خصوص، دبیر انجمن سکته مغزی به کنترل دیابت، ورزش منظم ، پایین نگاه داشتن فشار خون ، رژیم غذایی سالم، درمان خروپف و وقفه تنفسی در خواب را از نکات قابل توجه برای دوری از سکته مغزی عنوان می کند که باید آنها را رعایت کرد.
همچنین ترک سیگار، قلیان و الکل، کنترل چربی خون ، درمان بیماری های قلبی زمینه ای و کنترل وزن هم از دیگر نکاتی است که مهر پور ، رعایت آنها را برای پیشگیری از سکته مغزی ، ضروری دانست.
۲۹ اکتبر یا هفتم آبان روز جهانی سکته مغزی است که امسال به علت سال کبیسه این روز مصادف با هشتم آبان شده است.

چهار شهروند اهوازی با قرار وثیقه آزاد شدند

آزادی از زندان
چهار شهروند اهوازی، طی روز شنبه هشتم آبان ماه، با قرار وثیقه تا زمان برگزاری دادگاه آزاد گشتند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، امروز هشتم آبان ماه، مالک حیدرى، محمد حیدرى، عماد حیدرى و عامر سیلاوی، پس از نزدیک به سه هفته بازداشت، تا زمان برگزاری دادگاه به طور موقت آزاد شدند.
گفتنی است که وثیقه مالک حیدرى، محمد حیدرى و عماد حیدرى هریک به مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان و وثیقه عامر سیلاوی ۱۵۰ میلیون تومان اعلام شده است.
عامر سیلاوى در تشکیل زنجیره‌هاى انسانى معترض به انتقال آب کارون به اصفهان و شهرهاى دیگر فعالیت‌هاى فراوانى داشته و در گذشته نیز به‌دلیل فعالیت‌هاى فرهنگى چندین بار بازداشت و با قرار وثیقه آزاد شده بود.

چرا “شوهرآزاری” در ایران رو به افزایش است؟

شوهرآزاری
تلقی اولیه از خشونت خانگی، متوجه فاعلیت مرد و قربانی بودن زن است اما آمارهای غیررسمی و مبتنی بر تحقیقات میدانی نشان می‌دهند که ۱۰درصد کل خشونت‌های خانگی، از سوی زنان علیه مردان اعمال می‌شود.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از دویچه وله، طبق نتایج یک تحقیق دانشگاهی از هر ۱۰ زن، پنج نفر و از هر ۱۰ مرد، سه نفر مورد آزار جسمی یا روحی همسران‌شان قرار می‌گیرند. مطابق همین تحقیق، آمار آزار جسمی در زنان بیشتر است.
پدیده “شوهر آزاری” در ایران رو به افزایش است. این مدعا را گزارش‌های صفحه حوادث رسانه‌ها و آمار مراجعات پزشکی قانونی تایید می‌کنند. جامعه شناسان و روانشناسان معتقدند که این روند، پیامد مستقیم رواج عمومی خشونت در جامعه و ناشی از دوران گذار و تغییر سبک زندگی است.
روزنامه شهروند در گزارشی می‌نویسد در استان مازندران از ابتدای سال ۹۵ تا کنون، ۲۹ پرونده “شوهر آزاری” تشکیل شده است. شهروند می‌نویسد این میزان به نسبت سال ۹۴، رشدی ۲۱درصدی نشان می‌دهد.
به نوشته شهروند، گزارش‌های پزشکی قانونی در خصوص “شوهرآزاری” برای نخستین مرتبه در سال ۹۳ منتشر شد: «در آن‌سال براساس اعلام رسمی پزشکی قانونی کشور، به پرونده بیش از ‌یک‌هزار و ۵٠٠ مرد رسیدگی شده بود که قربانی خشونت و آزارهای روحی و روانی از سوی همسران‌شان شده بودند.»
آمارهای غیررسمی نشان می‌دهند که “شوهرآزاری” عمدتا در مدار “زخم‌زبان‌های کلامی و آزارهای روحی” است. هم‌چنین عنوان می‌شود که مراجعه مردان خشونت‌دیده به مراجع قانونی و قضایی به دلایل فرهنگی به مراتب کمتر از زنان آزار دیده است. بر این اساس بسیاری مردان به خاطر پرهیز از مضحکه شدن، موارد مشاجره، کتک خوردن، تحقیر و تهدید و خشونت‌های آشکار و پنهان شریک زندگی خود را نه با دیگران مطرح می‌کنند و نه در مراجع رسمی.
روزنامه شهروند به نمونه‌ای به نام مجید اشاره می‌کند که از همسرش در دعواهای زناشویی چند مرتبه سیلی خورده اما شکایتی نکرده است: «برم کلانتری چی بگم. بگم زنم من را می‌زند. کم توی خانه و در و همسایه مسخره شدم، حالا برم خودم را سوژه خنده ماموران پلیس کنم. اصلا کسی باور نمی‌کند که مرد از زنش کتک بخورد. مامور کلانتری از من نمی‌پرسد تو با ١٠٠ کیلو وزن چطور از یک زن ۶۰ کیلویی کتک خوردی؟»
مجید البته پنهان نکرده که خودش یک بار همسرش را به سختی کتک زده ‌است. نکته فرهنگی این است که کمتر کسی نیز از زن سیلی خورده انتظار دارد موضوع را به محکمه یا کلانتری بکشاند.
تعییر الگوها و منابع قدرت
تغییر مناسبات اجتماعی و اقتصادی، الگوی دعواها و مشاجرات خانوادگی را نیز تغییر داده است. اگر سابقا در اختلافات زن و شوهری، مردها به خاطر برخورداری مطلق از منابع قدرت (اقتصادی، فیزیکی، قانونی و …) زنان را به طلاق و بیرون انداختن از خانه تهدید می‌کردند، اینک زن‌ها نه تنها از چنین وضعیتی نمی‌ترسند بلکه پرخاش و اعتراض یا تهدید را حق خود می‌دانند.
در بخشی از تحقیقی که در سایت “انجمن حمایت از حقوق مردان” منتشر شده آمده است: «مردانی که وضعیت اقتصادی مناسبی ندارند و یا از نظر مالی به همسر خود وابسته‌اند و یا با مشکلات اخلاقی یا سوءمصرف مواد مخدر یا الکل مواجهند، بیشتر در معرض خشونت‌های خانگی قرار دارند. یعنی مردان، قربانیِ خشونت شدن را ناشی از جایگاه فرودست و تضعیف پایگاه قدرت خود در خانواده می‌بینند.»
محسن رازافشا، روانپزشک خانواده گفته است: «افزایش آمار اشتغال زنان، فشارهای کاری و اجتماعی، استقلال مالی و افزایش میزان تحصیلات باعث شده تا نقش زنان در جامعه امروز ایرانی نسبت به ۴۰‌سال پیش دچار تغییرات بنیادین شود. وقتی زنی پا به پای مرد کار می‌کند و تأمین بخشی از هزینه‌های زندگی را برعهده دارد، دیگر نمی‌تواند مانند مادربزرگ‌ها یا زن‌های ۴ دهه قبل رفتار کند. درواقع این تغییر نقش خود عاملی برای افزایش خشونت زنان است؛ هرچند خشونت زنان اساسا با ماهیت آنها سازگارنیست.»
این پزشک خانواده نکته مهم دیگری، یعنی مشکلات حقوقی و نبود فرصت‌های برابر برای زنان را طرح کرده؛ مشکلاتی که همراه با مشکلات اجتماعی موجب می‌شوند زنان خود را تحت ظلم و ستم احساس کنند و برآشوبند: «قوانین و عرف جامعه ایرانی هنوز مردسالار است و زن امروزی چنین شرایطی را برنمی‌تابد. برآیند همه اینها به صورت خشونت از سوی زنان بروز و ظهور پیدا می‌کند.»



ضرب و شتم و بازداشت محمدرضا عالی پیام در پاسارگاد

به گزارش فعالان حقوق بشر در ایران ،محمدرضا عالی پیام، روز جمعه هفتم مهرماه، در پاسارگاد شیراز از سوی نیروهای امنیتی رژیم آخوندی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و دستگیر شده است.

بنا بر این گزارش، نیروهای امنیتی رژیم ضمن ضرب و شتم محمدرضا عالى پیام در پاسارگاد شیراز، وی را دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل کرده اند.
به گفته خانواده مخمدرضا عالی پیام ، وی از زمان دستگیری به داروهای ضروری خود و غذا دسترسی نداشته است.

محمد رضا عالی پیام در فیسبوک خود نوشته بود :" حرفهایی با دوستان و مخالفانم دارم که باید حضوری زد.
قرار ما جمعه ۷ آبان در پاسارگاد


مدفون شدن کارگر زیر آوار در پی ریزش چاه

هفت تیر کارگر
عصر امروز بر اثر ریزش چاه فاضلاب شهری در میدان هفت تیر یک کارگر افغان بدلیل مدفون شدن در زیر خاک جان خود را از دست داد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل ازمیزان، جلال ملکی در گفت و گو با خبرنگار گروه جامعه خبرگزاری میزان، اظهار داشت: ساعت ۱۵:۳۵ دقیقه حبس شدن یک کارگر افغانستانی در یکی از چاه های سیستم اگو در میدان هفت تیر به سازمان آتش نشانی اعلام شد. بلافاصله تیم های نجات به محل حادثه اعزام شدند.
وی ادامه داد: یک کارگر افغانستانی  شرکت پیمانکاری که در عمق چهار متری چاه مشغول کار بود به علت ریزش خاک زیر آوار مدفون می شود.


ورزشکار زن هندی در اعتراض به حجاب اجباری از حضور در تهران انصراف داد

تیرانداز المپیکی هند، به دلیل قانون حجاب اجباری در ایران، از حضور در رقابت های قهرمانی آسیا در تهران انصراف داد.

حنا سیدهو که روز شنبه در حساب توئیتر خود از این خبر را علام کرد، پیشتر به فدراسیون جهانی تیراندازی هم نامه اعتراض آمیزی را ارسال کرده است.

وی تاکید دارد به عنوان یک ورزشکار، از این که مجبور است در رقابت های قهرمانی آسیا در تهران حجاب را رعایت کند خوشحال نیست و معتقد است که موضوع حجاب اجباری با روح ورزش در تضاد است.

او می گوید به عنوان یک ورزشکار زن افتخار می کند که مردم با فرهنگ های مختلف، جنسیت، ایدئولوژی، و مذهب های متفاوت می توانند در رقابت های ورزشی شرکت کنند، بدون آن که هیچ جهت گیری خاصی داشته باشند.

به گزارش شورای ملی ایران برای انتخابات آزاد حجاب اجباری برای ورزشکاران زن خارجی در ايران در حاليست که رژيم جمهوری اسلامی انتظار دارد که زنان ورزشکار ايرانی بتوانند در همه جای دنيا با حجاب اسلامی در همه رشته های ورزشی مورد تاييد اين رژيم شرکت کنند.


کارزار با هم برای آزادی

ساری، تهران؛ مرگ کارگران

حادثه شغلی, مرگ کارگر
طی روز شنبه دستکم دو کارگر در ساری و تهران به دلیل فقدان ایمنی جان خود را از دست دادند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از ایلنا، جلال ملکی با اعلام وقوع حادثه سقوط در چاه در خیابان خاوران – خیابان نباتی در ساعت ۱۲:۴۹ ظهر امروز گفت: دو ایستگاه آتش‌نشانی به محل وقوع حادثه اعزام و مشاهده شد در یک منزل قدیمی خالی از سکنه کارگران برای آزمایش خاک چاهی به عمق ۲۵ متر حفر کرده‌اند.
وی با بیان اینکه یکی از کارگران قصد ورود دوباره به چاه را داشت که به علت پاره شدن طناب از دهانه ورودی چاه به قعر آن سقوط کرد، ادامه داد: آتش‌نشانان پس از ایمن‌سازی محل این کارگر ۳۸ ساله افغانستانی را با احتیاط کامل از چاه بیرون آوردند.
سخنگوی سازمان آتش نشانی اظهار کرد: وی تحویل عوامل اورژانس داده شد و پس از انجام معاینات مشخص شد؛ این کارگر ۳۸ ساله بر اثر شدت جراحات وارده در همان لحظات اول جان خود را از دست داده است.
ملکی خاطرنشان کرد: عملیات ساعت ۱۳:۵۹ به پایان رسید و محل تحویل عوامل اورژانس شد.
از سویی دیگر سخنگوی مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی استان مازندران از جان باختن کارگر ساختمانی بر اثر سقوط از ارتفاع زیاد داربست در خیابان جام‌جم ساری خبر داد.
ذکریا اشکپور در گفت وگو با خبرنگار ایسنا اظهار کرد: “در ساعت ۱۳:۴۷ امروز شنبه ۸ آبان تماس مردمی با مرکز ارتباطات اورژانس مازندران در زمینه سقوط یک نفر از ارتفاع داربست در ساری اعلام شد”.
وی افزود: “این حادثه سقوط در خیابان جام‌جم ساری بود که بلافاصله همکاران پایگاه اورژانس فرهنگ به محل حادثه اعزام شدند”.
اشکپور تصریح کرد: “پس از بررسی وضعیت فرد سقوط کرده، همکاران متوجه شدند که مرد حدود ۵۰ ساله به دلیل سقوط از داربست از ارتفاع زیاد، متاسفانه از ناحیه سر به شدت آسیب دید و در دم فوت کرده است”.


دوسوم مدارس عشایری خوزستان غیراستاندارد هستند

دانش آموزان عشایر دزفول
مدیرکل آموزش و پرورش عشایری استان با اشاره به غیر استاندارد بودن دوسوم مدارس عشایری خوزستان گفت: اگر زلزله‌ای رخ دهد، در مدارس فرسوده و غیراستاندارد، فاجعه انسانی به بار می‌آید.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از ایسنا، حمید قنبری در نشست شورای عشایر استان که شامگاه ۷ آبان ماه در اهواز برگزار شد، اظهار کرد: وضعیت سرویس بهداشتی مدارس عشایری استان نیز دردناک است و ۵۰ درصد مدارس عشایری فاقد سرویس بهداشتی هستند.
وی با بیان این‌که اقدامات بزرگی در حوزه آموزش و پرورش عشایر استان تاکنون انجام شده است، افزود: هفته گذشته شاهد افتتاح بزرگترین مجتمع آموزشی با بیش از ۱۲ کلاس درس برای دانش‌آموزان عشایر بودیم اما با این وجود مشکلات ما در کوتاه‌مدت قابل حل نیستند.
قنبری تصریح کرد: واقعیت این است که اگر تمام مدیران دستگاه‌های اجرایی پای کار نیایند، اگر همه ما اقدام نکنیم، اگر ذهن مسئولین ارشد استانی درگیر مسائل بخش عشایر نشود و اگر زیرساخت‌های لازم مهیا نشود، قطعاً شاهد مهاجرت ناخواسته و شتابزده عشایر به شهرها خواهیم بود که در این صورت مجدداً زاغه‌نشینی شکل می‌گیرد و به تبع مسائل و مشکلات فرهنگی و اجتماعی ناشی از این پدیده در استان مضاعف خواهد شد.
وی عنوان کرد: بنابراین امیدواریم در این زمینه با برگزاری جلسات شورای عشایر اقداماتی صورت گیرد. گاهاً خانوارهای عشایر حتی توان پرداخت هزینه کتب درسی فرزندان دانش‌آموزان خود را نداشتند اما با کمک مدیرکل آموزش و پرورش استان کتب درسی بخش اعظمی از دانش‌آموزان عشایر که توان مالی خرید این کتب را نداشتند، خریداری شد.
مدیرکل آموزش و پرورش عشایر خوزستان با تأکید بر این‌که مشکلات بسیار زیاد آموزش و پرورش عشایر استان حل نمی‌شود، مگر در صورت ورود استاندار و مسئولین ارشد استانی به این حوزه، بیان کرد: کمبود امکانات و فضای آموزشی و کمبود منابع مالی جهت ایاب و ذهاب دانش‌آموزان از چالش‌های جدی آموزش و پرورش عشایر استان است.



مرکز آمار ایران: بیشترین شمار بیکاران ۲۰ تا ۲۴ ساله هستند
مرکز آمار ایران آخرین آمار بیکاری در ایران را اعلام کرد. بر اساس این گزارش بیشترین شمار جمعیت بیکار در ایران در گروه سنی ۲۰ تا ۲۴ ساله قرار دارند.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از مهر، این نتایج بر پایه نمونه‌گیری‌ای است که از نیروی کار ایران در سال ۱۳۹۴ انجام شده است.

بر پایه این گزارش، ۲۴ میلیون و ۱۲۷ هزار نفر از جمعیت ایران جمعیت فعال هستند و نزدیک به ۸۹ درصد آنها شاغل‌اند.

۷۲ درصد جمعیت شاغل را ۱۵ ساله‌‌ها تا ۲۵ ساله‌ها تشکیل می‌دهند و همین بخش از جامعه فعال با بیش از ۲۷ درصد جمعیت بیکار، بیشترین شمار بیکاران ایران هستند.

کم‌ترین نرخ مشارکت را زنان با ۹ درصد اشتغال دارا هستند و بیشترین شمار زنان شاغل بین ۲۵ تا ۲۹ سال سن دارند.

زمانه در این باره نوشت؛ مرکز آمار ایران چندی پیش نرخ بیکاری را در بهار ۹۵، بیش از ۱۲ درصد اعلام کرده بود. برپایه گزارش مرکز آمار در یک سال گذشته ۵۰۰ هزار نفر به جمعیت بیکاران ایران افزوده شده است.

حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران هفته گذشته درباره رشد نرخ بیکاری در ایران گفت که دولت از عهده مهار موج جدید بیکاری در ایران برنمی‌آید.

۱۳۹۵ آبان ۶, پنجشنبه




جامعه بهاییان:
" دولت روحانی به شیوه های بی سروصداتر سرکوب روی آورده‌است."
سرکوب بهاییان بوسیله تمام لایه‌های حکومت صورت می‌گیرد

جامعه بین المللی بهاییان روز سه شنبه گفت که تلاش های ایران برای سرکوب این اقلیت با شدت ادامه دارد و علیرغم قول‌های حسن روحانی رئیس جمهور ایران برای پایان تبعیض مذهبی و بهبود حقوق بشر از بعضی جهات شدت یافته هرچند از شیوه های کمتر عیان آن استفاده می‌شود.
این جامعه در یک گزارش ۱۲۲ صفحه ای گفت که دولت آقای روحانی "کمپین تحریک نفرت علیه بهایی ها" را تشدید کرده و از جمله بیش از ۲۰ هزار قطعه گزارش تبلیغاتی علیه بهایی ها در رسانه‌ها منتشر کرده‌است.
این گزارش می گوید که از زمان سر کار آمدن آقای روحانی در اوت ۲۰۱۳ حداقل ۱۵۱ بهایی دستگیر شده اند و حداقل ۳۸۸ مورد تبعیض اقتصادی از تهدید گرفته تا ارعاب برای بستن مغازه علیه آنها انجام شده است.
این گزارش همچنین گفت که در دولت آقای روحانی هزاران بهایی از ورود به دانشگاه ها منع شده اند و ۲۸ پیرو این دین هم از دانشگاه اخراج شده اند.
بانگی دوگال نماینده ارشد جامعه بین المللی بهاییان در سازمان ملل گفت: "در مجموع آنچه ما شاهد بوده ایم تغییر کلی در تاکتیک های دولت ایران ظاهرا به عنوان بخشی از تلاش برای مخفی کردن اقدامات برای نابود کردن جامعه بهایی به عنوان یک بدنه زنده از چشم جهانیان بوده."
او افزود: "درحالی که بازداشت ها و زندانی کردن‌ها یقینا ادامه یافته، دولت بیش از پیش بر شیوه های بی سروصداتر سرکوب مثل تبعیض اقتصادی، آموزشی و و فرهنگی تکیه کرده."
حکومت ایران بهائیت را یک دین رسمی قلمداد نمی کند و آن را "فرقه ضاله" می خواند.
براساس این گزارش از سال ۲۰۰۵ بیش از ۸۶۰ بهایی بازداشت و حدود ۲۷۵ بهایی زندانی شده اند.
در این گزارش همچنین سابقه سرکوب بهاییان در ایران بررسی می شود و توضیحاتی در مورد علت ادامه این سرکوب ها علیرغم فشار بین المللی ارائه می شود.
آقای دوگال گفت: "نتیجه ای که از گزارش می گیریم این است که فشار بین المللی بر ایران، چه از طریق سازمان ملل متحد، رسانه های خبری، فعالان، یا حتی افکار عمومی ابزارهایی ضروری علیه برنامه ای وسیع تر است که بزرگترین اقلیت غیرمسلمان در ایران را هدف می گیرد."



چهارمین مراسم سالگرد ستار بهشتی
چهارمین مراسم سالگرد درگذشت سید ستار بهشتی، کارگر وبلاگ‌نویس کشته شده با شکنجه‌ی مأموران پلیس فتا، بر سر مزار وی برگزار خواهد شد.
ستار بهشتی که در تاریخ ۹ آبان ماه ۱۳۹۱ توسط پلیس فتا دستگیر شد به اتّهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکه‌ی اجتماعی و فیس بوک» به مکانی نامعلوم منتقل و در مدّت بازجویی به شدت از سوی پلیس فتا شکنجه شد و در ۱۳ آبان ماه درگذشت.
روز پنج‌شنبه ششم آبان‌ماه، مراسم چهارمین سالگرد ستار بهشتی از ساعت ۱۵ الی ۱۶ در رباط کریم، امام‌زاده محمدتقی، قطعه ۷ ردیف ۳ شماره ۱۱ با حضور علاقه‌مندان و دوستداران وی برگزار شود.

انتقال کریم معروف‌عزیز به بیمارستان

کریم معروف عزیز
کریم معروف‌عزیز، زندانی امنیتی اهل کردستان عراق، به علت وضعیت وخیم جسمانی از زندان رجایی شهر به بیمارستان منتقل شد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، کریم معروف‌عزیز، زندانی امنیتی که از بیماری قلبی، بیماری دیابت و فشار خون رنج می‌برد، دوشنبه سوم آبان‌ماه، در پی وخامت حال از بند ۴ سالن ۱۲ زندان رجایی‌شهر به بیمارستان انتقال یافت.
کریم معروف‌عزیز طی ۱۹ سال گذشته در زندان‌های اهواز، اوین و رجایی‌شهر به سر برده است و با توجه به کهولت سن، شرایط زندان برای وضعیت وی مساعد نیست.
گفتنی‌است مسئولان زندان با بستن پنجره‌های سالن این زندان باعث آلوده‌شدن هوای سالن شده و با این کار سلامت زندانیان به‌خصوص زندانیان بیمار به خطر افتاده است.



وجود ۱۱ میلیون نفر بی‌سواد و کم سواد در کشور
مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران به وجود ۱۱ میلیون نفر بی‌سواد و کم سواد در کشور اشاره کرد.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل ازخبرگزاری ایسنا، سیاوش شهریور در دهمین همایش تشکل‌های غیردولتی در بروجرد، اظهار کرد: هر ساله بخشی از جامعه از قافله دانش کنار می‌روند که هم اکنون ۱۱ میلیون نفر بی‌سواد و کم سواد در کشور وجود دارد.

وی افزود: سازمان‌های مردم نهاد می‌توانند با آموزش‌هایی در حوزه‌های سوادآموزی و آموزش اجتماعی تلاش کنند و این افراد را به عنوان شهروندان موثر یاری کنند.

سیرجان، تهران، اهواز؛ مرگ دستکم سه کارگر

مرگ کارگر لایروب
طی روز های گذشته دستکم سه کارگر در شهر های سیرجان، تهران و اهواز به دلیل فقدان ایمنی جان خود را از دست داده اند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از خبرگزاری میزان، چاه کن سی ساله ای در سیرجان در عمق یازده متری چاه به علت استنشاق گاز و فاضلاب خفه می شود.
فیروز آبادی، مدیرعامل سازمان آتش نشانی سیرجان با تایید این خبر گفت: ماموران آتش نشانی با توجه به شدت گاز موجود در چاه با استفاده از کپسول اکسیژن به عمق یازده متری رفته و جسد کارگر جان باخته را بالا آوردند.
همچنین ایلنا گزارش کرد؛ شامگاه روز یکشنبه (دوم مهر ماه) یکی از کارگران پیمانی شرکت لوله سازی اهواز حین انجام کار بر اثر سقوط از ارتفاع کشته می شود.
بر اساس این گزارش این اتفاق زمانی رخ داده که این کارگرپیمانی که هنوز هویت آن از سوی منابع رسمی اعلام نشده برای انجام کار تعمیرات به ارتفاع فرستاده شده بود.
محمد نیله چی رئیس روابط عمومی لوله سازی اهواز با تایید این خبر به سایر رسانه ها گفته است؛ این کارگر از یک شرکت پیمانکاری یکشنبه شب برای انجام کار تعمیراتی به شرکت لوله سازی فرستاده شده بود که در هنگام انجام کار با سقوط از ارتفاع دچار حادثه منجر به مرگ شد.
به گفته وی این کارگر که در ابتدا توسط همکاران خود به بیمارستان گلستان اهواز منقل شده بود اما به دلیل شدت جراحات وارده بامداد روز دوشنبه جان خود را از دست داد.
خبرگزاری رکنا نیز از مرگ کارگر مقنی در عمق ۴۰ متری چاه خبر داد.
واحد کیانی مدیر منطقه ۵ عملیات که به همراه نیروهای عملیاتی در محل حادثه حضور داشت، در این خصوص گفت: در قسمت حیاط یک شرکت تجاری، کارگران مشغول لایروبی یک حلقه چاه بودند که ناگهان یکی از کارگران بی هوش شده و در عمق ۴۰ متری چاه گرفتار شده بود.
وی افزود: آتش‌نشانان بی‌درنگ پس از ایمن‌سازی محل حادثه و برپایی کارگاه در دهانه چاه، با استفاده از تجهیزات ویژه نجات عملیات رهاسازی کارگر مقنی را آغاز کردند و در مدت زمان کوتاهی خود را به عمق چاه رساندند و کارگر مقنی که کاملاً بی هوش بود را از چاه خارج کرده و وی را تحویل امدادگران اورژانس دادند.
این مدیر منطقه با اشاره به اینکه علت بروز این حادثه در دست بررسی است، تصریح کرد: متأسفانه پس از انجام معاینات اولیه از سوی عوامل اورژانس مشخص شد کارگر مقنی در همان لحظات اولیه جان خود را از دست داده است و نیروهای عملیاتی پس از ارائه تذکرات ایمنی به کارگران، محل حادثه را تحویل عوامل انتظامی دادند و مأموریت خود را به پایان رساندند.
کارشناسان سازمان آتش‌نشانی تهران همواره به شهروندان توصیه می‌کنند برای حفر چاه حتماً از کارگران مقنی با تجربه استفاده کنند.


دختر نترس پرسپولیسی: کاش مردها از ورود زنان به استادیوم حمایت کنند
بسیاری از کاربران ایرانی اینستگرام، "زینب" دختر اهوازی هوادار پرسپولیس را می‌شناسند. او اما در روزهای اخیر با انتشار تصویر خود از داخل ورزشگاه محل برگزاری دیدار تیم‌های پرسپولیس و استقلال خوزستان، شهرتی فراتر از شبکه‌های اجتماعی به دست آورده و توجه پرتیراژترین روزنامه‌ی ورزشی ایران را نیز به خود جلب کرده است.
"زینب پرسپولیسی" که ۲۰ سال دارد، روز پنج‌شنبه گذشته (۲۹ مهر) با صورت رنگ‌شده و لباس پسرانه وارد ورزشگاه "غدیر" اهواز شد و در کنار پدر خود، دیدار تیم محبوبش را از نزدیک تماشا کرد.
او یک روز بعد، عکسی از حضورش در ورزشگاه منتشر کرد و در زیر آن نوشت: «کاش مردامون مرد باشند و با انتشار این عکس و عکس بقیه‌ی دخترایی که رفتند استادیوم، از ورود بانوان به استادیوم‌ها حمایت کنند... به امید روزی که تمام دخترانی که عاشق فوتبال هستند بتونن برن استادیوم؛ البته به عنوان دختر نه مثل من که دیروز با لباس پسر رفتم.»
"زینب" حالا در مصاحبه‌ای با روزنامه "خبر ورزشی" می‌گوید که این سومین حضورش در ورزشگاه‌های اهواز با لباس پسرانه بود و دیگر از این نظر «حرفه‌ای» شده است.
او با بیان این‌که «به خاطر عشق به فوتبال و پرسپولیس این کار را می‌کند» درباره‌ی نحوه‌ی ورود و جو ورزشگاه نیز گفته: «از بین مأموران که کسی شک نکرد و به راحتی وارد ورزشگاه شدم اما در بین تماشاگران جایگاهی که نشسته بودم، ۹۰ درصد آن‌ها به واسطه حضور فعالم در صفحه‌های هواداری پرسپولیس، من را می‌شناختند. سمت من و پدرم می‌آمدند و می‌گفتند اصلاً نگران نباشید. شما هم مثل خانواده خود ما هستید.»
"زینب"، یک نمونه از تاثیر حضور خود بر تماشاگران دور و برش را نیز این‌گونه شرح داده است: «وقتی داور روی صحنه گل، پشت محوطه پرسپولیس خطا اعلام کرد، خیلی‌ها شروع به فحاشی کردند اما آن‌هایی که متوجه حضور من بودند، به بقیه تذکر دادند و جو به کل عوض شد و حتی از من عذرخواهی هم کردند... حضور ما دخترها می‌تواند بدون ‌شک عاملی باشد برای آرام‌تر شدن جو ورزشگاه‌ها.»


خودکشی دو خواهر جوان در دزفول..یکی از آنان درگذشت
شب گذشته یک دختر ۱۸ ساله دزفولی با پرتاب خود از روی پل جدید شهر خودکشی کرد. خواهر ۲۰ ساله وی نتوانست خودکشی خود را عملی کند.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، "شب گذشته یک دختر ۱۸ ساله با پرتاب خود از روی پل جدید دزفول خودکشی کرد. گزارش ها حاكى است كه آمار خودکشی در استان خوزستان در سال‌هاى اخير افزایش نگران کننده‌اى داشته است."
احمد شجاعی ریس سازمان پزشکی قانونی می گوید:" درسال گذشته 4055 نفر در اثر خودکشی در کشور فوت کرده‌اند. آقای شجاعی اضافه می کند این آمار در استان‌های غربی بیشتر و رو به افزایش است."
سايت "عصر ايران " در گزارشی نوشته:" با توجه به اینکه در مدت اخیر خبرهای متعددی درباره خودکشی در استان منتشر شده تا جایی که تسلسل این خودکشی‌ها باعث شده شهروندان نسبت به شنیدن چنین اخباری تقریبا بی‌تفاوت شده‌اند که این امر بیانگر عمق فاجعه است."
بنا به این گزارش "خبرهای خودکشی که به لطف رسانه‌ها انعکاس می‌یابد از خودسوزی جوانی که دکه او توسط شهرداری جمع‌آوری شده یا مردی که به دلیل فقر و بدبختی در ملاشیه اهواز دختر و پسر دلبند خود را در ملاء عام می‌کُشد، سپس به زندگی خود پایان می‌دهد یا جوانی که به دلیل بیکاری خود را جلوی قطار می‌اندازد و به طرز فجیعی به استقبال مرگ می‌رود. یا همین چند روز گذشته زنی که به خاطر بیکاری همسرش او را به ضرب گلوله می‌کشد و بعد از آن به زندگی خود پایان می‌دهد."
اين گزارش از خودسوزی جوانی در منطقه دارخوین که از محل کار خود اخراج شده بود و ده‌ها مثال دیگر بیانگر رشد این پدیده خطرناک در این استان می‌باشد، خبر داده است.
مهمترین عوامل این پدیده در استان ناهنجاری ناشى از اثرات باقی مانده از جنگ، سوء مدیریت، سطح بالای بی‌سوادی و مسائلی دیگر عنوان شده است.
از عوامل ديگر، از فقر و بیکاری در ثروتمندترين استان کشور و دادن نسبت مهمی از اشغال در دستگاه‌ها و شرکت‌های دولتی به نیروی کار غیر بومی ذكر شده است.



واگذاری ۱۰ هزار واحد مسکونی فاقد مالک به طلبه‌ها
رئیس موسسه مسکن طلاب و روحانیون ایران می‌گوید که یک چهارم روحانیون کشور در خانه استیجاری زندگی می‌کنند و این موسسه با اولویت قرار دادن طلبه‌های متاهل، ۱۰ هزار واحد مسکونی فاقد مالک را به آنها واگذار خواهد کرد.
هادی اکبری، رئیس "موسسه مسکن طلاب و روحانیون" می‌گوید ۳۳ هزار نفر از ۱۲۰هزار روحانی و طلبه موجود در ایران فاقد مسکن هستند.
خبرگزاری ایسنا روز چهارشنبه (۵ آبان / ۲۶ اکتبر) به نقل از اکبری نوشت: «۲۳هزار طلبه متاهل در کشور برای دریافت مسکن در اولویت این موسسه قرار دارند.»
او اعلام کرد که ۸۰ هزار واحد مسکونی فاقد مالک در ایران وجود دارد که قرار است ۱۰ هزار مورد آنها به طلاب داده شود. به گفته اکبری، تا کنون ۲۵۰۰ واحد مسکن به طلاب واگذار شده‌‌ است.
هادی اکبری در جلسه بررسی وضعیت مسکن روحانیون و طلاب سمنان گفته است که تنها ۱۰ درصد روحانیان در ایران کار اداری دارند و باقی آنها از طریق فعالیت‌های تبلیغی امرار معاش می‌کنند.
رئیس موسسه مسکن طلاب و روحانیون در حالی مشکلات این قشر از جامعه را برجسته کرده که عباس آخوندی، وزیر مسکن ایران گفته است، ۱۸ میلیون ایرانی، مسکن مناسب ندارند و از این عده ۷ میلیون نفر حاشیه‌نشین هستند. آخوندی این وضعیت را "بد مسکن" بودن میلیون‌ها ایرانی خوانده است.


واکنش دادستانی تهران به شکواییه کشتار دهه شصت: ممنوع الملاقات شدن مریم اکبری‌منفرد

شکایت مریم اکبری‌منفرد، زندانی سیاسی برای رسیدگی به چرایی و چگونگی اعدام چهار خواهر و برادرش که در دهه ۶۰ اعدام‌شده‌اند، منجر به ممنوع‌الملاقاتی و تهدید او به "سخت‌تر شدن وضعیتش در زندان" شد.
خانم اکبری منفرد با ثبت این شکایت در دادسرای تهران و با استناد به مفاد فایل صوتی که اخیرا از گفت‌وگوی آیت‌الله حسینعلی منتظری، قائم مقام وقت رهبری با مسئولان اعدام‌ها در آن سال منتشر شده است، خواهان"پیگیری و محاکمه عوامل اعدام‌های دهه ۶۰ و کشتار جمعی زندانیان در سال ۶۷، اعلام اسامی دفن شدگان در گورهای دست جمعی و گورستان خاوران و ارائه و انتشار کیفر خواست محکومان و اعدام شدگان دهه ۶۰" شده است.
به گزارش سازمان عدالت برای ایران، این اولین شکایت رسمی و علنی خانواده زندانیان سیاسی اعدام‌شده در دهه ۶۰ در داخل ایران است. در حالیکه مقامات قضایی تا کنون واکنش رسمی به این شکایت نداشته‌اند، یک مقام دادستانی تهران به صورت شفاهی به خانواده اکبری منفرد گفته است: "او چه چیزی را می خواهد بداند؟ آنها که خواهر و برادرانش را اعدام کرده‌اند حالا یا مرده‌اند یا پیرشده‌اند و خواهر و برادرش هم احتمالا در خاوران دفن شده‌اند."
شادی صدر، وکیل دادگستری قرار گرفتنن خانواده های اعدام شدگان سال ۶۷ و دهه ۶۰ در جایگاه شاکی را یک گام مهم در جهت احقاق حق دادخواهی و نشان دادن حقانیت آنها برای دانستن حقیقت و احقاق عدالت می‌داند و درباره نتایج چنین شکواییه ها می گوید: "به نظرم ماهیت غیرقابل دفاع کشتار ۶۷ و فضای ایجاد شده پس از انتشار فایل صوتی جلسه منتظری با اعضای هیات مرگ تهران، به گونه ای است که می توان پاسخ هایی از مجموعه دستگاه قضایی گرفت."
او اضافه می‌کند: "این پاسخ ها اگر چه به احتمال بسیار زیاد با یک رسیدگی منصفانه و مبتنی بر قواعد حقوقی فاصله زیادی خواهد داشت اما ممکن است خانواده ها را یک قدم به دانستن حقایقی که دهه ها ازشان دریغ شده نزدیک کند. کما اینکه می بینیم مقامات دادستانی تهران به خانواده مریم اکبری منفرد گفته اند خواهر و برادرش در خاوران دفن شده اند. در حالی که تا به حال، هیچ مقام رسمی مساله وجود گورهای جمعی در خاوران تهران و دفن اعدام شدگان ۶۷ در آن را به رسمیت نشناخته بود و برعکس، همیشه به خانواده ها می گفتند برای چه در این مکان جمع می شوید، جنازه بچه های شما اینجا نیست."
گورستان خاوران در شرق تهران جایی است که تعدادی از بهاییان و چپ های اعدامی در دهه شصت و برخی از مجاهدان اعدام شده در سال‌های نخست دهه ۶۰ در آنجا دفن شده اند. اما این نخستین باری است که مقامات رسمی جمهوری اسلامی از دفن مجاهدان اعدام شده در سال ۱۳۶۷ در خاوران خبر می‌دهند.
بیشتر بخوانید: تخریب قبرها: 'ما به مرده‌ها هم رحم نمی‌کنیم'
مریم اکبری منفرد دو روز پس از تجمع اعتراضی عاشورای ۸۸ بازداشت و در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اتهام محاربه و اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به ۱۵ سال حبس محکوم شده از دی ماه ۱۳۸۸ تا‌کنون بدون حتی یک روز مرخصی در حبس بوده است. با وجود اینکه در سال ۱۳۹۱ با مرخصی این زندانی سیاسی موافقت شده بود اما پس از تهیه وثیقه یک میلیارد و ۱۵۰‌میلیون تومانی در آخرین لحظات، مرخصی او لغو شد و وثیقه‌ها نیز در حدود دو سال در توقیف بودند.
او در این شکواییه نوشته است: "برادر کوچکترم عبدالرضا اکبری منفرد در سن ۱۷ سالگی در سال ۵۹ به دلیل اینکه نشریه مجاهد پخش می کرد دستگیر و به سه سال حبس محکوم شده بود اما با وجود اینکه سال‌ها بود مدت حبس خود را گذرانده بود مقامات قضایی از آزادی او خودداری کرده بودند و در سال ۶۷ اعدام شد. درمراسم شب هفت برادر دیگرم علیرضا اکبری منفرد که در ۲۸ شهریور سال ۶۰ به اتهام هواداری از مجاهدین اعدام شده بود، ماموران امنیتی به برگزارکنندگان مراسم حمله کردند و حضار از جمله مادر و خواهرم رقیه اکبری منفرد را نیز دستگیر کردند. خواهر اینجانب که مادر یک دختر خردسال بود، به ۸ سال زندان محکوم شد و در سال ۶۷ درحالی که فقط یک سال تا پایان اتمام مدت محکومیتش باقی مانده بود، اعدام شد."

 

۲۷ زندانی در صف اجرای حکم اعدام در دیزل‌آباد کرمانشاه

اعدام در زندان دیزل‌آباد کرمانشاه
حکم دست‌کم ۲۷ زندانی در زندان دیزل‌آباد کرمانشاه در دیوان عالی کشور تایید و پرونده‌های ایشان برای اجرا به اجرای احکام ارسال شده است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از سازمان حقوق بشر، گفته می‌شود در بندهای مختلف زندان دیزل‌آباد کرمانشاه حدود ۴۰۰ زندانی با جرایم مختلف به اعدام محکوم شده‌اند که از این بین حکم دست‌کم ۲۷ تن از ایشان در دیوان عالی کشور تایید و پرونده‌های ایشان جهت اجرا به اجرای احکام ارسال شده است.
اسامی این زندانیان که در انتظار اجرای حکم به سر می‌برند عبارت است از:
١- علی سهرابی، اهل کرند- قتل عمد
٢- مهران اشرفی، اهل کنگاور
٣- بختیار محمدی، اهل روانسر- قتل عمد
۴- مهرداد کرمی، اهل کرماشاه- قتل عمد
۵- حسین زنگنە، اهل اسلام آباد (غرب)
۶- الهی احمدیان، اهل کرماشاه
٧- فریبرز عبدالهی، اهل کرماشاه
٨- مهرداد عسکری، اهل حمیل
٩- سیروس کریمی، اهل کرماشاه- مواد مخدر
١٠- خیام قبادی، کرماشاه
١١- یزدان فروشانی، کرماشاه- مواد مخدر
١٢- عبدالرحمن مظفری، اهل قروە- مواد مخدر
١٣- مسعود وکیلی، اهل جوانرود
١۴- اشرف حسینی، اهل کرماشاه
١۵- محمد بازانی، اهل جوانرود
١۶- بهمن فتحی، جوانرود
١٧- سینا احمدی، اهل سنقر
١٨- کیوان فوادفر، اهل پاوە
١٩- ایمان شیخی، اهل صحنە
٢٠- مسعود داستان، اهل مریوان، مواد مخدر
۲۱- شاهین جلیلی، اهل قروه، قتل عمد
۲۲- محمد شنگه، اهل بوکان، مواد مخدر
۲۳- سیف‌الله حسنیان، اهل سقز، مواد مخدر
۲۴- جمال علیزاده، اهل پاوه، ۱۸ساله، قتل عمد
۲۵- توفیق بهرام‌نژاد، اهل جوانرود، مواد مخدر
۲۶- دلیر معروفی، اهل مریوان، مواد مخدر
۲۷- امید هاشمی، اهل سقز، قتل عمد
زندانیان این زندان می‌گویند: مسئولین زندان هرازگاهی به زندانیان اطلاع می‌دهند که طی روزهای اخیر حکم اعدام ایشان به اجرا درخواهد آمد و این‌گونه در زندانیان ایجاد رعب و وحشت می‌کنند.
زندانیان دیزل‌آباد از ازدحام بالای زندانیان در بند‌ها، قطع مکرر و طولانی‌مدت آب، نبود آب گرم برای استحمام و همین‌طور کیفیت پایین غذا گله‌مند هستند.

۱۳۹۵ مهر ۳۰, جمعه



عصر پنج شنبه مراسم دومین سالگرد اعدام ریحانه جباری در بهشت زهرا با حضور شماری از فعالین برگزار شد. در این مراسم شعله پاکروان، مادر ریحانه طی سخنانی به دادخواهی خون فرزند اعدام شده اش پرداخت. از نکات قابل توجه در این مراسم قرار دادن عکسی بی حجاب از ریحانه بر سر مزارش بود. بنا به گزارشها، لباس شخصی های خامنه ای با خشونت تمام بسیاری از وسایل مهیا شده برای مراسم را شکستند، داربست و صندلی ها را جمع کردند و به جمعیت حاضر گفتند یا بروید یا بازداشت خواهید شد.


تجمع شاگردان محمدعلی طاهری در مقابل بیمارستان بقیه الله در فضای امنیتی/ نوشتن نامه به دفتر سازمان ملل در تهران

%d8%ad%d9%84%d9%82%d9%87
تجمع شاگردان محمدعلی طاهری در مقابل بیمارستان بقیه‌الله، روز پنجشنبه ۲۹ مهرماه در فضای امنیتی برگزار شد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، روز پنجشنبه ۲۹ مهر ۹۵، جمعی از شاگردان محمدعلی طاهری در مقابل بیمارستان بقیه‌الله، دست به تحصن زده و خواستار اعلام وضعیت سلامتی محمدعلی طاهری از سوی مقامات قضایی شدند؛ مأموران امنیتی نیز با حضور در این تجمع قصد بر متفرق کردن حاضرین را داشتند.
در این تجمع شاگردان و طرفداران محمدعلی طاهری اقدام به نوشتن یک نامه به سازمان ملل متحد کرده و آن را به دفتر سازمان ملل متحد در تهران تحویل دادند.
گفتنی است که عفو بین‌الملل نیز طی روز گذشته با صدور بیانه‌ای نسبت به عدم اطلاع‌رسانی مسئولین درباره وضعیت محمدعلی طاهری اعتراض کرد و خواستار اقدامی فوری در خصوص این زندانی عقیدتی در حال اعتصاب شد.
محمد علی طاهری که در اعتراض به بلاتکلیفی خود اقدام به اعتصاب غذا کرده است، از سال ۱۳۹۰ در زندان به سر برده و علی‌رغم اتمام حکم پنج سال حبس تعزیری و صدور قرار منع تعقیب برای پرونده جدید، همچنان از آزادی وی ممانعت به عمل می‌آید.


هشدار عفو بین‌الملل درباره وضعیت بیماری زینب جلالیان و خطر از دست دادن بینایی

زینب جلالیان
سازمان عفو بین‌الملل با انتشار بیانیه‌ای ضمن اشاره به محرومیت زینب جلالیان از رسیدگی درمانی در زندان، در خصوص خطر نابینایی وی هشدار داد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای که روز چهارشنبه ۲۸ مهرماه منتشرشده است، اعلام کرد؛ زینب جلالیان، زندانی محکوم‌به حبس ابد، به دلیل ابتلا به بیماری ناخنک چشم درخطر از دست بینایی قرار دارد، در حالی که مقامات قضایی با انتقال وی به مراکز درمانی مخالفت می‌کنند.
این سازمان در ادامه می‌افزاید؛ بسیاری از درخواست‌ها جهت انتقال وی به بیمارستان و انجام عمل جراحی، به دلیل خودداری این زندانی از انجام اعترافات تلویزیونی رد شده است. همچنین در موردی مسئولین، انتقال وی به بیمارستان را مشروط به انجام آزمایش باکرگی اعلام کرده‌اند.
در اسفند ماه سال ۹۴، مسئولبن زندان خوی اعلام کرده‌ بودند که اعزام به بیمارستان و رسیدگی درمانی تنها مشروط بر آن است که طی مدت درمان یکی از اعضای خانواده او به عنوان ضامن در زندان نگهداری شود و این زندانی سیاسی با وجود وضعیت نامساعد جسمانی، این شرایط را نپذیرفته بود.
پیش تر نیز، مأموران وزارت اطلاعات طی بازجویی از زینب جلالیان، به وی اعلام کرده‌ بودند که معالجه و اعزام او را به بیمارستان خارج از زندان تنها در صورت اقدام به اعترافات تلویزیونی انجام می‌گیرد و خانم جلالیان از انجام این کار امتناع کرده بود.
لازم به ذکر است که زینب جلالیان زندانی عقیدتی باوجود گذراندن نه سال حبس تاکنون نتوانسته از مرخصی استفاده کند. به گفته وکیل این زندانی بارها تقاضای مرخصی داده‌شده اما مسئولان با آن موافقت نکرده‌اند: «آخرین بار چند ماه پیش درخواست مرخصی دادیم که بازهم موافقت نشد، یا مرخصی نمی‌دهند و یا مرخصی را «مشروط» می‌کنند.» او در توضیح «مرخصی مشروط» گفت: «با توجه به شرایط حدس می‌زنم که مرخصی خانم جلالیان مشروط به مصاحبه تلویزیونی (اعترافات تلویزیونی) یا مواردی شبیه به این شده باشد.»
زینب جلالیان زندانی سیاسی کُرد، در اسفندماه سال ۸۶ به اتهام عضویت در پژاک بازداشت و توسط نیروهای اداره اطلاعات کرمانشاه مورد بازجویی و شکنجه قرار گرفت. وی در شعبه یک دادگاه انقلاب کرمانشاه به اتهام «اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی ایران» و «عضویت در پژاک» به اعدام محکوم شد. مسئولین وزارت اطلاعات به وی اعلام کرده که دستور اجرای حکم اعدام وی صادرشده و تنها با انجام مصاحبه تلویزیونی است که اجرای حکم متوقف خواهد شد. حکم اعدام این زندانی سیاسی در آبان ماه سال ۹۰ به حبس ابد تبدیل شد. در آذرماه سال ۹۳ این زندانی سیاسی به زندان خوی منتقل شد.

مناطق محروم خالی از پزشکان متخصص و نبود بیمارستان، ۸۹۵ کیلومتر فاصله تا اولین متخصص!

سیستان و بلوچستان
مردم مناطق محروم سیستان و بلوچستان سال هاست که به دلیل نبود بیمارستان و کمبود پزشک متخصص نه تنها ملزم به پرداخت هزینه های گزاف می شوند بلکه کیلومتر ها فاصله را باید برای رسیدن به درمان طی می کنند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از کمپین فعالان بلوچ، در حالی که طرح تحول سلامت در استان سیستان و بلوچستان اجرایی شده و مسئولین از اجرای این طرح و برکات آن در استان سخن می گویند که همچنان مردم مناطق محروم و برخی شهرهای استان از نبود بیمارستان و کمبود پزشک متخصص رنج می برند و مجبورند مسافت های طولانی را برای دست یافتن به پزشک طی کنند که طی این مسیر به خودی خود می‌تواند مشکلات مضاعف‌تری را نیز برای آنها به وجود آورد.
عدم وجود پزشک در برخی شهرهای استان به گونه ای است که حتی برخی شهرها و روستاها از داشتن حتی یک پزشک عمومی نیز محروم هستند و به گفته برخی شهروندان زنان مناطق محروم در نبود پزشک سر زا می‌روند.
یکی از شهروندان ایرانشهری گفت: ایرانشهر دارای ۲ بیمارستان است اما کمبود پزشک متخصص سبب شده مردم این شهرستان برای درمان به استان های کرمان و یزد سفر کنند.
وی ادامه داد: فاصله ایرانشهر تا یزد ۸۹۵ کیلومتر و فاصله ایرانشهر تا کرمان ۵۴۶ کیلومتر است که این مسیر هزینه های هنگفتی را به خانواده تحمیل کرده است.
یکی از شهروندان دلگان نیز ضمن ابراز نارضایتی گفت: شهرستان دلگان علی رغم جمعیت ۵۲ هزار نفری همچنان از کمبود پزشک متخصص و نبود بیمارستان رنج می برد که لازم است مسئولین در این خصوص تدابیری بیاندیشند.
یکی از شهروندان شهرستان سیب و سوران نیز با بیان اینکه مردم این شهرستان سال هاست که چشم انتظار ساخت تنها بیمارستان این شهر هستند، گفت: متاسفانه بیمارستان این شهرستان سرعت لاک پشتی به خود گرفته و تنها مرکز بهداشت این شهر با ۲ پزشک عمومی جوابگوی تمام بیماران این شهرستان نیست.


فساد ۸۰۰۰ میلیاردی مدیرجهادی و همسر دومش درآموزش وپرورش
پول‌های فرهنگیان که درصندوق ذخیره فرهنگیان، ریخته می‌شود، به جیب چه کسانی سرازیر شده‌اند؟!

فسادی که ارقام آن تا ۸هزار میلیارد تومان گفته شده است.کسی که در تیرماه ۹۳ در همایش «سه دهه مدیریت جهادی در عرصه اقتصاد کشور» به عنوان «مدیر برتر جهادی کشور» انتخاب شده بود، همان موقع در حال انجام بزرگترین اختلاس در وزارت آموزش‌و‌پرورش بود.
آن همایش را سپاه محمد رسول الله و قرارگاه خاتم الانبیاء برگزار کردند و او را به عنوان مدیر برتر جهادی کشور معرفی کردند!

صندوق ذخیره فرهنگیان یک موسسه عظیم اقتصادی است که سال ۷۴ تاسیس شده است. وزیر آموزش و پرورش، رییس هیات امنای این صندوق است و مدیرعامل صندوق با نظر او منصوب می شود. این صندوق ۹۰۰هزار عضو دارد. ماهانه از محل حقوق این افراد که کارمند آموزش و پرورش هستند، ۱۸هزار تومان به حساب صندوق ذخیره واریز می شود که یک منبع درآمد مهم محسوب می شود. از سوی دیگر، این صندوق ۲۵ شرکت بزرگ اقتصادی را زیرمجموعه خود دارد، موسساتی چون بانک سرمایه، پتروشیمی مروارید، پتروشیمی پارس خاورمیانه، پتروشیمی کیاپارس، پتروشیمی خراسان، شرکت سرمایه گذاری فرهنگیان، شرکت ساختمانی معلم، شرکت پتروفرهنگ و بیمه معلم است و در دو سال گذشته سرمایه گذاری زیادی در حوزه نفت و داروسازی انجام داده بود. این صندوق از سهامداران ذوب آهن و ماشین سازی اراک نیز محسوب می شود. ارزش دارایی این موسسه ۱۰هزار میلیارد تومان اعلام شده است.
فعالیت های این موسسه در سال های گذشته همواره محل تردید و ابهام بوده است. از بهار ۹۳ با اوج گرفتن شایعات درباره تخلفات اقتصادی در این صندوق، رخی نمایندگان مجلس در تدارک تحقیق و تفحص برآمدند که تلاش هایشان شکست خورد و به نتیجه نرسید.
از تابستان ۹۴ اما انتشار فیش حقوقی ۱۱۳ میلیون تومانی مدیرعامل پتروشیمی مروارید (وابسته به صندوق) و حقوق ۳۰ میلیون تومانی مدیران صندوق تمرکز رسانه ها بر این صندوق را بیشتر کرد.
در واکنش به این خبرها، شهاب الدین غندالی در نامه ای به دادستان تهران خواستار بررسی عملکرد صندوق شد، گفت از تحقیق و تفحص استقبال می کند، منتقدان را فرصت طلب و سودجو دانست. او همچنین اشاره کرد که «بدهکاران بزرگ باقیمانده با سواستفاده از حسن نظر نمایندگان مجلس» این جریان را هدایت می کنند و اتهام فساد به این صندوق، باعث کاهش ارزش سهام شرکت های وابسته به این صندوق در بورس و زیان ۲۰۰ میلیارد تومانی شده است.
با اوج گیری خبرها، انداختن توپ فساد در زمین یکدیگر شروع شد. خبرگزاری نسیم در گزارشی با اشاره به ترکیب هیات امنای این صندوق، شهاب الدین غندالی را از مدیران آموزش و پرورش دوره مرتضی حاجی، وزیر پیشین آموزش و پرورش دانست و گفت ترکیب هیات امنا اصلاح طلبانه است و جبار کوچکی نژاد، نماینده رشت گفت «عمده تخلفات در دو سال اخیر انجام شده است.» در مقابل اما محمود صادقی، نماینده تهران در مجلس با دفاع ضمنی از عملکرد شهاب الدین غندالی گفت عمده تخلفات صندوق مربوط به دوره احمدی نژاد است و در طول سال های ۸۶ تا ۹۲، صندوق حدود ۴هزار میلیارد تومان دارایی معدوم الوصول داشته است. به گفته او «۳۲۰۰ میلیارد تومان از این مبالغ در اختیار ۳ نفر قرار گرفته و هرگز این وام ها را بازنگرده اند.» وزارت آموزش و پرورش هم این موضوع را تایید کرد. ناصری زنجانی، معاون پارلمانی این وزارتخانه با دفاع ضمنی از تلاش های مدیرعامل صندوق دخیره فرهنگیان، گفت: «بانک سرمایه قبل از سال ۹۲، وام های کلانی به ۵ نفر داده که از اعضای صندوق نبوده ولی مرتبط با آنها بودند و آنها وام ها را پرداخت نکرده اند.»

با علنی شدن خبر بازداشت ها سبب عقب نشستن مدیران آموزش و پرورش و مدافعان صندوق شد و تعداد بیشتری از نمایندگان اصولگرای مجلس علیه علی اصغر فانی وارد عمل شدند. ۲۵ مهرماه نمایندگان مجلس با ۲۰۰ رای موافق، تحقیق و تفحص از عملکرد صندوق ذخیره فرهنگیان را تصویب کردند. در جریان تصویب این تحقیق و تفحص، جبار کوچکی نژاد، نماینده رشت خبر داد که «بانک سرمایه ۷هزار میلیارد تومان معوقه غیرقابل وصول دارد و یک فرد ۳۵۰۰ میلیارد تومان به این صندوق بدهکار است.» در همین روز همچنین خبر داده شد که همسر دوم یکی از مسئولان، وام ۸۰۰ میلیارد تومانی با سود یک و نیم درصد گرفته است. به نظر می رسد منظور همسر شهاب الدین غندالی، مدیرعامل صندوق ذخیره فرهنگیان است. مدیری که ۲۶ مهرماه توسط علی اصغر فانی برکنار شد و دیروز بازداشت.


صدور حکم دو سال حبس تعزیری برای یک فعال رسانه ای در کوهدشت
سینا قلندری، خبرنگار کوهدشتی و فعال رسانه‌ای، از سوی شعبه سوم دادگاه کیفری کوهدشت به دو سال حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، شعبه سوم دادگاه کیفری دو کوهدشت سینا قلندری را به اتهام «نشر اکاذیب به‌وسیله سامانه‌های رایانه‌ای در فضای مجازی» به دو سال حبس تعزیری محکوم کرده است. این در حالی است که آقای قلندری قبل از تشکیل دادگاه احضاریه‌ای دریافت نکرده و دادگاه این فعال رسانه‌ای به‌صورت غیابی برگزار گشته است.

سینا قلندری، متولد، ۱۳۶۴ کانالی به نام «رادیو تلگرامی لرستان» را مدیریت می‌کند.

وی در شهریورماه سال جاری به دلیل افشاگری درباره تعداد آرای نمایندگان در جریان انتخابات ۹۴ به اتهام نشر اکاذیب بازداشت و با قرار کفالت آزادشده بود.




مخالفت وزارت اطلاعات با آزادی مشروط حمید بابایی، دانشجوی زندانی
وزارت اطلاعات با آزادی مشروط حمید بابایی، دانشجوی نخبه ایرانی دانشگاه لیژ بلژیک که در رجایی‌شهر زندانی است، مخالفت کرده است. حمید بابایی که به شش سال حبس تعزیری و ۴ سال حبس تعلیقی محکوم شده، بیش از یک سوم دوران زندان خود را گذرانده و طبق ماده ۵۸ قانون مجازات اسلامی می تواند از آزادی مشروط استفاده کند.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از کمپین بین المللی حقوق بشر، مسئولین زندان رجایی شهر در نامه ای پیشنهاد آزادی مشروط حمید بابایی را به دادستانی دادند، خانواده حمید بابایی این نامه را به دادستانی بردند و آنجا دادیار ناظر زندان گفته بود در پرونده های امنیتی باید از ضابطین وزارت اطلاعات هم برای آزادی مشروط استعلام کنیم. ضابطین وزارت اطلاعات هم که در واقع همان بازجوها هستند با آزادی مشروط آقای بابایی مخالفت کردند.

حمید بابایی، دانشجوی دکترای فاینانس دانشگاه لیژ بلژیک، روز ۲۲ مرداد ١٣۹٢، اندکی پس از ورود به ایران برای دیدار خانواده توسط وزارت اطلاعات احضار و بازداشت شد. به گفته یک منبع مطلع بازداشت او پس از آن صورت گرفت که حمید بابایی درخواست نیروهای امنیتی برای همکاری با وزارت اطلاعات و فعالیت در بلژیک را رد کرد. او بلافاصله پس از بازداشت به سلول انفرادى در زندان اوین منتقل شد، ٢٠ روز در انفرادى بند ٢۴٠ گذراند و بعد از آن به بند ٢٠۹ منتقل و در نهایت بعد از تحمل ٣۵ روز بازداشت انفرادى در تاریخ ٢۷ شهریورماه ۱۳۹۲ به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد. او طی مدت بازجویی امکان تماس با خانواده یا وکیلش را پیدا نکرد.

شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی در ۳۰ آذر سال ۹۲ حمید بابایی را به اتهام “جاسوسی و ارتباط با دول متخاصم” به ۶ سال حبس تعزیری و ۴ سال حبس تعلیقی محکوم کرد و حکم صادره در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر نیز تأیید شد. به گفته این منبع مطلع “دادگاه بدوی کمتر از ۱۰ دقیقه طول کشیده و وکیل تسخیری حمید بابایی در جریان محاکمه سکوت کرده و هیچ دفاعی از او نکرده است. این وکیل تسخیری در اولین ملاقاتش با حمید بابایی در زندان اوین نیز از موکلش خواسته بود که اعتراف کند اما حمید در تمام مدت دادرسی اتهام وارده را رد کرده و گفته است که به دلیل عدم همکاری با نیروهای امنیتی، قربانی شده است.”

اتهام “ارتباط با دولت متخاصم” درحالی به حمید بابایی وارد شده است که طی سالهای گذشته به چالش کشیده شده و وزارت خارجه ایران بارها اعلام کرد که ایران با هیچ کشوری در حالت تخاصم قرار ندارد و بنابراین چنین اتهامی نمی تواند مبنای اتهام افراد قرار گیرد. از جمله در جریان دادگاه تجدید نظر امید کوکبی که پرونده ای مشابه حمید بابایی داشت، اداره کل حقوقی بین‌المللی وزارت امور خارجه ایران به تاریخ ۲۳ آذر ۱۳۹۲ در پاسخ به اداره کل امور بین الملل قوه قضائیه اعلام کرد که “هیچ دولتی با جمهوری اسلامی ایران در حالت تخاصم قرار ندارد.”

حمید بابایی در نامه ای از زندان به همسرش با اشاره به بازگشتشان به ایران و احضار از سوی وزارت اطلاعات، نوشت: “تصور نمی‌کردم آن لحظه، آخرین باری باشد که در کنار هم‌دیگر هستیم و ورودم به داخل اطلاعات، شروع سناریویی تلخ برای هر دومان باشد. سرگذشتی تلخ که به هیچ‌وجه نه تو و نه من مستحق آن نبودیم، … ای کاش بر نمی‌گشتیم و این تراژدی دردناک برای‌مان پیش نمی‌آمد و همین تصویر تکراری آسمان ایران را از ورای سیم‌ خاردار‌ها نمی‌دیدم.”

کبری پارساجو، همسر حمید بابایی نیز در مهرماه ۱۳۹۳ به دلیل اطلاع رسانی و مصاحبه با رسانه ها درباره وضعیت همسرش، بازداشت، محاکمه و به شش ماه حبس تعلیقی محکوم شد.

حمید بابایى، متولد ٢٠ آذر ١٣۶٢ در شهرستان تکاب واقع در استان آذربایجان غربى است. او در سال ١٣٨۵ در رشته ریاضى از دانشگاه صنعتى شریف فارغ التحصیل شد و همان سال براى ادامه تحصیل در مقطع کارشناسى ارشد رشته مهندسى صنایع وارد دانشگاه علم وصنعت ایران شد. وی در سال ١٣٨۷ موفق شد که با معدل ١٨ از این دانشگاه فارغ التحصیل شود و دانش آموخته ممتاز مقطع کارشناسى ارشد شناخته شد.

بازداشت و محکومیت حمید بابایی به زندان، با اعتراض گسترده دانشجویان و فعالان حقوق بشر در بلژیک مواجه شد. سازمان عفو بین الملل، دانشجویان دانشگاه آزاد بروکسل و ایرانیان ساکن بلژیک، طی تظاهراتی در برابر سفارت ایران، خواهان آزادی حمید بابایی، از زندان جمهوری اسلامی شدند. دو دانشگاه در بلژیک، با انتشار بیانیه‌ای، خواهان تجدید دادرسی و آزادی فوری این دانشجوی ایرانی دانشگاه لیژ بلژیک شده‌ بودند. بسیاری از دوستان و همکلاسی‌های حمید بابایی در گردهمایی‌هایی به ویژه در بلژیک برای ایجاد آگاهی دربارهٔ شرایط او و کمک به آزادی اش شرکت کرده‌اند.

حمید بابایی در مرداد ۱۳۹۳ در جریان انتقال گروهی زندانیان از بند ۳۵۰ به بند هفت و متعاقبا بند هشت زندان اوین انتقال یافت. او پس از اعتراض به شرایط بند هشت اواخر بهمن‌ماه ۱۳۹۳ به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد و به تازگی از بند زندانیان عادی زندان رجایی شهر به سالن ۱۲ و محل نگهداری زندانیان سیاسی-امنیتی منتقل شده است.



آزادی بازداشت شدگان مراسم سالگرد اعدام ریحانه جباری/ ضبط تلفن همراه توسط نیروهای امنیتی
روزجاری، تعدادی از فعالین مدنی به همراه شعله پاکروان، مادر ریحانه جباری، در مراسم سالگرد اعدام ریحانه جباری بازداشت و پس از چند ساعت آزاد شدند.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، روز پنجشنبه ۲۹ مهرماه، نیروهای امنیتی با ممانعت از برگزاری سالگرد اعدام ریحانه جباری، شعله پاکروان، محمد نوری زاد و تعدادی از شرکت‌کنندگان در مراسم را بازداشت کردند. این فعالین پس از چندساعت بازداشت و پس از تفرق جمعیت حاضر در این مراسم آزاد شدند. گفته می شود که تلفن همراه این افراد ضبط شده و پس از آزادی به آنان تحویل داده نشده است.

شایان ذکر است که نیروهای امنیتی در زمان دستگیری این افراد ضمن شکستن وسایل تهیه‌شده برای مراسم، شرکت کنندگان را تهدید کرده‌اند.


دختر کوچولوی من از 7 سالگی به تکلیف رسید و وادارش می کنند به زور حجاب کند. با مقنعه و مانتو. اما به محض اینکه از مدرسه میاد اول مانتوش را در میاره میندازه تو کیفش و بعد مقنعش رو. این است نتیجه اجبار در جمهوری اسلامی ایران کشوری که من به عنوان مادرش هم دوچرخه سواری برام حرام اعلام شده. ما ولی کار خودمون رو می کنیم کسی نمی تونه یک زندگی عادی رو برامون ممنوع کنه

خودداری مسولین زندان زاهدان از اعزام یک زندانی به مراکز درمانی به بهانه محکومیت وی به اعدام

زندانی  زاهدان
مصطفی آزادی، زندانی محکوم‌ به اعدام، در وضعیت نامساعد جسمانی و محروم از رسیدگی درمانی در زندان زاهدان به سر می‌برد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، مسئولین زندان زاهدان به بهانه محکومیت مصطفی آزادی به اعدام از انتقال این زندانی ۳۲ ساله به مراکز درمانی خارج از زندان خودداری می‌کنند. این درحالی‌است که این زندانی از بیماری لوزه، دیسک گردن، دیسک کمر و ناراحتی زانو رنج‌ برده و بهداری زندان به دلیل کمبود امکانات قادر به درمان وی نمی‌باشد.
مصطفی آزادی در ۲۰ تیرماه ۱۳۸۷ در ایرانشهر دستگیر شد و در سال ۱۳۸۸ به اتهام داشتن موادمخدر به اعدام محکوم گردید. وی پس از ۲ سال حبس در زندان ایرانشهر به زندان مرکزی زاهدان انتقال یافت و هم‌اکنون دربند ۴ زندان مرکزی زاهدان نگهداری می‌شود.

۱۳۹۵ مهر ۲۴, شنبه



حسين و عاشورا، دين ما نيست، فيلم ماست! آيينى ست، مثل كارناوال‌هاى خارجى. مثل مراسم مسيحى‌ها در دهكده هاى دور افتاده‌ى ايتاليا. در اين مراسم، كه به ياد حسين برگزار مى‌شود، و برگزاركنندگان و سازمان‌دهندگان اش تقريبا تماما اراذل و اوباش محلات هستند، به همه ى‌ما خوش مى گذرد. رفيق كمونيست من هم پيراهن سياه به تن مى‌كند و با غم و اندوه فراوان، بر سر و سينه‌اش مى‌كوبد.
لطفا از گفته‌هاى من نرنجيد و ناراحت نشويد. به ما نه، به خودتان بگوييد كه واقعا كه هستيد و چه مى كنيد! وجدان‌تان هم ناراحت نشود، چرا كه اين نمايش ها، بخشى از زندگى‌ست و همه‌ى ما، بيش و كم، در اين عرصه، نقش‌هايى ايفا كرده‌ايم. اگر هم باور داريد كه شما واقعا حسينى زندگى مى كنيد، بفرماييد! اين شمشير و اين ميدان و اين هم حكومت ظلم (همان طور كه خودتان مى گوييد). آستين بالا بزنيد و به ساقط كردن آن همت گماريد! حسين چنين زيست و چنين مُرد! اگر حسينى هستيد بسم الله! و اگر نيستيد، لطفا چنان در نقش خود فرو نرويد كه احساسِ حسين واقعى بودن به شما دست بدهد! اين فقط يك نقش است، و روز بعد از عاشورا، لباس تان را بايد عوض كنيد و گريم تان را پاك كنيد و چهره تان را از حالت محزون، به حالت عادى باز گردانيد! لطفا زياد اعتقادات مذهبى‌تان را جدّى نگيريد!
امـــا مردم وظيفه «ندارند» براى درك دين، مطالعه يا بحث و جدل كنند. دين براى آن ها هميشه بوده و هميشه خواهد بود. خدايى كه هر يك از مردم دارند خاص خودِ آن هاست و معنايى كه از دين و اجزاء آن در مى يابند، منطبق است با ويژگى هاى خانوادگى و اجتماعى و فرهنگى آن ها.
اصولا دين براى فهميدن نيست؛ براى ايمان آوردن است. ايمان آوردن يعنى هر چه دين و اولياى آن بگويند صحيح است و هر چه دين و اولياى دين با آن مخالفت ورزند، ضد دين است. ايمان آوردن يعنى اصول دين را قبول داشته باشيم و بگوييم خدا وجود دارد، پيغمبر وجود دارد، قيامت وجود دارد، و در شيعه هم بگوييم، امامان وجود دارند و عدالت هم وجود دارد. ايمان آوردن يعنى در اين اصول چون و چرا نكنيم و اگر به چيزى شك كرديم، و با مطالعه و تحقيق به وجود و حقيقت موضوع پى نبرديم، چشم ها را ببنديم و آن چه را مشكوك است، به همين صورت كه هست بپذيريم. اگر اين اصول را نپذيريم، طبعا مسلمان و شيعه نخواهيم بود.
برخى از بزرگان دين اسلام، به همين دليل، چون و چرا در دين را غلط مى دانند و به همين خاطر، با فلسفه آموزى و اهل فلسفه شدن مخالف اند. مى دانيم كه اولين كارى كه فلسفه مى كند، «سوال كردن» است و «شك كردن» به همه چيز! اصولا سوال را كسى مطرح مى كند كه جواب آن را نمى داند و شك را كسى مى كند كه نسبت به آن چه حقيقت ناميده مى شود ترديد دارد. اكثريت علما اصولا پرداختن به ماهيت خداوند را نفى مى كنند و مى گويند در اين عرصه نبايد وارد شد و سوال مطرح كرد؛ نبايد وارد شد و چون و چرا كرد. همه ى اين ها به خاطر اين است كه كسى نسبت به وجود خداوند، كه اساس دين است، دچار شك و شبهه نشود.
براى ايمان آوردن، بايد ياد گرفت كه از اصول، كوركورانه اطاعت كرد. البته مى گويند سوال كنيد و مى گويند «قرآن بخوانيد» اما حقيقت اين است كه در دوران ما چندان اشتياقى به اين كارها ندارند و به قول معروف و به قول مرتضى مطهرى، سرى را كه درد نمى كند دستمال نمى بندند و اگر كسى اعتقادِ بدون دانش به موضوع دين دارد، بايد بگذاريم با همين اعتقاد زندگى كند و اصرار به مستدل كردن دين براى او نداشته باشيم.
مطهرى راست مى گويد! اولين سوال كه در باره ى دين مطرح شود، سوالات ديگر به دنبال آن مى آيد، و تعداد اين سوال ها آن قدر زياد مى شود و پاسخ ها آن قدر سطحى مى گردد كه وزن شك و شبهه بيشتر از ايمان مى شود. در اين باره شايد بعدها بيشتر بنويسيم.
بعد از تبه كارى هاى حكومت اسلامى در ايران، دامنه ى اين سوال ها، گسترش عجيبى يافته، و از اصول دين تا وجود امامان را زير علامت سوال برده است. پيش از انقلاب، كسى جرات نمى كرد و دليلى نداشت كه مثلا در باره ى وجود حضرت مهدى تشكيك كند، ولى به ميمنت قدرت گيرى حكومت اسلام در ايران، زبان ها باز شد و سوال ها مطرح شد و نتيجه ى تحقيقات كه قبلا ميان علماى دين مى ماند و از حوزه ى آن ها خارج نمى شد، در اختيار عموم قرار گرفت. اخيرا ديدم كه دكتر سروش هم موضوع امام زمان را موضوعى اعتقادى وصف كردند و چانه ى امام دوازدهم را كشيدند!
در باره ى امام حسين و داستان عاشورا هم، حرف و حديث بسيار است. عده اى اصولا منكر وقوع اين داستان حماسى هستند و موضوع آن را به اين شكل كه ما باور داريم، باور ندارند. اين ها دشمنان دين نيستند و اتفاقا از علماى «سابق» به شمار مى روند. در باره ى موضوعات اسلامى و همين موضوع مورد علاقه ى شيعه، آن قدر كتاب هست و آن قدر حرف و حديث هست كه اگر كسى در اين كتاب ها و احاديث غواصى كند، محال است از درون آن به شكلى كه سابقا بوده بيرون بيايد و مانند گذشته و دوران اعتقاد كوركورانه در باره ى آن فكر كند. اين نه تنها در مورد داستان عاشورا صادق است بلكه اصولا در باره همه چيز دين، تا كوچك ترين اجزاء آن صدق مى كند. دانشمندان بسيار بزرگ و توانايى به اين مسائل ورود كرده اند كه نظرهاشان با يكديگر زمين تا آسمان فرق دارد و اگر كسى فرصت كند در باره اين نظرها غور و تفحص كند، از فراوانى نظرهاى متناقض، يا مجنون خواهد شد، يا بى دين و كافر، چون در هيچ موردى، هيچ پاسخ سر راست و محكمى وجود ندارد! وجود ندارد!
در يكى از كتاب هاى درسى دانشگاهى، كه مى خواهد به اثبات وجود خداوند بپردازد، صريحا نوشته شده است كه در بدترين حالت نه خداباوران مى توانند وجود خدا را ثابت كنند و نه خداناباوران مى توانند عدم وجود او را ثابت كنند!
اما در اينجا قصد ما پرداختن به اين كليّت ها نيست. سوالى داريم از نو انديشان دينى كه اصولا پاسخ غير خودى ها را نمى دهند و از كنار آن ها با بى اعتنايى مغرورانه عبور مى كنند، و اميد داريم كه پاسخى از آن ها بشنويم، و آن اين است كه اگر مردم، «ورژن»هاى مختلفِ داستان امام حسين و يزيد و درگيرى در صحراى كربلا را نمى دانند، شما كه مى دانيد چرا چيزى نمى گوييد؟ چرا همه ى حقيقت را در اين باره مطرح نمى كنيد؟
شايد دوستان جواب دهند كه ما با اعتقادات مردم بازى نمى كنيم و نمى خواهيم آن ها را بى ايمان كنيم. آيا صحيح است مردم و بخصوص جوانان تحصيل كرده را به خاطر حفظ اعتقادات شان در تاريكى بگذاريم و بخش بزرگى از حقايق مطرح شده را، در چاه سكوت دفن كنيم؟ آيا ايمانى كه با چنين روشى حفظ شود، ايمانِ به درد بخورى خواهد بود؟ آيا خداوند شما، از كارِ شما، و بى خبر گذاشتن جوانان معصوم و بى گناه راضى خواهد بود و چنين ايمانى را كه پايه اش «نگفتن حقيقت است» نسبت به خودش خواهد پسنديد؟
و سوالى كه براى شخص من وجود دارد اين است كه نوانديشان دينى كه امروز هر يك به نوعى در رنج به سر مى برند و در خطر زندگى مى كنند و آواره ى كشورهاى خارجى شده اند، چه استفاده اى از اين «عدم بيان حقايق» مى برند كه لب به سكوت مى بندند؟
مى گوييم كر و كور بودن مردم، براى صاحب قدرت سياسى لازم است، تا بر اين قدرت بيفزايد و مردم را تحت سيطره خود در آوَرَد.
مى گوييم كر و كور بودن مردم، براى صاحب ثروت هاى نجومى لازم است، تا بر اين ثروت بيفزايد و اسكناس بر روى اسكناس بگذارد.
مى گوييم كر و كور بودن مردم، براى صاحبان دين لازم است، تا بتوانند اساس آن را حفظ كنند و از طريق دين فروشى به قدرت و ثروت برسند.
سوال اين است كه كر و كور بودن مردم و بى خبر نگه داشتن آن ها از حقايق، چه فايده اى براى نو انديشان دينى خواهد داشت كه ترجيح مى دهند لب به سكوت ببندند و در موارد شبهه بر انگيز كمتر سخن بگويند.»


دستگیری ۱۶ دختر و پسر در مهمانی تماشای فوتبال

بازداشت در مهمانی
۱۶ دختر و پسر که سه‌شنبه شب در خیابان پاسداران تهران مهمانی برگزار کرده بودند دستگیر شدند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از خبرگزاری عصر خبر، سه‌شنبه شب ۲۰ مهرماه ۱۰ دختر و ۶ پسر که برای تماشای مسابقه فوتبال در خانه‌ای واقع در پاسدارن اقدام به برگزاری مهمانی کرده بودند، دستگیر شدند.
تمامی این مهمانان توسط نیروی انتظامی دستگیر شده‌اند.


قیصر قادری دانش آموز اهل بمپور که روز یکشنبه براثر ضرب و شتم معلمش مصدوم شده بود همچنان در بیمارستان ایرانشهر تحت مداواست.
فریدون دامنی رییس آموزش و پرورش بمپور در این باره گفته است: «قیصر قادری دانش آموز پایه پنجم دبستان ادیب روستای خیراباد بمپور که توسط معلمش تنبیه بدنی شدید شده بود به دلیل شدت مصدومیت در «بیمارستان ایران» شهر ایرانشهر بستری شده و تحت درمان قرار دارد.»
این مقام آموزش و پرورش همچنین گفته است: «به اتفاق تنی چند از همکاران به عیادت این دانش آموز در بیمارستان مراجعه داشته ایم و در تلاش هستیم هر چه سریعتر شرایط جسمی این دانش آموز بهتر شود.»
کمپین فعالین بلوچ خبر داده که «قیصر قادری از ناحیه چشم آسیب دیده است و بینایی اش با مشکل مواجه شده است.»

غلامرضا باقری رئیس اداره ارزیابی عملکرد و پاسخگویی به شکایات آموزش و پرورش سیستان وبلوچستان هم در این باره به فارس گفته است: «این اقدام کار زننده و خارج از عطوفت بوده‌است و تمام مراحل قانونی این موضوع در حال پیگیری است و معلم خاطی به واحد تخلفات آموزش و پرورش استان معرفی شده است.»
علیرضا نخعی، مدیرکل آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان نیز روز جمعه (۲۳ مهر) در حاشیه‌ی عیادت از قیصر قادری به خبرنگاران گفت: «مدیر مدرسه در حال حاضر از کار معلق، و معلم خاطی نیز به دادگاه اداری احضار شده است و متناسب با تخلف صورت‌گرفته، برخورد خواهد شد.»
وی هم‌چنین با تاکید بر این‌که «تمامی هزینه درمان دانش‌آموز مضروب به عهده آموزش و پرورش است و ریالی متوجه اولیای دانش‌آموز نخواهد بود»، اضافه کرد: «از رسانه‌ای که برای نخستین بار خبر مربوط به این تنبیه بدنی را منتشر کرد نیز به صورت ویژه تشکر می‌کنم.»
آقای نخعی در عین حال در خصوص استعفای فریدون دامنی، رییس اداره آموزش و پرورش شهرستان "بمپور" نیز گفت: «آقای دامنی تنها سه ماه است که عهده‌دار سرپرستی آموزش و پرورش بمپور است و ظرف این مدت نمی‌توان اخلاق معلم را تغییر داد؛ درنتیجه پذیرش استعفا منوط به تأمل بیشتری است.»
فریدون دامنی پیش‌تر در نامه‌ی استعفای خود نوشته بود: «با توجه به تنبیه بدنی دانش‌آموز در حوزه مسوولیت اینجانب و نظر به حساسیت موضوع و اینکه شاید قصوری از طرف اینجانب در امر نظارت و توجیه زیرمجموعه صورت گرفته باشد، به احترام دانش‌آموز عزیز و خانواده‌اش، و همچنین به حرمت افکار عمومی که به حق در این قضیه جریحه‌دار گردیده، استعفای خویش را از مسوولیت آموزش و پرورش بمپور تقدیم می‌کنم.»


بازهم فرونشست زمین در چهار راه مولوی تهران
سخنگوی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران از وقوع یک مورد فرونشست در محدوده چهارراه مولوی خبر داد و گفت: محل فرونشست توسط آتش نشانان ایمن سازی شده است.

به گزارش مهر، سید جلال ملکی درباره جزییات این حادثه گفت: این حادثه ساعت ۷ و ۳۰ دقیقه امروز به سامانه ۱۲۵ اعلام شد و بلافاصله دو ایستگاه به محل حادثه اعزام شدند که با حضور آتش نشانان در محل حادثه در چهار راه مولوی مشخص شد محدوده ای از زمین در طول مسیر تونل دچار فرونشست شده که خوشبختانه آسفالت خیابان تخریب نشده بود و فقط بخشی از خیابان دفرمه شده و آسفالت آن از شکل طبیعی و اولیه اش خارج شده که این اتفاق نشان می دهد این حادثه به دلیل اتفاقات در لایه های زیرین زمین به وقوع پیوسته است.

ملکی گفت: نجات گران آتش نشانی بلافاصله محدوده ای که حادثه در آن به وقوع پیوسته بود را ایمن سازی کرده و با اطلاع حادثه به شهرداری منتظر اقدامات پیشگیرانه و حضور بیل مکانیکی برای تخریب بخش تخریب شده و آگاهی از اتفاقی که در زیر زمین رخ داده بود شدند.

ملکی گفت: در حال حاضر ماموران پلیس راهور در محل حاضر هستند و تردد با کندی در این محدوده در حال انجام است.

خیابان مصطفی خمینی، تقاطع خیابان مولوی بسته شد

سرهنگ حسن عابدی، جانشین رئیس پلیس راهور تهران گفت: به دلیل احتمال نشست زمین در خیابان مصطفی خمینی تقاطع مولوی، این محدوده از ساعت 8 صبح امروز بسته شده است.

وی در خصوص زمان بازگشایی منطقه خاطرنشان کرد: پس از ایمن سازی کامل، شرایط برای بازگشایی منطقه فراهم می شود.

جانشین رئیس پلیس راهور تهران در خصوص ترافیک ایجاد شده در منطقه اظهارکرد: در دقایق ابتدایی صبح، شاهد ترافیک در منطقه بودیم اما با مشخص شدن مسیرهای جایگزین، شرایط تا حدودی به حالت عادی بازگشته است.

جعفر عظیم‌زاده و شاپور احسانی از اتحادیه آزاد کارگران 'به ۱۱ سال حبس محکوم شدند'

با حکم دادگاه انقلاب ساوه جعفر عظیم‌زاده و شاپور احسانیراد، دبیر و عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران برای ایجاد تشکل کارگری و تبلیغ علیه نظام هر یک به ۱۱ سال حبس محکوم شده‌اند.
محمدعلی جداری فروغی، وکیل این دو فعال کارگری به خبرگزاری کار ایران، ایلنا، گفت: "هریک از موکلین به ده سال حبس بابت ایجاد تشکل کارگری اتحادیه آزاد کارگران ایران و یک سال نیز بابت تبلیغ علیه نظام محکوم شده‌اند."
آقای فروغی گفته است که علاوه بر این پرونده‌ای نیز با اتهاماتی چون تشویش اذهان عمومی برای موکلانش در جریان است.
آقای عظیم‌زاده پیش از این اعتراض کرده بود که برای اتهاماتی مشابه یک بار محاکمه و به شش سال حبس محکوم شده بود و نمی‌توان شخصی را برای یک جرم دو بار مجازات کرد.
جعفر عظیم‌زاده چند ماه پیش در اعتراض به شرایطش در زندان اعتصاب غذا کرد و پس از حدود دو ماه اعتصاب غذا و به دنبال هشدارها درباره احتمال مرگ او، موقتا از زندان آزاد شد.
آقای عظیم‌زاده قوه قضاییه و دولت ایران را به "برخورد امنیتی" با فعالان کارگری متهم کرده است.