۱۳۹۵ مهر ۱۲, دوشنبه




دل‌نوشته‌ی شهین مهین‌فر مادر امیرارشد تاج‌میر از جان‌باختگان عاشورای خونین ۱۳۸۸
برای پسر مبارزم، امیرارشد تاج‌میر

باز هم عاشوراست
باز هم تکیه‌ها و دسته‌های عزاداری
باز هم گریه و شیون برای مظلومیت حسین
باز هم سنج و طبل و کرنا.
درد کشته‌ی عاشورایی بودنت را در دل دارم اما
با دردهای تازه-به-دوران-رسیده. چه کنم؟
تو عشق نا‌امیدی‌های منی. عشقی که دوستش دارم برای همیشه.
امروز، یک‌بار دیگر، فرزندان خوب و پاک وطنم را
با ۱۴ سال و ۷ سال، با زنجیر بی‌رحمی زندان‌نشین کرده‌اند
نرگسم ۱۴ سال / آرشم ۷ سال / امیدم ۷ سال / آتنایم ۷ سال و...
چه طولانی و جانفرساست این سال‌های بند و حبس
برای جوانانی که شریفند و می‌توانند آینده‌سازان وطن باشند
جان‌شان را ذره ذره در سلول‌های متعفن بیداد می‌گیرند بی جرمی.
می‌گویند: حسین مظلوم بود
می‌گویم: آنان نیز مظلومند
چرا برای مظلومیت حسین گریه می‌کنید اما
برای مظلومیت آن‌ها بهانه می‌تراشید تا آزارشان دهید؟
هیهات! آن‌ها نه از پای می‌افتند و نه خم می‌شوند
شما سرا پا مسلحید. آن‌ها دست‌های‌شان خالی‌ست
شما دنبال زور و زرید. آن‌ها دنبال عدالت و آزادی
دست‌های‌شان را می‌بندید اما افکار و عقایدشان را هرگز
پندارشان نیک است؛ کردارشان نیک و گفتارشان نیک
برای خوب بودن، هیچ انسانی به بردگی و بندگی تن نمی‌دهد
به خود آیید که عاقبت زندگی، گور کوچکی‌ست در دل خاک
آن‌ها از مال دنیا هیچ ندارند جز روحی بزرگ
شما همه چیز دارید جز روحی بزرگ
و عاقبتِ همه، گور کوچکی‌ست در دل خاک
------------------------------------------------
امیرارشد تاج‌ممیر در عاشورای ۸۸ برای کمک به دو دختر جوان با ماموران پلیس درگیر شد که خودروی نیروی انتظامی او را زیر گرفت و سه بار از روی بدنش عبور کرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر