۱۳۹۶ تیر ۲۸, چهارشنبه

بازداشت ۱۱ تن از هواداران عرفان حلقه توسط سپاه پاسداران

سپاه پاسداران با صدور اطلاعیه‌ای از بازداشت ۱۱ تن از هواداران عرفان حلقه در نجف‌آباد خبر داد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، معاونت اطلاعات سپاه صاحب‌الزمان استان اصفهان در اطلاعیه‌ای از دستگیری ۱۱ نفر از هواداران «عرفان حلقه» در نجف‌آباد خبر داد.
طی ماه‌های اخیر فشار بر طرفداران عرفان حلقه بیشتر شده است درحالی‌که تنها در شهرستان مشهد بیش از ۲۷ تن از شاگردان و مربیان عرفان حلقه از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

نام چه کسانی و نهادهایی در فهرست تحریم‌ جدید آمریکا علیه ایران قرار دارد


دولت آمریکا ۱۸ فرد و نهاد مرتبط به برنامه موشکی ایران و فعالیت های برهم زننده ثبات خاورمیانه را تحریم کرده است.
در این لیست که در اختیار رسانه ها قرار گرفته است، نام ۱۶ فرد و دو نهاد آمده است.
براساس بیانیه ای که وزارت خزانه داری آمریکا صادر کرد، دو این دو نهاد شامل سازمان جهاد خودکفایی نیروی هوافضای سپاه و مرکز تحقیقات باقرالعلوم تحت تحریم قرار گرفته اند.
همچنین نام شرکت هایی ذکر شده که این شانزده نفر عمدتا دست اندرکار آن هستند.
شرکت رایان رشد افزار
این شرکت با سپاه قدس همکاری داشته است.
- سید رضا قاسمی (از شرکت رایان رشد افزار
- فرشاد حاکم‌زاده (از شرکت رایان رشد افزار)
- محسن پارساجم (از شرکت رایان رشد افزار)
تعاونی کشتی‌سازی مد کندالو قشم
این شرکت با تهیه امکانات، تجهیزات و کمک و حمایت مالی در جزیره قشم، با سپاه پاسداران همکاری دارد. همکاری این شرکت از سال ۲۰۱۱ با نیروی دریایی سپاه آغاز شد. کشتی‌سازی مد کندالو قشم در آزمایش سلاح ها در تنگه هرمز به سپاه کمک کرده است و از تهیه کنندگان قایق های تندرو است که سپاه برای مزاحمت برای ناو های آمریکایی استفاده کرده است.
- گروه رامور
این گروه از طریق کشتی‌سازی مد کندالو قشم از سال ۲۰۱۲ با سپاه پاسداران همکاری دارد.
- رسیت تاوان
شرکت رامور به این نام تغییر کرده و توسط یک تبعه ترکیه اداره می شود و وابسته به کشتی‌سازی مد کندالو قشم است.

- امیلی لیو
شرکت دیگری است که مالک آن تبعه چین است و برای اهداف نظامی برای ایران امکانات تهیه می کند. این شرکت، وابسته به شیراز الکترونیک است.
شرکت نرم‌افزاری آجیلی
این یک شرکت هک است که پیشتر در دادگاهی در ورمونت به خاطر حملات سایبری کیفرخواستی علیه عوامل آن صادر شده است. این شرکت علاوه بر خدمات به ارتش و نهادهای نظامی ایران، اطلاعات به دست آمده از هک موسسات آمریکایی را در اختیار ایرانی ها قرار داده و به آنها فروخته است.
- محمدرضا رضاخواه (از شرکت نرم‌افزاری آجیلی)
- محمد سعید آجیلی، از شرکت نرم‌افزاری آجیلی
دیگر شرکت ها ونهادهای تحت تحریم

- شرکت آباساینس تک (مستقر در چین)
- شرکت اندیشه وصال خاورمیانه
- سازمان جهاد خودکفایی نیروی هوافضای سپاه
- سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی سپاه
- شرکت ریبیم اوپترونیکس (مستقر در چین)
- شرکت ریبیم کورپوریشنز (مستقر در چین)
- شرکت سانوی تک (مستقر در چین)

تحریم های جدید در حالی است که دوشنبه شب ۲۶ تیرماه، رکس تیلرسون وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا در دومین گزارش به کنگره آمریکا تایید کرد جمهوری اسلامی ایران به تعهداتش به توافق هسته ای دو سال پیش پایبند بوده است. وی همزمان، اعلام کرد ایالات متحده برای اجرای دقیق این توافق به ایران فشار خواهد آورد و به خاطر بی ثبات سازی خاورمیانه، ایران با تحریم های جدیدی روبرو خواهد شد.
براساس قانون در ایالات متحده، وزارت خارجه آمریکا موظف است هر ۹۰ روز یکبار، کنگره را در جریان اجرای صحیح برجام از سوی ایران بگذارد.
در بیانیه وزارت خزانه داری آمریکا تاکید شد در تحریم های جدید هفت سازمان و ۵ فرد به دلیل حمایت از نیروهای سپاه و نظامی ایران مورد تحریم قرار گرفته اند. در بیانیه وزارت خزانه داری آمده، افراد و نهادهای تحریم شده با ساخت پهپاد، تولید و نگهداری قایق های تندرو و تامین قطعات الکترونیکی حامی نیروهای نظامی و سپاه پاسداران ایران هستند.
اعتراض پیاپی آمریکا به برنامه موشکی ایران
تحریم های جدید در حالی است که از زمان روی کار آمدن دولت پرزیدنت ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا با تاکید بر «بد» بودن توافق هسته ای، خواستار فشار بر ایران شده بود. از جمله اعتراض مقام های آمریکایی به برنامه موشکی ایران است. براساس قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت که بعد از توافق هسته ای تصویب شد، ایران از آزمایش موشک بالستیک با قابلیت حمل کلاهک اتمی منع شده است. با این حال جمهوری اسلامی آزمایشاتی انجام داده و می گوید این آزمایش ها جنبه دفاعی دارد.
رکس تیلرسون وزیر خارجه آمریکا سه ماه پیش و بعد از پیروزی حسن روحانی از ایران خواسته بود برنامه موشکی مشکوک خود را متوقف کند.
پیش از این سنای آمریکا در مصوبه ای تحریم ایران را برای برنامه موشکی، بی ثبات سازی در منطقه خاورمیانه با حمایت از گروه های تروریستی و نقض حقوق بشر به تصویب رسانده است.
این درحالی است که مقام های دولت ایران همچنان با افزایش بودجه، بر برنامه موشکی خود ادامه می دهند.
در مقابل، برخی سناتور های آمریکایی از جمله تد کروز با اشاره به رفتارهای ایران، جمهوری اسلامی را بزرگترین تهدید علیه امنیت ملی آمریکا است.
پیشتر مقام های اسرائیل نیز از اقدامات بی ثبات کننده ایران در منطقه خاورمیانه انتقاد کرده بودند و بنیامین نتانیاهو به صراحت گفته بود: اسرائیل از اوضاع در غزه و کارخانه موشک سازی ایران در لبنان نگران است

تیراندازی یک سرباز وظیفه در پادگان آبیک قزوین سه کشته و هشت مصدوم برجای گذاشت

صبح روز جاری، یک سرباز وظیفه پس از ورود به آسایشگاه پادگان آبیک قزوین، هم خدمتی‌هایش را به رگبار بست،که بر اثر آن سه سرباز کشته و هشت تن دیگر نیز مجروح شده‌اند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، در پی این تیراندازی که امروز دوشنبه ۲۶ تیرماه، حدود ساعت ۱۶ رخ داد، روابط عمومی ارتش با انتشار اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «این تیراندازی بر اثر سهل انگاری یک سرباز وظیفه در منطقه نظامی آبیک و به طور ناگهانی رخ داده است.»
ایسنا به نقل از مدیر روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی نوشت: «۳ نفر از مجروحان حادثه‌دیده در پادگان آبیک وضعیت مناسبی ندارند و تحت مراقبت‌های ویژه قرار دارند.»
محمدحسن ارداقیان گفت: «شش نفر از مجروحان حادثه پادگان آبیک در بیمارستان شهید رجایی بستری شدند که از این تعداد سه نفر وضعیت مناسبی ندارند و در آی‌سی‌یو بستری هستند.»
وی ادامه داد: «سه مجروح دیگر در بخش‌های مختلف بیمارستان بستری هستند، اسامی این افراد به دلایل امنیتی از سوی ارتش اعلام‌نشده است.»
مدیر روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی قزوین گفت: «ضارب این حادثه نیز در آی‌سی‌یو بستری است و این خبر که وی فوت کرده است شایعه است.»
خبرگزاری مهر و خبرگزاری صدا و سیما اما درباره این حادثه نوشته اند سرباز ضارب به دلیل «نارضایتی» به آسایشگاه خود برگشته و پس از برداشتن اسلحه‌اش، هم خدمتی‌ های خود را به رگبار بسته است.
گزارش شده است این حادثه پس از آن اتفاق افتاده که افسران مافوق با درخواست این سرباز برای انتقالش به زادگاه خود مخالفت کرده اند.
دادستان آبیک اما از پیگیری پرونده این حادثه در دادسرای نظامی قزوین خبر داده و گفته است تحقیقات بازپرس ادامه دارد.
سعید احمدزاده به خبرگزاری فارس گفته است که به دلیل وقوع حادثه تیراندازی از سوی سرباز وظیفه به هشت نفر از سربازان در پادگان، موضوع از سوی بازپرس دادسرای نظامی در حال پیگیری است.
به گفته احمدزاده انگیزه‌های اولیه سرباز ضارب شخصی بوده که موجب شده هشت نفر قربانی شوند. سه نفر فوت کرده و پنج نفر هم زخمی شده اند. سرباز ضارب پس از تیراندازی به سوی سربازان، خودش را از ناحیه کتف و سینه مورد اصابت گلوله قرار می‌دهد.
خدمت سربازی در ایران برای مردان اجباری‌ است و مدت آن تا ۲۱ ماه است.
رادیو زمانه در این خصوص نوشته است؛ سربازان در طول دوران خدمت با سختی‌ها و مشکلات زیادی دست‌ و پنجه نرم می‌کنند. از جمله این دشواری ها می توان به امکانات محدود و برخوردهای نامناسب و در برخی موارد غیر‌انسانی بعضی پرسنل کادری ارتش و سپاه با سربازها به‌ خصوص در مناطق دور از مرکز و مخصوصا با سربازانی اشاره کرد که سطح تحصیلات پایینی دارند و با عنوان «سرباز صفر» شناخته می‌شوند.
در دوران سربازی معمولا از سربازها در اموری غیر‌مرتبط با توانایی‌ها و تخصص‌های‌ شان استفاده می‌شود. حوادث و سوانحی هم که در این دوره برای سربازها رخ می‌دهد اغلب قابل پیگیری نیستند و ساختار نیروهای مسلح در ایران هم معمولا اجازه پیگیری‌ احتمالی را نمی‌دهد.
همچنین در طول دوره خدمت حقوقی بسیار ناچیز به حساب سربازها واریز می‌شود.
استفاده از سلاح علیه خود یا دیگر سربازها از جمله مواردی است که در ارتباط با دوره سربازی معمولا خبرساز می شود.
شهریور ماه سال ۹۵، خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گزارش کرد یک سرباز وظیفه «کانون اصلاح و تربیت» در مادوان یاسوج (استان کهکیلویه و بویر احمد)، سه سرباز دیگر این کانون را به رگبار بسته و خود را نیز با شلیک گلوله کشته است.
در موردی دیگر، مهر ماه سال ۹۴ گزارش شد که یک سرباز در زندان آباده (استان فارس) به دلیل مشکلات روحی و اختلاف سلیقه با برخی سربازان مستقر در این زندان، به سوی آنها آتش گشوده که به دنبال این حادثه پنج سرباز کشته و یک نفر زخمی شد.

مرگ دختر ۱۷ ساله در پی مقاومت در مقابل تجاوز

دادستان عمومی و انقلاب بجنورد از وقوع یک فقره قتل یک دختر ۱۷ در منطقه حصار گرمخان این شهرستان در اثر سقوط از پشت بام خبر داد؛ این مقام قضایی دو مرد را متهم کرده که به قصد تعرض به این دختر با او درگیر شده بودند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از ایلنا، مسلم محمدیاران دادستان بجنورد گفت: این حادثه بعد از ظهر روز شنبه در منطقه حصار گرمخان رخ داده است.
او افزود: در بررسی‌های اولیه مشخص شد که دو نفر با توسل به زور به محل زندگی این دختر وارد و پس از فرار او به پشت بام، در اثر درگیری و مجادله صورت گرفته وی از پشت بام سقوط و فوت می‌کند.
به گفته دادستان بجنورد یک روز پس از این حادثه دو نفر به اتهام مشارکت در قتل عمدی از طریق تسبیب در جنایت توام با تهدید با چاقو دستگیر و پس از تفهیم اتهام روانه زندان شدند.
یاران افزود: متهمان ضمن اقرار صریح به ورود به عنف به منزل مقتوله با قصد برقراری رابطه نامشروع و تایید مجادله فی مابین، موضوع مداخله در سقوط و مرگ مقتوله را انکار کردند.
دادستان بجنورد تاکید کرد: پرونده در مرحله رسیدگی و انجام تحقیقات تکمیلی است.
Tags:


محمد نوریزاد،فیلمساز، خبرنگار، فعال شناخته شده سیاسی و طرفدار مبارزه بدون خشونت در اعتراض به حجاب اجباری با شال سفید به دیدار امیر امیرقلی رفته است. امیر امیرقلی،فعال سیاسی، پس ازدو سال و نیم از زندان آزاد شده است



جلوگیری از تشییع جنازه قربانی ماجرای #متروی_شهرری

شرط تحویل جنازه #اصغر_نحوی_پور به خانواده اش را عدم تشییع جنازه در محل اعلام کردند،
جنازه از غسالخانه مستقیما در بهشت زهرا دفن شد.


#چهارشنبه_های_سفید
ما با افتخار تمام شهر را با هم سفید پوش و بدون حجاب اجباری قدم زدیم، باید با همراهی مردان علیه حجاب اجباری تلاش کنیم فقط راهش این است که تنها نباشیم با هم قوی تر هستیم.
اینجا خوشحال و شاد کل پارک و بدون حجاب قدم زديم و همه میدونستن برای چهارشنبه های سفیده و از هیچ نگاهی نترسیدیم. ما منتظر تغيير قانون حجاب نيستيم بلكه خودمان جامعه را تغيير مي دهيم تا شهر به ديدن ما بدون حجاب ها هم عادت بكند. با حجاب و بي حجاب همراه هم هستيم و براي همين حق با ماست

عثمان مزین: «نداشتن اوراق هویتی همچون شناسنامه و فقر مالی باعث بازماندن کودکان از تحصیل می‌شود»

عثمان مزین، وکیل دادگستری گفت که نداشتن اوراق هویتی همچون شناسنامه و فقر مالی باعث بازماندن کودکان در ایران از تحصیل می‌شود.
آقای مزین «تبعیض و توزیع نابرابر و ظالمانه امکانات دولتی» را از عمده عوامل بازماندن کودکان از تحصیل در شهرهای مرزی و استان‌های محروم در ایران عنوان کرد.
آمار مشخصی از کودکان بازمانده از تحصیل در ایران وجود ندارد و همواره آمارهای متناقضی از سوی مسولان رده‌های مختلف در این زمینه اعلام می‌شود اما براساس نقشه‌ای که مرکز آمار ایران با عنوان نقشه باسوادی در این کشور منتشر کرده استان‌های سیستان و بلوچستان، کردستان و آذربایجان غربی، محروم ترین استان‌ها از نظر سطح سواد هستند.
محمدنعیم امینی‌فرد، رییس مجمع نمایندگان استان سیستان و بلوچستان در مجلس، تعداد بازماندگان از تحصیل در این استان را ۱۲۰ هزار نفر اعلام کرده و به خبرگزای مجلس ایران گفته است که براساس آمار نهادهای دولتی، حدود ۲۵ تا ۳۰ هزار نفر در استان سیستان و بلوچستان از تحصیل بازمانده‌اند اما نمایندگان مجلس تعداد این افراد را ۱۱۰ تا ۱۲۰ هزار نفر برآورد می‌کنند.
به گفته آقای امینی‌فرد «حدود ۷۰ درصد بازماندگان از تحصیل اوراق هویتی دارند و بیشتر در شهرهای ایرانشهر، چابهار، کنارک و نیک‌شهر و سراوان ساکن هستند و مشکلات اوراق هویتی و مسائل دیگر از جمله دلایل بازماندن از تحصیل ۳۰ درصد مابقی محسوب می‌شود.»
براساس اصل‏ سی قانون اساسی ایران  «دولت‏ موظف‏ است‏ وسایل‏ آموزش‏ و پرورش‏ رایگان‏ را برای‏ همه‏ ملت‏ تا پایان‏ دوره‏ متوسطه‏ فراهم‏ سازد و وسایل‏ تحصیلات‏ عالی‏ را تا سر حد خودکفایی‏ کشور به‏ طور رایگان‏ گسترش‏ دهد.»
بند سوم از اصل سوم قانون اساسی  هم به «آموزش‏ و پرورش‏ و تربیت‏ بدنی‏ رایگان‏ برای‏ همه‏ در تمام‏ سطوح‏، و تسهیل‏ و تعمیم‏ آموزش‏ عالی‏» اشاره دارد.
عثمان مزین، وکیل دادگستری در ایران، به کمپین بین المللی گفت: «محرومیت کودکان در ایران چندین علت دارد که فقر و نداشتن مدارک هویتی از عمده دلایل آن هستند. قانون اساسی بر رایگان بودن تحصیل تاکید کرده اما این برای کسانی است که تابعیت ایران دارند. ما کودکان بسیاری در ایران داریم که هرچند مادر آنها ایرانی است و در ایران هم دنیا آمده‌اند اما تبعه ایران محسوب نمی‌شود. وقتی تبعه ایران نیستند متعاقبا به آنها شناسنامه و مدارک هویتی داده نمی‌شود و عملا از تحصیل محروم می‌شوند.»
به گفته آقای مزین «سیستم تابعیت در ایران تابع سیستم خون است و اگر پدر ایرانی نباشد کودکان ایرانی محسوب نمی‌شوند و نمی‌توانند مدرسه بروند.» او گفت: «در سیستان و بلوچستان افراد زیادی که فاقد شناسنامه هستند وجود دارد. در کردستان کودکانی داریم که ایرانی تلقی نمی‌شوند و به همین دلیل اجازه تحصیل به آنها داده نمی‌شود. البته دولت لایحه‌ای تهیه کرده که به کودکانی که بی‌هویت هستند یا پدران شان خارجی هستند حداقل اجازه تحصیل داده شود. درست است هویت ایرانی نمی‌دهند ولی اجازه داده شود حداقل درس بخوانند. اگر این لایحه در مجلس تصویب شود خیلی خوب می‌شود. اما این لایحه تاکنون سرانجامی نداشته است.»
آقای مزین گفت: «چنین مواردی در شهرهای مختلف پراکنده هستند. راه‌های غیرقانونی برای حل این مساله البته وجود دارد اینکه یکی از بستگان ایرانی اینها، برای‌شان شناسنامه بگیرد یا به نام فرد دیگری برای او شناسنامه بگیرند که این یکی از راه‌های معمول است. راه دیگر درباره کسانی که من می‌شناسم این است که از ایران می‌روند وقتی بچه نمی‌تواند تحصیل بکند می‌روند کشور دیگر که امکان تحصیل پیدا کند اما همه کودکانی که مدارک هویتی ندارند لزوما شامل این دسته نیستند و در سیستان و بلوچستان به خصوص کودکان ایرانی زیادی داریم که شناسنامه ندارند”»
«عدم ثبت ازدواج و پدران بدون شناسنامه» در گزارشی که خبرگزاری مهر منتشر شده مانع ثبت نوزادان و بی‌شناسنامه ماندن آنها در سیستان و بلوچستان می‌شود. در چند دهه اخیر، عواملی همچون نبود نمایندگی ثبت احوال در نقاط دورافتاده، دوری از مرکز شهرستان، بی‌‎سوادی و ناآگاهی از مزایای شناسنامه و زایمان در منزل یا بیابان، باعث شده است هزاران نفر در استان سیستان و بلوچستان ایران مدرکی قانونی به عنوان سند هویتی خود نداشته باشند.
عثمان مزین گفت: “علی‌الخصوص در مناطق روستایی، بچه‌ها وسط سال تحصیلی می‌روند کوره‌های آجرپزی کار می‌کنند و همین باعث می‌شود که وقفه در تحصیل پیش بیاید. در مناطق مرزی در خیلی از روستاها فقط مدرسه ابتدایی یا نهایتا راهنمایی وجود دارد و کودکان برای دبیرستان باید به شهر بروند و وسع مالی ندارند. درس را به ناچار رها می‌کنند.  این طور کودکان در خوش بینانه‌ترین حالت تا پایان مقطع راهنمایی تحصیل می‌کنند خیلی‌هایشان تا پایان مقطع دبستانی. علی‌الخصوص اگر این کودکان دختر باشند که به ناچار از سوی خانواده‌های خود از تحصیل محروم می‌شوند”.
آقای مزین با اشاره به قانون اساسی ایران که فراهم کردن آموزش و پرورش رایگان را وظیفه دولت می‌داند گفت: “متاسفانه در برخی مناطق، امکان تحصیل فراهم شود و در برخی مناطق از جمله مناطق مرزی فراهم نمی‌شود. این نشان دهنده توزیع نابرابر و ظالمانه امکانات دولتی و نوعی تبعیض است. مضافا بر اینکه لایحه حمایت از حقوق کودکان، محروم کردن کودکان از تحصیل را جرم انگاری کرده و جزو موارد خطرآفرین قید می‌کند. کودک باید تا پایان تحصیلات بتواند از تحصیل برخوردار شود ولی نه آموزش و پرورش پی‌گیری می کند و نه والدین توان این را دارند و عملا بسیاری از کودکان نمی‌توانند تحصیلات متوسطه را به پایان ببرند.”
قانون حمایت از کودکان و نوجوانان، ممانعت از تحصیل کودکان را ممنوع دانسته و می‌گوید: مرتکب به سه ماه و یک روز تا شش ماه حبس و یا تا ده میلیون ریال جزای‌نقدی محکوم می‌گردد.
عثمان مزین، وکیل دادگستری گفت: «باید واحدهای بازرسی در کلیه مناطق فعال شوند و هرنوع جرایم علیه اطفال اگر مشاهده می‌کنند گزارش کنند مثل محروم کردن اطفال از تحصیل و وادار کردن آنها به کار و تکدی گری. بعضا خانواده‌هایی هستند که والدین چنین می‌کنند اگر این بازرسان فعال شوند به مناطق مختلف سرکشی کنند و کودکانی که به ناگهان ترک تحصیل می‌کنند و در کلاس و مدرسه حاضر نمی‌شود را شناسایی و پی‌گیری کنند آمار کودکانی که از تحصیل باز می‌مانند بسیار تغییر می‌کند.  خیلی از این کودکان ناخواسته دچار این شرایط ناگوار می‌شوند.»
به گفته او «برخوردار کردن این کودکان از تحصیل رایگان شاید برای حکومت هزینه بر باشد اما این اصل صریح قانون اساسی است و باید اجرا شود از طرفی زندگی کردن یک فرد بی‌سواد به مدت ۵۰-۶۰ سال ضررهای بیشتری به جامعه وارد می‌کند و اگر ما بحث نفع و فایده هم بکنیم هزینه مختصری که در مناطق محروم برای تحصیل کودکان می‌شود به مراتب بازدهی بیشتری نسبت به منافع جمعی دارد و از همه مهم تر بسیاری از این کودکان اگر از جنبه تحصیلی رسیدگی شود و فضا و امکانات برابر با دیگر مناطق برای‌شان فراهم شود قطعا استعداد و قوه علمی بالایی دارند.»

تربیت ناصحیح پسران، دامن‌گیر‌ دختران می‌شود

سیمین فروهر
مطلبی از یک نویسنده هندی ترجمه کردم که به موضوع آزار و اذیت جنسی دختران نوجوان از سوی پسران هم‌کلاسی خود در مدارس هند می‌پردازد. کشور هند از جمله کشورهایی است که در آن مدارس مختلط وجود دارد و دختران و پسران این امکان را دارند که با هم سر کلاس‌های درس واحد بنشینند. همین موضوع باعث می‌شود که در این جوامع گزارش‌هایی از آزار جنسی دختران توسط پسران در کلاس‌های درس موجود باشد.
حال سؤال این است که آیا مسئله مطرح‌شده در این مقاله، در کشور ما نیز مابه‌ازاء دارد؟ همان‌طور که می‌دانیم در ایران مدارس از ابتدایی تا دبیرستان تک‌جنسیتی هستند و امکان تحصیل دختران و پسران در یک مدرسه وجود ندارد؛ اما آیا در عرصه‌های دیگر جامعه دختران نوجوان از سوی پسران تازه بالغ‌شده مورد آزار قرار نمی‌گیرند؟ آیا سیاست تفکیک جنسیتی مدارس در زدودن این آسیب از سطح جامعه موفق بوده است؟ آیا عرصه‌های دیگری در جامعه موجود نیستند که در آن دختران کم‌ سن‌وسال مورد ارجاعات جنسی پسران قرار گیرند یا شوخی‌ها و تماس‌های فیزیکی ناخوشایند از سوی آنان دریافت کنند؟
  • به سال‌ها پیش برمی‌گردم. یک روز عصر تابستانی است و من و دوستانم در کوچه مشغول بازی هستیم. دختران و پسرانی صمیمی و مهربان و مراقبت‌کننده از یکدیگر؛ اما روزی پسرک، که حتا مطمئن نیستم بالغ شده بود یا نه تصمیم می‌گیرد ما را پشت ماشینی ببرد، شلوارش را پایین بکشد و از ما بخواهد که ادرار کردنش را تماشا کنیم! ترسیدیم و دویدیم و فرار کردیم اما خاطره آن روز هیچ وقت از ذهن من بیرون نرفت. مسخره و منزجرکننده بود. هرچه بیشتر فکر می‌کنم کمتر می‌فهمم هدفش چه بود و با آن عمل می‌خواست به چه مقصودی برسد. مطمئنم هیچ‌کدام از آن دخترهایی که آن روز با من بودند مثل من این اتفاق را از یاد نبرده‌اند.
  • یادم نیست چند سالم بود اما چندان بزرگ نشده بودم. خانه یکی از آشنایان مهمان بودیم. بچه‌ها در اتاقی مشغول بازی بودند. من پیش مادرم بودم که دیدم یکی از مادرها که رفته بود در اتاق به بچه‌ها سری بزند بیرون آمد و پچ‌پچ‌کنان و با عصبانیت می‌گفت فلان پسر پایش را زیر دامن دخترها می‌برد! تصویر آن پچ‌پچ کردن و همهمه بعد از آن و گفت‌و‌گوی درونی من با خودم پیرامون چرایی آن ماجرا، هنوز در ذهنم است.
  • در دوران نوجوانی یکی از دوستانم تعریف کرد که یک روز که در خانه تنها بوده پسرعمه‌اش به خانه‌شان می‌آید. پسر که از نبود والدین دوست من مطمئن بوده از او می‌خواهد که با هم بروند روی تخت و فقط کنار هم بخوابند. دوستم عصبانی شده بود و او را از خانه بیرون کرده بود. ترس از وقوع دوباره این حادثه همواره با او بود و اثرات مخرب این اتفاق تا مدت‌ها همراهش.
این‌ها تنها مشتی از خروارها تجربه‌ای است که همه ما، اگرچه در مدارس تک‌جنسیتی تحصیل کرده‌ایم اما در سایر عرصه‌های جامعه، از عمومی‌ترین تا خصوصی‌ترین، با آن‌ها روبرو بوده‌ایم. واکاویدن این معضل، پژوهشی جامعه‌شناختی می‌طلبد و پرداختن به ریشه‌های آن در این نوشته نمی‌گنجد؛ اما واضح آن است که ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که پسران (و دختران) از بدو تولد در خانواده و بعد از آن در مدرسه و جامعه، عمدتاً با رویکردهای جنسیتی نابرابر و تبعیض‌آمیز پرورش می‌یابند و ذهن آن‌ها با هنجارها و کلیشه‌های جنسیتی شکل می‌گیرد. این نوع تربیت باعث می‌شود که ادراک مخدوشی هم از خود و هم از دیگران برای آن‌ها شکل گیرد. پسران و دختران مطابق با نوع تربیتی که دریافت می‌کنند صفات خاصی را دارا می‌شوند، نقش‌های تفکیک‌شده‌ای به آن‌ها محول می‌شود و رفتاری متناسب با این صفات و نقش‌ها بروز می‌دهند. در این فرهنگ پسران به سوی نمایش هرچه بیشتر قدرت مردانه سوق داده می‌شود که با ورود آن‌ها به دوران بلوغ بیش از پیش نمود بیرونی به خود می‌گیرد. در این مرحله از رشد پسران دوره تکامل جنسی خود را طی می‌کنند اما به دلیل تربیت نادرست راه مواجهه با بلوغ جنسی را بلد نیستند.
اگرچه پسران با محدودیت‌های جنسی روبرو هستند اما اعتباری که تا کنون از خانواده و جامعه کسب کرده‌اند باعث هموار شدن مسیر مکاشفه‌های جنسی برای آن‌ها می‌شود. در کوچه و خیابان، مهمانی‌ها و دورهمی‌های خانوادگی و کلاس درس آموزشگاه و دانشگاه به دختران دور و برشان که تا دیروز با هم بازی می‌کردند و شاد بودند متلک‌های جنسی/جنسیتی می‌گویند، جوک‌های رکیک تعریف می‌کنند، جنس/ جنسیت آن‌ها را به تمسخر می‌گیرند و اگر امکان یابند آن‌ها را لمس می‌کنند غافل از این‌که درحال آزار رساندن به دوستان دوران کودکی خود هستند که ممکن است تبعات این آزار و اذیت تا پایان عمر با این دختران باقی بماند.
راه حل چیست؟
لازم است تربیت پسرانمان را بر مبنای کلیشه‌های جنسیتی متوقف کنیم تا بتوانیم بستر امن و آرامی برای فرزندانمان مهیا کنیم. پسران ما باید بیاموزند که رضایت و سرخوشی آن‌ها از مسیر ناآرام کردن و آزار دادن گروهی از هم‌بازی‌های دوران کودکی‌شان نمی‌گذرد. باید به آن‌ها یاد بدهیم که زن و مرد هیچ کدام بر دیگری ارجح نیستند، هیچ کدام به واسطه جنسیتشان محکوم به انجام دادن یا انجام ندادن کاری نیستند و الصاق نقش‌های اجتماعیِ معطوف به جنسیت بر افراد محکوم و منفور است. به این ترتیب پسران ما به مادران، دوست‌دخترها و همسرانشان احترام خواهند گذاشت؛ زن‌هایی که ممکن است دختران خود ما باشند. ما موظفیم به کودکان خود اعم از دختر و پسر یاد بدهیم که بدن‌های خود را بشناسند و از آن‌ها مراقبت کنند. آن‌ها باید بدانند که زندگی و تحصیل و تفریح در آرامش حق آن‌ها است و لازم است یاد بگیرند که مقابل هرکس که سعی داشت این حق را از آن‌ها سلب کند با جسارت و اعتماد به نفس بایستند.

زنجیر کردن یک زندانی به میله پرچم در زندان اردبیل

روز دوشنبه ۲۶ اردیبهشت‌ماه یک زندانی در زندان مرکزی اردبیل از سوی مسئولین زندان جهت تنبیه برای چندین ساعت به میله‌های زندان زنجیر شد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، یک زندانی با هویت «افشین زینالی» از ساعت ۳ بعدازظهر روز دوشنبه به صورت تنبیهی به میله‌های زندان زنجیر شده و در نخستین ساعات روز سه شنبه به بند بازگردانده شده است.
پیش از این نیز زندانیان دیگری از جمله عباس علیپور و محمد صابر ملک رئیسی در این زندان به این صورت از سوی مسئولین تنبیه شده بودند.
افشین زینالی با اتهام «سرقت» در اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۳ بازداشت شده و پیش‌تر نیز به صورت تنبیهی به میله‌های زندان زنجیر شده بود.

۱۳۹۶ خرداد ۶, شنبه


ایران سومین کارخانه ساخت موشک بالیستیک را راه انداخت؛ واکنش فرانسه

رومان نادال، سخنگوی وزیر خارجه فرانسه، نسبت به خبر ساخت سومین کارخانه موشک های بالیستیک توسط ایران ابراز نگرانی کرد.
سخنگوی وزارت خارجه فرانسه روز جمعه پنجم خرداد ماه در واکنش به خبر ساخت سومین کارخانه ساخت موشک بالیستیک از سوی ایران، از ایرانی ها خواسته تا به قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد پایبند بمانند و از ایجاد تنش در منطقه خودداری کنند.
به گفته آقای نادال، هر اقدامی که در راستای ساخت موشک های بالیستیک با قابلیت حمل کلاهک هسته ای صورت بگیرد، بنا به مفاد قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل ممنوع است. پیش از این ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورهای غربی نسبت به آزمایش موشکی ایران اعتراض کرده بودند.
براساس قطعنامه سازمان ملل، ایران اجازه آزمایش موشک های بالستیک با قابلیت حمل کلاهک اتمی را ندارد. ایران ضمن رد این ادعاها، می گوید برنامه موشکی این کشور برای دفاع ضروری است.
خبرگزاری نیمه رسمی فارس روز پنجشنبه چهارم خرداد ماه به نقل از یک فرمانده ارشد سپاه پاسداران ایران خبر از این داد که ایران سومین کارخانه زیرزمینی تولید موشک های بالیستیک را ساخته است.
بنا به گزارش فارس، امیرعلی حاجی زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گفت ساخت این کارخانه زیرزمینی که طی چند سال اخیر صورت گرفته است به قصد توسعه قابلیت های موشکی ایران است.
خبر ساخت این کارخانه در حالی منتشر شد که دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، در نخستین سفر بین المللی خود که بخشی از آن شامل دیدار با مقامات عربستان سعودی بوده است، ایران را حامی گروه های شبه نظامی و تهدیدی برای کشورهای خاورمیانه خوانده است.

 



مادر محمد جهان‌آرا در گفتگو با ژیلا بنی یعقوب: «من می‌دانم پسرم بی‌گناه بود، محمد هم می‌دانست. همه‌ش می‌گفت مادر غصه نخور. حسن بی‌گناه است، روزنامه خواندن که جرم نیست. محمد شهید شد و ندید برادرش که بی‌گناه بود و هشت سال حکم زندان داشت بعد از هفت سال در تابستان ۶۷ اعدام شد.»
مادر جهان‌آرا تند و تند حرف می‌زد، از پسرهایش، از شهیدانش. بیشتر از همه از حسن.
می‌گفتم: مادر، اجازه نمی‌دهند این حرف‌های شمارا چاپ کنم. می‌گفت برای خودت می‌گویم. نمی‌توانی بنویسی اما می‌توانی برای چند نفر تعریف کنی."
من از محمد جهان آرا پرسیدم مادرش از حسن گفت
خیلی جوان بودم. خرداد 76 را تازه پشت سر گذاشته بودیم. سردبیری همشهری گفت با خانواده شهدا مصاحبه کنم، به مناسبت بزرگداشت هفته جنگ. خیلی زود خانواده محمد جهان‌آرا را به عنوان یکی از مصاحبه شونده ها انتخاب کردم، فرمانده شهید سپاه خرمشهر همیشه برایم جذابیت داشت، نمی‌دانم چرا؟ شاید به خاطر آهنگ ممد نبودی.
خانه بی آلایش و بسیار ساده شان حوالی میدان گرگان بود. آن روز هم مادر محمد به پرسش‌ها پاسخ می‌داد بود هم خاله‌اش که او هم در زمان شاه مثل محمد زندانی سیاسی بود، خاله محمد بیشتر از مبارزات محمد و برادرش در زمان شاه می‌گفت، از ازدواج ساده محمد.... و مادرش از روزهای بعد از انقلاب.
می‌دانستم سه شهید دارند. محمد که فرمانده سپاه خرمشهر بود، علی که در زندان شاه و زیرشکنجه ساواک شهید شده بود، محسن که در خرمشهر اسیر و مفقودالاثر بود. به اطراف که نگاه کردم نه عکس سه نفر که عکس چهار نفر را دیدم. یکی عکس حسن بود، انگار دانشجو بود که سال شصت در تظاهرات سازمان بازداشت شد. همان روز که بازداشت شد محمد به خانه رفت و به مادرش گفت توی یک ساک برای حسن لباس و وسایل ضروری بگذارد. گفت که نگران نباش مادر. ما همه می‌دانیم حسن هیچ کاری نکرده جز خواندن روزنامه و شرکت در چند تظاهرات. زود آزاد می‌شود.
مادر جهان آراها تند و تند از حسن می‌گفت، از حسن که تابستان 67 اعدام شد. من از محمد و بقیه پسرهای شهیدش می‌پرسیدم و او از حسن می‌گفت. انگار دلش می‌خواست بیشتر از پسری حرف بزند که حرف زدن از او ممنوع بود: «همه بچه هام خوب بودند اما حسن از همه خوب‌تر و باتقواتر بود.» با خودم گفتم شاید این ممنوع بودن نامش او را در چشم مادر این‌همه عزیزتر کرده»
به عکس ها نگاه کرد و گفت: «هر بار از بنیاد شهید می‌آیند و می‌گویند عکس حسن را بردارید. بنیاد شهید زیاد مهمان ایرانی و خارجی به خانه ما می‌آورد. به مهمانان می‌گویند این‌ها خانواده سه شهید هستند. به ما می‌گویند اگر عکس حسن هم باشد درباره او چه می‌خواهید بگویید؟»
بارها اشک توی چشمانش جمع شد. گفت: «برای من هر چهارتا پسرم هستند، چرا عکس یکی را بردارم؟»
دلش پر از حرف‌های ناگفته بود، پر از غصه: «ناراحتی‌ام بیشتر از این است که اگر می‌خواستند پسرم را اعدام کنند چرا نزدیک هفت سال در زندان نگهش داشتند، زندانِ خیلی سختی بود، می‌گفت توی سرمای زمستان باید با آب سرد حمام می‌کردند، می‌گفت که...»
بغض داشت و حرف می‌زد: «من می‌دانم پسرم بی‌گناه بود، محمد هم می‌دانست. همش می‌گفت مادر غصه نخور. حسن بی‌گناه است، روزنامه خواندن و تظاهرات که جرم نیست.»
محمد شهید شد و ندید برادرش که بی‌گناه بود و هشت سال (دوازده سال؟)حکم زندان داشت بعد از هفت سال اعدام شد.
مادر جهان‌آرا تند و تند حرف می‌زد، از پسرهایش، از شهیدانش. بیشتر از همه از حسن.
می‌گفتم: مادر، اجازه نمی‌دهند این حرف‌های شمارا چاپ کنم. می‌گفت برای خودت می‌گویم. نمی‌توانی بنویسی اما می‌توانی برای چند نفر تعریف کنی.
پدر کمی حرف‌های همسرش را گوش داد و بی‌هیچ حرفی بلند شد و رفت. انگار مغازه کوچکی داشت همان اطراف و زندگی‌شان از همان می‌گذشت. زندگی‌شان بیش‌ازحد ساده بود. سهمشان از زندگی و انقلاب از دست دادن چهار پسر بود که جز محمد کسی از سه نفر دیگر حرفی نمی‌زد.
سکوت پدر بدجور سنگین بود. انگار دلش نمی‌خواست دراین‌باره حرفی بزند، شاید حتی نمی‌خواست حرف‌های همسرش را بشنود که بلند شد و رفت.
پدرشان برای نجات حسن همه‌جا رفت. پیش هرکس که دستش رسید، بهشان می‌گفت سه پسرم در راه انقلاب شهید شدند، شما این‌یکی را به ما ببخشید. اما هیچ‌کس قبول نکرد، هیچ‌کس.
مادر آرزو می کرد« کاش پسرم را همان اول اعدام می‌کردند که رنج هفت سال زندان را نمی‌کشید. مگر پسرم به زندان محکوم نبود چرا کشتندش؟»
بعدها در خاطرات آیت‌الله هاشمی رفسنجانی خواندم پدر جهان آراها نزد او نیز رفته بود. هاشمی نوشته بود نتوانستم برایش کاری کنم.
مادر محمد حرف می‌زد و من یادداشت برمی‌داشتم، یادداشت‌هایی که می‌دانستم جایی در همشهری و هیچ روزنامه دیگری ندارد. اما یادداشت‌ها را نگه داشتم، به مادران جهان‌آرا قول داده بودم برای دیگران تعریف کنم.
پی نویس:مصاحبه ام با مادرشهید محمد جهان آرا همان روزها در روزنامه همشهری چاپ شد، البته بدون گفته هایش در باره حسن..علاوه بر خانواده جهان آرا برای آن گزارش با مادر سه شهید در نازی آباد و مادر سه شهید دیگر(افراسیابی در خیابان پیروزی)مصاحبه کردم که به صورت یک گزارش دو شماره ای به چاپ رسیدند.(سال 76 یا شاید 75)


شبنم مددزاده: برای مهوش و فریبای عزیزم
به یاد تنگی وحشت سلول های ۲۰۹ و سردابهای اوین و گوهردشت و قرچک ورامین و روزهای پنج سال پیوند ناگسستنی مان...
برای مهوش که شعرها و احساس های پاک انسانی اش "مهلکه های ظلم و جور را هویدا می کند "و به یاد روزها و ثانیه هایی که شعرهای پر از احساس وزیبا و به قول خودش شعرهای "داغ و از تنور " در آمده، که بر خواسته از عواطف انسانی وهمدردی و قلب آکنده از مهرش بود را برای من می خواند ..
برای فریبا نازنینم ، برای صلابت و استواری اش ، که روی گشاده و لبخندهایش دنیای آرامش بود، به یاد تمامی واژه های کتاب هایی که باهم خواندیم ، به یاد لحظه های بعد از ملاقات که روی تختش بارها و بارها لحظات و جملات ۲۰ دقیقه دیدار را مرور می کردیم و سرشار می شدیم... هنوز لحظه ها و حالتش وقتی این شعر را به یاد یکی از هم وطنان بهایی اعدام شده در دهه سیاه شصت برایم خواند ، جلوی چشمانم است:"يادته گفتي و گفتم كه چه تنگه قفسامون؟/توي اين تنگي وحشت چه ميگيره نفسامون؟/تو ميخواستي كه فدا شي من ميخواستم كه رها شم/تو ميخواستي كه فنا شي من ميخواستم كه نباشم..."
مهوش و فریبا عزیز!
از اولین سخن های بی واژه و بی کلاممان از دریچه ی کوچک در ِ آهنین سلول های انفرادی ۲۰۹ آنجا که یافتن برق نگاه دو جفت چشم درمیان غبار تیره ی مرگ که بر ثانیه هایش نشسته عظمت زندگی است، نگاههای بی واژه در اندک زمانی که از آن راهروی باریک عبور می کردیم و مشت های کوبیده شده بر دیوار زمخت و بتنی سلول، و شکارغفلت پاسدار بند برای دیدن هم زنجیری نا آشنا ، همه وهمه جاری کردن مقاومت بود در لحظه های لنگر انداخته ی زمان در میانه تحقیر و فشار و بازجویی و شکنجه ...، تا هم سلولی شدن چهار ماه مداوم در ۲۰۹ در روزهای تابستان پرالتهاب ۸۸ که التهاب خیابان های ایران با رفت و آمد زندانیان دیگر و خبرهای جسته و گریخته به سلول کوچکمان سرایت کرده بود، درد ها و زخم های بی خبری ، روزهای پر از ظلم گوهردشت که رنج و ستم رفته بر زنان سرزمینمان را لحظه به لحظه شاهد بودیم ، صدای بلندگوی زندان برای ممنوع کردن رفت و آمد سایر زندانیان به سلول شما و صدای زن پاسداربند برای تبعیدتان به بند زندانیان خطرناک (بند ۲۰) زندان گوهردشت، بازجویی هایتان به خاطر محبت کردن و رسیدگی به زندانیان عادی ، لحظه های جانکاه تبعید به قرچک ورامین و زندگی کردن در سوله های درد و اندوه وصف ناشده ی زنان بی پناه و تنها ،زندگی کردن لحظه به لحظه ی جور و ستم با نگاههای دردمند دخترکان مظلوم،با هم نشستیم و درد شدیم و بی صدایی زنان سرزمینمان را بغضی کردیم در گلو، با هم نشستیم در میان عمق ظلم و جنایت ، با هم نشستیم و از روز زیبای آزادی گفتیم وآن روزها را به سخره گرفتیم و خندیدیم که قلبمان ایمان داشت به آزادی ...و باز انتقال به زندان اوین و ایزوله کردن در میان سکوت و سکون و بی خبری با هفته ای ۲۰ دقیقه ارتباط با خانواده ،اما در مسیر خنده ههای ما و دست هایی که به هم دستبند شده بود نوید پیوندی عمیق را دادند ، پیوند قلب های انسانی که مرزی را نمی شناسد ...
در میان ظلم و ستم و بی عدالتی ، همدلی و هم صدایی و یکی بودن در تارو پود لحظه هایمان گره خورد و ما در هم تنیده شدیم ... بی واژه ،بی شکل ازجنس صلح و برابری ... ما ظلم و جنایات را با چشم هایمان دیدیم و بی عدالتی را نفس کشیدیم و آنجا بود که پرده های جهل و جور در مقابل چشمانمان به زمین افتاد...
9 سال گذشت و شما تمام این سالها را روزها و شب هایش را ایستادید و ادامه دادید... تن نداید به انجماد لحظه ها و به گردباد ثانیه های پرستم ،به شکنجه ها و اتهام های بی اساس و دادگاههای نمایشی و حکم های ۲۰ ساله و ۱۰ ساله .. تن ندادید به دروغ و نیرنگ و فریب.
من زخم های نشسته بر تنتان را از نزدیک دیده ام ، گلگون شدنشان را وقتی خبری از ظلم و جنایت های ضد انسانی بر جامعه بهایی ایران به شما می رسید را هم، و همدلی و همراهیتان را با یاران همبندتان در زندان گوهردشت را...
من همه آنها را دیدم و توشه ی راهم کردم برای بازستاندن حق زندگی انسانهای بی گناه سرزمینم ، برای بازستاندن حق آزادی عقیده و اندیشه و بیان...
ما دردهای مشترکمان" را با هم زیسته ایم، باعشق و ایمان روزهای روشن فردا را باهم بارها تصویر کرده ایم ، من تکه هایی از قلبم را میان همان راهروهای سرد و باریک ۲۰۹ و سلول های گوهردشت و سوله های قرچک ورامین میان همان زنها و دختران و پشت در بزرگ زندان اوین جا گذاشته ام و به حرمت همان لحظه ها و دردهای مقدسمان عزم جزم کرده ام که تا جان دارم در رکاب بیشماران و عاشقان صلح و آزادی فریاد شوم تمامی آن درد ها را، تا پای میز محاکمه بکشانیم جانیان و قاتلان هزاران نفر ازانسانهای بیگناه ، مبارزان و عاشقان این سرزمین و صدها تن از هموطنان بهاییمان را... ناقوس مرگ ظالمان و جنایتکاران این سرزمین به صدا در آمده است و ایمان دارم ما در سپیده ای روشن و درخشان از صلح و آزادی و امنیت در ایران دوباره همدیگر را درآغوش خواهیم کشید...
به امید آن روز
برگرفته از فیس بوک زندانی سیاسی تازه از بند رسته، "شبنم مددزاده"

مصدومیت سه تن بر اثر اسیدپاشی در اهواز


رییس مرکز اورژانس و فوریت‌های پزشکی خوزستان اعلام کرد که بر اثر اسیدپاشی در اهواز ۳ نفر مصدوم شدند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از رکنا، دکتر شهیار میرخشتی، رییس مرکز اورژانس و فوریت‌های پزشکی خوزستان بیان داشت: «این حادثه در ساعت ۱۴:۴۴ پنج‌شنبه (۴ خردادماه) در منطقه صد دستگاه باهنر اهواز رخ داد».
وی تصریح کرد: «در این حادثه ۳ نفر در اثر سوختگی با اسید مصدوم شدند».

موج اعدام‌ها پس از انتخابات ریاست جمهوری؛ اجرای حکم دستکم بیست تن ظرف یک هفته


طی هفته گذشته دستکم بیست زندانی در شهرهای زاهدان، مشهد، بیرجند، کرمانشاه، کرج، اردبیل، تبریز، اصفهان، ارومیه و اراک به طناب دار آویخته شدند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، پس از پایان انتخابات ریاست جمهوری موج اعدام‌ها از سر گرفته شده و حکم اعدام دستکم ۲۰ تن در نقاط مختلف ایران اجرا گشته که از این میان، اتهام ۱۰ تن «قتل»، ۸ تن «مرتبط با مواد مخدر» و دو تن «تجاوز» بوده است.
فعالان حقوق بشری اعلام کرده‌اند که وضعیت حقوق بشر در ایران در دوره اول ریاست جمهوری حسن روحانی بهبود چندانی نداشته است؛ حتی برخی از کارشناسان از بدتر شدن وضعیت حقوق بشر گزارش دادند.
یکی از مهم‌ترین مشخصه‌های نقض حقوق بشر در ایران در سال‌های ریاست جمهوری آقای روحانی، تداوم اعدام‌های گسترده بوده؛ اگرچه اعدام متهمان در حیطه وظایف قوه قضائیه است اما تلاش نتیجه‌بخشی نیز از سوی دولت برای متوقف کردن حجم گسترده اعدام‌ها در ایران دیده نشده است.
عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، پیش‌ازاین با انتشار اولین گزارش جامع خود از وضعیت حقوق بشر ایران، درباره شمار اعدام‌ها ابراز نگرانی کرد و اعلام داشت که این تعداد در سطح «هشداردهنده» است.
در گزارش خانم جهانگیر آمده است که برای ایجاد هر نوع تغییر قابل‌توجه به‌منظور بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران، اعمال تغییرات عمیق قانونی و ساختاری در این کشور امری ضروری و لازم است.
سازمان ملل متحد نیز از منتقدان اعدام‌ها در ایران است و در فروردین سال گذشته زید رعد الحسین، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، از ایران خواسته بود که دستکم تا زمان تصمیم‌گیری مجلس در خصوص قوانین مربوط به مجازات قاچاقچیان مواد مخدر، از اعدام این محکومان خودداری کنند.
از سویی دیگر، سازمان عفو بین‌الملل نیز در بخشی از گزارش سالیانه خود عنوان داشته که چنانچه کشور چین با ۱.۴ میلیارد نفر جمعیت را در آمار در نظر نگیریم، شمار اعدام‌ها با حکم قضایی در ایران، ۵۵ درصد کل موارد ثبت‌شده در جهان است.
این سازمان همچنین تأکید کرده است که بسیاری از اعدام‌شدگان، «زیر شکنجه» به «جرائم» نسبت داده‌شده «اعتراف کرده‌اند» و مواردی وجود دارد که فرد به جرایمی که اساساً پس از بازداشت او رخ‌داده‌اند، اعتراف کرده‌است.
این نخستین بار نیست که مقام‌های قضایی ایران به صدور احکام اعدام بر پایه اعترافات زیر شکنجه متهم می‌شوند. مقام‌های ایرانی بارها «وقوع شکنجه» را رد کرده و در مواردی نیز این اتهام را در راستای «تخریب چهره نظام» توصیف کرده‌اند.

صدور حکم جمعاً ۴۱ سال حبس برای نه شهروند بهایی در زاهدان


نه تن از شهروندان بهایی ساکن شهر زاهدان از سوی دادگاه انقلاب مجموعاً به ۴۱ سال حبس محکوم گشته‌اند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، بهرام روحانی، سیاوش رحیمی، فرشید دادور، شایان رحیمی، هیدا یزدان، مهرنوش رمضانی زاده، امیلیا حکیمان و شعله رام از سوی دادگاه انقلاب زاهدان هرکدام به ۵ سال زندان تعزیری و تبسم حسینی که ۱۹ سال سن دارد، به یک سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند.
احکام صادرشده از سوی دادگاه انقلاب زاهدان در تاریخ ۲ خردادماه ۱۳۹۶ به این بهائیان ابلاغ و اتهام آنان «اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده است.
بنا به گزارش بهایی نیوز؛ دادگاه بدوی این زندانیان در اواخر اردیبهشت‌ماه سال جاری برگزار گشته است.
امیلیا حکیمان، فرشید دادور و تبسم حسینی در تاریخ ۱۶ آبان ۱۳۹۵ توسط مأموران امنیتی بازداشت شدند و در آذرماه با قرار وثیقه آزاد شدند.
همچنین سیاوش رحیمی، بهرام روحانی، مهرنوش رمضانی و هیدا یزدان توسط مأموران امنیتی اداره اطلاعات در تاریخ ۶ آذرماه ۱۳۹۵ بازداشت شدند و پس از ۳۵ روز در تاریخ ۱۱ دی‌ماه ۱۳۹۵ با قرار وثیقه آزاد گشتند.
شایان رحیمی به همراه شعله رام نیز در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۹۵ توسط مأموران امنیتی بازداشت شده بودند که پس از ۲۰ روز با قرار وثیقه آزاد شدند.
مأموران امنیتی در تمامی بازداشت‌های اخیر در شهر زاهدان با تفتیش کامل محل زندگی و کار این شهروندان بهایی آنان را متهم به «اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» کرده‌اند که این اتهام به گفته یک منبع مطلع «بی‌اساس بوده است و این افراد تنها به خاطر عقاید مذهبی که دارند بازداشت و به زندان محکوم شده‌اند.»
در سال‌های گذشته بازداشت شهروندان بهایی در استان‌های مختلف بارها تکرار شده است. به اعتقاد جمهوری اسلامی شهروندان بهایی دارای حقوق شهروندی در ایران هستند اما شهروندان بهایی پس از انقلاب از تمامی حقوق شهروندی در ایران از جمله عدم حق تحصیل، حق اشتغال در مراکز دولتی و.. محروم شده‌اند.

امتناع دادستانی و مسئولین زندان اوین از اعزام آتنا دائمی به بیمارستان پس از پنجاه روز اعتصاب غذا


دادستانی و مسئولین زندان اوین از اعزام آتنا دائمی به بیمارستان، علیرغم وضعیت وخیم جسمانی او پس از پنجاه روز اعتصاب غذا، خودداری می‌کنند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، آتنا دائمی، فعال مدنی زندانی که از ۱۹ فروردین‌ماه در اعتصاب غذا به سر می‌برد، از ناحیه‌ی صفرا و کلیه در رنج است و همچنین معده وی نیز دیگر قادر به جذب آب نیست؛ بااین‌حال دادستانی و مسئولین بهداری زندان اوین از اعزام وی به بیمارستان و بستری کردن او سر باز می‌زنند.
این فعال مدنی اوایل هفته گذشته برای تکمیل آزمایش‌هایش به یک مرکز درمانی خارج از زندان منتقل شده و پزشک پس از معاینه او گفته است که وی باید به سرعت بستری شود اما مأموران به دلیل اینکه فقط مجوز معاینه پزشک را داشته‌اند، با بستری شدن او مخالفت کرده و او را به زندان برگرداند. پس‌ازآن، دادستانی و بهداری زندان اوین از رسیدگی و پاسخگویی خودداری کرده و واکنشی نسبت وخامت حال خانم دائمی و نیاز وی به بستری شدن نداشته‌اند.
شایان ذکر است، مادر این فعال حقوق مدنی در ۳۰ فروردین‌ماه ۱۳۹۶ در نامه‌ای خطاب به عاصمه جهانگیر، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران از او خواسته تا برای پیگیری خواسته دخترش و پایان اعتصاب غذای او کمک کند و صدای «آتنا» باشد.
سازمان عفو بین‌الملل نیز اول اردیبهشت‌ماه در گزارشی ضمن ارائه شرحی از دلایل اعتصاب و آخرین شرایط خانم دائمی به نقل از وی آورده است که «دستگاه امنیتی از خانواده‌هایمان به عنوان ابزار شکنجه روانی و ایجاد فضای خفقان در جامعه استفاده کنند».
این سازمان در هفته گذشته نیز از وخامت حال این فعال مدنی ابراز نگرانی کرد.
آتنا دائمی اعلام کرده تا زمان برائت از حکم او و خواهرانش دست از این اعتصاب غذا برنمی‌دارد. آتنا، انسیه و هانیه دائمی به دو اتهام «تمرد در برابر مأموران در حین انجام‌وظیفه» و «توهین به مأمور دولت حین انجام‌وظیفه» در شعبه ۱۱۶۳ دادگاه کیفری شهید مقدس به سه ماه و یک روز حبس محکوم شدند که این حکم برای انسیه و هانیه به مدت یک سال به حالت تعلیق درآمده ولی برای آتنا به حکم فعلی هفت سال زندانش اضافه شده است.
خانواده خانم دائمی مستندات این اتهامات و حکم جدید را فیلمی می‌داند که به‌طور غیرقانونی و بدون اجازه خانواده‌اش در حین بازداشت او گرفته شده است.
آتنا دائمی چند روز پس از انتقالش به زندان اوین طی نامه‌ای از بند زنان این زندان علاوه بر شرح نحوه بازداشت توأم با تخلف و بدرفتاری مأموران قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران و ضرب و شتم خود در حین بازداشت، گفت که او و خانواده‌اش از مأموران به اجرای احکام دادسرای اوین شکایت کرده‌اند.
آتنا دائمی، فعال مدنی، روز ششم آذرماه بدون دریافت احضاریه کتبی برای اجرای حکم هفت سال حبس تعزیری از سوی مأموران سپاه ثارالله بازداشت شد؛ بازداشت این فعال مدنی در حالی صورت گرفت که وی تا آن زمان احضاریه‌ای از سوی اجرای احکام زندان دریافت نکرده بود.
آتنا دائمی، نخستین بار در بیست و نهم مهرماه سال ۹۳ بازداشت و در ۲۶ بهمن‌ماه سال ۱۳۹۴ با تودیع وثیقه ۶۰۰ میلیون تومانی از بند زنان زندان اوین (نسوان) آزاد شد.
این فعال مدنی در تاریخ ٢٣ اسفندماه سال ٩٣ در دادگاهی به اتهام «تبلیغ علیه نظام»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «توهین به رهبری»، «توهین به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی» و «اختفای ادله جرم»، به ۱۴ سال زندان محکوم شد؛ رأی صادره در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر به هفت سال کاهش پیدا کرد

خوشبختانه با اعتراض مردم در شبکه‌های اجتماعی، حکم تعلیق محسن فروزان لغو شد.
فروزان که به‌واسطه فعالیت‌های مدلینگ همسرش «نسیم نهالی» به مدت سه ماه از بازی در میادین فوتبال محروم شده بود، در اینستاگرام خود نوشت: «لحظاتی که این چند روز تجربه کردم از هر قهرمانی و عنوانی ارزشمندتر بود. لحظاتی که فوتبال و هنر ظرفیت بالای خود در بروز رفتارهای جوانمردانه را نشان داد. این بار شاهد حمایت‌های جامعه فوتبال، هنر و رسانه بودم.»
مهدی تاج، مدیر فدراسیون فوتبال، اعلام کرد که «به خاطر بازتاب های منفی افکار عمومی به این حکم که در تناقض با قوانین حقوقی کشور و حقوق شهروندی بود این حکم قطعی با وقت مجددی روبرو شد تا این بازیکن بتواند فرجام خواهی کند.»
محسن فروزان از مردم ایران که در فضای مجازی و رسانه ای از او حمایت کردند تشکر ویژه کرد و گفت: «از تمام رسانه ها بابت حمایتی که از من نه بعنوان یک فوتبالیست که نه، به عنوان یک شهروند ایرانی داشتند، تشکر می کنم. متاسفانه شرایط این را نداشتم که از خودم دفاع کنم و خوشحالم و احساس خوشبختی می‌کنم که رسانه ها کاملا حرفه ای و با بلوغ بالا در این مورد ورود کردند و به تشریح موضوع پرداختند.»
فروزان در پیام دیگری در این خصوص با طنز نوشته بود: «من در مسافرت هستم و با توجه به حق اعتراضی که خوشبختانه! برایم قائل شده اند در بازگشت روز شنبه اعتراضم را صورت خواهم داد.» وکیل وی، پیگیری این ماجرا را به عهده گرفته بود.
نکته قابل‌توجه در مورد حکم فروزان، تک امضا بودن این ابلاغیه بود. در حکمی که باید به تائید و امضای یک عضو دیگر کمیته اخلاق و همین‌طور رئیس فدراسیون فوتبال می‌رسید، فقط امضای قاضی تورک، رئیس کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال به چشم می‌خورد. هیچ حکمی بدون تائید و هماهنگی رئیس فدراسیون فوتبال صادر نمی‌شود و این حکم هرچند امضای مهدی تاج را زیر برگه نداشت، اما پیش از ابلاغ به اطلاع رئیس فدراسیون فوتبال رسیده بود.
فروزان، با این حکم، تنها دو بازی را از دست می‌داد چون تا نیمه دوم هیچ اتفاق مهمی در فوتبال ایران نمی‌افتد
به نظر می‌رسد این تعلیق پیامی به بقیه‌ی فوتبالیست‌ها بوده باشد که فعالیت‌های تک‌تک اعضای خانواده‌شان را خودشان خود به خود زیر نظر بگیرند؛ که این قضیه باعث اعتراض مردم، فوتبالیست‌ها و هنرمندان کشورمان شده‌است.



اعتراض عفو بین‌الملل به اعدام مردی در ایران به دلیل «ارتکاب جرم در نوجوانی» 

سازمان عفو بین‌الملل اقدام حکومت ایران در اعدام فردی را که زمان ارتکاب جرم کمتر از ۱۸ سال داشت، محکوم کرد و ایران را به نقض فاحش قوانین بین‌المللی در زمینه حقوق بشر متهم ساخت.
بیانیه این نهاد مدافع حقوق بشر روز پنج‌شنبه ۴ خرداد منتشر شده است که در آن عنوان شده ایران با اعدام مردی که هنگام ارتکاب جرم تنها ۱۶ سال داشت، به‌طور کامل حقوق کودکان را نادیده گرفته است.
این بیانیه به گزارش رسانه‌های ایرانی استناد می‌کند که تنها نام کوچک فرد اعدام‌شده را منتشر کرده و نوشته‌اند که «اصغر» پس از گذشت حدود ۳۰ سال از زمان وقوع جرم روز چهارشنبه در زندان کرج به دار آویخته شده است.
در ادامه بیانیه اظهارات فیلیپ لوتر، از مدیران بخش خاورمیانه و شمال آفریقای عفو بین‌الملل بازتاب یافته است که می‌گوید: «این اعدام نشان داد که ادعاهای همیشگی مقام‌های ایران در سازمان ملل و نزد مسئولان اتحادیه اروپا درباره منسوخ شدن مجازات اعدام برای مجرمان نوجوان، به شدت پوچ و توخالی‌ست.»
آقای لوتر در ادامه اضافه کرده است: «ایران دو دهه قبل کنوانسیون حقوق کودکان را به تصویب رساند، اما همچنان به شکل هراس‌آوری نسبت به حقوق کودکان بی‌اعتنایی نشان می‌دهد. کار واقعاً هولناکی‌ست.»
به گفته این مدیر عفو بین‌الملل، ایران تنها در سال جاری میلادی سه نفر را که هنگام ارتکاب جرم کودک محسوب می‌شدند اعدام کرده که آخرین مورد آن «اصغر» است.
طبق گزارش رسانه‌های فارسی‌زبان، اصغر سال ۱۹۸۸ به اتهام قتل یک نوجوان ۱۲ ساله به اعدام محکوم شد و دیوان عالی کشور نیز این حکم را تأیید کرد تا او به محض رسیدن به ۱۸ سالگی اعدام شود. او اما توانست از زندان فرار کند و تا سال ۲۰۱۵ نیز متواری بود که در نهایت دستگیر و به دار آویخته شد.
فیلیپ لوتر در ادامه اظهارات خود بر لغو مجازات اعدام برای نوجوانان در ایران تأکید کرده و خواستار تبعیت ایران از قوانین بین‌المللی در زمینه حقوق بشر شده است.
ایران جزو معدود کشورهایی است که همچنان در آن حکم اعدام برای نوجوانان بزهکار صادر می‌شود در حالی که قوانین بین‌المللی کشورها را به شدت از صدور حکم اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال نهی می‌کند.
سازمان عفو بین‌الملل اساساً مخالف مجازات اعدام در هر سنی و برای هر جرمی است. این سازمان از همه کشورها خواسته که مجازات اعدام را در کل منسوخ کنند.

 




بهترین فیلم جنگی جهان، مجوز ساخت داشت ولی از ساختش جلوگیری‌شد!
تهمينه ميلانی- کارگردان پرآوازه‌ی ایرانی می‌خواست یک فیلم با موضوع فتح خرمشهر بسازد که "با وجود داشتن مجوز" از ساخت‌اش جلوگیری به عمل آمد! (قرار بود قهرمان این فیلم یک دختر 18 ساله باشد. برای اولین بار- به جای مردان- داستان زنانی در اولین روز جنگ روایت می‌شد كه درگير جنگ شدند. میلانی برای این فیلم سال‌ها تحقیق کرده بود و با زنانی که خودشان قهرمان جنگ‌اند مصاحبه‌های طولانی انجام داده‌بود.)

در مصاحبه‌ی میلانی با ایسنا آمده است: انجمن دفاع مقدس بعنوان متولی موافق ساخت فيلم نبود و با ایجاد موانع بسيار مانع ساخت فيلم شد و در نهایت با شکایتی که از سوی یک نهاد قدرتمند نظامي از من صورت گرفت و یک سال و نیم در دادگاه در حال رفت و آمد بودم سازمان سینمایی هم عقب‌نشینی کرد و دیگر امکان ساخت فیلم از بين رفت.

وی در این‌باره توضیح داد:‌ در آن شکایت یکی از موارد مورد پرسش این بود که چرا می‌خواهم فیلم جنگی بسازم؟! این در شرایطی است که با هک شدن کامپیوتر شخصی من، به عکس‌های شخصی‌ام دسترسی پیدا کرده بودند و آن‌ها دستاویزی شده بودند تا مانع از فیلمسازی‌ام شوند، به همین دلیل در طول آن یک سال و نیم مرا بسیار اذیت کردند و شرایطی بوجود آوردند که حتی مدتی طولانی از تهران بیرون رفتم.

هرچند كه با اين همه آزار در نهايت در دادگاه انقلاب تبرئه شدم؛ اما آن چه از بين رفت عمرمن و آن چه صدمه ديد، روح من و ساخته نشدن فيلمی كه می‌توانست يكی از بهترين فيلم‌های جنگی جهان باشد.

تهمینه میلانی با تاکید براینکه «در فیلم «تنهایی پرهیاهو» جبهه و جنگ كمتر ديده می‌شود و بیشتر فضای شهری و روابط انساني روایت می‌شود» اظهار کرد: من دوست دارم جامعه‌ام رشد کند و برای خود وظایفی قائل هستم. فیلم «تنهایی پرهیاهو» درباره ارزش سرزمین و خاک بود و امیدوارم پس از آنچه برمن گذشته بتوانم مجددا تجديد قوا کنم و با حمایت دولت جدید این فیلم را بسازم.

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۵, جمعه

زندان اردبیل؛ انتقال ماهر کعبی به بند زندانیان جرائم عادی و اعلام اعتصاب غذا


ماهر کعبی، فعال مدنی محبوس در زندان مرکزی اردبیل، در اعتراض به انتقالش به بند زندانیان جرائم عادی دست به اعتصاب غذا زده است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، ماهر کعبی که هم‌اکنون ششمین سال از دوران محکومیت خود را در زندان مرکزی اردبیل سپری می‌کند، طی هفته گذشته از بند زندانیان سیاسی به بند معتادین و زندانیانی با جرائم عادی منتقل شده و از همان زمان، در اعتراض به این انتقال اعلام اعتصاب غذا کرده است.
ماهر کعبی، فعال مدنی و دانشجوی کاردانی رشته عمران، با اتهامات «عضویت در سازمان آزادی‌بخش اهواز»، «تبلیغ علیه نظام از طریق ارتباط با شبکه‌های معاند»، «ارسال اخبار کذب به منظور سیاه نمایی وجهه جمهوری اسلامی در سطح بین‌الملل» و «تحریک شهروندان جهت اقدام علیه نظام» به ده سال حبس محکوم است و در حال حاضر در زندان مرکزی اردبیل نگهداری می‌شود.
ماهر کعبی در ۱۸ بهمن‌ماه سال ۹۰ در حالی که فقط نوزده سال داشت، پس از مصاحبه با یکی از خبرگزاری‌های خارجی، از سوی مأموران امنیتی اداره اطلاعات بازداشت و به سلول‌های انفرادی این نهاد منتقل شد.
این فعال مدنی اهل شوش، پیش از دستگیری در سال ۱۳۹۰، در خصوص اعتراضات مردمی و سرکوب و بازداشت آنان، اخبار مهمی را تهیه و در اختیار رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری می‌گذاشت؛ از جمله تهیه گزارش جامعی از بازداشت محمد کعبی و همسر باردار وی خدیجه کعبی که پس از بازداشت و تحت شکنجه جنینش سقط شده بود.
وی در تمام طول مدت بازجویی تحت انواع شکنجه‌های جسمی و روانی قرار گرفت که منجر به آسیب‌های جسمی و روانی زیادی از جمله شکستن دندان‌هایش شد.
ماهر کعبی، پس از سه ماه بازجویی و شکنجه در بازداشتگاه اداره اطلاعات به بند ۳ زندان دزفول در بین زندانیان عادی و معتاد انتقال یافت؛ این زندانی سیاسی به مدت ۹ ماه از حق ملاقات و تماس تلفنی محروم بود.
وی در دادگاهی کوتاه و بدون داشتن حق وکیل با اتهامات «عضویت در سازمان آزادی‌بخش اهواز»، «تبلیغ علیه نظام از طریق ارتباط با شبکه‌های معاند»، «ارسال اخبار کذب به منظور سیاه نمایی وجهه جمهوری اسلامی در سطح بین‌الملل» و «تحریک شهروندان جهت اقدام علیه نظام» به ده سال حبس در تبعید محکوم و در تاریخ ۹ شهریورماه ۱۳۹۲ به زندان مرکزی اردبیل منتقل شد.
ماهر کعبی، هم‌اکنون در زندان مرکزی اردبیل دوران محکومیت ده ساله خود را در تبعید سپری می‌کند.

پرس تی‌وی به پرداخت بیش از ۳۳۰ هزار پوند به یک عضو پارلمان بریتانیا محکوم شد 

دادگاهی در لندن شبکه خبری پرس‌تی‌وی متعلق به تلویزیون جمهوری اسلامی ایران به اتهام افترا به یک عضو پارلمان بریتانیا به پرداخت ۳۳۸ هزار پوند انگلیس، معادل یک میلیارد و ۴۰۰ هزار تومان، محکوم کرد.
حکم این دادگاه پس از آن صادر شد که این شبکه تلویزیونی انگلیسی زبان در مرداد سال ۹۵ گزارشی پخش کرد و در آن، ندیم زهاوی، نماینده کردتبار عضو حزب محافظه‌کار بریتانیا را به تسهیل معامله نفتی میان گروه حکومت اسلامی (داعش) با اسرائیل و کشورهای اروپایی متهم کرده‌ بود.
در حکم دادگاه آمده است که متن این گزارش شهریور پارسال از سایت انگلیسی زبان پرس تی‌وی حذف شد اما پیش از آن به شدت از سوی رسانه‌های دیگر بازنشر شده بود.
به نوشته روزنامه‌های گاردین و تلگراف، پرس تی‌وی در برابر این اتهام از خود دفاع نکرده است.
لغو پروانه کار پرس تی‌وی در بریتانیا
این اولین شکایت علیه پرس تی‌وی در بریتانیا نیست. پیش از این،‌ در دی‌ماه سال ۱۳۹۰ نیز آفکام، نهاد ناظر بر رسانه‌های بریتانیا، بر اساس شکایت مازیار بهاری، خبرنگار هفته‌نامه نیوزویک، پروانه کار پرس تی‌وی در این کشور را لغو کرد.
اتهام پرس تی‌وی، پخش فيلم «اعترافات» مازيار بهاری، روزنامه‌نگار ايرانی- کانادايی در برنامه‌ای با نام «ايران امروز» بود. آقای بهاری گفته است که اين اعترافات تحت فشارهای شديد روحی از وی گرفته شده است.
سازمان تنظيم مقررات رسانه‌ای بريتانيا، آفکام، به همين دليل در سال ۲۰۱۱ شبکه «پرس تی وی» را ۱۰۰ هزار پوند جريمه کرد.
قطع برنامه ماهواره‌ای
تیرماه سال ۹۱ شرکت خدمات ماهواره‌ای «اینتل‌ست» برنامه‌های شبکه‌های وابسته به جمهوری اسلامی ایران را قطع کرد.

شرکت خدمات ماهواره‌ای «اینتل‌ست»، که مقر آن در لوکزامبورگ است، با ارسال نامه‌ای به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران اظهار کرده بود که در همراهی با تحریم‌های ایالات متحده علیه عزت‌الله ضرغامی، رئیس این سازمان، تصمیم به قطع برنامه‌های شبکه‌های ایرانی گرفته است.

شبکه خبری پرس‌ تی‌وی و شبکه اسپانیایی زبان هیسپان تی‌وی از جمله شبکه‌هایی بودند که پخش برنامه‌های‌شان قطع شد.

 

پیام‌های تسلیت تشکل‌های صنفی فرهنگیان: «مرگ کارگران معدن یورت، آتش در دل مردم نشاند»


تشکل‌های صنفی فرهنگیان سراسر کشور، مرگ دل‌خراش کارگران معدن زمستان یورت غربی را به عموم زحمتکشان و مردم ایران تسلیت گفته‌اند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از ایلنا، «شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان» و «کانون صنفی معلمان استان تهران»، در پیام‌های جداگانه حادثه دلخراش معدن یورت را تسلیت گفته‌اند.
در پیام شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان سراسر کشور آمده است:
«هنوز داغ سوختن کارگران در حادثه پلاسکو و یخ زدن کولبران، در دلهایمان تازه بود که خبر جان باختنِ معدن چیان گلستان، آتشی دوباره در دل‌های مردم ایران نشاند.
بی‌گمان تا زمانی که برای مسئولان، توجه به منافع سیاسی و جناحی از مرگ و زندگیِ طبقات فرودست جامعه مهم‌تر باشد، چنین فجایعی دور از انتظار نیست.
شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان، حادثه دلخراش مرگ کارگران معدن زمستان یورت گلستان را به کارگرانِ زحمتکش، خانواده آن عزیزان، معلمان و عموم مردم ایران تسلیت می‌گوید.»
در عین حال، کانون صنفی معلمان استان تهران نیز در پیامی این ضایعه را تسلیت گفته است.
در این پیام می‌خوانیم:
«مرگ مظلومانه کارگران معدن زمستان یورت گلستان، جامعه فرهنگیان را مانند سایر اقشار جامعه دچار تأثر و ناراحتی کرده است. از این رو لازم می دانیم تا مراتب همدردی و تألم معلمان را اعلام نماییم. و  آرزوی مغفرت برای آن عزیزان و  حمایت از خانواده‌های درگذشتگان را داشته باشیم.
همچنین امیداوریم اینگونه حوادث درسی گردد تا  استانداردهای ایمنی در محیط کار به‌صورت دقیق‌تری اجرا گردد تا شاهد اینگونه حوادث در محیط‌های کاری نباشیم.»


یکی ۴ روز لب به غذا نزده و دیگری دو هفته، یکی ۳۰ روز و آن یکی ۵۹ روز، آنها تنها به دنبال رسیدن به حق‌شان هستند.
آیا جای معلم، روزنامه‌نگار، فعال مدنی و سیاسی زندان است؟
آیا برابر با آیین نامه زندان‌های خود جمهوری اسلامی با آنها برخورد می‌شود؟
چرا باید یک زندانی آخرین راه را، که گذشتن از جان و زندگی است، انتخاب کند و دست به اعتصابی سخت و جان‌کاه بزند؟
رضا سمیعی منفرد، هنگامه شهیدی، آتنا دائمی و اسماعیل عبدی، چهار زندانی صنفی، مدنی، عقیدتی و امنیتی در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده اند. همزمان با آنها سید حسن حسینی، علی جهانگیری و حسین یحیایی، سه زندانی عادی در زندان رجایی شهر کرج که در اعتراض به نقض حقوق انسانی خود، از هفته اول اردی‌بهشت ماه ۹۶ دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده و در وضعیت نامناسبی بسر می برند.
رضا سمیعی منفرد، زندانی امنیتی بند هفت از تاریخ ۱۵ اسفند ۹۵، هنگامه شهیدی روزنامه‌نگار و فعال سیاسی از تاریخ ۱۹ اسفند ۹۵، آتنا دائمی مدافع حقوق بشر در بند زنان از تاریخ ۱۹ فروردین ۹۶ و اسماعیل عبدی معلم و فعال صنفی در بند ۳۵۰ از تاریخ ۱۰ اردی‌بهشت ۹۶ با مطالبات مختلفی در زندان اوین در اعتصاب غذا هستند.
رضا سمیعی منفرد به دلیل وخامت حالش به بیمارستان منتقل شده است.
هنگامه شهیدی نزدیک به دوماه است که دست به اعتصاب غذا زده، حال او بسیار وخیم گزارش شده است.
آتنا دائمی به طور مداوم دچار حالت تهوع بوده و هراش می کند. “دو شب پیش آتنا در سرویس‌های بهداشتی بی‌حال افتاده بود و به دلیل افت شدید فشار و قند خون به بهداری منتقل شد اما از تزریق سرم خودداری کرد.”
اسماعیل عبدی معلم زندانی چهارمین روز از این اعتراض خاموش را پشت سرگذاشته است.
هم‌چنین، سید حسن حسینی، علی جهانگیری و حسین یحیایی، سه زندانی عادی از سالن ۱۸ اندرزگاه ۶ زندان رجایی شهر کرج که به دستور حسن کرد، رئیس اندرزگاه در «سوئیت» (سلول چندنفره) به سر می‌برند، از هفته اول اردی‌بهشت ماه ۹۶ دست به اعتصاب غذای اعتراضی نسبت به وضعیت خود زده و اکنون در وضعیت نامناسبی به سر می برند.
به طور معمول دستگاه امنیتی ایران در مقابل زندانیان اعتصابی بی توجهی عمدی پیشه می کند. بی توجهی به زندانیان اعتصابی که عمدتا مطالباتی قانونی طرح می کنند تاکنون به ضایعات جبران ناپذیری از جمله مرگ زندانیان معترض منتهی شده است.


برای یک لقمه نان

ده ی حکومت اسلامی برای فریب مردم در سال ۵۷ عدالت اسلامی
این حقوق معدنکاری ست که در قعر زمین کار می کند حقوق نجومی برای سران حکومت؛فقر برای مردم
خبری به روایت تصویر از دریافتی های نجومی کارگران ستم دیده

آنچه که در تصویر بالا می بینید ، یک برگ کاغذ است با تعدادی ارقام و اعداد ؛ ارقامی که گاه برایمان مهم و جنجال برانگیز بوده است و گاهی هم به سادگی در بی تفاوتی از کنار آن عبور می کنیم .

ارقامی که گاه به سبب زیادبودن صفر های آن حیرت زده و ذوب در آن شده که داد اعتراض را علیه جمهوری اسلامی در پی دارد و گاه مثل این کاغذ با ارقام و اعدادش ؛

این کاغذی که در تصویر مشاهده می کنید ، رقم تلاش های خستگی ناپذیر یکی از کارگران سخت ترین شغل دنیا که به جرأت با توجه به شرایط کنونی کشور ، از سخت ترین هم به ملال آورین شغل رسیده است .

این فیش حقوقی یکی از کارگران معدن است ، این دستمزد و حقوق را برای کار دشوار در چندهزار متری با عمقی چند صد متری دریافت می کند .

حال سوال پیش می آید که مگر چقدر می گیرد ؟! ؛ سوال خوبی ست .

٨٧٦ هزارتومان در ماه ، آری حال باید این رقم را در مقایسه ای کنار حقوق های نجومی افرادی گذاشت که قرار بود ، کوخ نشینان را کاخ نشین کنند .


رضا سمیعی منفرد در زندان اوین در اعتصاب غذا

رضا سمیعی منفرد بدليل افشاي اختلاس سه هزار ميلياردی در سال ٩٢ توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد و به پنج سال حبس محكوم شد و هم اکنون مدت ۴ سال است که در زندان به سر می برد.
رضا سمیعی منفرد زندانی امنیتی بند ۷ زندان اوین؛سی و هشت روز است که در اعتصاب غذاست.
رضا سمیعی منفرد با خواسته مرخصی درمانی و رسیدگی به پرونده در اعتصاب غذاست و هنوز هيچ اقدامي توسط مسئولين براي او نشده است.
وضعيت جسماني اين زنداني بسيار نامساعد بوده و دچار افت شديد فشار خون گرديده است.او بدليل بي حسي ناحيه تحتاني توان راه رفتن ندارد و با واكري كه به او دادند با سختي روزهارا سپري ميكند .چنانچه همينطور به اعتصابش ادامه دهد نابود ميشود.


دومین مناظره ریاست جمهوری ایران: اتحاد کاندیداهای اصولگرا در مقابل مدافعان دولت

دومین مناظره تلویزیونی ۶ نامزد دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران به صف آرایی موافقان و مخالفان دولت تبدیل شد.
جنجالی‌ترین بخش‌های مناظره اول به تقابل حسن روحانی و اسحاق جهانگیری با محمدباقر قالیباف اختصاص داشت اما در مناظره دوم ابراهیم رئیسی و مصطفی میرسلیم به قالیباف پیوستند و مصطفی هاشمی‌طبا هم در نقش حامی دولت ظاهر شد.

ماجرای دختر وزیر آموزش و پرورش
از همان سوال اول مناظره که به رشد علمی کشور اختصاص داشت، محمدباقر قالیباف شهردار تهران حملات تند خود علیه دولت را آغاز کرد و گفت که دختر وزیر آموزش و پرورش به واردات لباس اشتغال دارد و این مساله باعث نگرانی است.
در مقابل اسحاق جهانگیری و حسن روحانی، قالیباف و اژه‌ای معاون اول قوه قضائیه را به دروغگویی متهم کردند و شغل دختر وزیر را به موضوع بی‌ارتباط دانستند.

 



آمریکایی ها ۶۹ میلیارد دلار خرج حیوانات خانگی می‌کنند؛ لیست محصولات جدید 

نابه گزارش انجمن محصولات حیوانات خانگی آمریکا، پیش بینی می شود که در سال ۲۰۱۷ بیش از ۶۹ میلیارد دلار خرج محصولات حیوانات خانگی شود که در مقایسه با سال ۲۰۱۶ که این رقم نزدیک به ۶۷ میلیارد دلار بود، افزایش چشمگیری است.

حیوانات خانگی در بین مردم آمریکا هواداران زیادی دارد و حدود ۶۵ درصد از خانواده های آمریکایی حداقل یک حیوان خانگی دارند. خیلی از صاحبان این حیوانات آنها را لوس کرده و حاضرند هر کاری را برای آنها انجام دهند و هر چیزی که مد می شود را بخرند.
بیست و هشتمین نمایشگاه سالانه حیوانات خانگی آمریکا که در لس انجلس برگزار شد، بزرگترین نمایشگاه نوع خود در جهان شناخته شده و یکی از فرصت هایی است که دوستداران و صاحبان حیوانات خانگی می توانند در آن با جدیدترین محصولات آشنا شوند.
این نمایشگاه همینطور شامل اجراهای زنده، جلسات آموزشی، آموزش نکات مهم در مورد نگهداری از حیوانات، پذیرش حیوانات خانگی بی سرپناه، و جدیدترین محصولات برای انواع مختلف حیوانات خانگی بود.
سازمان دهندگان گفتند که بیش از هزار نوع حیوان خانگی از جمله سگ، گربه، ماهی، و خزنده در این نمایشگاه ارائه داده شده بود.
در این نمایشگاه همینطور جدیدترین محصولات برای حیوانات خانگی به فروش گذاشته شده بود که شامل ظرف های غذا و آب مخصوص، لباس، و اسباب بازی می شد.
جدیدترین حیوانات خانگی
جنیفر بکر، سخنگوی نمایشگاه می گوید در این نمایشگاه بیش از ۱۵۰ غرفه به حیوانات و نیازهای روزمره آنها اختصاص داده شده.
او گفت: «جدیدترین محصولات برای حیوانات خانگی داریم. هر چیز تازه ای را در این صنعت می توانید در اینجا پیدا کنید.»
یکی از ترند ها (مدهای) امسال در دنیای حیوانات خانگی، عروس دریایی است که اکنون در آکواریوم های شیک روی میز می آیند. با پرداخت ۳۴۰ دلار می توانید یک آکواریوم روی میز با لامپ های ال ای دی رنگارنگ و سه عروس دریایی بخرید.

 

گرد و غبار اهواز و شادگان ۱۰ برابر حد مجاز شد


میزان آلودگی هوا در اهواز و شادگان به بیش از ۱۰ برابر حد مجاز رسید.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از ایلنا، میزان گردوغبار امروز جمعه در شهرهای شادگان یک‌هزار و ۶۵۸ میکروگرم بر مترمکعب، اهواز یک‌هزار و ۴۷۲ میکروگرم بر مترمکعب، آبادان ۴۶۲ میکروگرم بر مترمکعب، سوسنگرد ۷۸۶ میکروگرم بر مترمکعب، امیدیه ۷۶ میکروگرم بر مترمکعب و شوش ۴۶۰ میکروگرم بر متر مکعب است.
پدیده گرد و غبار از دیروز، کم‌وبیش، در اهواز و تعدادی از شهرهای خوزستان آغاز شده که تا امروز با شدت و ضعف ادامه یافته است. هواشناسی خوزستان اعلام کرده این پدیده تا پایان امروز در شهرهای مرزی استان باقی می‌ماند.
همچنین در پی قطع برق در چند نقطه از اهواز، روابط عمومی شرکت توزیع نیروی برق این شهرستان اعلام کرد: قطعی برق به صورت موردی و جزئی در چند خیابان در اهواز رخ داده که این مساله ارتباطی با گرد و خاک امروز ندارد.

۱۳۹۶ فروردین ۲۷, یکشنبه


شهرداری تهران یک بار دیگر با پوسترهای ضد زن به سطح شهر تهران آمده. پوسترهای جدید را به مناسبت روز پدر بر در و دیوار شهر آویخته‌اند. در تمام این پوسترها، زن موجودی در خدمت مرد و تأمین‌کننده نیازهای او و مرد، حاکم زندگی زن و تصمیم‌گیرنده نهایی مطرح شده است. این پوسترها تصویرهایی تمام‌عیار از یک زندگی مردسالارانه است.
«به اقتدار تو این خانه ایستاد‌ ای مرد، به احترام غرورت سکوت خواهم کرد» و «زن نباید در برابر شوهر خود غرور و تکبر داشته باشد و به او طعنه بزند.»
این توصیه نهایی پوستری است که با تصویر یک کیف زنانه و مردانه بر دیوارهای شهر رخ نموده.
نعیمه دوستدار، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان در این مورد می گوید: پیام پوسترهای شهرداری تهران این است: زن خوب فرمانبر پارسا بر دیوارهای شهر.

دریچه؛ ایران دومین کشور جهان از نظر آمار بالای اعدام

ایران بار دیگر پس از چین، در صدر فهرست کشورهایی با بیشترین تعداد اعدام‌ها در جهان قرار گرفت.
در گزارش سالانه عفو بین‌الملل که روز سه‌شنبه منتشر شد، چین، ایران، عربستان، عراق و پاکستان پنج کشور اول جهان از نظر آمار بالای اعدام‌ معرفی شدند.
بر اساس این گزارش در سال گذشته میلادی یک هزار و ۳۲ تن در جهان اعدام شدند که ۵۵ درصد این تعداد در ایران بوده است.

در سال ۲۰۱۶ میلادی دست‌کم ۵۶۷ نفر در ایران اعدام شدند. این تعداد سه و نیم برابر تعداد اعدام‌ها در عربستان سعودی است.