دادستان تهران برگزاری کنسرت را به ‘ضبط رسمی’ مشروط کرد
عباس
جعفری دولتآبادی، دادستان تهران، شرطهای جدیدی را برای برگزاری
کنسرتهای موسیقی پیشنهاد کرده است. او از جمله خواهان “ضبط رسمی”
کنسرتهای موسیقی از طرف پلیس شده است.
به
گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از بیبیسی، دادستان تهران گفته
است که این اقدام اثر “پیشگیرانه” خواهد داشت. وی همچنین خواهان تضمین
“امنیت و سلامت محتوای” کنسرتها از طرف استانداری یا فرمانداری و وزارت
فرهنگ و ارشاد اسلامی شده است.
او گفته به این ترتیب تنشهای موجود در زمینه مجوز کنسرتها که میان نهادهای مختلف وجود دارد از بین خواهد رفت.
لغو
کنسرتهایی که مجوز داشتهاند به مشکلی مزمن برای اهالی موسیقی در ایران
بدل شده است و تنش میان مقامهای ایرانی در این ارتباط به ویژه در ماههای
اخیر تشدید شده است.
دادستان تهران
گفته است اگر فرمانداری تامین امنیت کنسرت را به عهده بگیرد و آن را تضمین
کند و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز “سلامت محتوای برنامه ارائه شده” را
تضمین کند “مسئولان در برگزاری کنسرتها احساس مسئولیت” خواهند کرد.
آقای
جعفری دولتآبادی گفته است که با اجرایی شدن این شرطها اگر کنسرت محتوای
“خلاف موازین اسلامی” داشته باشد وزیر ارشاد باید پاسخگو باشد و “به جای
برگزارکننده یا سایر افراد مرتبط، مسئولان اصلی مورد پرسش قرار خواهند
گرفت.”
خواهر ستار بهشتی آزاد شد
دادستان رباطکریم گفت: سحر بهشتی (خواهر ستار بهشتی) فعلا با تخفیف قرار آزاد شد.
به
گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از میزان، حجت الاسلام و المسلمین
قاسمپور، دادستان عمومی و انقلاب رباط کریم، با بیان آخرین جزئیات پرونده
خواهر ستار بهشتی گفت: سحر بهشتی فعلا با تخفیف قرار آزاد شد.
مراسم
زادروز ستار بهشتی، زندانی کشتهشده تحت شکنجه، روز گذشته در فضایی امنیتی
که به بازداشت توام با ضرب و شتم سحر بهشتی و همسرش انجامید، برگزار شد.
لازم به ذکر است نیروهای امنیتی با تماس با برخی از مهمانان در این مراسم، تهدید کردند بودند در صورت حضور بازداشت خواهند شد.
نیروهای امنیتی با فیلم برداری از مهمانان و شرکت کنندگان در این برنامه پرداخته و از ورود شرکت کنندگان جلوگیری کرده اند.
پیشتر مصطفى اسلامى همسر سحربهشتى دقایقی پیش آزاد شده بود.
یکــی از مسئولان ورزش جمهوری اسلامی بــه اتهـــام سرقت در برزیل بازداشت شـــد. _____________
خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ایرنا روز شنبه از قول یک منبع آگاه در
برزیل خبر داد که پلیس این کشور یکی از مسئولان ورزش ایران را در
ریودوژانیرو برای مدتی بازداشت کرد. این خبرگزاری بدون اشاره به نام
فرد بازداشت شده گفته که او نایب رئیس یکی از انجمنهای ورزشی ایران است و
به اتهام سرقت از یک فروشگاه بازداشت شده بود.
به نوشته ایرنا، این فرد که سرپرستی یک تیم ورزشی ایران را برعهده دارد،
در حال حاضر به قید ضمانت آزاد است، اما گذرنامهاش در اختیار پلیس برزیل
قرار دارد و تا زمان تشکیل جلسه دادگاه اجازه خروج از این کشور را ندارد.
راحله راحمیپور: “من فقط از سرنوشت برادرزاده و محل دفن برادرم از مسئولین سئوال کرده ام”
راحله
راحمیپور گفت که به دلیل پیگیری سرنوشت “گلرو” برادرزاده اش که در سال
۱۳۶۳ و چند روز پس از تولد در زندان اوین مفقود شده، به دادگاه احضار شده و
چندین ساعت مورد بازپرسی قرار گرفته است.
به
گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از کمپین بین المللی، راحله راحمی
پور گفت: “بعد از اینکه من پیگیری برای موضوع گم شدن برادرزاده ام در اوین
را شروع کردم و در چند تجمع مدنی حاضر شدم، مرتب به صورت تلفنی از طرف
نیروهایی که می گفتند از طرف وزارت اطلاعات هستند دعوت به سکوت شدم و تلفنی
احضار شدم، من هم نرفتم و گفتم من نمی دانم شما کی هستید و اصلا چرا باید
احضار شوم و بدون احضاریه کتبی و رسمی نمی آیم، تا اینکه روز بیست و ششم
مرداد از طرف دادسرای اوین رسما احضار شدم که باید ظرف پنج روز خودم را به
دادسرا معرفی کنم، اتهام دقیقی هم در احضاریه درج نشده بود و صرفا نوشته
بودند برای رسیدگی به اتهامات مندرج در پرونده بیایید.”
خانم
راحمی پور روز شنبه ۳۰ مرداد در دادسرای اوین حاضر شد و مورد بازپرسی قرار
گرفت، او درباره موضوعات و اتهامات انتسابی گفت: “شش ساعت باز پرسی شدم و
گفتند بازپرسی کامل نشده و باید دوباره هم بیایید تا پرونده تکمیل شود،
حضور در تجمعات با عکس برادرم، دیدار با فعالین مدنی و سیاسی و مصاحبه با
رسانهها، بخشی از اتهامات من است که هیچ کدام اصلا جرم نیستند، از من
خواستند تعهد بدهم که این فعالیت ها را ادامه ندهم ولی من حاضر نشدم تعهد
بدهم، من فقط از سرنوشت برادرزاده و محل دفن برادرم از آنان سئوال کرده ام و
قصد ندارم تا گرفتن پاسخ کوتاه بیایم.”
به
گفته خانم راحمی پور، برادرش حسین راحمیپور و همسر برادرش که باردار
بوده، در سال ۱۳۶۲ به اتهام عضویت در سازمان راه کارگر، یک گروه مخالف
جمهوری اسلامی، بازداشت شده اند، دختر آنها به نام گلرو در زندان اوین به
دنیا آمده است و چند روز پس از تولد کودک در فروردین ۱۳۶۳، مأموران زندان
او را از مادرش گرفته اند تا برای انجام آزمایش به بهداری ببرند ولی هیچ
وقت او را بازنگردانده و به مادرش اعلام کرده اند که او مرده و با وجود
درخواست های مادرش جنازه و یا محل دفن را نیز به او یا خانواده اش نشان
نداده اند.
پدر کودک، حسین راحمی پور،
حدود شش ماه بعد و در سال ۱۳۶۳ اعدام شده و مادرش نیز که به بیماری شدید
قلبی مبتلا بوده، از زندان آزاد شده ولی سرنوشت کودک طی تمام این سال ها
مشخص نشده است. به گفته راحله راحمی پور، خانواده او مرگ کودک را باور
نکرده اند و مسئولین زندان اوین نیز هرگز مدرک یا نشانهای از مرگ او به
خانواده اش نشان نداده اند.
راحله
راحمی پور در سالهای اخیر در بسیاری از تجمعهای اعتراضی مدنی با پلاکاردی
شرکت کرده که روی آن عکسی از برادرش حسین نصب شده و همچنین نوشته شده است:
“برادرم را کشتید، با فرزندش چه کردید”؟ مسئولین قضایی و یا امنیتی جمهوری
اسلامی باز هم به پرسش او پاسخی نداده اند و در عوض او را تحت پیگرد قضایی
قرار داده اند.
اعزام تیم بازرسی از حجاب پرستاران به بیمارستانها؛ تشکیل بیش از ۳۲۷۰ پرونده «خلاف عفت» در تهران
“دادستان
عمومی و انقلاب تهران” از “وزارت بهداشت” خواست تا زمینه را برای اعزام یک
تیم قضایی به بیمارستانها برای بازرسی از وضعیت پوشش و حجاب پرستاران
فراهم کند
به گزارش تارنگار حقوق بشر
در ایران به نقل از تقاطع، عباس جعفری دولتآبادی در جریان نشست روز
چهارشنبه (۳ شهریور-۲۴ آگست) خود خواهان آن شد که «وزارت بهداشت در پیگیری
خبر منتشرشده مبنی بر پرداخت حق آرایش به پرستاران برخی بیمارستانهای
خصوصی، تیمی را برای بازرسی وضعیت پوشش و حجاب پرستاران به بیمارستانها
اعزام نماید».
جعفری دولتآبادی در عین
حال از پلیس خواست با اجرای «آمایش میدانی» در حوزه فعالیت گشتهای
موسوم به «ارشاد»، در یک دوره زمانی دو ماهه «علت گرایش زنان بدحجاب به
پوششهای نامناسب» را بررسی کند و نتیجه را به دادستانی ارائه نماید.
دادستان تهران همچنین خواستار اجرای دستور خود در خصوص توقیف خودروهایی شد که «راننده یا سرنشین آن کشف حجاب کرده است».
در
همین نشست، فریدون امیرآبادی فراهانی، سرپرست «دادسرای ارشاد» از تشکیل
بیش از ۳۲۷۰ پروندهی در این دادسرا در پنج ماه نخست امسال خبر داد و گفت
که ۱۴۴۰ پرونده در خصوص «فروش و توزیع لباسهای خلاف عفت عمومی»، «۱۰۶۶
فقره در موضوع مصرف مسکر» و «۷۶۷ پرونده، مربوط به رابطه نامشروع» بوده
است.
این مقام دادستانی تهران مدعی شد که «۶۰ درصد روابط نامشروع از طریق فضای مجازی برقرار شده است».
به
نوشتهی خبرگزاری “میزان”، «دادسرای ارشاد» که در خیابان بخارست تهران
واقع شده، مسوولیت «برخورد با جرایم منافی عفت، خرید و فروش و توزیع
مشروبات الکلی و محصولات فرهنگی مستهجن و مبتذل» را بر عهده دارد.
ابتلای ۴٫۵ درصد کودکان خیابانی به ایدز
معاون
اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با بیان اینکه مطالعهای نشان میدهد که ۴٫۵
درصد از کودکان خیابانی مبتلا به بیماری ایدز هستند، گفت: در مطالعه دیگری
روی رفتارهای پرخطر این کودکان نشان میدهد که در معرض خطر و سوءاستفاده
قرار میگیرند.
به گزارش تارنگار حقوق
بشر در ایران به نقل از خبرگزاری فارس، گفت: بسیاری از کودکان کار و خیابان
از شهرهای مختلف به تهران مهاجرت میکنند و خیلیها هم که در خیابان
میبینیم بیسرپرست نیستند و پدر و مادر دارند.
وی
در پاسخ به اینکه آیا این کودکان مبتلا به بیماریهای خاص و ایدز هستند
گفت: این کودکان در معرض خطرند کودکانی که سر چهارراهها کار میکنند انواع
خطرها تهدیدشان میکند، ممکن است تصادف کنند، مورد آزار قرار گیرند یا
از آنها سوءاستفاده شود.
معاون
اجتماعی سازمان بهزیستی ادامه داد: مطالعهای که قبلا انجام شده نشان
میدهد که ۴٫۵ درصد از کودکان خیابانی مبتلا به بیماری ایدز باشند. البته
ما در این زمینه مطالعهای انجام ندادهایم و مطالعهای که دو سال پیش
انجام دادهایم بر روی رفتارهای پرخطر این کودکان است که نشان میدهد در
معرض خطر هستند.
وی
گفت: در حوزه کودکان خیابانی باید روی جذب آنها کار کنیم و اعتمادشان را
جلب کنیم. تنها نگرانی ما برای نگهداری قهرآمیز و جمعآوری با زور این
کودکان این است که ممکن است پدر و مادر آنها این کودکان را به سمت
کارگاههای زیرزمینی ببرند. کارگاههای کاری که مجوز ندارند و قابل رویت هم
نیستند. مثلا زیرزمین یک خانه مسکونی را تبدیل به کارگاه کردهاند که اصلا
فضای مناسبی ندارد.
فرید
ادامه داد: همین کودکان کار خودشان میگویند که خیابان از کارگاه برایشان
بهتر است چون ممکن است در این کارگاهها کتک بخورند و رفتارهای بدی با
آنها بشود.
وی
درمورد شناسایی این کارگاههای زیرزمینی گفت: شناسایی آنها خیلی سخت است
چون تابلو ندارند مثلا در زیرزمین خانه، ترشی و مربا تهیه میکنند یا کفش
میدوزند و از این موارد خیلی زیاد است البته این مشکل مربوط به همه دنیاست
و در آن کشورها هم در شناسایی این کارگاهها مشکل دارند و معتقدند مردم
باید اطلاع بدهند.
معاون
اجتماعی سازمان بهزیستی گفت: متاسفانه برخی از این کودکان در کارگاههای
خانوادگی کار میکنند مثلا مواردی بوده که کودکی ۱۲ سال در خانه قالیبافی
میکرده و کارهای سنگین انجام میداده است، بنابراین آگاهسازی خانوادهها و
اطلاع دادن مردم بسیار مهم است.
فرید
ادامه داد: در تهران سالانه حدود ۱۳۰۰ کودک خیابانی از خدمات ما بهره
میگیرند که ممکن است به مدت چند شبانهروز یا چند ماه در مراکز اقامتی ما
نگهداری شوند.
فقر به توان امید مشگینشهر یکی از شهرهای استان اردبیل است که در شمال
غربی ایران و 839 کیلومتری تهران واقع شده است. در اطراف این شهر حدود 120
روستا وجود دارد که تعدادی ازاین روستاها جزو مناطق محروم ایران به حساب
میآیند.محرومیت، همیشه با سختی و مشقت همراه بوده است اما وجود یک چیز
میتواند به راحتی تلخیهای زندگی را شیرین کند و آن چیزی نیست جز امید به
زندگی. امید نیروی عجیبی است که در سختترین شرایط مانند رودخانهای آرام
از بین رنجها و مشکلات انسانها، راه خود را باز میکند و روح
زندگی را در کالبد فقر و محرومیت میرقصاند. مردم امیدوار همیشه راهی برای
حرکت و ادامه زندگی پیدا خواهند کرد و هرگز نخواهند ایستاد. هرچند
نمیتوان انکار کرد که سختیهای زندگی مردم محروم بر شادیهایشان غلبه دارد
اما همین شادیهای اندکی که از دل رنجها بیرون میزنند حکم ذرههای طلا را
دارند که از دل کوههای سخت کشف میشوند و این میسر نخواهد شد جز با تیشه
صبر و امید به زندگی. تصاویر گرفته شده گوشهای از زندگی روزمره مردم در
مناطق محروم روستاهای اطراف مشگینشهر اردبیل را نشان میدهد.
دستگیری ۲۰ پسر و دختر در مهمانی شبانه شیراز
جانشین
ناحیه مقاومت بسیج سپاه حضرت محمد رسولالله شیراز گفت: در مهمانی شبانه
در شمالغرب شیراز ۲۰ دختر و پسر دستگیر و تحویل مقامات قضایی شدند.
به
گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از خبرگزاری فارس، سرگرد پاسدار
مهدی عباسی ارجمندی بعدازظهر امروز اظهار داشت: برای مقابله با ترویج فرهنگ
غرب و جلوگیری از ناهنجاریها و معضلات اجتماعی نیروهای سپاه در اقدامی
هماهنگ و بنا به درخواست و گزارشهای مردمی با پیگیریهای انجامشده دیروز
جمعه پنجم شهریورماه جاری با حکم مقام قضائی ضمن ورود به مهمانی شبانه در
شمالغرب این شهر موفق به دستگیری ۲۰ دختر و پسر شدیم.
جانشین
ناحیه مقاومت بسیج سپاه ناحیه محمد رسولالله(ص) شیراز خاطرنشان کرد: با
توجه به منطقه استحفاظی ما در شمالغرب شیراز و وجود باغشهریهای متعدد در
این منطقه از گردانندگان و شرکتکنندگان در این محافل غیرقانونی درخواست
میشود از دایر کردن محافلی که با موازین اسلامی مغایرت دارد خودداری کنند.
شش ماه بیخبری از منیژه فاتحی، شهروند ۲۲ ساله
خانواده منیژه فاتحی، شهروند بوکانی که توسط نیروهای امنیتی بازداشتشده
است، همچنان پس از گذشت شش ماه هیچ اطلاعی از وضعیت وی ندارند.
به
گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، شهروند ۲۲ ساله بوکانی، در اسفندماه
۱۳۹۴ از سوی نیروهای امنیتی در منزل خود بازداشت گردیده و علیرغم گذشت بیش
از ۶ ماه از زمان دستگیری تاکنون، اطلاعی از وضعیت وی به دست نیامده است. این دانشجوی ۲۲ ساله از زمان بازداشت، هیچ تماسی با خانواده خود نداشته و این امر موجب نگرانی این خانواده وی شده است.
خانواده این شهروند ۲۲ ساله با مراجعه به نهادهای مسئول خواستار دیدار با دختر خود شدهاند؛ اما تاکنون موفق به این امر نشدهاند.
خودکشی یک نوجوان هفده ساله در کرمانشاە
طی روز های گذشته، یک جوان ۱۷ ساله در روستای سورنی بخش بیلوار کرمانشاە اقدام به خودکشی کرده است.
به
گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، یک جوان ۱۷ ساله ساکن روستای سورنی بخش
بیلوار کرمانشاە، در هفته گذشته در پی عدم قبولی در کنکور، دست به خودکشی
زد.
بنا به گزارش خبرگزاری های محلی، این سومین مورد اقدام بە خودکشی در حوالی شهرستان کامیاران در سال ۹۵ می باشد.
۱۳۹۵ شهریور ۵, جمعه
جاوید
امانی، بازپرس ویژه قتل دادسرای بندرعباس که مسئولیت پیگیری قضایی پرونده
قتل عطالله رضوانی، شهروند بهایی را برعهده داشته، به دلیل انجام ندادن
وظیفهاش در انجام تحقیقات لازم برای شناسایی و محاکمه عاملان و آمران این
قتلو اعطای مصونیت به آنان، مرتکب نقض حقوق بشر شده است. عطاالله رضوانی، عضو سابق هیات خادمین جامعه بهایی بندرعباس در دوم شهریور ۱۳۹۲ به ضرب گلوله فرد یا افراد ناشناس کشته شد. او از مدتها پیش از کشتهشدنش، بهصورت مستقیم وغیرمستقیم از سوی نهادهای امنیتی تهدید شده بود و برای رفتن از بندرعباس تحت فشار بود.
طبق قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب موسوم به قانون
احیای دادسراها مصوب سال ۱۳۸۱، وظیفه انجام تحقیقات مقدماتی در رابطه با
کلیه جرائم بر عهده بازپرس است. با ارجاع پرونده به بازپرس از سوی دادستان،
بازپرس عهدهدار انجام تحقیقات و شناسایی عوامل ارتکاب جرم میشود. مطابق
قانون مزبور بازپرس میتواند با استفاده از اختیارات قانونی خود از نیروهای
انتظامی و مقامات رسمی و ادارات دولتی بخواهد راجع به مواردی که به روشن
شده حقایق پرونده و هویت عوامل ارتکاب جرم کمک میکند، تحقیق کرده و
اطلاعات لازم را ارائه کنند. بازپرس همچنین میتواند به تحقیقات ضابطین
دادگستری رسیدگی کرده و هرگاه تغییری در اقدامات آنان یا تکمیلی در تحقیقات
لازم باشد دستورات لازم را صادر کند. مقامات قضایی از جمله جاوید
امانی، بازپرس ویژه قتل دادسرای بندرعباس اقدامات لازم برای شناسایی و
محاکمه عاملان و آمران این قتل را انجام ندادهاند و با وجود شواهد روشن
مبنی بر قتل برنامهریزی شده آ رضوانی و اجرای آن توسط فرد و یا افراد
حرفهای، از پیگیری مؤثر پرونده و مشخص شدن نکات مبهم آن جلوگیری
کردهاند. از جمله این موارد می توان به عدم تحقیق راجع به فهرست
مکالمات تلفن همراه عطاالله رضوانی اشاره کرد. براساس گفتههای کریم
میرزایی، به عنوان آخرین فردی که عطاالله رضوانی را پیش از مرگ دیده بود،
وی پیش از ترک خانه، با فردی که با تلفن همراهش تماس گرفته بود، یک تماس
تلفنی طولانی بین ۳۰ تا ۴۰ دقیقهای داشت. در حالیکه گمان میرفت، ضارب از
طریق همین تماس تلفنی قرار ملاقات با رضوانی را هماهنگ کرده باشد، خانواده
و وکیل پرونده برای نخستین قدم خواهان مشخص شدن فهرست تماسهای تلفن
همراه عطاالله رضوانی شدند. از آنجا که تلفن همراه پس از قتل به سرقت رفته
بود، پیگیری این مساله فقط از سوی وزارت ارتباطات و با دستور مقامات قضایی
ممکن بود که تا کنون انجام نشده است. خاص بودن اسلحه استفاده شده در
این قتل و چک کردن دوربین خیابانهای محل تردد اتومبیل آقای رضوانی از دیگر
مواردی بود که از طریق آن میشد اطلاعاتی در رابطه با این قتل به دست آورد
اما تا کنون نتایج تحقیقات در رابطه با هیچکدام از این موارد به خانواده
اعلام نشده است. از سوی دیگر «احقاق حق» قربانیان نقض حقوق بشر یکی از
وظایفی است که بر اساس مقررات و اعلامیههای بینالمللی از جمله بند سه
ماده دو میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی بر عهده دولتها گذاشته شده و
در بسیاری از اسناد حقوق بینالملل مشتمل بر سه اصل «دانستن حقیقت»،
«برخورداری از عدالت» و «جبران خسارت و دسترسی به اقدامات ترمیمی» شده است.
خانواده رضوانی در طی سه سال گذشته از دانستن جزییات مربوط به رخدادهای
قبل از قتل و چگونگی قتل محروم شدهاند و مقامات مسئول از انجام اقدامات
لازم برای روشن شدن جزییات مربوط به چرایی و چگونگی کشته شدن عطاالله
رضوانی و مطلع کردن خانواده او از نتایج تحقیقاتشان خودداری کردهاند.
مخالفت قوه قضاییه با اعاده دادرسی حمید بابایی، دانشجوی زندانی
درخواست
اعاده دادرسی حمید بابایی، دانشجوی دکترای دانشگاه بلژیک که در زندان
رجایی شهر کرج زندانی است، بار دیگر از سوی دیوان عالی کشور رد شد.
به
گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، حمید بابایی، دانشجویی نخبه زندانی
تاکنون چندین بار درخواست اعاده دادرسی داده؛ اما هر بار به دلیل کارشکنی
مسئولین با این درخواست مخالفت به عمل آمده است. این درحالی است که این
دانشجوی زندانی بیش از ۱۰۰۰ روز در زندان بوده و از حق مرخصی محروم
میباشد. همچنین باوجود دارا بودن شرایط قانونی، مسئولین قضایی از موافقت
با آزادی مشروط او نیز خودداری میکنند.
به
استناد ماده ۵۸ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، در مورد محکومیت به حبس
تعزیری، دادگاه صادرکننده حکم میتواند در مورد محکومان به حبس بیش از ده
سال پس از تحمل نصف و در سایر موارد پس از تحمل یکسوم مدت مجازات به
پیشنهاد دادستان یا قاضی اجرای احکام، حکم به آزادی مشروط را صادر کند.
حمید بابایی به ۶ سال حبس تعزیری محکومشده و با توجه به گذراندن ۲ سال و
۱۰ ماه (بیش از یکسوم حبس) امکان استفاده از آزادی مشروط را دارد.
حمید
بابایی، دانشجوی دکترای فاینانس دانشگاه لیژ بلژیک، روز ۲۲ مرداد ١٣۹٢،
اندکی پس از ورود به ایران برای دیدار خانواده توسط وزارت اطلاعات احضار و
بازداشت شد. به گفته یک منبع مطلع بازداشت او پسازآن صورت گرفت که حمید
بابایی درخواست نیروهای امنیتی برای همکاری با وزارت اطلاعات و فعالیت در
بلژیک را رد کرد. او بلافاصله پس از بازداشت به سلول انفرادى در زندان اوین
منتقل شد، بابایى ٢٠ روز در انفرادى بند ٢۴٠ گذرانده و بعدازآن به بند ٢٠۹
منتقل و نهایتاً بعد از تحمل ٣۵ روز انفرادى در تاریخ ٢۷ شهریورماه ۱۳۹۲
وارد بند ۳۵۰ زندان اوین شد. او طی مدت بازجویی امکان تماس با خانواده یا
وکیلش را پیدا نکرد.
شعبه ۱۵ دادگاه
انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی، حمید بابایی را به اتهام «جاسوسی و
ارتباط با دول متخاصم» به ۶ سال حبس تعزیری و ۴ سال حبس تعلیقی محکوم کرد و
حکم صادره در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر نیز تأیید شد. به گفته منبع مطلع
این دادگاه بدوی کمتر از ۱۰ دقیقه طول کشیده و وکیل تسخیری حمید بابایی،
سکوت کرده و هیچ دفاعی از او نکرده است، این وکیل تسخیری در اولین ملاقاتش
با حمید بابایی در زندان اوین نیز از موکلش خواسته بود که اعتراف کند.
بابایی در تمام مدت دادرسی اتهام وارده را رد کرده و گفته است که به دلیل
عدم همکاری با نیروهای امنیتی، قربانی شده است.
کبری
پارساجو، همسر حمید بابایی نیز در مهرماه ۱۳۹۳ به دلیل اطلاعرسانی و
مصاحبه با رسانهها درباره وضعیت همسرش، بازداشت و محاکمه شد و به شش ماه
حبس تعلیقی محکوم شد.
انتشار جزئیات تازه از اعدام بهروز آلخانی⁄ سوزاندن جسد با اسید
شبکه
حقوق بشر کردستان به مناسبت اعدام بهروز آلخانی، زندانی سیاسی کرد که در
زندان ارومیه دوران حبس خود را گذرانده بود، مدارکی را منتشر و به روند
دادرسی و اعدام این زندانی سیاسی اعتراض کرده است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، «بهروز
آلخانی»، «متولد ۱۳۶۳»، «ساکن شهرستان سلماس» در «روز ۶ بهمن ماه سال ۸۸»
توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به «بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه» منتقل
شد. به مدت چهار خانواده از سرنوشت فرزند خویش بیخبر بودند تا اینکه روز«
۱۰ بهمنماه »تعدادی از نیروهای لباس شخصی امنیتی به منزل پدری ایشان در
شهر سلماس مراجعه کرده و اقدام به بازرسی منزل کرده و در پاسخ به سوالات
خانواده در خصوص سرنوشت فرزندشان اعلام کرده «بهروز به اتهام حمل و مصرف
مشروبات الکلی» بازداشت شده است.
بهروز
آلخانی به مدت حدود« ۱۵ ماه در سلولهای انفرادی اداره اطلاعات ارومیه و
خوی» بدون حق تماس و ملاقات با خانواده نگهداری شده و در این مدت به اتهام
«همکاری موثر با پژاک و ترور دادستان خوی» مورد بازجویی قرار گرفت. در این
مدت بازجویان امنیتی برای گرفتن اعترافات اقدام به شکنجه شدید این زندانی
سیاسی کرده اما وی هیچگاه اتهامات مشارکت در ترور دادستان خوی را قبول
نکرد. «بعد از ۱۵ ماه» این زندانی سیاسی به «قرنطینه زندان مرکزی ارومیه»
منتقل شده و به دستور اداره اطلاعات به «مدت چهار ماه در سلولهای انفرادی
زندان» نگهداری شده و بعدا به «بند زندانیان جرایم مواد مخدری» منتقل شد.
این زندانی سیاسی به دلیل نگهداری حدود ۱۹ ماه در سلولهای انفرادی در شرایط
سخت روحی قرار گرفته بود و در زندان نیز در خصوص اطلاعرسانی در خصوص
وضعیتش به زندانیان دیگر تحت فشار بود.
خانواده
این زندانی سیاسی «بعد از ۱۹ ماه برای اولین بار در زندان مرکزی ارومیه
موفق به ملاقات فرندشان با حضور بازجویان امنیتی شدند و در روز «۲۳ مهرماه
سال ۹۰ در شعبهی یک دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی چابک» به اتهام
«محاربه از طریق همکاری موثر با پژاک، ترور دادستان خوی و نگهداری اسلحه»
«بدون حضور وکیل تعیینی» دادگاهی شد و صدور «حکم اعدام از بابت اتهامات
محاربه و ترور دادستان» و« ده سال حبس برای اتهام نگهداری اسلحه» به ایشان
در زندان به صورت کتبی ابلاغ گردید. در دادنامه صادره شده از سوی شعبه یک
دادگاه انقلاب هیچ مدرکی برای اتهامات مطرح شده ارایه نشده و تنها با
استناد به گفتهی یکی از همپروندیهای این زندانی سیاسی که «بهروز را شب
قتل دادستانی خوی مضطرب و هراسان دیده و آن شب برخلاف گذشته کم غذا خورده»
را به عنوان تنها مدرک برای صدور حکم اعدام دانسته است. «معصومه
تنها»،مادر مقتول طی ارایهی لایحهایی به دادگاه که در دادنامه شعبهی
۱۴دیوان عالی کشور نیز به آن اشاره شده، اعلام کرده است:« محتویات پرونده و
دفاعیات متهم اصلی در جهت صدور حکم قصاص از بابت ترور آن مرحوم از نظر
بنده متقن و قوی نمیباشد و هر چند نظرات و تحقیقات و اعلام نظرها و ارا
قضات محترم و سیستم امنیتی مورد احترام میباشد ولی موجب اقناع فکری
اینجانب نمیگردد». اولیای دم با توجه به نبود شواهد و عدم اعتراف بهروز
آلخانی به قتل دادستان در «سه بار تعیین وقت برگزاری جلسه دادگاه»
«علیالرغم احضار از سوی دادگاه شرکت نکرده »و «لایحه جهت قصاص بهروز
آلخانی تقدیم نکردند».
در «تاریخ ۱۷
دیماه سال ۹۲»، «شعبه دو دادگاه تجدیدنظر ارومیه» حکم را عینا تایید کرد و
بعد از اعتراض وکیل پرونده به حکم، پرونده به «شعبهی ۱۴ دیوان عالی کشور»
ارجاع داده شد و در حالی که هنوز حکم نهایی دیوان عالی کشور رسما به این
زندانی سیاسی ابلاع نشده بود، حکم اعدام «در ساعت ۱ روز چهارشنبه ۴
شهریورماه سال ۹۴ در زندان مرکزی ارومیه» اجرا شد.
اجرای حکم اعدام
یکی
از آعضای خانواده آلخانی که روز قبل از اجرای حکم اعدام به همراه
خانوادهی این زندانی سیاسی موفق به آخرین ملاقات با وی شده است به شبکه
حقوق بشر کُردستان گفت: «بعدازظهر روز ۳ شهریورماه به همراه خانواده پنج
زندانی جرایم مواد مخدری که آنان هم برای اجرای حکم اعدام به سلولهای
انفرادی منتقل شده بودند، موفق به ملاقات با زندانیان شدیم. وضعیت روحی
بهروز عادی بود. او در این ملاقات نیز بر ناعدالانه بودن دادگاه و صدور حکم
اعدام تاکید کرد. سه خانواده دیگر زندانیان جرایم مواد مخدری نیز در سالن
ملاقات آخرین دیدار خویش را انجام میدادند که ناگهان ماموران به میان
خانواده ما آمده و بهروز را به زور بدون اینکه به وی اجازه بدهند که حرفهای
خویش را تمام بکند با خود کشان کشان بردند که سبب درگیری میان زنان
خانواده و ماموران زندان شد و شیشههای این سالن در اثر این درگیری شکسته
شد و نهایتا با حضور گسترده ماموران گارد زندان خانواده از سالن ملاقات به
بیرون از زندان منتقل شد. این منبع در ادامه افزود: در ساعت یک،خانواده
ما و خانواده پنج زندانی دیگر که در میدان نزدیک به زندان تجمع کرده بودیم
از اجرای حکم مطلع و بعدا خانواده هر پنج زندانی دیگر برای تحویل جنازه
فراخوانده شدند اما ماموران اعلام کرده برای تحویل جنازه زندانی شما نیاز
به نامهی دادستانی ارومیه است. صبح به همراه پدر این زندانی به دادستانی
ارومیه مراجعه کردیم و خواستار تحویل جنازه بهروز شدیم که دادستانی اعلام
کرد بنابه دلایل امنیتی امکان چنین چیزی وجود ندارد اما به پدر بهروز
اطمینان داد که جنازه بعد از شستشوی و با توجه به سنت اسلامی دفن شده است.»
پیدا کردن جنازه
به
گفتهی این منبع،« بعد از ۵ روز از اجرای حکم اعدام و پیگیری از طریق
آشناهای در ارومیه، مطلع شدیم که جنازه بهروز در زمینی کنار قبرستان باغ
رضوان ارومیه دفن شده است. با کمک تعدادی از آشناها و جستجوی فراوان در
ششمین شب اعدام بهروز موفق به پیدا کردن جنازه در محل شدیم. در محلی به
فاصله ۵۰۰ متری قبرستان باغ رضوان و در جایی که اصلا کسی به فکرش هم نمی
رسید جنازهایی در آنجا دفن شده باشد، جای که پر بود از زباله و معلوم بود
با بولدزور خاک بر روی گودال ریخته شده است.بهروز با همان لباسهای که در
روز قبل از اجرای حکم اعدام دیده بودیم در گودالی به عمق دو و نیم متر دفن
شده بود. سرش را پیراهنش پوشانده بودند و بدون انجام هر گونه شستشویی جنازه
بعد از اجرای حکم اعدام دفن شده بود و متاسفانه با بیرون آوردن جنازه
متوجه شدیم که پایش با اسید سوزانده شده بود و در همان تاریکی شب جنازه به
محلی امن منتقل شد و بعد از شستشو دفن گردید. این در حالی بود که پیشتر
دادستانی ارومیه به پدر بهروز اطمینان داده بود که جسد بعد از شستشو و
انجام فرایض دینی با کفن در محلی مناسب دفن شده است.»
بعد از سه ماه از اجرای حکم اعدام ابلاغ حکم دیوان عالی کشور
این
منبع در پایان افزود،« بعد از سه ماه از اجرای حکم اعدام وکیل بهروز با
خانواده تماس گرفت و اعلام کرده که حکم دیوان عالی کشور تازه به وی ابلاغ
شده و همانطور که قبلا خانواده هم اعلام کرده بود حکم اعدام بهروز در حالی
صورت گرفت که هنوز حکم نهایی دیوان عالی کشور صادر نشده بود. در حکم صادر
شده تاریخ تنظیم دادنامه ۳۱ مردادماه، چهار روز قبل از اجرای حکم اعدام
بوده و این دادنامه به صورت رسمی بعد از سه ماه از اجرای حکم به صورت کتبی
به وکیل و خانواده رسما ابلاع شد.»
فشار بر گچساران /پرونده سازی دستگاه های امنیتی برای شهروندان
دستگاه
اطلاعاتی، جهت پرونده سازی برای شهروندان گچساران، روح الله بزرگ زاده را
به دلیل فروش اسپریه رنگ، احضار و مورد بازجویی قرار می دهد.
به
گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، روح الله بزرگ زاده، دانشجوی اهل
گچساران، به اتهام “فروش اسپری رنگ به آقایان سید محمد میری و قاسم قنبری”،
چند بار برای پاره ای از توضیحات توسط دستگاه های امنیتی احضار گشته است.
گفتنی است که برادر این شهروند، حسن بزرگزاده از فعالان سیاسی این روستا
می باشد و در ماه گذشته از سوی مأموران امنیتی بازداشت و پس از ساعاتی آزاد
شده بود.
شایان ذکر است که سید محمد
میری و قاسم قنبری دو فعال سیاسی اهل روستای دیل در شهرستان گچساران در روز
یکشنبه دهم مردادماه توسط اداره اطلاعات بازداشت و پس از یکهفته بعد با
تودیع وثیقه از بازداشتگاه آزاد شدند.
اخیرا شش تن از فعالان سیاسی این روستا به دلیل فعالیتهای مسالمت آمیز خود به تحمل حبس محکوم شدند.
گروه
«مادران میدان مایو» دو هزارمین راهمپیمایی هفتگی خود را در بوئنس آیرس،
پایتخت آرژانتین برگزار کردند. آنها از سال ۱۹۷۷ برای دادخواهی قربانیان
حکومت نظامی بین سالهای ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۳ هر پنجشنبه در میدان مرکز پایتخت
تجمع کردهاند. گروههای حقوق بشری میگویند که نزدیک به ۳۰ هزار نفر در دوران ۸ ساله حکومت نظامی در آرژانتین کشته شدند. «موریسیو ماکری»، رئیس جمهوری آرژانتین به دلیل به زیر سوال بردن شمار
قربانیان حکومت سرهنگها مورد انتقاد قرار گرفته است. دومین پنج شنبه ماه
آگوست، هزاران نفر در دو هزارمین راهپیمایی مادران میدان مایو در این میدان
در مقابل کاخ ریاست جمهوری فریاد عدالتخواهی سر دادند. بسیاری از اعضای
این گروه در حال حاضر در دهه ۸۰ سالگی خود به سر میبرند و مجبور بودند در
این راهپیمایی برای راه رفتن از دیگران کمک بگیرند. «هبه دو
بونافینی»، یکی از رهبران این گروه به دلیل سر باز زدن از شهادت درباره
ارتباط با پرونده فساد مالی دستگیر شد. گرچه حکم دستگیری او پس از مدتی لغو
شد. خانم بونافینی تاکید میکند که پشت پرونده رسیدگی به فساد مالی
انگیزههای سیاسی وجود دارد. آخرین راهپیمایی این گروه پس از آن انجام
شد که رئیس جمهوری آرژانتین به شدت به دلیل اظهارنظرش درباره قربانیان
حکومت سرهنگها که در آرژانتین به «جنگ کثیف» معروف شد مورد انتقاد قرار
گرفته است. آقای ماکری در اوایل ماه آگوست در گفتوگویی با وب سایت «باز
فید» گفت که او هیچ اطلاعی ندارد که آیا واقعا ۳۰ هزار نفر آمار درستی است و
این بحث «با عقل جورد در نمی آید.» «لتیسیا آنگروسا»، که برادر و
خواهرش در دوران حکومت نظامی آرژانتین ناپدید شده بودند به بی بی سی گفت که
سخنان رئیس جمهوری خانوادههای قربانیان را آزرده کرده و به آنها توهین
کرده است.
بازار مسکن ایران گرفتار رکود
Image copyrightTASNIM
تازه ترین گزارش
مرکز آمار ایران نشان میدهد که ساخت و ساز مسکن در حال کاهش است و در عین
حال اجاره واحدهای مسکونی روندی صعودی دارد.
مرکز آمار ایران دو
گزارش در باره صدور پروانه های ساخت و ساز در زمستان سال گذشته و قیمت و
اجاره مسکن در بهار امسال در شهر تهران را به فاصله کوتاهی از هم منتشر
کرده است.
گزارش در باره صدور پروانه های ساخت و ساز نشان می دهد که
تعداد واحدهای مسکونی در پروانه های صادر شده در زمستان سال ۱۳۹۴ بالغ بر
۹۲ هزار ۸۴۳ واحد بوده که از زمستان سال ۱۳۹۳ حدود ۱۹.۶ درصد کاهش داشته
است.
این در حالی است که تعداد واحدهای مسکونی پیش بینی شده در
پروانه های ساختمانی در کل کشور در زمستان سال ۱۳۹۱ حدود ۱۹۵ هزار و ۲۲۹
واحد بوده است که این رقم در زمستان سال گذشته به کمتر از نصف کاهش پیدا
کرده است.
در چنین شرایطی برخی کارشناسان پیش بینی می کنند که ادامه
این روند می تواند بحران دیگری را در بخش مسکن به دنبال داشته باشد؛ به این
معنی که به محض افزایش قدرت خرید، و تغییر وضعیت اقتصادی، تقاضا برای خرید
به حدی افزایش پیدا کند که قیمت ها دوباره همانند اوایل دهه ۹۰ افزایش
چشمگیری پیدا کنند.
این وضعیت بخصوص وقتی اهمیت بیشتری پیدا می کند
که بدانیم تولید مسکن در پنج سال گذشته روندی بشدت نزولی داشته و این مسئله
نیز در آینده تاثیر چشمگیری در بازار خرید و فروش و اجاره مسکن خواهد
داشت.
بعد از سال ۱۳۹۱ که رشد اقتصادی کشور به بیشتر از منفی شش درصد
رسید و ضربه ای سخت به بازار مسکن وارد شد، تلاش دولت حسن روحانی برای
رونق بازار مسکن از طریق اعطای وام و ابزارهای مالی دیگر تاکنون موثر واقع
نشده است.
اعدام یک بیگناه/ علیرضا مددپور در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارد
نزدیک
چهار دهه است که رهبران جمهوری اسلامی مدعی حمایت از محرومین جامعه هستند،
اما دادگاههای انقلاب اسلامی نه تنها صدای اقشار آسیب پذیر را نمیشنود،
بلکه بی اعتنا به واقعیات، منطق و حتی قوانین مصوب کشور، فقر و اعتیاد را
با طناب دار پاسخ میگویند.
به گزارش
تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از بنیاد عبدالرحمن برومند، علیرضا
مددپور جوانی است که بی اطلاع به منزلی وارد شده بود که در آن مواد مخدر
تولید میشد و از بخت بدش، برای محاکمه به شعبه ۴ دادگاه انقلاب اسلامی کرج
به ریاست قاضی فرج اللهی فرستاده شد.
سرگذشت
علیرضا سرگذشتی است آشنا. خانوادهاش بی بضاعت است و او نانآور خانواده و
معتاد. تحصیلات حسابداریش را به دلائل مالی دو ترم قبل از لیسانس ناتمام
گذاشته بود و در فقدان امید به آینده به مواد مخدر روی آورده بود. در ۳۴
سالگی، علیرضا که همیشه به دنبال کار و درآمد بیشتر بود، پیشنهاد یکی از
همکارانش را برای سرایداری و نظافت منزلی قبول کرد.
صبح
روز ۲۱ آبان ۱۳۹۰، همکارش او را مقابل درب آن منزل پیاده کرد و علیرضا به
دلیل آنکه در آن منزل همه خواب بودند منتظر ماند. از بخت بد او، صبح همان
روز ماموران نیروی انتظامی به آن منزل ریختند و علیرضا و دو نفر دیگر را
بازداشت کردند و ۹۹۰ گرم شیشه و وسایل ساخت مواد مخدر صنعتی را کشف و ضبط
کردند.
علیرضا مانند بسیاری از متهمان
دیگر، هفتههای زیادی را در بازجویی گذراند و همزمان مسئولین، خانوادهاش
را هم در بیخبری نگاه داشتند. پس از اتمام بازجویی به گفته شاهدی، او چنان
لاغر شده بود که بیشباهت به یک اسکلت نبود. او که مانند بسیاری از
متهمان، توان مالی استخدام وکیل را نداشت، مجبور به استفاده از وکیل تسخیری
شد. وکیل تسخیری حداکثر دو هفته قبل از برگزاری جلسه دادگاه تعیین شد و
هیچ ملاقاتی با علیرضا انجام نداد. در جلسه دادگاه نیز صرفا به ارائه لایحه
اکتفا کرد و دفاع موثری از موکل خود به عمل نیاورد.
قاضی
فرجاللهی در ۲۷ تیرماه ۱۳۹۱، پرونده چهار متهم این پرونده از جمله علیرضا
را در مدت تنها ۲۰ دقیقه رسیدگی کرد و هر چهار نفر را به اتهام نگهداری
مواد مخدر و نگهداری مواد لازم برای تهیه مواد مخدر، به ۵۰۰۰۰۰۰ ریال
جریمه، شلاق و اعدام محکوم کرد.
قاضی
به انکارهای مکرر علیرضا و شهادت سایر متهمان پرونده در مراحل تحقیقات و در
جلسه دادگاه مبنی بر اینکه علیرضا فقط برای نظافت به آن خانه رفته بود و
سایر متهمان را نمیشناخته و هیچ دخالتی در تولید مواد مخدر نداشت، توجهی
نکرد. قاضی همچنان این حقیقت مسلم را که علیرضا هیچ سابقه قضایی و کیفری
نداشته و هیچگاه حتی بازداشت هم نشده بود و اساسا هیچ مدرکی مبنی بر ارتباط
وی با متهمان پرونده نیز وجود نداشت، نادیده گرفت.
درخواست
اعاده دادرسی در سال ۱۳۹۴ و همچنین درخواست عفو علیرضا نیز از سوی مسئولان
قضایی رد شد. مانند بسیاری پروندههای مشابه، تلاش خانوادهاش برای جلب
توجه به بیگناهی او بیهوده بود. نامههای ارسال شده توسط همپروندهایهای
او از داخل زندان، و تاییدیههای کتبی مسئولین زندان از رفتار خوب و اخلاق
پسندیده او در داخل زندان، از سوی دادستان و دیوان عالی کشور نادیده گرفته
شد. قاضی فرجاللهی و مسئولانی که تقاضای اعاده دادرسی و عفو علیرضا را رد
کردهاند حتی قانون مبارزه با مواد مخدر را در نظر نگرفتهاند که مطابق آن
رعایت تناسب در میزان مواد مخدر و محکومیت کیفری ضروری است. رای قاضی دخالت
علیرضا در تهیه مواد را مشخص نکرده و توضیحی برای محکوم کردن وی نداده
است. چون حضور شخص در محل وقوع جرم، دلیل انتساب عمل مجرمانه به آن شخص نمی
تواند باشد. اگر او برای مشراکت در تهیه مواد مخدر در محل وقوع جرم حضور
داشته است، قاضی باید میزان و چگونگی دخالت و تناسب دخالت علی رضا در میزان
مواد کشف شده از آن خانه را مشخص کند و دلائل آن را بگوید.
قوه
قضائیه ایران هیچ توجیهی برای محکومیت غیرقانونی علیرضا ندارد. خانواده
او، که از همان قشر آسیبپذیری هستند که رهبران جمهوری اسلامی ادعای
حمایتشان را دارند، با از دست دادن تنها نانآورشان در فقر بیشتری فرو
خواهد رفت. قوه قضائیه ایران حتی توجیهی برای اعدام متهمان مواد مخدر
ندارد. بنیاد عبدالرحمن برومند از سال ۱۳۸۰ تا کنون نزدیک به ۸۰۰۰ اعدام را
مستند کرده است که دستکم نصف این تعداد، اعدامهای مربوط به متهمان مواد
مخدر بوده است. حداقل ۶۹ درصد از ۱۰۵۰ اعدام گزارش شده در سال ۲۰۱۵ میلادی
مربوط به اتهامهای مواد مخدر بوده است. با اینکه مسئولان جمهوری اسلامی
تعداد دقیق یا جزییات اعدامها را منتشر نمیکنند با اینحال مسئولین
مبارزه با مواد مخدر و کارشناسان بارها و بارها تاکید کردهاند که اعدام
متهمان مواد مخدر یک سیاست شکست خورده در کاهش اعتیاد و مبارزه با قاچاق
مواد مخدر است. تعداد زیادی نسبت به تاثیرات فاجعهآمیز این اعدامها بر
روی خانوادهها و جامعه هشدار دادهاند.
درست
در زمانیکه قانون گذاران ایران مشغول بررسی حذف مجازات اعدام برای
قاچاقچیان غیرمسلح مواد مخدر هستند، عجله و شتاب در این اعدامها غیرمنطقی و
بیرحمانه است. مقامات ایران باید این اعدامها را متوقف کنند و اجازه دهند
تاعلیرضا نیز به کانون خانوادهاش بازگردد.
اعضای
بدن "وحید حلاج" آخرین سرباز سانحه تصادف اتوبوس حامل سربازان پادگان صفر
پنج کرمان پس از تایید مرگ مغزی، به بیماران نیازمند اهدا شد.
ایرج
حریرچی قائم مقام وزارت بهداشت گفت:"وحید حلاج" سرباز لیسانس وظیفه که مدت
دو ماه شرایط وخیمی را به سر میبرد، دوم شهریورماه دچار مرگ مغزی شد .
وی افزود: خانواده این سرباز وطن، با ازخودگذشتگی و ترجمه حقیقی واژه
ایثار، مُهری نیک بر پایان این حادثه تلخ زدند و با اهدای اعضای بدن
"وحید"، شادی زندگی را به چند بیمار نیازمند، اهدا کردند.
سخنگوی وزارت بهداشت در ادامه افزود: مادر داغدار "وحید حلاج" که به
اعتراف همه تیم پزشکان بیمارستان شهید رجایی شیراز، صبورانه، دو ماه گذشته
را بر بالین فرزندش حضور داشته، با اشک و دلتنگی، فرزندش را وداع گفت و
تصمیمی ماندگار گرفت.
دکتر حریرچی گفت: با بررسیهای پزشکان تیم
پیوند اعضا بیمارستان شهید رجایی شیراز، دو کلیه و کبد "وحید حلاج" برای
پیوند، مناسب تشخیص داده شد که به بیماران نیازمند اهدا می شود. کبد سرباز
"وحید حلاج" به یک بیمار مرد 39ساله و کلیههای او هم به دو بیمار خانم و
آقای 48و 47ساله اهدا شده است.
ز
٧ سالگى تا آخر عمر اين گونه در جامعه ظاهر شدن عذاب است، بدتر آن است كه
اجبارى باشد و اگر نخواهم رعايت كنم تنبيه ميشم. من به عنوان يك مرد از
مردان ايرانى نه تنها با ديدن گيسوان رهايت تحريك نميشم بلكه شوق رهايى را
درك ميكنم. من خواهان پوشش اختيارى براى تمامى زنان سرزمينم هستم و از همه
آنها در تحقق اين هدف بزرگ دفاع خواهم كرد.
داوود
رشیدی هنرمند پیشکسوت و بازیگر تحسینشده سینما, تئاتر و تلویزیون صبح
جمعه در ۸۳ سالگی بر اثر ایست قلبی در منزلش در تهران درگذشت
۱۳۹۵ مرداد ۲۴, یکشنبه
چرا آیتالله خامنهای سعی بر بیاعتبار کردن برجام دارد؟
آیتالله خامنهای، رهبر ایران احساسی
دوگانه نسبت به برجام دارد. هم خواهان پایداری آن است، چون منافع قابل
توجهی برای کشور دارد، و هم به دلایلی که ذکر آن خواهد رفت سعی بر
بیاعتبار کردن آن دارد.
جنبههای مثبت برجام، تنها به قبولاندن
ادامه غنیسازی در خاک ایران که ۱۰ سال در مرکز اختلاف ایران و آمریکا قرار
داشت محدود نمیشود. بخش بزرگی از تحلیلگران، هم در داخل و هم در خارج از
ایران معتقد بودند که اگر بحران هستهای ایران از طریق دیپلماتیک حل نشود
وقوع یک جنگ ویرانگر اجتناب ناپذیر خواهد بود.
البته گروهی، عمدتاً
جناح تندرو در ایران، معتقدند که خطر جنگ ساختگی و واهی بوده همانطور که
روزگاری گفته میشد که خطر تحریمها، از جمله تحریم صنایع نفت و بانک
مرکزی، غیرعملی و تنها یک بلوف سیاسی است.
از عمده مزایای دیگر برجام
که شاید کمتر به آن توجه شده این است که برجام، سپری شد در برابر هر اقدام
بعدی آمریکا (صرف نظر از اینکه رئیسجمهور بعدی آمریکا چه کسی باشد) و حتی
اسرائیل، علیه ایران، چرا که چنان اقداماتی میتواند برجام را با خطر
فروپاشی روبرو کند. آیا رئیسجمهور بعدی آمریکا میتواند آن را یک جانبه
نقض کند؟ بعید است. اول، به دلیل وضعیت متلاطم و خطرناک خاورمیانه منطقاً
کسی خواهان ایجاد یک بحران جدید و جدی نیست. دوم، برجام یک توافق دوجانبه
نیست بلکه توافقی بینالمللی است که خود آمریکا هم جزئی از آن بوده است.
از
نتایج دیگر برجام برداشته شدن بخشی از تحریمها بود که گلوگاه اقتصاد
ایران را گرفته بود. به گفته آقای عراقچی در حوزه انرژی، نفت، صنعت و تجارت
وضعیت به حالت عادی بازگشته است.
اما با آنکه آمریکا تحریمهای
بانکی مربوط به موضوع هستهای را برداشته، اولاً، بر اساس تحریمهای
آمریکایی که به سالها قبل باز میگردد بانکها در سطح بینالمللی اجازه
انجام معاملات دلاری را با ایران ندارند، ثانیاً، طبق تحریمهای قدیمی
آمریکا، بانکها، در سطح جهان، حق معامله با گروهی از شرکتها و نهادها، به
خصوص نهادهای امنیتی و نظامی ایران را ندارند. بانکهای اروپایی به دلیل
معامله با برخی شرکتها و نهادهایی که در لیست تحریمی آمریکا قرار
داشتهاند صدها میلیون دلار جریمه شدهاند
ژیلا شهریاری شهروند بهایی در تهران بازداشت شد
به گزارش خبرگزاری بهایی نیوز ژیلا شهریاری شهروند بهایی ساکن طهران (تهران) روز گذشته توسط ماموران امنیتی استان بازداشت شد.
بنا به گفته منابع مطلع به خبرنگار مجموعه خبری بهایی نیوز ماموران امنیتی
ساعت ۳ بعداز ظهر روز گذشته ۲۲ مرداد به همراه دو ماشین سواری و یک وانت
خانم ژیلا شهریاری را در مکان دیگری غیر از منزل خود بازداشت و وی را به
منزل خود در خیابان زنجان انتقال داده و
پس از تفتیش منزل تمامی کتب امری ، شعائر مذهبی، سیستم کامپیوتر، لب تاب ،
موبایل و تمامی کارتهای بانکی وی را پس از دو ساعت تفتیش جمع کرده و وی را
نیز به مکانی نامعلوم منتقل کرده اند
لازم به یادآوری است که پس
از بازداشت ژیلا شهریاری همچنان دلیل بازداشت وی عنوان نشده است و همچنین
وی همسر برادر خانم مهوش ثابت (شهریاری ) یکی از مدیران جامعه بهایی ایران
می باشد که هم اکنون در حال گذراندن دوران محکومیت خود در زندان اوین می
باشد.
بازداشت شهروندان بهایی در سالهای گذشته همواره از سوی نهادهای امنیتی به دلیل اعتقاد شهروندان بهایی به دیانت بهایی بوده است.
مقام حکومتی پیش بینی سقوط نظام را کرد
سایت الف: نماینده سابق تهران در مجلس شورای اسلامی گفت:کار بهجایی رسیده
که عدهای وقیحانه در پشت تریبون مجلس میگویند ما سهممان را از سفره
انقلاب برداشتیم.
احمد توکلی در همایش بصیرتی روحانیون و ائمه
جماعات اصفهان با اشاره به بحث فساد اقتصادی در کشور گفت: متأسفانه برای
کسانی که موافق حکومت هستند دفاع از نظام برایشان کمی سخت شده حالآنکه
مخالفین نظام زباندرازی میکنند.
نماینده سابق مجلس ادامه داد: تجربه و دانش اقتصادی که دارم میگوید اگر با فساد مبارزه نشود؛ این فساد حکومت را ساقط خواهد کرد.
وی افزود: ۵۰ سال است مبارزه سیاسی میکنم و با تجربهای که دارم اینگونه
میفهمم که در آینده قابل پیشبینی، جمهوری اسلامی را نه کودتای نظامی و
نه انقلاب مخملی، بلکه فساد از پا میاندازد.
بازداشت شهروند بهایی ژیلا شهریاری در تهران
شهروند بهایی ژیلا شهریاری روز جمعه 22مرداد 1395، توسط ماموران امنیتی در تهران بازداشت شد.
ماموران امنیتی ساعت ۳ بعداز ظهر روز گذشته ۲۲مرداد ماه ۱۳۹۵ به همراه دو
ماشین سواری و یک وانت ژیلا شهریاری را در مکان دیگری غیر از منزل خود
بازداشت و وی را به منزل خود در خیابان زنجان انتقال داده و پس از تفتیش
منزل تمامی کتب امری، شعائر مذهبی، سیستم کامپیوتر، لب تاب، موبایل و تمامی کارتهای بانکی وی را پس از دو ساعت تفتیش جمع کرده و وی را نیز به مکانی نامعلوم منتقل کرده اند.
لازم به ذکر است که پس از بازداشت ژیلا شهریاری همچنان دلیل بازداشت وی
عنوان نشده است و همچنین وی همسر برادر خانم مهوش ثابت (شهریاری) یکی از
مدیران جامعه بهایی ایران می باشد که هم اکنون در حال گذراندن دوران
محکومیت خود در زندان اوین می باشد.
چرا برخی انتشار جلسه منتظری را محکوم میکنند؟
انتشار فایل صوتی جلسه آیتالله حسینعلی منتظری با هیئت قضایی اعدامهای ١٣۶۷ موجی از واکنشها و بحثها را برانگیخته است.
در یکی از تازهترین واکنشها مصطفی تاجزاده گفته است که به سهم خود از بازماندگان اعدامشدگان عذرخواهی میکند.
بیشتر بخوانید:
هشدار منتظری در مورد 'آینده کشور'؛ آیندهای که امروز
بیشتر بخوانید:
مخاطبان هشدارهای منتظری کجا هستند؟
شماری از کاربران شبکههای
اجتماعی و روزنامهنگاران در واکنش به این مساله انتقادهایی را به روندهای
قضایی در جمهوری اسلامی مطرح کردهاند.
یکی از مقامهای سازمان
مجاهدین خلق هم خواهان محاکمه عاملان اعدامها شده است. در مقابل رسانههای
رسمی در ایران یا از کنار این موضوع بیتفاوت گذاشتهاند و یا آن که در
مواردی، عمدتا در رسانههای محافظهکار، مطالبی را علیه آیتالله منتظری و
سازمان مجاهدین خلق منتشر کردهاند.
در عین حال چند چهره سرشناس اصلاحطلب از انتشار محتوای جلسه انتقاد کرده و صحبتهای آقای منتظری درباره اعدامها را رد کردهاند.
محمد
موسوی بجنوردی، عضو شورای عالی قضایی در مقطع اعدامها و حسین موسوی
تبریزی، دادستان کل انقلاب تا سال ١٣۶۳، دو روحانی برجسته اصلاحطلبی هستند
که میگویند انتقادهای آقای منتظری به اعدامها پیش از این هم در خاطراتش
منتشر شده بوده و انتشار فایل صوتی جلسه در مقطع کنونی به مصلحت نبوده است.
محمد
موسوی بجنوردی در مصاحبه با وبسایت جماران، گفته آیتالله منتظری بر پایه
"اطلاعات غلطی که مغرضانه به ایشان منتقل شد" موضعگیری کرده بود. او همچنین
از عملکرد شورای عالی قضایی دفاع کرده و گفته است که عبدالکریم موسوی
اردبیلی، رئیس این شورا "هیچگاه مخالف عقیدهاش عمل نکرد و همیشه شجاعت
ابراز عقیده داشت."
آیتالله منتظری در جلسه مرداد ١٣۶۷ با هیئت
اعدامها به تندی از شورای عالی قضایی انتقاد میکند و میگوید: "بروید
شورای عالی قضایی معرکه بگیرید. مرده شورشان را ببرد، به من متوسل
میشود..." او همچنین درباره عبدالکریم موسوی اردبیلی میگوید: "بدبختی ما
این است که در راس دستگاه قضایی ما شخصی قرار گرفته است که خودش با این
چیزها مخالف است، اما در نماز جمعه آن طور شعار میدهد."
آقای موسوی
اردبیلی در مقطع اعدامها گفته بود مردم از قوه قضاییه میخواهند که
وابستگان سازمان مجاهدین را بدون محاکمه اعدام کنند. اما بعدها از قول او
نقل شد که با اعدامها مخالف بوده است.
پورمحمدی: زندانها به دلیل تجمع زیاد زندانی مشکلات بهداشتی دارند مصطفی پورمحمدی، وزیر دادگستری ایران گفته است زندانها در این کشور به دلیل تجمع زیاد زندانیان، مشکلات جدی بهداشتی دارند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از خبرگزاری خانه ملت، مصطفی
پورمحمدی گفته است زندانهای ایران از نظر بهداشتی مشکلات جدی دارند و وزیر
بهداشت در بازدیدهایی که از این زندانها کرده، متوجه این مشکلات شده است.
انتقادهای فراوانی از وضعیت نامناسب زندانیان در زندانهای ایران مطرح شده
و گزارشهای متعددی از نقض حقوق این زندانیان منتشر شده است.
وزیر دادگستری ایران گفته است یکی از دلایل نامناسب بودن وضعیت بهداشتی
زندانها، “تجمع زیاد” زندانیان است. آقای پورمحمدی گفته است “زمانی که در
یک اتاق ۱۵ تا ۲۰ زندانی زندگی میکنند بدون شک اگر یک نفر بیمار شود به
همه هماتاقیهای او سرایت میکند که این خطرناک است.”
بیبیسی
در گزارش آورده است که گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل متحد، آوریل امسال
هشدار دادند که جان دهها زندانی سیاسی در ایران به دلیل عدم دسترسی به
امکانات درمانی مناسب در خطر است. آنها گفتند تداوم بازداشت و ممانعت مکرر
از دسترسی به امکانات درمانی، سلامت زندانیان بیمار را به خطر انداخته است.
وزیر دادگستری ایران گفته است که به وزیر بهداشت پیشنهاد داده که زندانها
“یک منطقه بهداشتی” اعلام شوند و از بودجه عمومی کشور برای بهداشت
زندانها هزینه کنند.
آقای پورمحمدی گفته است: زندانیان باید برای
اعمال جراحی و درمانشان بیمه شوند، همچنین نیاز است برای درمانگاه و امور
بهداشتی زندانها هزینه شود.
فعالان لارستان برای حیوانهای آزاد دو آبشخور ساختند. برای ما نوشتهاید:
«همراهان محیط زیست در لارستان فارس، دو مخزن آب 2500 لیتری به منظور ساخت
آبشخور مورد استفاده گونههای مختلف جانوری بخصوص قوچ لارستانی در دو نقطه
از طبیعت این منطقه تعبیه کردند تمام هزینه ی این کار توسط خیرین محلی
پرداخت شد. پ.ن سال گذشته چندین راس قوچ و پلنگ در این منطقه به خاطر تشنگی هلاک شدند»
تجمع دانشجویان صنعت نفت در مقابل مجلس وارد هفته دوم شد
دانشآموختگان صنعت نفت خواستار اجرایی شدن وعده دولت و وزارت نفت برای
استخدامشان در شرکت ملی نفت هستند که به گفته آنها، هنوز درخواستشان از
سوی مسئولان دولتی پاسخ داده نشده است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر
در ایران به نقل از تسنیم، فارغالتحصیلان دانشکده صنعت نفت معتقدند که
طبق آئیننامه این دانشکده، باید با شرط معدل و پس از فارغالتحصیلی به استخدام وزارت نفت درآیند، البته روند استخدام آنها انجام شده که با دستور بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت، این روند متوقف شده است.
یکی از فارغالتحصیلان دانشکده صنعت نفت در گفتوگویی به خبرنگار تسنیم
گفته است: «روند جذب در دانشگاه صنعت نفت به این صورت بوده که آقایان و
خانمها در لیست کاریابی قرار گرفته و شرکتهای تابعه وزارت نفت، ظرفیتهای
موجود و نیروهای کار مورد نیاز را در رشتههای تخصصی اعلام میکنند و
دانشجویانی هم که در رشتههای خاص وزارتخانه تحصیل کردهاند، به آنها
معرفی شده و دانشجویان با سپری کردن مراحل استخدام وارد وزارت نفت
میشدهاند که با ابلاغ وزیر نفت، این روند متوقف شده است».
وزیر
نفت به تازگی در مصاحبهای اعلام کرده «ما میخواهیم نیروی باسواد جذب
کنیم»، دانشجویان نیز در واکنش به این اظهارات وزیر نفت، اقدام به
راهاندازی پویش ملی «من بیصوادم» کردهاند که با استقبال دانشجویان همراه
بوده است.
خودکشی کودکان ایران به مرز هشدار رسیده است
هادی شریعتی، حقوقدان و فعال حقوق کودکان، در گفتگو با ایلنا، خبرگزاری
کار ایران، تأکید کرده است که خودکشی کودکان در ایران به مرز هشدار رسیده
است. او کودکآزاری، فشارها و اجبارات نظام آموزشی، ازدواج اجباری کودکان،
تقلید صحنههای علنی اعدام، فقر، بیعدالتی، توزیع نابرابر ثروت به ویژه در
شهرستانهای مرزی را از جمله علل مهم خودکشی در میان کودکان و نوجوانان
ایران دانسته و گفته است :
اولین تماشاگران صحنههای اعدام در ملاء عام کودکان هستند و "داربازی" از جمله شیوههای خودکشی در بین کودکان ایران است.
هادی شریعتی برخی قوانین کشور از جمله مادۀ ۱۱۷۹ قانون مدنی را از عوامل
خودکشی کودکان تعریف کرده، زیرا، این مادۀ قانونی به پدر و مادر اجازۀ
تنبیه کودک را می دهد و معیار تنبیه را حد عرف میداند. این فعال حقوق
کودک در عین حال تصریح نموده است که سال هاست مجلس شورای اسلامی ایران از
تصویب لایحۀ حمایت کودکان و نوجوانان ایران خودداری می ورزد و وزارت آموزش و
پرورش نیز از ورود مددکاران و مشاوران به مدارس جلوگیری می کند.
در اظهاراتی جداگانه نادر منصور کیانی، مدیر کل دفتر مراقبت آسیب های
اجتماعی وزارت آموزش و پرورش، از مصرف دخانیات، مواد مخدر، داروهای
روانگردان و به ویژه خودکشی به عنوان رایج ترین آسیب ها در بین کودکان کشور
یاد کرده است. محمدرضا مخبر دزفولی، دبیر شورای انقلاب فرهنگی، نیز در
گفتگو با خبرگزاری "ایسنا" گفته است که در پی جلسات متعدد با حضور علی
خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، مسئلۀ آسیب های اجتماعی به مسئلۀ درجه
اول همۀ مسئولان کشور تبدیل شده و آنان باید گزارشهای کار و اقدامات خود
را در این زمینه تسلیم رهبر جمهوری اسلامی کنند.
دبیر شورای عالی
انقلاب فرهنگی سپس تصریح کرده است که از این پس رهبر جمهوری اسلامی حاضر به
پذیرفتن اظهارات کلی در زمینۀ مبارزه با آسیب های اجتماعی نیست.
محمدرضا مخبر دزفولی اعتیاد، حاشیه نشینی، طلاق و مقاومت زنان علیه حجاب
اجباری را مهمترین موارد "آسیبهای اجتماعی" در ایران دانسته و گفته است که
مسئولان حکومت اسلامی ایران "نقاط آسیب و بحرانخیز کشور را تشخیص داده و
راه حل های آنها را نیز پیدا کرده اند." دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی
توضیحی در مورد "راهحلهای یافته شدۀ آسیبهای اجتماعی" ایران نداده است،
اما، او میگوید در شورای عالی انقلاب فرهنگی مسئلۀ "عفاف و حجاب" در
اولویت و دستور کار قرار گرفته و قرار است وزیر کشور و شورای اجتماعی
گزارشهایی در زمینۀ مقابله با این مسئله تهیه و ارایه کنند.
اخیراً آیتالله خامنهای آسیب های اجتماعی به ویژه اعتیاد را مسئلۀ اول
کشور خواند که به گفتۀ او در قیاس با آنها مسئلۀ "تهاجم فرهنگی غرب" در
مقام دوم قرار گرفته است. بر اساس گزارش های رسمی هماکنون آمار
اعتیاد دستکم شامل ۱۱ درصد جمعیت کل کشور می شود، در حالی که سن اعتیاد در
ایران رو به کاهش و شمار زنان معتاد رو به افزایش است. شمار حاشیهنشینان
ایران نیز هماکنون به ۱۵ میلیون نفر بالغ می شود و ۶۵ درصد اعمال بزه و
جنایتکارانه نیز در بافتهای فرسوده و مناطق حاشیهنشین کشور صورت
میپذیرد.
احمد منتظری برای انتشار فایل صوتی اعدامهای ۶۷ به دادگاه احضار شد
در پی انتشار فایل صوتی جلسه گفتوگوی
آیتالله حسینعلی منتظری و اعضای کمیته اعدامها در سال ۱۳۶۷، فرزند آقای
منتظری به دادگاه احضار شد.
احمد منتظری با اعلام این خبر به
بیبیسی فارسی گفت صبح شنبه ۲۳ مرداد به دادگاه ویژه روحانیت قم رفته و به
مدت سه ساعت به سوالهای مطرح شده پاسخ داده است.
چند روز پیش سایت
آیتالله منتظری، از مراجع تقلید شیعه که در سال ۱۳۸۸ درگذشت، فایل صوتی
اظهارات این مرجع تقلید در مرداد ماه سال ۱۳۶۷ را منتشر کرد که در آن، به
تندی به اعدام جمعی اعضای سازمان مجاهدین خلق انتقاد شده بود. این فایل ۴۰
دقیقهای یکی از مهمترین اسنادی است که تا کنون درباره اعدامهای دهه شصت
در ایران منتشر شده است.
یک روز پس از انتشار این فایل، اعلام شد که به درخواست وزارت اطلاعات، سایت آیتالله منتظری آن را
حذف کرده است.
فرزند آیتالله منتظری میگوید یکی از موارد مطرح
شده در جلسه بازجویی روز شنبه "افشای اسرار نظام" بوده است؛ با این استدلال
که زمان ضبط این فایل، آیتالله منتظری قائممقام رهبر ایران بوده و
اسراری که او در جریان آن قرار داشته، از اسرار نظام جمهوری اسلامی بوده و
افشای آن "جرم" است.
آقای منتظری میگوید به دادگاه این طور پاسخ
داده است که این اسناد حدود ۲۰ سال پیش در خاطرات آیتالله منتظری منتشر
شده و "چیز جدیدی در این فایل صدا افشا نشده است."
اتهام دیگر "کمک
به اتحاد عربستان سعودی و مجاهدین" با انتشار این فایل است که او رد میکند
و میگوید به مسئولان دادگاه گفته عامل اصلی "اتحاد" بالارفتن از دیوار
سفارت عربستان در تهران و مجازات نکردن عاملان آن اقدام بوده است.
فرزند آیتالله منتظری میگوید قرار است دو هفته دیگر برای ادامه توضیحات به دادگاه ویژه روحانیت قم برود.
+
بیشتر بخوانید: چرا انتشار صدای جلسه منتظری را محکوم میکنند؟
فایل
صوتی که واکنشهای گستردهای را به دنبال داشت، مربوط به دیدار آیتالله
منتظری در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ با حسینعلی نیری (حاکم شرع وقت)، مرتضی
اشراقی (دادستان وقت)، ابراهیم رئیسی (معاون وقت دادستان) و مصطفی پورمحمدی
(نماینده وقت وزارت اطلاعات در زندان اوین) است که در آن جلسه، آقای
منتظری به این افراد درباره قضاوت تاریخ در مورد این اعدامها و خلاف شرع
بودن آن هشدار داده است.
اینجا بشنوید.
آقای منتظری، که در آن زمان قائم مقام رهبر ایران
بود، در مورد اعدامهای سال ۱۳۶۷ میگوید: "بزرگترین جنایتی که در جمهوری
اسلامی شده و تاریخ ما را محکوم میکند به دست شما انجام شده و [نام] شما
را در آینده جزو جنایتکاران در تاریخ مینویسند."
۱۳۹۵ مرداد ۲۲, جمعه
چند
سال پيش دخترم كه تازه به كلاس اول دبستان رفته بود ، گفت بابا موهاي منو
كوتاه كن ، با تعجب گفتم چرا ؟ گفت چون من نميخوام مقنعه سرم كنم موهامو
مثل پسرها كوتاه كن تا منم مثل اونا بدون مقنعه برم مدرسه ! واقعا چه جواب
منطقي ، انساني ، و عاقلانه ميتوان به اين سئوال داد ؟ جوابي به درازاي
١٤٠٠ سال كه براي يك دختر ٦ ساله قابل فهم باشد ؟!
محرومیت در روستاهای نولی بلاغی، گرسن گروسن، کره ناب و اکبر کندی
بخش دردناک این قبیل گزارشها این است که به نظر میرسد اگر تمام
خبرگزاریهای ایرانی روزی سه مرتبه از فقر و محرومیت مردم ایران گزارش تهیه
کنند، بازهم نمیتوانند همه آن را پوشش دهند....
روستاهای نولی
بلاغی، گرسن گروسن، کره ناب و اکبر کندی از روستاهای محروم و دورافتاده
توابع شهر مرادلو مشکینشهر در استان اردبیل هستند که با بحران امکانات
برق، آب، گاز، آموزش، بهداشت و ... مواجه هستند.
سالخوردگان، بیشتر جمعیت روستا را تشکیل میدهند چراکه جمعیت جوانتر، در
پی یافتن کار و درآمد به روستاهای بزرگتر و شهرها مهاجرت میکنند. فرهنگ و
آداب ورسوم سنتی حاکم بر ساکنان این منطقه سبب شده است تا مشاغل بومی و
تابعیت از نقش سنتی زن و مرد در زندگی بیش از هر عامل دیگری در زندگی این
مردم دیده شود.
در حالی بیشتر جمعیت روستا بیسواد و کمسواد هستند
که تنها در برخی روستاها امکان رفتن به مدرسه تا دوره ابتدایی فراهم شده
است. مردان روستا کشاورز و دامدار هستند و زنان، افزون بر خانهداری، در
کار خارج از خانه نیز با مردان همراه هستند و در مواردی نیز، به بافتن فرش و
منسوجات دستباف اشتغال دارند.
بیماری و نبود دسترسی به بهداشت از
دیگر عوامل تهدید سلامت افراد روستا پس از محرومیت از دسترسی به آب شرب
است. در سالهای اخیر با وجود اندک توجه ارگانهای دولتی استانی برای برطرف
کردن مشکلات اولیه روستاها، وجود جادههای خاکی و سنگلاخ در دل کوه و
مسیرهای پرخطر امکان تجهیز روستاها به امکانات را با دشواری روبرو کرده
است.
نظارت بر روستا بر عهده کدخدا یا ریشسفید است، مردم نیز به
دلیل تابعیت از رای کدخدا، پایبندی به زادگاه و احترام به اجداد خود از
مهاجرت به روستاهای نزدیکتر و دارای امکانات خودداری میکنند. ............................... ..............
مردم «روانسر» از حضور در محل اجرای حکم اعدام خودداری کردند. تنها جمعیتی از مسئولان قضایی در این اعدام حضور یافتند.
صبح روز پنجشنبه، بیستویکم مردادماه، شهروندی با هویت حسین عبدالهی در
یکی از بلوارهای اصلی شهر روانسر و با شرکت مقامات امنیتی قضایی به دار
آویخته شد. او از سوی دستگاه قضایی به قتل رییس اسبق دادگستری این شهر
در بهمنماه ١٣٩٢ متهم شده بود. در تصاویر انتشار یافته، عدم حضور
شهروندان کُرد در صحنهی اجرای حکم نمایان است.
مردم حضور نیافتند:
روز پیش از آن و به هنگام اعلام ناگهانی اجرای اعدام در ملاءعام یک
زندانی کُرد، فعالین مدنی و کاربران شبکههای اجتماعی با تشکیل کمپینی
خواستار توقف اجرای اعدام شدند و از مردم روانسر خواستند که فردا در صحنهی
اجرای اعدام حضور نیابند.
زندانی اعدامشده، ٣٣ ساله بود، از اهالی روستای سیاحتی "قوریقلعه" از توابع روانسر.
همزمان با اجرای این حکم، یک عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس اسلامی به
خبرنگار ایسنا گفته که اعدام اثر بازدارنده خود در جامعه را از دست داده
است.
خودِ اعدام یک آسیب اجتماعیست: به گفتهی جلیل رحیمی جهان آبادی؛ خود مسئلهی اعدام به یک آسیب وسیع اجتماعی، امنیتی و اخلاقی مبدل گشته است.
فردی که به دار آویخته شد، قبلا عضو بسیج و دارای اسلحه کلاشینکوف بوده و
پیشتر نیز برادر وی در قضیه حمله به ملا قادر قادری امام جمعه پاوه مدتی را
در حبس بسر برده بود.
از سوی دیگر یک منبع مطلع از دادگستری کل
استان کرمانشاه به خبرنگار کُردپا در این شهر گفته بود که در سال گذشته بیش
از ٢٠ قاضی استان به جرم فساد از مقام خود عزل شده بودند.
در
بانکها، عموماً خودکارها را به شکلی میگذارند که راست دستها راحت تر
بردارند. چپ دستها فقط جایی شانس دارند که مشتری مداری خیلی مهم نیست و
خودکار را بی حساب و کتاب جلوی مشتری میاندازند و قرار میدهند! (در
کشورهای توسعه یافته که خیلی به مشتری توجه میشود، تلاش میکنند که خودکار
از لحاظ دسترسی در محل مناسبی باشد!)
تجمع هموطنان «تُرک قشقایی» در اعتراض به تخریب آرامگاه “مأذون ” عارف و شاعر نامی قشقایی درشیراز
آرامگاه شاعر ماذون نامدار قشقایی در شیراز تخریب شد؛ ظاهرا وقت تخریب،
تنها جاییست که دستهای حکومت به مساوات و عدالت رفتار میکند، کرد و لر و
اصفهانی ندارد!
نیروی انتظامی چه کرد؟ به جای این که کنار مردم
بایستد، (خیلی قهرمانانه و با تلاش خستگیناپذیر) از مردم فیلم گرفت! (لطفا
یک نفر بگوید که او مامور است و معذور- گویی او هیچگونه مسئولیت انسانی
بر عهده نداشته باشد، گویی تظاهرات از این آرامتر و مسالمت آمیز تر ممکن باشد...)
آرامگاه این شاعر بزرگ “میرزا مأذون قشقایی” در بقعۀ شاهزاده منصورقرار
داشت و با هزینهی مردم قشقایی ساخته شده بود. او میراث تمامیِ این سرزمین
است، هرچند اگر نتوانیم تاثیر او را در جمعیتی که اکنون در سراسر ایران
پراکنده است درک کنیم. اشعار ترکی او هنوز ورد زبان اوزانها و قوپوز نوازان ترکها و قشقاییهاست.
با آن که با یکی دو بار خواندن، هر کدام از ما تقریبا درک میکنیم که شعر
در چه موردیست و از چه دل سوختهای برخاسته، ولی خیلی خوب میشود که
دوستان ترکمان آن را برای دیگر مخاطبان ترجمه کنند. مأذونام غربتده ایتـــــــدی نشانیم هاردا گزهم، هارا اوْلا مکانیم وئرمهدی مرادیم، آلمادی جانیم هئچ ایگید گؤرمه سینگونلریم منیم!
ادامه تحصن کارگران “ایران چوکا” و بیتوجهی مسئولان کارگران “ایران چوکا” به دلیل پرداخت نشدن معوقات مزدی از روز دوشنبه ۱۸ مرداد ماه در مقابل در وردی کارخانه تحصن کردهاند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر، حدود هزار کارگر این شرکت در واکنش به
بیتوجهی کارفرما به خواسته آغاز تولید و دریافت مطالبات معوقهشان متحصن
شدهاند. خبرگزاری ایلنا در
گزارشی نوشت؛ کارگران این واحد تولیدی به این دلیل پیگیر بازگشت به کار خود
و سایر همکارانشان هستند که دغدغه تامین معاش خانوادههایشان را دارند و
از مدیریت کارخانه و مسئولان شهرستانی و استانی انتظار دارند که به
دغدغههای آنها احترام بگذارند.
به گفته وی، مهمترین خواسته کارگران این کارخانه فعالیت مجدد کارخانه و پرداخت معوقات حقوقی سال جاری و تضمین امنیت شغلی است.
وی بابیان اینکه هر یک از ما کارگران دستکم دارای سه سر عائله هستیم و
تامین مخارج زندگی بعد از توقف فعالیت کارخانه به بهانه بازسازی بسیار
برایمان سخت شده؛ گفت: در این شرایط نمیتوان از ما انتظار داشت که نسبت به
وضعیت کارخانه و مطالبات مزدی خود بیتفاوت بمانیم.
برپایه این
اطلاعات در جریان تجمعات روزهای گذشته هیچ مقام مسئولی پاسخگوی خواستههای
صنفی معترضان نبوده است و در نهایت کارگران تجمعکننده با زدن یک چادر
بزرگ به صورت شیفتی مقابل درب وردی کارخانه تحصن کردهاند.
در
خصوص جزئیات مطالبات این کارگران گفته میشود که کارگران شش ماه پایان سال
۹۴ را همزمان با متوقف شدن فعالیت کارخانه، مزایای مزدی دریافت نکردهاند.
همچنین این کارگران در سال ۹۵ هیچ گونه دریافتی نداشتهاند.
گفته
میشود، در صنایع چوب و کاغذ ایران«چوکا» واقع در کیلومتر ۸ جاده رضوان شهر
به تالش در استان گیلان؛ حدود هزار کارگرقراردادی و پیمانی حضور دارند که
از مرداد ماه سال گذشته این تعداد کارگر به بهانه بازسازی کارخانه بیکار و
بلاتکلیف شدهاند.
بی خبری از وضعیت سحر فیضی، دانشجوی ساکن شهر سقز خانواده سحر فیضی دانشجوی ساکن شهر سقز که از ۲۳ تیرماه در بازداشت به سر می برد، تا کنون از وضعیت وی اطلاعی کسب نکرده اند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، روز ۲۳ تیرماه سال جاری، نیروهای
امنیتی وزارت اطلاعات با مراجعه به خانه «سحر فیضی» دانشجوی ۲۴ ساله سقزی
پس از تفتیش منزل، وی را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردهاند. این دانشجوی ۲۴ ساله از زمان بازداشت تاکنون هیچ تماسی با خانواده خود نداشته و این امر موجب نگرانی این خانواده شده است.
نیروهای امنیتی علت بازداشت این دختر ۲۴ ساله را شرکت در اعتصابات کردستان اعلام کردهاند.
ورشکستگی ذوب آهن اصفهان؛ چگونه به خاک افتاد
شرکت سهامی ذوب آهن اصفهان که در ابتدای جاده ورودی آن، نوشته شده “خط
مقدم جبهه صنعت” اکنون ماهانه ۱۰۰ میلیارد تومان ضرر می دهد و با زیان
انباشته ۱۵۱۳ میلیارد تابلوی مجسم نابودی صنعت فولاد در کشور شده.
به گزارش خبرگزاری موج، غول فولاد کشور به خاک افتاده. ذوب آهن اصفهان که
نزدیک به ۶۰ سال است در جنوب اصفهان به ساخت انواع محصولات فولادی مشغول
است و شناسنامه فولاد کشور محسوب می شود با مشکلات بسیار عظیم مالی روبروست.
بررسی عملکرد مالی این مجموعه نشان می دهد تنها در سه ماهه ابتدای امسال،
نزدیک به ۳۰۰ میلیارد تومان ضرر و زیان به این مجموعه وارد شده، به تعبیر
دقیقتر ۲۷۶ میلیارد و ۳۳۸ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان در سه ماه، ضرر و زیان
این مجموعه بوده است.
در این شرایط، منطق اقتصادی حکم می کند
کرکره تولید فولاد در این کارخانه را پایین بکشند تا ضرر و زیان کمتری به
اقتصاد ملی وارد شود. چون ضرر و زیانی که در ذوب آهن اصفهان به وجود می
آید، اثر جزیره ای فقط در این کارخانه ندارد، بلکه صنعت و به تبع آن،
اقتصاد کشور را دچار ضعف و زیان می کند.
*چرا ذوب آهن نابود می شود؟
شاید یکی از بزرگترین عوامل ضرر و زیان در ذوب آهن اصفهان، مشکلاتی است که
منشا مدیریتی دارند. از زمانی که احمد صادقی در ذوب آهن اصفهان به
مدیرعاملی رسید، رشد ضرر و زیان انباشته این مجموعه با شیب تندتری به سمت
انباشت غیرقابل باور ۱۵۰۰ میلیاردی رفت.
صادقی در شرایطی به خط
مقدم تولید فولاد کشور وارد شد که تنها مدرک تحصیلی او لیسانس است و طبعا
حضور در بزرگترین کارخانه صنعتی کشور، نیاز به تخصص بیشتر از مدرکی دارد که
اکنون میلیون ها مشابه آن در کشور صادر شده و در اختیار بسیاری از هموطنان
است.
دومین علت به گل نشستن کشتی فرسوده ذوب آهن، تجهیزات قدیمی و
فرسوده این مجموعه است که باعث افزایش هزینه تولید در مجموعه ذوب آهن شده
است. علاوه بر آن، پرسنل این مجموعه نیز با فرسودگی کاری مواجه شده اند و
خیل عظیم بازنشستگان این مجموعه، هر ماه چشم انتظار دریافت حقوق و مستمری
خود هستند.
بد نیست درباره مشکل به تعویق افتادن حق و حقوق این
بازنشستگان نگاهی به تجمعات فراوان آنها در مقابل ذوب آهن، جاده اصفهان به
شهرکرد، استانداری اصفهان، وزارت صنعت در تهران و مجلس داشته باشیم.
از سوی دیگر فرسودگی تجهیزات و استفاده از فناوری ۸۰ سال گذشته این
کارخانه به خصوص استفاده از سوخت کک و فناوری کوره بلند دهه های ابتدای قرن
بیستم باعث شده آلایندگی این کارخانه به بالاترین درجه ممکن برسد. دود
نارنجی و قهوه ای که از دودکش های کوره بلند و سایر بخشهای ذوب این مجموعه
متصاعد می شود مانند لحافی کدر و کهنه، پهنه شهرستان لنجان واقع در جنوب
اصفهان را پوشانده و آلایندگی آن تا نزدیک شهر اصفهان نیز می رسد.
واردات آهن و فولاد از تولیدکنندگان بزرگ و با کیفیت جهانی هم باعث کاهش
قیمت این محصول در بازارهای جهانی و به تبع آن بازارهای داخلی شده است.
وارداتی که محصولات چینی در صدر آن قرار دارد و با قیمتی کمتر از نصف نرخ
محصولات ذوب آهن اصفهان، به مصرف کنندگان بازار داخلی چشمک می زند.
دلایل دیگری مانند وامها و تسهیلات گران قیمتی که در سالهای اخیر توسط
مدیران سابق این مجموعه دریافت شده نیز یکی از علل انباشته شدن ضرر و زیان
در ذوب آهن اصفهان است که در جای خود، بحث مفصلی می طلبد.
*نمایی کلی از ورشکستگی ذوب آهن
ذوب آهن اصفهان با سرمایه ثبت شده ۷۸۶ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان یکی از
واحدهای بزرگ صنعتی در کشور شمرده می شود که در شرایط فعلی با زیان انباشته
۱۵۱۳ میلیاردی یعنی نزدیک به دو برابر سرمایه ثبت شده خود روبروست.
این مجموعه با داشتن رکورد ۲۹۸۳ میلیارد تومان وام، یکی از بدهکارترین
مجموعه های صنعتی کشور هم شمرده می شود که با داشتن بدهی ۶۵۸ میلیاردی چشم
انداز مشخصی برای پرداخت این تسهیلات وجود ندارد.
از سوی دیگر نمی
توان انتظار داشت زیان انباشته ۱۵۱۲ میلیارد و ۴۴۰ میلیون و ۱۰۰ هزار
تومانی این مجموعه در شرایط کسادی بازار و شیب های کاهشی نمودارهای تولید و
فروش ذوب آهن جبران شود. به بیان دیگر، وقتی یک مجموعه ماهانه حدود ۱۰۰
میلیارد تومان ضرر می دهد، در حالی که تنها موجودی نقد ته کیسه ذوب آهن فقط
۱۴۰ میلیارد تومان مانده، بهتر نیست با تعطیلی آن، هوای پاک را برای مردم،
آب زاینده رود را برای اصفهان و جلوگیری از ضرر و زیان را برای اقتصاد ملی
به ارمغان بیاوریم؟
جشن بزرگ خداحافظی زن کالیفرنیایی پیش از "خودکشی قانونی"
یک زن اهل کالیفرنیا، که به بیماری غیرقابل علاجی مبتلا بود، پیش از
استفاده از داروی تجویز شده به منظور پایان دادن به زندگی خود، یک جشن بزرگ
دو روزه برگزار و برای آخرین بار با دوستان و بستگان خود دیدار و خداحافظی
کرد.
به گزارش آسوشیتدپرس، بتسی دیویس قبلا همه دوستان و اقوام را از جزئیات تصمیم خود آگاه کرد. او از مهمانهایش با انواع نوشیدنیها، کوکتلها و همچنین پیتزای محبوبش، که همیشه از یک رستوران محلی میخرید، پذیرایی کرد.
این هنرمند ۴۱ ساله، به بیماری "اسکلروز جانبی آمیوتروفیک" یا "لو گهریگ"
مبتلا بود؛ بیماری که دستگاه عصبی مغز و نخاع را به صورتی پیش رونده و
غیرقابل ترمیم از بین میبرد و در حال حاضر درمانی برای آن وجود ندارد.
وی نخستین شهروند کالیفرنیاست که از قانون جدید "حق پایان دادن خودخواسته
به زندگی" در آن ایالت استفاده کرد و با استفاده از داروی تجویز شده از سوی
پزشک، به زندگی خود پایان داد. این قانون در چهار ایالت دیگر آمریکا نیز
به اجرا در آمده است.
یک پرده بزرگ هم برای نمایش فیلم مورد علاقه
خانم دیویس در آن خانه واقع در جنوب کالیفرنیا نصب شده بود، که همه ۳۰
مهمان او با هم به تماشای "رقص حقیقت" نشستند و پس از پایان فیلم، برای
آخرین بار او را بوسیده و محل را ترک کردند.
خبرگزاری آسوشیتدپرس
از قول یکی از مهمانان به نام نیلز الپرت نوشت، "برای من و سایرین خیلی سخت
بود که با این موضوع روبرو شویم؛ اما در نهایت هیچ شکی هم نداشتیم که فقط و
فقط به خاطر او به آنجا خواهیم رفت."
وی در دعوتنامهای که چند
هفته پیش از مراسم جشن برای دوستان و بستگان خود فرستاد، توضیح داده بود که
این مهمانی با مهمانیهای دیگری که قبلا رفتهاید تفاوت دارد و لازم است
که از نظر احساسی، آرام و پرطاقت باشید.
با این حال او تنها یک شرط برای آنها گذاشته بود و آن این که هیچ کس نباید جلوی او گریه کند.
بتسی دیویس همانطور که بر روی تخت مخصوص خود خوابیده بود، پس از پایان دو
روز جشن در سوم مرداد ماه، به کنار تپهای برده شد و در آنجا با خوردن
دارویی که دکتر قبلا به او داده بود، این دنیا را برای همیشه ترک کرد.
جمعی از دانشجویان و فارغالتحصیلان دانشگاه صنعت نفت در اعتراض به لغو
اولویت استخدام این دانشگاه از ۱۷ تا ۱۹ مرداد ماه مقابل مجلس تجمع کردند.
۱۳۹۵ مرداد ۱۴, پنجشنبه
وضعیت متشنج زندان رجایی شهر؛ ضرب و شتم زندانیان محکوم به اعدام در انفرادی در پی اعتراض به اعدام تعداد بیشماری از زندانیان
زندانیان سنی مذهب محکوم به اعدامی که هم اکنون در سلولهای انفرادی زندان
رجایی شهر کرج به سر می برند، پس از اعتراض به اعدام تعدادی از هم بندیان
خود از سوی مأموران مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، دستکم ۲۹ تن از ۳۶ زندانیان سنی مذهبی که در روز ۱۱ مردادماه
به سلولهای انفرادی منتقل شده بودند، سحرگاه امروز بدون اجازه آخرین دیدار
با خانواده ها به طناب دار آویخته شدند. سایر زندانیان محبوس در بند
انفرادی در اعتراض به اعدام این افراد شعار سر داده اند که این اقدام آنان
با واکنش مأموران زندان و ضرب و شتم آنان منجر شده است. همزمان زندانیان
بند ۷ زندان رجایی دست به اعتصاب غذا زده اند.
مسئولین وزارت
اطلاعات با تماس با خانواده زندانیان اهل سنت اعلام داشته اند که برای
دریافت جسد زندانیان به پزشک قانونی کهریزک مراجعه کنند.
صبح
امروز مسئولین قضایی با تماس با ۲۰ خانواده زندانیان اهل سنت محکومبه
اعدام اعلام کردند تا ساعت سه بعدازظهر امروز فرصت دارند تا برای آخرین
ملاقات به زندان رجایی شهر مراجعه کنند؛ اما به نظر میرسد با سپیدهدم
امروز حکم آنها اجراشده بود.
لازم به ذکر است که زندانیان محبوس در قرنطینه این زندان شاهد جابجایی هفت تابوت بودهاند.
خانواده ۲۰ تن از زندانیان اهل سنت محکومبه اعدام با دریافت تماس از
مقامات قضایی بهطرف شهرستان کرج راه افتادهاند تا برای آخرین بار با
عزیزان خود دیدار کنند.
شب گذشته نیروهای گارد سیاهپوش زندان
رجایی شهر در اقدامی بیسابقه با یورش به ۳۶ تن از زندانیان سنی مذهب
محکومبه اعدام ساکن در سالن ۱۰ این زندان را با دستبند-پابند و چشمبند با
تدابیر شدید امنیتی به مکانی نامعلوم منتقل کرده بودند.
صبح امروز مسئولین قضایی نیز با تماس به خانواده شهرام احمدی گفتند تنها به یکی از والدین وی اجازه آخرین ملاقات را خواهند داد.
ﮐﺎﻭه ﻭﯾﺴﯽ، ﺑﻬﺮﻭﺯ ﺷﺎﻧﻈﺮﯼ، ﻃﺎﻟﺐ ﻣﻠﮑﯽ، ﺷﻬﺮﺍﻡ ﺍﺣﻤﺪﯼ، ﮐﺎﻭه ﺷﺮﯾﻔﯽ، ﺁﺭﺵ ﺷﺮﯾﻔﯽ،
ﻭﺭﯾﺎ ﻗﺎﺩﺭﯼ ﻓﺮﺩ، ﮐﯿﻮﺍﻥ ﻣﻮﻣﻨﯽ ﻓﺮﺩ، ﺑﺮﺯﺍﻥ ﻧﺼﺮﺍﻟﻠﻪ ﺯﺍﺩﻩ، ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺮﻣﺎﺷﺘﯽ،
ﭘﻮﺭﯾﺎ ﻣﺤﻤﺪﯼ، ﺍﺣﻤﺪ ﻧﺼﯿﺮﯼ، ﺍﺩﺭﯾﺲ ﻧﻌﻤﺘﯽ، ﻓﺮﺯﺍﺩ ﻫﻨﺮﺟﻮ، ﺳﯿﺪ ﺷﺎﻫﻮ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻤﯽ،
ﻣﺤﻤﺪ ﯾﺎﻭﺭ ﺭﺣﯿﻤﯽ، ﺑﻬﻤﻦ ﺭﺣﯿﻤﯽ، ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺭﺣﯿﻤﯽ، ﻣﺤﻤﺪ ﻏﺮﯾﺒﯽ، ﻓﺮﺷﯿﺪ ﻧﺎﺻﺮﯼ،
ﻣﺤﻤﺪﮐﯿﻮﺍﻥ ﮐﺮﯾﻤﯽ، ﺍﻣﺠﺪ ﺻﺎﻟﺤﯽ، ﺍﻣﯿﺪ ﭘﯿﻮﻧﺪ، ﻋﻠﯽ ﻣﺠﺎﻫﺪﯼ، ﺣﮑﻤﺖ ﺷﺮﯾﻔﯽ، ﻋﻤﺮ
ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻬﯽ، ﺍﻣﯿﺪ ﻣﺤﻤﻮﺩﯼ، عبدالرحمان سنگانی و سید جمال سید موسوی، ۲۹ نفر از
زندانیان اهل سنت محبوس در زندان رجاییشهر هستند که حکم اعدامشان به
دایره اجرای احکام رفته است.
همچنین حکم اعدام هفت تن دیگر محبوس
در این زندان یعنی قاسم آبسته، داود عبداللهی، کامران شیخه، خسرو بشارت،
ایوب کریمی، انور خضری و فرهاد سلیمی هنوز در دیوانعالی کشور در دست بررسی
است و هنوز تایید نشده است.