۱۳۹۴ آذر ۱۰, سه‌شنبه



رهبر جمهوری اسلامی، چندی پیش از دانشجویان خواست تا خود را به زعم وی در "هاضمه ی بی رحم جوامع بیگانه" قرار ندهند. اما ظاهرا این سخنان تا زمانی که مطالبات قشر نخبه ی کشور در ابعاد اقتصادی، سیاسی و آزادیهای اجتماعی و آکادمیک بی یاسخ می ماند، در گوش کسی فرو نمی رود! علی خامنه ای بارها دغدغه ی خود را اردوهای مختلط و سفرهای خارجی دانشجویان اعلام کرده اما آخرین نظر سنجی در دانشگاه صنعتی شریف نشان می دهد که حتی یک دانشجو دغدغه ی مشترکی با وی ندارد. از طرف دیگر او مدعی است که غربی ها همواره خواستار جلوگیری از پیشرفت علمی کشور هستند. در این برداشت و تحلیل هم وی تنهاست و هیچ کدام از نخبگانی که از آنها پرسش شده، برداشت مشترکی با او ندارند.
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، دانشگاه صنعتی شریف به پلی برای خروج نخبگان از کشور معروف شده و اکثر دانشجویانی که پا به این دانشگاه می گذارند می دانند با هدف خروج از کشور تحصیل خود را در این دانشگاه شروع می کنند.
این روزها دانشگاه یک نظرسنجی را برای دانشجویانش فعال کرده و از آنها درباره مهمترین عوامل خروج نخبگان از کشور پرسیده است.

چهارگزینه پایین بودن سطح امکانات تخصصی و علمی کشور، عوامل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، مشکلات مربوط به اشتغال متخصصان ایرانی و عدم توجه کافی به ظرفیت های نخبگان در کشور به معرض رای گیری دانشجویان گذاشته شد.

مشاهده نتایج این نظرسنجی نشان می دهد که 12 درصد دانشجویان معادل 951 نفر به گزینه نخست، 41 درصد دانشجویان معادل سه هزار و 258 نفر به گزینه دوم، 23 درصد دانشجویان معادل هزار و 839 نفر به گزینه سوم و 24 درصد دانشجویان معادل هزار و 960 نفر هم به گزینه چهارم رای داده اند.



در روز جهانی نفی خشونت بر علیه زنان و در حالی که در بسیاری از کشورهای جهان مردم و دولتها در این روز به برپایی مراسم های مختلف کمک می کنند، در ایران گشت ارشاد به استقبال این روز جهانی رفت! درترکیه و در همسایگی ایران نزدیک به صدهزار دونده زن و مرد به خیابان ها می آیند در حالی که از حمایت یک وزارت خانه ی دولتی هم برخوردارند.
تجربه نشان داده که تندروترین لایه های سیاسی که کنترل اصلی قدرت را در جمهوری اسلامي در اختیار دارند، همواره از مطالبات زنان به صورت تهدید بالقوه یاد می کنند. به عنوان نمونه احمد جنتی در سخنان خود اصلی ترین دغدغه اش را امکان درخواست حقوق برابر زن و مرد از طرف غرب بعد از توافق اتمی می داند. به نظر شما دلیل اینهمه واهمه از حضور زنان در جامعه و مخالفت با حقوق برابر برای چیست؟ در مورد اعلام لشگر کشی گشت ارشاد در آستانه ی روز جهانی نفی خشونت علیه زنان چه فکر می کنید؟



مهدی فر در این نامه ضمن ابراز همدردی با خانواده ی رکن آبادی می نویسد: پدری را می شناختم که گاهی نیمه شبها ناهوا بیدار می شد، می گفت علی ِمن، پشت در خانه است بروم در را باز کنم. می رفت در خانه را باز می کرد. در را باز می گذاشت و می رفت تا سر خیابان یک چرخی دور و اطراف می زد و بدون علی برمی گشت و من از دل او هر چه بگویم بیخود گفته ام چون این سحرگاه که من این نامه را برایتان می نویسم، جوان رعنای من کمی آن سوتر در خواب ناز است و من می روم او را نوازش می کنم و صورتش را می بوسم، پس کجا از حال پیرمردی خبر دارم که دست آخر مشتی استخوان برایش آوردند تا آن را ببوید و آرام بگیرد و همان پیرمرد در کنار همان استخوان ها به آرامش ابدی فرو رفت.
ولی من در همین نزدیکی ها پیرمرد و پیرزنی را می شناسم که آنها همدرد شمایند. آنها پدر و مادر سعید زینالی هستند که هفده سال است از جگرگوشه خود بی خبرند.
سعید جوان دانشجویی بود که در جریان اعتراضات دانشجویی سال ۷۸ نیروهای امنیتی سپاه پاسداران یا وزارت اطلاعات یا یک ارگان امنیتی دیگر به منزل آنها یورش بردند و فرزند جوان آنها را بردند برای یک سؤال و جواب ده دقیقه ای و تاکنون باز نیاورده اند.
اما فرق است میان شما و خانواده زینالی.
برای گمشده ی شما صدا و سیما هر از چند گاهی، اخباری منتشر می کند و مسؤولین شما را گرامی می دارند و از شما تجلیل می کنند و به شما دلگرمی و امید می دهند که تمام امکانات دولت و ملت را به خدمت خواهند گرفت برای یافتن رکن آبادی.
اما من اطلاع دارم که مادر و خواهر سعید را به جرم گفتن اینکه «سعید ما کجاست» مدت ها در سلول های انفرادی زندانی کرده اند و همین چند روز پیش پدر سعید را که پیرمرد بیماری است، در برابر زندان اوین در حالی که عکس جوان رعنایش را بالای سر گرفته بود، به ضرب خشونت دستگیر کرده اند و به سیاه چال انداخته اند.
ما باید بگردیم هم رکن آبادی را پیدا کنیم هم سعید زینالی را و هم شرافت گمشده خود را.
اردتمند شما محمد مهدوی فر
تخریب چی و غواص دفاع مقدس


چندی پیش خبری منتشر شد مبنی بر اینکه اسدالله عسگر اولادی، مرد پشت پرده ی مافیای بازار و از افراد کلیدی هیات موتلفه از طرف پوتین مدال ملی روسیه را دریافت کرد. این روزها و همزمان با حضور ولادیمیر پوتین در ایران، رسانه های وابسته به محافل سیاسی تندورها، امنیتی ها و نهادهای نظامی سخت مشغول تمجید از پوتین هستند. حسین شریعتمداری، مدیرمسئول کیهان در سرمقاله کیهان نوشته است: "جریان آلوده داخلی با هماهنگی رسانه‌های غربی و تعدادی از روزنامه‌های زنجیره‌ای تحت مدیریت خود...این روزها، ناخرسندی توأم با عصبانیت و سراسیمگی جریان آلوده مورد اشاره را از روابط دوجانبه و حسابشده ایران و روسیه به وضوح می‌توان دید."
همین طور مانور هماهنگ رسانه ای روی هدیه ی ویژه پوتین به علی خامنه ای مخرج مشترک همه ی آنهاست. گاهی در این ستایش ها آنچنان دچار اغراق می شوند که برای محبوبیت او آمار سازی می کنند. خبرگزاری تسنیم وابسته به محافل امنیتی محبوبیت او را از قول رسانه های دولتی روسیه نود درصد اعلام می کند. رسانه های مشابه هم با آب و تاب تمجید علی خامنه ای از او را برجسته می کنند.
حسین شریعتمداری در سرمقاله روزنامه کیهان می گوید سفر پوتین به تهران "غیرگازی" و هوشمندانه بود. شریعتمداری معروف به حسین بازجو، اقدام پوتین را در جهان بی سابقه معرفی می کند! که به سختی می تاوان مورد مشابهی از آن یافت. مهرداد بذرپاش نماینده ی افراطی مجلس در روزنامه اش تیتر می زند: مستقیم دفتر رهبری!



محمد آقایی: دشمنان به دنبال این هستند که یک اشتباه کوچک از یک پاسدار، بسیجی و سیاستمدار را بزرگ نمایی کنند و در سال 88 در مورد کهریزک این کار را کردند!
گفتنی است، بعد از افشاگری ها در مورد بازداشتگاه کهریزک بخشی از اشتباهات کوچک به این شرح بودند: در کهریزک ضرب و شتم زندانیان با باتوم، کابل، سیم‌های برق بافته شده و شوک الکتریکی انجام می‌شد. دست و پای آنها را به صورت کمانی و قپانی می‌بستند و کتک می‌زدند. گاهی هم با دست و پای بسته آنها را تاب داده و پرت می‌کردند. گاهی هم دستها و پاهای زندانیان را به همدیگر می‌بستند. گاهی کف پای زندانیان را می‌زدند و سپس مجبورشان می‌کردند روی پاهای ملتهب خود راه بروند. گاهی برای تحقیر و وحشت، عورت آنها را جلوی دیگر زندانیان نشان داده و با باتوم و شیشه به آنها تجاوز می‌کردند و در صورتی که زندانی میپذیرفت تا فحشهای بسیار رکیکی به خود دهد، شکنجه متوقف می‌شد.

گاهی زندانیان به تخت سربازان بسته می‌شدند و دیگران باید روی آنها ادرار می‌کردند. بسیاری از زندانیان دچار مشکلات روحی روانی شدند و ۱۳ نفر تا سال 86 کشته شدند. کسانی که دست و پایشان می‌شکست به بیمارستان برده نمی‌شدند زیرا از بیمارستان سجاد فقط برای موارد منجر به مرگ استفاده می‌شد و شکستگی دست و پا مورد اورژانسی محسوب نمی‌شد که بسیاری از این شکستگیها به طور کج جوش خورده‌است. از سه قلاده سوسمار نیز برای آزار بازداشتی‌ها استفاده می‌شد.
این بازداشتگاه در حدود سال ۱۳۸۰ برای اولین بار در عملیاتی موسوم به «جزیره» با هدف پاکسازی منطقه خاک سفید تهران مورد بهره برداری قرار گرفت. وبگاه «فعالان حقوق بشر ایران» می‌نویسد که با توسعه و ساخت و ساز آن پلیس امنیت نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران از آن برای نگهداری و شکنجه بعضی از بازداشت‌شدگان نظیر طرح اراذل و اوباش (بخشی از طرح ارتقای امنیت اجتماعی) استفاده کردند.
حشمت‌الله طبرزدی از محمدباقر ذوالقدر جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران (که در دولت محمود احمدی نژاد جانشین وزیر کشور شد و فرماندهی عالی نیروی انتظامی نیز به فرمان علی خامنه‌ای، مقام رهبری، به وی سپرده شده‌است) به عنوان دراختیار دارنده این سوله نام برده‌است.
بگفته «کمیته گزارشگران حقوق بشر» بسیاری از بازداشت شدگان مربوط به اعتراضات گسترده به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم و سرکوبیهای پس از آن نیز به این مکان برده شده و تحت شکنجه قرار گرفته‌اند. در مقابل سعید مرتضوی دادستان تهران که بدلیل انتقال زندانیان به این بازداشتگاه و عدم اجرای دستور تعطیلی آن مورد انتقاد واقع شده از وضعیت کهریزک دفاع کرده‌است. او کهریزک را بازداشتگاهی رسمی و قانونی و دارای امکانات لازم معرفی کرده و هرگونه شکنجه و تجاوز در آن را تکذیب می‌کند و حداکثر شکایت زندانیان را این می‌داند که «مثلاً مسئول بند یا زندان‌بان در ورزش اجباری آنان را بسیار اذیت کرده‌است»
جبهه مشارکت در بیانیه‌ای در تشریح بخشی از آنچه که در بازداشتگاه‌های جمهوری اسلامی علیه بازداشت‌شدگان انجام می‌شود، آورده‌است که در برخی موارد بازداشت‌شدگان «با کتک و شلاق در صف‌های منظم حتی مجبور به فحاشی به خود و ناموس خود نیز می‌شدند و یا روی بدن آنها بنزین ریخته و ساعت‌ها در هوای گرم تابستانی در زیر آفتاب نگه می‌داشتند یا مجبور به لیس زدن کاسه توالت کلانتری شده‌اند.»
مهدی کروبی نیز پس از نوشتن نامه ای در ارتباط با شکنجه بازداشت شدگان پس از انتخابات به هاشمی رفسنجانی، با ارائه مستنداتی نظیر فیلم ، CD، نظرات پزشکان و اسناد گواهی پزشکی قانونی از بازداشت شدگان آسیب دیده پس از انتخابات مانند ترانه موسوی به صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه، خواستار تشکیل کمیته ای ویژه جهت رسیدگی به تخلفات صورت گرفته پس از انتخابات در زندانهای ایران به ویژه بازداشتگاه کهریزک شد.او هم چنین از ملاقات یکی از بازداشت شدگان آسیب دیده پس از انتخابات با علی مطهری خبر داد.


ختنه دختربچه بوکانی را راهی بیمارستان کرد
به گزارش خبرگزاری هرانا دختربچه بوکانی پس از انجام عمل “ختنه” دچار خونریزی و روانه بیمارستان شد.

سحر شکری پنج ساله فرزند یحیی، بعد از ظهر پنجشنبه پنجم آذر ماه، پس از انجام عمل ختنه، دچار خونریزی و راهی بیمارستان شد. وضعیت وی “نامناسب” گزارش شده است.

به گفته منابع هرانا مادر این کودک در مقابل پرسش دلیل اصرار والدین بر انجام ختنه، گفته است که مطابق شرع اسلام عمل کرده اند.

ختنه به بریدن بخشی از آلت تناسلی اطلاق می شود که ممکن است به شکل های مختلفی صورت بگیرد. اگرچه ختنه دختران در ایران چندان رایج نیست ولی گفته می شود که در بعضی از مناطق پیرامونی و حاشیه ای همچنان وجود دارد، مسئله ای که مورد انتقاد فعالین حقوق زنان و کودکان قرار گرفته است.




به گزارش آمدنیوز یک کارگردان سینمای ایران گفت «اگر به سال ۹۲ بر می‌گشتم طومار حمایت از روحانی را امضا نمی‌کردم.»

هفته نامه‌ی «صدا» در شماره این هفته خود (شماره ۶۱) گفت‌وگویی سه صفحه‌ای با منیژه حکمت با عنوان «دیگر وارد عرصه‌ی سیاسی نمی‌شوم» منتشر کرده است.

بخش‌هایی از این مصاحبه را در ادامه می‌خوانید:

صدا- از زمان روی کار آمدن دولت روحانی تغییری احساس کرده اید؟

حکمت- من در این دوره ناامید شدم و متاسفم.

صدا- اگر به سال ۹۲ برمی‌گشتید با توجه به شرایط الان، طومار حمایت از روحانی را امضا می کردید؟

حکمت- نه، نمی‌کردم. «سیاست در هنر ما نمی گنجد. «در این پیچ و خم‌ها من فکر می‌کنم نگاه سیاسی در فیلم‌ها کار اشتباهی است. سیاست در هنر تاریخ مصرف دارد.»

«کسانی به من زنگ می‌زنند و می‌گویند تو گفتی به روحانی رای بدهیم. معتقدم احمدی‌نژاد دستاورد ناامیدی مردم بود و این روند دوباره دارد شکل می‌گیرد. من دیگر سعی می‌کنم هزینه ندهم و پاسخ‌گوی کسانی که در این وادی به من اعتماد کرده بودند، نشوم.»

«این دولت با شعار قشنگی به اسم امید آمد، چه شده که امید اکثریت سینما ناامید شده است؟»

«من گاهی می‌شنوم چقدر دوره‌ی شمقدری خوب بود، این حرف خیلی دردناک است.»

«این را صراحتا اولین بار به شما می‌گویم. چون امضاهای کسانی که از کاندیداهای سیاسی حمایت کرده‌اند هنوز هست؛ شما یک سرچ بکنید ببینید چه کسی کجاست. اصلا هم قائل به این نیستم که چون من و پگاه اولین حمایت‌گران از این دولت بودیم گل سرسبدیم! این‌طور نیست، اما این اکثریت ناامید خطرناک است و پوپولیسم محصول چنین دورانی است.»


دریلا راه ندارد، آب ندارد، مدرسه ندارد. راه حل مسئولان: گلباران کردن محل فرودِ هلیکوپتری که 26 سال پیش خامنه‌ای در دوران ریاست جمهوری‌اش فرود آمده بود + ساختن یک یادمان!
به گفته مسئولان قرار است در "قدمگاه رهبر انقلاب!" در منطقه دریلای گچساران یک «یادمان» هم ساخته شود؛ یادمان فرودِ یک هلیکوپتر در دو دهه و نیم پیش! زمانی که ایشان رهبر نبود، رییس جمهور بود!
نام این‌جا دریلا ست، بام نفتی هم به آن می‌گویند، محل کوچ گرمسیری و قشلاق عشایر. بیشتر مردمش عشایرند، عشایر گچساران. بی‌آبی در این منطقه بیداد می‌کند. بچه‌ها کفش مناسب ندارند، آموزش و پرورش استاندارد، رویای دوردستی است.
سهم عشایر دریلا در کنار چاههای نفت، تنها کوره راهی است که با هر بارندگی قطع می شود. آنها بزرگراه و راه شوسه و آسفالته نمی‌خواهند. تنها خواسته آنها از مسئولان این است که دستی به این جاده‌ها بکشند تا بارش هر بارانی مسدودشان نکند.
اما در خبرها چنین آمده بود:
محل فرود بالگرد حامل علی خامنه‌ای در دوران ریاست جمهوری وی (یعنی محل فرود 26 سال پیش بالگرد وی) در منطقه عشایری دریلای گچساران گلباران شد.
این مراسم که در نوع خود کم‌سابقه است٬ با حضور مسئولان استانی و محلی و جمعی از عشایر و متعمدین ایلات گچساران برگزار شد.
جهانگیر انصاری٬ فرمانده ناحیه مقاومت بسیج گچساران گفته «باید از این واقعه مهم و ماندگار در اذعان مردم گچساران در راستای فضاسازی فرهنگی و انقلابی استفاده کرد و ارزش‌ها و دیدگاه‌های» رهبری در این مکان تبیین شود.
بزودی «هماهنگی های لازم برای ساخت» انجام می‌شود؛ نه ساخت راه، یا مدرسه یا یک کلاس درس، هماهنگی‌ها برای ساخت یک «یادمان» در این منطقه انجام خواهد گرفت....



نامه امید به مادرش
(نامه زندانی سیاسی امید علیشناس به مادر زندانیش در شرایط اعتصاب غذا)

مادر عزیزم، شنیدم که در اعتراض به زندانی بودن من به همراه عده ای از هموطنان عزیز که ستم را بر نمی تابند، در جلوی زندان اوین در یک اجتماع مسالمت آمیز خواستار آزادی ما شده ای. اما این جماعت سرکوبگر بی رحم حرمت عواطف مادرانه ات را شکستند و به دستان نازنینت دستبند زده و به جرم دفاع از فرزند به اسارت برده اند.
اکنون بیش از یک سال از حبس ظالمانه ای که به خاطر فعالیت های حقوق بشری و حمایت از کودکان کار برایم صادر شده، می گذرد، حبس به خاطر فعالیت در راه درستی که به آن معتقد بودم و هستم و برای آزادی هایی که آرزو داشتم تا شاید فردایی بهتر رقم زده شود.
مادر عزیز، حبس در سلول انفرادی، تحمل فشار بازجو، تحدید و توهین و شکنجه های روانی، تحمل شرایط غیر انسانی بازداشت و زندان برایم قابل تحمل بوده و هست. آنچه برایم قابل تحمل نیست، اعتصاب غذای توست! ابتدا از من پنهانش می کردند ولی از وقتی شنیدم، بی قرار و پریشانم. گویا اینان از نابودی پاکان ابایی ندارند. آنگاه که تدبیرشان دستگیری مادران زندانیان سیاسی است، دیگر چه کسی در امان است ؟ اینان از به بند کشیدن مادران آزادی خواه شادمان میشوند. اعتصاب غذا برایم دشوار است اما نه به خاطر گرسنگی که به دلیل بی خبری از حال تو و نگرانی از سلامتی ات !
دلم گرفته است، نیازمند گرمای حضور تو هستم. به اعتصاب غذایت پایان بده تا ادامه این راه برایم هموارتر شود. بگذار، در زیر بار این همه ظلم، با اطمینان از سلامتی ات جان تازه ای در رگ هایم جاری شود.
مادر عزیزم، همانطور که به طلوع آفتاب فردایمان ایمان دارم، می دانم که این مهر مادری و این رنج بی پایان بی ثمر نخواهد بود و روزی فرا می رسد که دیگر هیچ فرزندی برای ابراز عقیده اش زندانی شود و نه هیچ مادری برای دفاع از فرزندش.
فدای تو امید


«این سه عکس جزو عکسهای مجموعه زندگی روی دو چرخ کار حمید املشی بودند که بعد از انتشار در سایت ایسنا سانسور شدند! ایرادشان لابد در یکی سگ خانم است در دیگری چسبیدن بیش از اندازه خانم به آقاست و در آن یکی روسری خانم. چندین ساعت پیش که در اینستاگرام ایسنا عکس اول (همان که سگ در میان موتور سوار و خانم نشسته) را دیدم کمی جا خوردم از انتخابشان! اما الان دیدم عکس را عوض کرده و عکس آخوند را جایگزین آن کرده اند!
عکسهایی که امروز مورد توجه قرار گرفتند کار یک روز و دو روز نمی تواند باشد و عکاس باید بعد از چندین مرتبه عکاسی کردن دست به انتخاب آنها بزند. این‌گونه صدمه زدن به شاکله کارهای یک عکاس چه معنی دارد!؟»


گزارش یک جنایت هولناک/ قتل حمید حاجی زاده(شاعر و دبیر ادبیات) و پسر 9 ساله اش

«... پزشکی قانونی تعداد ضربه‌های دشنه فرو رفته در سینه برادر را ۲۷ از زیر گلو تا زیر ناف و ضربهٔ وارده به سینه کارون( پسر 9 ساله اش) را بالغ بر ده ضربه دانسته بود... آ ثار ضربه سخت و مشت در سر و صورت، پارگی قلب و ریه و دستگاه گوارش، بریده شدن انگشتان دست راست حمید تا روی پوست، بنا به نظرپزشک قانونی با هر ضربه کارد حمید تیغه چاقو را می‌گرفته و قاتل می‌کشیده و برای باری دیگر فرو می‌کرده‌است که منجر به این گردیده که کف دست بشود پر از شیارهای عمیق شقاوت ! ...»
حمید پورحاجی‌زاده شاعر و دبیر ادبیات متخلص به «سحر»، در سال 1329‌ در روستای بزنجان از توابع شهرستان بافت به‌دنیا آمد و تحصیلات ابتدایی را در زادگاه و سه سال اول دبیرستان را در شهرستان بافت و سپس دبیرستان نمونه شهاب کرمان و سال آخر را در دبیرستان ملی هشترودی شیراز به پایان برد و بعد از آن فوق دیپلم ادبیات خود را از دانش‌سرای راهنمایی کرمان دریافت کرد. فعالیت ادبی وی از همان دوران ابتدایی شکوفا شده بود و به سرودن شعر می‌پرداخت و اکثر اوقات رتبه ممتاز مسابقات ادبی را از آن خود می‌کرد. همچنین او در شیراز با کوشش خود انجمن ادبی کاخ جوانان شیراز را سر و سامان داد. او سپس لیسانس ادبیات فارسیخود را از شهید با هنر کرمان دریافت و به تدریس در آموزش و پرورش کرمان مشغول شد. وی طی این سالها کارهای ادبی و تحقیقی خود را نیز ادامه داد.
سال ۱۳۶۰ با روح انگیز سلطانی‌نژاد ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه پسر به نام‌های اروند، ارس و کارون است. سرانجام حمید پور حاجی زاده در نیمه شب ۳۱ شهریور ۱۳۷۷ همراه با کودک ۹ ساله‌اش کارون، در پروژه‌ی «قتل‌های زنجیره‌ای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی» به گونه‌ای دلخراش به قتل رسیدند.
................
ویژه ی شهروندیار http://shahrvand-yar.com/media/6992
در لینک بالا می توانید گزارش را همراه با عکسهای تکان دهنده ببینید.
...............
بر پیکر من نقش شود نقشه ایران / پر خون چو نمایند به خنجر بدنم را
روایت اروند از سینه و صورت پاره پاره‌ی کارون و پدرش:
«شب سی ام شهریور ۷۷ من و برادرم ارس حدود ساعت دو و نیم از مراسم عروسی به خانه برگشتیم. متعجب بودیم که چرا پدر و مادر و کارون، برادر کوچک‌ترمان نیامده‌اند. چراغ خاموش خانه برایمان بی معنی بود. مگر می‌شد حمید پور حاجی زاده باشی و تا اروند و اَرَس‌ات نیامده اند بخوابی؟
در را که باز کردم و وارد شدیم، برای اولین بار بود که فهمیدم خون و چاقو و خنجر چه معنایی می‌دهند. اما مگر می‌شد بابا را با آن سینه پاره پاره شده دید؟ پای برهنه و با آجری در دست تمام همسایه ها را بیدار کردم.
پلیس و سرباز و خون و چاقو و گریه های رییس آگاهی که مادرم گمان برده بود قاتل است و مدام می‌پرسید چرا شوهر و بچه ام را کشتید؟
پزشک قانونی که آمد پرسیدم بابام زنده است؟ وقتی گفت نه دو نفرشان مرده اند خشکم زد. دو نفرشان؟
گفت برو ببین. دو سه ساعت صدای مادرم را نشنیده بودم که فریاد می کشید کارون.
وقتی از پشت پنجره چشمان باز و سینه و صورت پاره کارون و دیدم فریادم به آسمان بلند شد و فهمیدم که خدا هم روزی می‌میرد. بعد از پانزده سال هنوز دلم به حال آن شب برادرم ارس میسوزد. شوکه شده بود. رد خون را گرفته بود و دور خانه می چرخید. حمید که پدرت باشد میفهمی ابد هم برای یتیم شدنت زود است.»
گزارش یک قتل، «کارون در من است امشب»

گزارش مفصل قتل با عنوان «گزارش یک قتل، کارون در من است امشب» که بخش‌هایی از آن در برخی نشریات داخل کشور مانند نشریه‌ی پیام هاجر شماره ۳۰۲، ۵ بهمن ۱۳۷۸ توسط محمد حاجی زاده، برادر حمید چاپ شد. در این گزارش آمده‌است: «…!… پزشک قانونی تعداد ضربه‌های دشنه فرو رفته در سینه برادر را ۲۷ از زیر گلو تا زیر ناف و ضربهٔ وارده به سینه کارون را بالغ بر ده ضربه دانسته بود... آ ثار ضربه سخت و مشت در سر و صورت، پارگی قلب و ریه و دستگاه گوارش، بریده شدن انگشتان دست راست حمید تا روی پوست، بنا به نظرپزشک قانونی با هر ضربه کارد حمید تیغه چاقو را می‌گرفته و قاتل می‌کشیده و برای باری دیگر فرو می‌کرده‌است که منجر به این گردیده که کف دست بشود پر از شیارهای عمیق شقاوت...»
دردناک‌تر آنکه در بخش دیگری از گزارش آمده است:
کسانی که در غسال‌خانه حضور داشته‌اند و یا جسد کارون را دیده‌اند از جای آثار نیش چاقو بر روی گوش، صورت و پشت کارون گفته‌اند که باید این آثار قبل از پاره پاره کردن سینه، قلب و شکم کارون روی داده باشد. بعضی نیز که به دقت به صورت کارون نگاه کرده‌اند به قول روستایی‌های ما حالت «گرگ پدمک» را در چهره کارون دیده‌اند. » اصطلاح «گرگ پدمک» در خصوص روبرو شدن گوسفند با گرگ به کار می‌رود که گوسفند با چشمان بیرون زده، خشک اش میزند.
حمید پورحاجی پور که گویی مرگ و نحوه به قتل رسیدن خود را پیش بینی کرده بود در غزل «غفلت گوهر شکنان» چنین میگوید:
آخر ای خنجر مردم کش بیگانه پرست/ خوش نشستی به تنم در شب خنجرشکنان
پاس ما مردم آزاده بدارید که ما/ تاج برداشته ایم از سر افسر شکنان
فرخنده حاجی زاده در مصاحبه با روز‌آنلاین از پیگیری قتل برادرش می‌گوید:
به ما گفتند «یک اشتباه ساده بود» !
از همان ابتدا مشخص بود که قتل عادی نیست هرچند می گفتند قتل شخصی بوده اما خود ما هم که زیاد هنوز نمیدانستیم مساله چیست دنبال انگیزه و قاتل می گشتیم یادم است پیش رئیس آگاهی کرمان می نشستم و مدام انگیزه ردیف میکردم و می بافتم که مثلا شاید زمانی دختری را دوست داشته و اکنون شوهر آن دختر فهمیده و... عمق فاجعه اینقدر بود که ما هم حالت عادی نداشتیم. اما رئیس اداره آگاهی کرمان می گفت این قتل عادی نیست. بازپرس پرونده می گفت این قتل انگیزه ای به بزرگی چنار میخواهد و دنبال این جور چیزها نگرد باید کسی یا داروی روانگردان مصرف کرده باشد یا انگیزه ای فراتر از این ها داشته باشد و... تمام این سالها پی گیریهای ما ادامه داشت همه جا رفتیم هر کاری‌ می‌توانستیم کردیم از طرفی هم از سوی وزارت اطلاعات تحت فشار بودیم و احضار و بازجویی و... در نهایت هم که گفتند یک اشتباه ساده بوده.
فرخنده حاجی‌زاده در پاسخ به سوال خبرنگار روز‌آنلاین مبنی بر اینکه آیا از وزارت اطلاعات که در آن زمان مسئولیت 4 قتل دیگر را پذیرفته بود پیگیری نکردید؟ اضافه می‌کند:
به ما که ابتدا هیچ پاسخی نمی‌دادند اما بعد گفتند بروید از وزارت اطلاعات شکایت کنید. یعنی ماموران وزارت اطلاعات که ما را احضار وبازجویی می‌کردند به ما می گفتند بروید از وزارت‌خانه ما شکایت کنید یا می‌گفتند اگر راست می گویید بیایید جلوی وزارت اطلاعات اعتصاب کنید و چرا نمی‌کنید و... خیلی بی رحمانه بود بازی ای که با ما شروع کردند. در نهایت برادرم گفت باشد اصلا قتل معمولی بوده، بیاورید دست قاتل را بگذارید توی دست ما و قول میدهیم یک سیلی هم نگذاریم او بخورد. اما جوابی ندادند رئیس اداره آگاهی کرمان، بازپرس پرونده و حتی پزشکی قانونی که می گفتند ظرف سه روز قاتل را پیدا میکنیم دیگر حاضر به دیدار ما نمی شدند و در نهایت گفتند به بن بست خورده ایم و قضیه فراتر از این حرفاست و.... خیلی اذیت کردند تاسال 78 که بر اثر پی گیری های ما و رفت و آمدهای ما و... بالاخره به ما گفتند که این مساله یک اشتباه ساده بوده.



«به یاد دارم که در سال ۱۳۵۶، آن زمان که خمینی داشت پرآوازه می‌شد، کتاب "حکومت اسلامی" او را خواندم. آن را جفنگ یافتم و به آن خندیدم. لابد آن را به عنوان کتابی در باره‌ی تئوری سیاسی خوانده بودم و چون کتاب‌هایی جدی در این باب را می‌شناختم آن را شوخی تصور کردم. بعداً در آلمان دریافتم که اکثریت مطلق آلمانی‌ها "نبرد من" را پیش از قدرت‌گیریِ هیتلر نخوانده بودند (پس از ۱۹۳۳ هم نخواندند) و اکثر کسانی هم که آن را خواندند، جدی‌اش نگرفته بودند. این را نیز به یاد دارم که در سال پس از انقلاب، یکی از تفریح‌های دوستان من در یک خوابگاه دانشجویی این بود که کتاب‌های کسانی چون مجلسی یا نوشته‌های سیاسی گروه‌هایی چون فداییان اسلام را بخوانند و از خنده روده‌بر شوند. کسی که متخصصِ کشفِ نوشته‌های تازه بود و مجلس را می‌چرخاند، در سال ۱۳۶۰ اعدام شد. او را همچنان شوخ و خندان تصور می‌کنم، اما این را نیز تصور می‌کنم که لابد در زندان به جدیت آن باورهای جفنگ پی برده است.»
محمد رضا نیکفر به نقل از علیرضا کیانی


حشمت الله طبرزدی، روزنامه نگار و فعال سیاسی
مقاومت فاطمه دخترم در بر ابر گشت ارشاد.
روز گذشته دخترم فاطمه(تیما) طبرزدی در مسیر کلاس دانشگاهی از میدان تجریش رد می شود که گشت زور که ارشاد نامیده می شود، جلوی او را می گیرد و تلاش می کنند،به زور او را سوار بر ون های توحش نمایند. او مقاومت کرده و مردم دور انها جمع می شوند و فاطمه را تشویق می کنند.گروه کماندویی وحشت افرینان نیز حلقه می زنند تا او را سوار کنند. فاطمه مقاومت می کند و به انها می گوید که جرائت بردن او را ندارند و در ضمن جدال ، خود را نیز معرفی می کند.در نهایت ،زورگویان اسلامی، از بردن او منصرف می شوند اما شب که به خانه برگشت، دستش درد می کرد. می گفت یکی از کماندو های انها دستش را زیاد فشار داده است.در دو ماه اخیر این دومین دختر من است که مقاومت می کند، اگر چه پیشتر، چند بار انها را به توحشگاههای خود برده اند.گویا گشت ارشاد اخیرا فعال تر شده است اما به موازات، مقاومت مدنی زنان و دختران نیز بالا می رود.



مدیرکل آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان می‌گوید که در این استان یکصد هزار کودک از تحصیل بازمانده‌اند در استانی که به گفته ی یکی از راه یافتگان به مجلس از این استان، بیش از هفتاد درصد مردم آن در فقر به سر می برند. سیستان وبلوچستان آخرین استان ایران از نظر توسعه یافتگی است.
به گفته نخعی مدیر آموزش و پرورش استان٬ ۳۰ درصد از این ۱۰۰ هزار کودک، در شهرستان سرباز زندگی می‌کنند.
شهرستان سرباز در استان سیستان و بلوچستان یکی از مناطق سنی‌نشین ایران بوده و دارای ۸۰۰ روستا است. جمعیت این شهرستان در آخرین سرشاری رسمی در ایران ۱۶۳ هزار نفر برآورد شده بود، که ۵۷ هزار تن از آنها بی‌سواد اعلام شده بودند.
آخرین سرشماری سراسری ایران، کمتر از ۱۰ سال پیش، در سال ۱۳۸۵ صورت رفته لست.
در عین حال بر اساس اطلاعات به دست آمده در همین سرشماری، از جمعیت دو میلیون و ۳۵۰ هزار نفری استان سیستان و بلوچستان، بیش از ۶۴۰ هزار تن بی‌سواد هستند.
در این زمینه هم مدیرکل آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان، گفته است که این استان «دارای بیشترین بی‌سواد و بازمانده از تحصیل در کشور است».
مرداد ماه سال جاری نیز علی اوسط هاشمی٬ استاندار سیستان و بلوچستان به خبرگزاری مهر گفته بود تنها در مقطع ابتدایی٬ ۳۳ هزار کودک بازمانده از تحصیل در این استان وجود دارد.
وی از بی‌سوادی ۵۰۰ هزار نفر در این استان خبر داده که ۲۵۰ هزار نفر از آنها زیر ۵۰ سال سن دارند.
هاشمی دو مشکل اصلی در زمینه آموزش در این استان را «کمبود فضاهای آموزشی و پرورشی» و «نيروی انسانی» اعلام کرده بود.

استاندار سیستان و بلوچستان افزوده بود شش هزار و ۶۰۰ نفر از فرهنگیان در سیستان و بلوچستان متقاضی انتقال از این استان به دیگر نقاط کشور هستند و «۸۰ درصد آنان از مناطقی درخواست داده‌اند که به شدت در آنجا مشکل نیرو داریم».
استفاده از نیروی انسانی غیربومی نیز یکی از عوامل فشار بر آموزش و پرورش سیستان و بلوچستان اعلام شده است.
استاندار سیستان و بلوچستان گفته جذب و تربیت نیروی بومی می‌تواند فشار نقل و انتقال در آينده را كاهش داده و ماندگاری نيروی انسانی در منطقه را افزايش دهد.
استان سیستان و بلوچستان یکی از محروم‌ترین مناطق ایران است که علاوه بر مشکلات اقتصادی٬ از خشکسالی و ناامنی نیز رنج می‌برد.

حمیدرضا پشنگ در مجلس شورای اسلامی تیر ماه سال جاری گفته بود تنها نیمی از دانش‌آموزان این استان دیپلم می‌گیرند.

پشنگ به خبرگزاری رسمی مجلس گفته بود «تنها ۵۰ درصد ورودی‌های مدارس موفق به اخذ مدرک دیپلم می‌شوند، همچنین یک سوم کلاس‌های درس غیراستاندارد است به شکلی که همچنان دیوارها و کف کلاس‌ها خاکی است».

به گفته وی ۷۰ درصد اهالی استان زیر خط فقر زندگی می‌کنند و سیستان و بلوچستان آخرین استان ایران از نظر توسعه یافتگی است.
منبع: رادیو فردا

بر صورتى كه شما سيلى زديد،ما بوسه مى زنيم
يقين دارم عشق و همدلىِ ما ريشه‌ی نفرت و كينه‌تان را مى‌خشكاند،يقين دارم بهارى مى‌رسد كه چهره رنجورِ اين خاك و دل‌هاى شكسته‌ى مادران و پدرانش التيام خواهد‌يافت.
شتاب كن بهارِ من....
پدرم حدود يك ساعت پيش آزاد شدند.
از جانب خانواده‌ام از تمام برادرانِ بزرگوارم كه در حمايت از بازداشت‌شدگان هفته‌ى اخير دست به اعتصاب غذا زده‌اند،بى‌نهايت سپاسگذارم و خواهشمندم به اعتصاب غذاى خود پايان دهند تا تحمل روزهاى سختِ زندان را طاقت فرساتر نكنند.
از دوستانى كه در اين روزها در كنارمون بودند و با پيام‌هاى محبت آميزشان همواره در اين راه سبب دلگرمي‌مان شدند ممنونم.
به اميد آزادى تمامى محبوسين و محصورين بى گناه
منبع: صفحه فیسبوک بهناز زینالی
این نوشته‌ای است که بهناز زینالی، خواهر سعید زینالی دیشب در نخستین دقایق پس از آزادی پدرش در فیسبوکش نوشت.
هاشم زینالی ده روز پیش در روز 30 آبان در یورش خشن ماموران به تجمع‌کنندگان «شنبه‌های اعتراضی زندان اوین» بازداشت شده بود.
......................
سعید زینالی جوانی ست که در 23 تیرماه 1378 و برای مدت ده دقیقه و در جلوی چشمان مادر و خواهرش در منزلشان بازداشت شد و پس از گذشت 17 سال از آن تاریخ، با وجود پیگیری‌های مکرر خانواده‌اش،تاکنون از طرف هیچ نهادی، هیچ خبری از او، به این خانواده داده نشده‌است.

۱۳۹۴ آبان ۲, شنبه



چین تنها کشور جهان است که در آن مسلمانان حق روزه گرفتن ندارند.
در بسیاری موارد مراکز آموزشی در چین مانند دانشکده پزشکی سین کیانگ، دانشجویان اویغور را مجبور کرده است که در خلال ماه رمضان روزه خود را بخورند. آنها دانشجویان را تهدید کردند اگر از این کار سرباز زنند مدرک نهایی به آنها داده نخواهد شد. http://bit.ly/1OKAJFl
این در حالی است که جمهوری اسلامی هرگز به سرکوب مسلمانان اویغور توسط دولت چین و ممنوعیت روزه داری در چین اعتراض جدی نکرده. از طرفی مقامات چینی روابط بسیار نزدیکی با هیات موتلفه اسلامی وابسته به بازاز در ایران دارند.
دكتر حسن منصور، اقتصاددان، در گفت و گو با دويچه‌وله می گوید:آ مار واردات ایران از چین در سال 88 ، ۳۹ ميليارد دلار بوده. با اين رقم چين در مقام بزرگترين كشور صادر كننده به ايران جاي گرفته است. حسن منصورمي‌گويد: «صادرات چين به ايران آنچنان بوده كه تقريبا تمامي زمينه‌هاي توليدات داخلي به ويژه توليدات سنتي را گرفته و اين در شرايطي است كه دولت با فقدان سياستي مشخص كه عملا دروازه ها را باز كرده و واردات چيني تمام توليدات ايران را به ورشكستگي تهديد مي كند.
اصل خبر:
فیروزآبادی سرلشکر فیروزآبادی در دیدار جانشین رییس ستاد ارتش چین گفت: امریکا دشمن مشترک ایران و چین است.

وی ادامه داد: از ١٠ سال قبل نگران توطئه‌های امریکا درخصوص چین بودم و سردار باقری را برای درمیان گذاشتن موضوع با مقامات چین فرستادم.

فیروزآبادی گفت: امریکا به دلیل کم‌اوردن در اعتبار و نیرو و شکست در اقدامات نظامی، به توطئه‌های شیطانی روی آورده که همان جنگ‌های نیابتی و تروریسم است.


دانشجویان دانشگاه خلیج فارس در حرکتی نمادین در اعتراض به وضعیت سلف و خوابگاه دانشگاه سینی های غذای خود را از روبروی سلف تا سازمان مرکزی دانشگاه چیدند. دانشجویان دانشگاه خلیج فارس مدتهای زیادی است که نسبت به نوع و کیفیت غذاهای سلف معترض هستند.
در این خصوص یکی از دانشجویان این دانشگاه درباره کیفیت غذا می گوید: «کیفیت غذا روز به روز بدتر می شود، بطوری که ما ترجیح می دهیم خودمان علارغم کلاس های فشرده، غذا بپزیم. اما گاهی پیش می آید که بخاطر کمی وقت مجبور می شویم از سلف غذا بگیریم که غذای سلف هم بسیار بد است.»
منبع: صفحه ی بگو نه


حرفی نمی ماند برای گفتن!قضاوت باشما!


ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺩﺍﺩﻥ ﻧﺬﺭﯼ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺭﺍﮐﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺩﺭ ﮔﻮﺷﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﻫﻮﺍﺯ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﺬﺭﯼ ﻣﯽ دهند
ﮔﺮﻭﻩ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﮐﺎﺷﺖ، مبتکر پروژه‌ی «ﺍﻫﻮﺍﺯ،پاﯾﺘﺨﺖ ﮐﺘﺎﺏ، ﻃﯽ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﺍﯼ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﮐﻮﯼ ﻧﻔﺖ در ﺍﻣﺘﺪﺍﺩ ﺑﻮﺳﺘﺎﻥ ﻭﻻﯾﺖ ﻧﺒﺶ ﺭﺳﺎﻟﺖ ۲۱ ، ﻏﺮﻓﻪ ﺍﻫﺪﺍ ﮐﺘﺎﺏ ﻧﺬﺭی ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺯﯼ کرده‌اند
ﻓﻬﯿﻤﻪ ﺻﯿﺎﺩﯼ ﻋﻀﻮ ﻫﯿﺌﺖ ﻣﺪﯾﺮﻩ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺳﺴﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺩﺍﺩ: «ﺩﺭ ﺭﺍﺳﺘﺎﯼ ﺗﺮﻭﯾﺞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﮐﺘﺎﺏ ﺧﻮﺍﻧﯽ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ‌ی ﻧﺬﺭ ﮐﺘﺎﺏ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻭﯾﮋﻩ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻭﺍﺣﺪ ﺳﯿﺎﺭﻣﺎﻥ ﻧﯿﺰ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺯﯼ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﭼﻨﺪ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﺗﻮﺯﯾﻊ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.»
ﺻﯿﺎﺩﯼ ﺍﻓﺰﻭﺩ: ﻣﻮﺳﺴﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﮐﺎﺷﺖ ﺳﻌﯽ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻧﯽ ﺷﺪﻥ ﻭ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻥ ﺍﻫﻮﺍﺯﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﺍﺳﺘﺎ۲ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﮐﺘﺎﺏ ﺭﺍ ﺗﻬﯿﻪ ﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﺬﺭﯼ ﺗﻮﺯﯾﻊ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ.
ﻣﻮﺳﺴﻪ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﮐﺎﺷﺖ ﻣﺪﺕ ﻫﺎﺳﺖ ﺩﺭ ﺣﻮﺯﻩ ﺗﺮﻭﯾﺞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﯼ ﻣﺘﻨﻮﻋﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﺷﻬﺮ ﺍﻫﻮﺍﺯ ﺍﺟﺮﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﺛﺒﺖ ﺍﻫﻮﺍﺯ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺩﺳﺘﺎﻭﺭﺩﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﻭﻩ ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖ.


اگر اینجا اتفاق نمی‌افتد؛ فیلم کوتاهی برای توقف خشونت علیه کودکان
کارگاه آموزشی شهروندیار داستان از این قرار است؛ کودک انگلیسی سفید پوست در روز تولد خود به فضایی می‌رود پر از دود، گلوله، خون و خون ریزی، حملات هوایی، بمب‌های شیمیایی؛ فضایی شبیه زندگی امروز کودکان در سوریه. پیام ویدئو این است:
اگر اینجا اتفاق نمی‌افتد به این مفهوم نیست که اتفاق نمی‌افتد.
این ویدیو توسط سازمان حمایت از حقوق کودکان Save the Children که از آغاز قرن ۲۰ برای مبارزه با خشونت علیه کودکان فعالیت می‌کند، ساخته شده است.


فردا(۲۴ اکتبر) چهلمین سالگرد اعتصاب سراسری تاریخی و راهپیمایی زنان ایسلند است. اعتصابی که در نوع خود بی‌نظیر ماند. تمام زنان ایسلند در آن‌روز خوب از حضور در محل‌کار سر باز زدند. زنان خانه‌دار هم آن‌روز نه چیزی پختند، نه شستند، نه جمع‌وجور کردند و نه بچه‌داری کردند. زنان به میدان اصلی پایتخت آمدند، پلاکاردهای خود را بلند کردند و خواستار برابری دستمزد و رفع تبعیض جنسیتی در محیط‌کار و روابط خانه شدند. بسیاری از مدرسه‌ها و مهدکودک‌ها آن‌روز بسته شد، بیمارستان‌ها با بحران نبود پرستار مواجه شدند، تابلوی«تعطیل است» پشت شیشه‌ و درهای بسیاری از مغازه‌ها به‌چشم می‌خورد، مردهای بسیاری ناچار شدند بچه‌هایشان را با خود به محل‌کار ببرند و سروصدای بچه‌ها همه‌جا را برداشته بود. هرچه سوسیس در مملکت بود، ته کشید. چون غذای راحتی بود که بچه‌ها دوست داشتند و تنها چیزی که مردان بسیاری که تا حالا آشپزی نکرده بودند، می‌توانستند سرخ کنند و به بچه‌های گرسنه بدهند. گروه‌های فمینیستی توانسته بودند تمام اتحادیه‌های کارگری را متقاعد و راضی کنند که از اعتصاب حمایت کنند. مملکت یک روز رسما تعطیل و دچار هرج‌ومرج بود. مملکت وادار شد برخی خواسته‌های زنان را به‌رسمیت بشناسد. پنج سال بعد ایسلند اولین کشور اروپا شد که یک زن را به سمت ریاست‌جمهوری انتخاب کرد. زنی که در کلیشه‌ی نخ‌نما از «زن خوب سنتی» هم نمی‌گنجید، از همسرش جدا شده بود، «سینگل مام» بود یعنی همسر نداشت و در آن روز تاریخی هم یکی از زنانِ هماهنگ‌کننده برای برگزاری اعتصاب سراسری بود. ایسلند در سال ۲۰۱۰ اولین نخست‌وزیر زن تاریخ خود و اولین رئیس‌دولتی را که به شکل علنی همجنس‌گرا است، انتخاب کرد. در آمار جهانی بررسی شکاف جنسیتی، ایسلند چندین‌سال است که در رتبه‌ی اول به عنوان بهترین و برابرترین کشور جهان، جاخوش کرده است.


آموزش کشاورز خوش فکر به مسئولین بی لیاقت
یکی از کشاورزان با تجربه و خوش فکر برای رساندن آب به زمین های کشاورزیش، لوله های پلی اتیلن در زمین قرار داده است. در این طرح، پانزده خانوار هم به او کمک کرده اند. پیشتر به خاطر بی فکری مسئولین بیش از پنجاه درصد آب به هدر می رفت، اما با کمک این کشاورزان و مردمان پرتلاش از هدر رفتن آب جلوگیری شده است. بیشتر بودجه اجرای این پروژه هم توسط مردم تامین شد.
متاسفانه اگرچه مسئولین بی توجه و بی لیاقتی در جمهوری اسلامی ایران داریم، اما خوشبختانه کشاورزان مسئول، آگاه و بسیار خوش فکری داریم که موضوعات کلیدی و حساسی را به دولتمردان آموزش و یاد می دهند.


پلمب نیروگاه تبریز به خاطر آلودگی هوا
سایت رسمی دادگستری کل استان آذربایجان شرقی طی اعلامیه‌ای از پلمب نیروگاه تبریز خبر داده است.
بر اساس این گزارش که دوشنبه ۲۷ مهرماه در سایت رسمی دادگستری منتشر شده است، نادر نجد رئیس حوزه قضایی بخش خسروشاه اعلام کرده است که فعالیت نیروگاه حرارتی تبریز از ۲۵ مهرماه به دلایل آلایندگی زیست‌محیطی متوقف گردید.
در همین زمینه سایت رسمی صدا و سیمای ایران نیز سه‌شنبه با اشاره به قطعی برق در نیمی از شهر تبریز، اعلام کرد که علت امر مربوط به شبکه توزیع بوده است.
خبرگزاری ایرنا نیز از قول محمدصادق پور مهدی معاون عمرانی استاندار آذربایجان شرقی ۲۹ مهرماه گزارش داد که رفع پلمپ و فعالیت مجدد نیروگاه برق تبریز از طریق گرفتن سهمیه گاز و گرفتن مجوز استفاده از مازوت در حال پیگیری است.
بر اساس گزارش وزارت نیرو، این نیروگاه بخاری که تقریباً سه دهه از عمر آن می‌گذرد، سهمی ۵۰ درصدی در برق تولیدی استان آذربایجان شرقی و سهمی تقریباً ۲ درصدی در کل تولید برق کشور دارد. راندمان این نیروگاه نیز کمتر از ۳۷ درصد است.
نادر مجد می‌گوید که «استفاده نیروگاه از مازوت خلاف قانون و مصوبه کمیسیون انرژی است و مازوت استفاده شده در نیروگاه حرارتی تبریز به جای گاز، باعث تشدید آلودگی هوا و نیز تأثیرات سوء بر محصولات کشاورزی شده و مردم را با مشکلاتی مواجه کرده است.»
به‌گفته وی، افزایش استفاده از سوخت مازوت به جای گاز در نیروگاه حرارتی تبریز، باعث بالا رفتن آلودگی هوا شده تا دوباره این نیروگاه به تنهایی مسئولیت بخش عمده افزایش آلودگی هوای شهرهایی استان همچون تبریز، خسروشهر، اسکو، ایلخچی و آذرشهر را داشته باشد: «این آلودگی نه تنها باعث وارد کردن خسارت به محیط زیست، خشکاندن درختان و از بین رفتن کشاورزی منطقه شده، بلکه مشکلات تنفسی زیادی را نیز برای شهروندان به وجود آورده است.»
آقای مجد اشاره‌ای به حجم مازوت (نفت کوره) مصرفی این نیروگاه نکرده است، اما بر اساس آخرین آمار وزارت نیرو که سال گذشته منتشر شده است، این نیروگاه در سال ۹۲ بیش از یک میلیارد لیتر نفت کوره مصرف کرده بود. نیروگاه سهند، دومین نیروگاه بزرگ استان نیز بیش از ۹۶۰ میلیون لیتر مصرف نفت کوره داشت. آن زمان، کل نیروگاه‌های کشور به خاطر کمبود گاز، حدود ۳۶ میلیارد لیتر سوخت مایع مصرف کرده بودند، اما این رقم در سال گذشته به ۲۰ میلیارد لیتر کاهش یافت و در ۲۳۳ روز سال جاری نیز این رقم به کمتر از ۶ میلیارد لیتر رسیده است. ایران در این مدت بیش از ۳۷٫۵ میلیارد متر مکعب گاز به نیروگاه‌ها تحویل داده است که این رقم بیشتر از کل گاز تحویلی به بخش تولید نیرو در سال ۹۲ است.
نیروگاه تبریز در سال ۹۲ کلاً ۱۳۵ میلیون متر مکعب گاز مصرف کرده بود که رقم بسیار نازلی بود. شکایت از مصرف نفت کوره در این نیروگاه در حالی است که ایران در تابستان‌ها به اندازه کافی گاز مازاد دارد و اصولاً مشکل نیروگاه‌های برقی کشور در دریافت گاز مربوط به فصل زمستان است که مصرف گاز خانگی، تجاری و صنایع غیرعمده نسبت به ماه‌های گرم سال تا سه برابر افزایش پیدا می‌کند و دولت چاره‌ای جز کاهش ارسال گاز به نیروگاه‌ها برای جلوگیری از قطعی گاز خانه‌ها ندارد.
بیش از ۸۲ درصد برق ایران در نیروگاه‌های حرارتی تولید می‌شود که سوخت آنها گاز طبیعی، گازوئیل و نفت کوره است. بازدهی این نیروگاه‌ها بنا به گزارش وزارت نیرو، به‌طور متوسط ۳۷ درصد است که رقم بسیار نازلی است.
طی سال‌های گذشته به خاطر کمبود گاز، ایران بیش از ۴۰ درصد سوخت مورد نیاز نیروگاه‌ها را از طریق نفت کوره و گازوئیل تأمین می‌کرد که به غیر از افزایش هزینه سوخت، باعث تولید بیش از ۲۲۰ میلیون تن آلاینده‌های هوا در کشور شده بود. این میزان برابر با ۴۴ درصد از کل تولید گازهای گلخانه‌ای در ایران است. بنا به گزارش بانک جهانی ایران از لحاظ تولید دی‌اکسیدکربن هفتمین مقام را در جهان دارد و براساس برآورد سازمان بهداشت جهانی، میزان زیان‌های ناشی از آلودگی هوا در ایران سالانه حدود ۱۶ میلیارد دلار است.
دالغا خاتین اوغلو (روزنامه نگار حوزه انرژی در باکو)


جعفر عظیم زاده،‌ برای اجرای حکم شش سال زندان احضار شد
اتحادیه آزاد کارگران ایران : بر اساس ابلاغیه شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه 33 اوین، جعفر عظیم زاده دبیر هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران می باید تا روز چهارم آبانماه خود را به این شعبه جهت اجرای شش سال حکم زندان معرفی کند.
جعفر عظیم زاده بدنبال نامه هماهنگ کنندگان طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران به علی ربیعی(وزیر کار)برای بر پائی تجمع کارگری در روز جهانی کارگر سال 1393در مقابل وزارت کار جهت اعتراض به حداقل مزد مصوب، در نیمه شب روز دهم اردیبهشت ماه دستگیر و پس از 46 روز بازداشت در بند 209 زندان اوین با قرار کفالت یکصد میلیون تومانی آزاد شد. وی سپس در روز 10 اسفند ماه سال گذشته در شعبه 15 دادگاه انقلاب توسط قاضی صلواتی به محاکمه کشیده شد و با اتهامات اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور و اخلال در نظم عمومی با استناد به ماده 610 قانون مجازات اسلامی به تحمل پنج سال حبس و به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی با استناد به ماده 500 قانون مجازات اسلامی به تحمل یکسال حبس و فعالیتهای غیر قانونی با استناد به ماده 23 قانون مجازات اسلامی از عضویت در احزاب، گروهها و دستجات سیاسی و فعالیت در فضای مجازی و رسانه ها و مطبوعات به مدت 2 سال محکوم شد. در پرونده جعفر عظیم زاده، گزارش وزارت کار دولت روحانی تحت عنوان تهدید این وزارتخانه توسط جعفر عظیم زاده و هماهنگ کنندگان طومار چهل هزار نفری کارگران برای افزایش مزد مطرح بود و وزارت اطلاعات بر این اساس خواهان اشد مجازات برای وی شده بود.
بدنبال صدور این حکم، جعفر عظیم زاده به همراه وکیل اش اعتراضیه ای را نسبت به آن تسلیم دادگاه تجدید نظر کرد اما دادگاه تجدید نظر شعبه 54 نهایتا حکم صادره بر علیه جعفر عظیم زاده را تماما تایید و آنرا جهت اجرا به دادگاه اجرای احکام ابلاغ کرد.
در حکم پنج صفحه ای صادره از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب، صدور این احکام بر علیه جعفر عظیم زاده با مصادیق: تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران، اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار، کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری، شرکت در تجمع روز جهانی کارگر پارک لاله در سال 88، هدایت کارگران در اعتراضات سال 84، اقدام به تشکیل و برنامه ریزی و مدیریت تجمعات کارگری در زمان دولت جدید و تهدید به تجمع و اعتصاب در اسفند ماه سال 92، جمع آوری طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران و تجمعات در مقابل مجلس و وزارت کار و هدایت و اجرای این تجمعات، تهدید وزارت کار در نامه ای به وزیر کار برای برگزاری تجمع در روز جهانی کارگر سال گذشته در مقابل وزارت کار در اعتراض به مزد مصوب، شکایت از سعید مرتضوی و دیگر غارتگران سه هزار میلیارد تومانی از صندوق سازمان تامین اجتماعی به عنوان نماینده هزار کارگر، اعتراض به ایجاد تغییرات ضد کارگری تر در قانون کار، نشست و ملاقات با دیگر تشکلهای مستقل کارگری از قبیل سندیکای کارگران شرکت واحد تهران، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، کمیته هماهنگی، کمیته پیگیری و مصاحبه با سایت اتحاد (سایت اتحادیه آزاد کارگران ایران) و برخی رسانه های برون مرزی و....، صورت گرفته است.
در این حکم تلاش شده است با ربط دادن جعفر عظیم زاده به یکی از سازمانهای چپ در اوایل انقلاب (در سن 13- 12 سالگی اش) با قید این عنوان که "نامبرده با افکار مارکسیستی بدنیا آمده است"، تمامی فعالیتهای قانونی و بر حق ایشان، اقدامی سیاسی بر علیه نظام وانمود و زمینه محکومیت اش فراهم شود



مصرف كنندگان چه گناهى كرده اند؟
بى مسئوليتى مديران كارخانه دماوند در برابر جان و سلامتى مردم و عدم نظارت بازرسين وزارت بهداشت بر خط توليد اين كارخانه.
يا آب معدنى سالم است و وزارت بهداشت براى تائيد سالم بودن آن رشوه مي خواهند،
يا اب معدنى ناسالم است و مديران كارخانه مي خواهند خطا و اشتباه خود را به پاى وزارت بهداشت بنويسند.


تولید 4 مدل سواری متوقف شد
کمپین نخریدن خودروی صفر
شهریور ماه امسال تولید چهار مدل خودروی سواری در خودروسازان داخلی به صفر رسید.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، شهریور ماه امسال تولید لیفان 620 با موتور 1800 سی‌سی با کاهش صد درصدی از 1572 دستگاه در شهریور 1393 به صفر رسید.
در این مدت تولید لیفان X60 با کاهش صد درصدی از 923 دستگاه در شهریور 1393 به صفر رسید.
شهریور ماه امسال تولید جک J5 با کاهش صد درصدی از 1303 دستگاه در شهریور 1393 به صفر رسید.
در این مدت تولید نیسان قشقایی با افت صد درصدی از چهار دستگاه در شهریور 1393 به صفر کاهش یافت.




مادر امین انواری دانشجوی زندانی: تامین جانی نداریم؛ هر اتفاقی برای خانواده ام بیفتد مسولش سپاه است
مادر امین انواری، دانشجوی ۲۱ ساله ای که از روز ۱۲ مهرماه ۱۳۹۴ به اتهام نامشخصی بازداشت شده و تاکنون در بند ۲-الف سپاه پاسداران در زندان اوین به سر می برد به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت نگران است فرزندش برای اعترافات اجباری با آزار و اذیت روحی مواجه باشد. او همچنین گفت فرزند کوچکش دو بار توسط مامورانی که در سر راه مدرسه او را به زور سوار ماشین کرده اند تهدید شده که اگر مادر با رسانه ها صحبت کند اتفاق بدی برایش خواهد افتاد. این دانشجوی زندانی تا کنون فقط سه بار تماس تلفنی کوتاهی با خانواده داشته و هنوز اتهام و دلیل بازداشت او مشخص نیست.
امین انواری، ۲۱ ساله، فعال مدنی و دانشجوی ترم هفت مهندسی نرم افزار دانشگاه امیر کبیر برای روز ۱۲ مهرماه به دادسرای زندان اوین احضار شده بود. با این حال در همان روز ماموران با ورود به خانه، او را دستگیر و به زندان اوین منتقل کردند. به گفته مادر این دانشجوی زندانی او از زمان بازداشت تاکنون حق ملاقات نداشته و در این مدت فقط سه بار تماس تلفنی کوتاه با خانواده اش داشته است.
امین انواری پیش از این در ۹ دی ماه ۱۳۹۳ بازداشت و همان روز با قرار کفالت ۳۰ میلیون تومانی آزاد شد. بعدتر او در تیرماه ۱۳۹۴ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی احمد زاده به اتهام “تبلیغ علیه نظام،” “توهین به رهبری” و “توهین به محمد تقی مصباح یزدی” (عضو مجلس خبرگان رهبری) به دو سال و شش ماه حبس که به مدت ۵ سال به حالت تعلیق در آمد، محکوم شد. مبنای هر سه اتهامات او نوشته هایش در فیسبوک بوده است.
فرح بخشی به کمپین گفت: «روز چهارشنبه ماموران سپاه پسر دومم، آرمین را که ۱۷ سالش است و پیش دانشگاهی می رود، جلوی مدرسه به زور سوار ماشین کرده اند، به او کارت شناسایی شان را نشان داده اند و گفته اند اگر مادرت را خاموش نکنی برایت گران تمام می شود و همه تان را اذیت می کنیم. گفته اند مادرت را ساکت کن وگرنه ما محل کار پدرت را می دانیم، مدرسه تو را و خانه تان را، هر کاری بخواهیم می توانیم انجام دهیم. این دومین بار است که ماموران سپاه، آرمین، پسر کوچکم را تهدید می کنند. اولین بار چند ساعت پس از این بود که امین را دستگیر کردند. به او گفته بودند که امین باید بداند ما نشانی های شما را داریم و می توانیم هر لحظه هر کاری بخواهیم بکنیم.»
مادر امین انواری با اظهار نگرانی از این وضعیت به کمپین گفت: «ما تامین جانی نداریم. هر اتفاقی برای دو فرزندم، خودم و همسرم بیفتد مسولش سپاه است. اینها ما را تهدید می کنند که من اعتراض نکنم، مصاحبه نکنم، خب تو رو خدا بچه ام را آزاد کنید تا ساکت شوم. چاره ای ندارم جز مصاحبه و اعتراض. من حتی نمی دانم اتهام بچه ام چیست. مطمئن هستم با تهدید و اذیت ما، امین را در داخل زندان تحت فشار قرار می دهند که راضی به اعتراف اجباری شود. من مطمئنم دارند از طریق فشار بر ما از او اعتراف دروغین می گیرند.»
خانم بخشی در ادامه گفت:‌ «من دیروز مثل هر روز دیگر به دادسرای اوین برای پیگری وضعیت امین رفتم. بازپرس آنجا به من گفت که بهت اجازه ملاقات می دهم اما باید تعهد بدهید که دیگر مصاحبه و تجمع نمی کنید. گفتم شما هم تعهد می دهید که بچه ام را آزاد کنید. گفت خیر. گفتم پس من هم ادامه می دهم. بعد بازپرس با فریاد من را از اتاقش بیرون کرد. یکبار پیش از این بازپرس گفته بود اگر مصاحبه نکنم وقت ملاقات می دهد من هم سکوت کردم اما در طی ده روز نه تنها ملاقاتی داده نشد بلکه پسرم حتی تماسی هم نگرفت. من نگران بودم، باید کاری می کردم، چه کاری جز اعتراض و مصاحبه مانده است برایم؟»
خانم بخشی در ادامه گفت:«بعد از ده روز سکوت، در تجمع اعتراضی خانواده های زندانیان در روز ۲۷ مهرماه شرکت کردم، همان روز وقتی من در تجمع بودم، امین به خانه زنگ زده و با پدرش صحبت کرده و گفته حالش خوب است و مشکلی ندارد. بعد هم سراغ من را گرفته و گفته به مادرم بگویید که با رسانه ها مصاحبه نکنند چون پرونده من با مشکل مواجه می شود. دارند بچه من را تهدید و اذیت می کنند و ما را وادار به سکوت.»
خانم فرح بخشی در مورد نحوه دستگیری فرزندش به کمپین گفت: «ابتدا شخصی روز ۸ مهرماه با گوشی همراه همسرم تماس گرفت و گفت باید پسرم روز ۱۲ مهرماه به دادسرای اوین برای آزاد شدن قرار کفالت ۳۰ میلیونی برود اما همان روز ده نفر مامور به خانه ما ریختند. به ما گفتند حکم تفتیش خانه را فقط به امین نشان می دهیم، یک کاغذ جلوی صورت بهت زده ام بچه ام گرفتند اما او حتی فرصت نکرد آن را بخواند چون سریع مامور کاغذ را در جیبش گذاشت. به ما هم نه کارت شناسایی نشان دادند، نه حکم تفتیش خانه و نه حتی حکم بازداشت امین را. همه خانه را تفتیش کردند و بعد او را به همراه وسایل شخصیش مثل کامپیوتر و لپ تاپش بردند.»
مادر امین انواری با اظهار نگرانی شدید از وضعیت سلامت فرزندش به کمپین گفت: «امین طی این مدت فقط سه بار به منزل تماس گرفته است. دو بار در حد چند ثانیه بود و فقط گفت که حالش خوب است. وقتی از او پرسیدم که کجایی؟ بند دو الف سپاه هستی ؟گفت به من گفتند نگویم و بعد تلفن قطع شد. بار سوم روز دوشنبه ۲۷ مهرماه پسرم تماس گرفته و با پدرش گفته حالش خوب است و هیچ مشکلی ندارد. گفته به مادرم بگوید مصاحبه نکند چون به من گفته اند پرونده ام با مشکل مواجه می شود.»
مادر این دانشجوی زندانی در مورد فعالیت های او به کمپین گفت:‌ «هیچ کار خلافی نکرده جز اینکه هر سال در تابستان ما به یک سفر خارجی می رویم. امسال آخر شهریور ماه به ترکیه رفتیم در آنجا شنیدیم چند نفر از دوستانش دستگیر شده اند. من به او گفتم امین اگر مشکلی داری برنگرد. گفت من آخر هیچ کاری نکردم. می خوام برگردم درس بخوانم. من خواهشم از مسولان قضایی این است که با هر اعتراضی جوان ها را دستگیر نکنند، اتهام های بزرگ و حبس های زیاد ندهند. او باید الان سر کلاس و مشغول درس خواندن بود.»

۱۳۹۴ شهریور ۲۷, جمعه



آنهایی که اعدام شدند، پولی نداشتند!
بهروز جاوید نوشته:
امروز در زندان رجایی شهر ۱۰ نفر را بردن پای چوبه‌دار و حکم ۵ نفرشون اجرا شد. همه این افراد به اتهام قتل عمد به اعدام محکوم شده بودند، اما فرق این ۵ نفر که الان دیگه نفس نمی‌کشن، با اون ۵ نفر که الان نفس می‌کشن فقط سر یه چیز ساده بود.
پـــــــــول.
یکی از کسانی که رضایت گرفته مبلغ ۲ و نیم میلیارد تومان به شاکی پول داده. این معامله زمانی قطعی شد که طناب تو گردن قاتل بوده و تنها چند ثانیه به پایان بازی مونده بود. وقتی سرباز شروع می‌کنه اهرمهای اعدام را بکشه نزدیک بود اهرم قاتل ۲ و نیم میلیاردی را هم اشتبا‌ها بکشه که شاکی خودشو می‌ندازه رو اهرم و می‌گه: نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــه؛ این زندانی برای منه...
کسایی که زنده برگشتن می‌گن تا وقتی قاتل را از طناب دار نیاوردن پایین شاکی اهرم را صفت چسبیده بود تا نکنه اشتبا‌ها گردن ۲ و نیم میلیاردش بشکنه.
یاد اون مادری که قاتل بچه‌اش را در ازای یک سیلی بخشید میافتم؛ کاش میتونستم یک روز ببینمش و دستی که اون سیلی را زد ببوسم.



جفت‌پای خبرنگار مجارستانی، فرصتی برای مربی پناهجوی سوری ساخت که راهی مادرید شود و در آن‌جا مربی‌گری کند! برعکس، خبرنگاری که جفت‌پا گرفته بود از کار اخراج شد. اسامه در حالی‌ به زمین افتاد که پسر خردسالش، زید را در آغوش داشت.
اسامه عبدالمحسن پیش از آغاز جنگ داخلی در سوریه، در شهر دیرالزور به عنوان مربی تیم فوتبال «الفتوا» مشغول به کار بوده است.
تایم گزارش کرده است که آکادمی فوتبال اسپانیا موسوم به «سنافه»، در راستای فعالیت‌های بشر‌دوستانه، این مربی را به اسپانیا دعوت کرده است و قرار است برای گرفتن پناهندگی از اسپانیا نیز به او کمک کند.
اسامه، زید و پسر بزرگ‌تر او، بامداد روز پنج‌شنبه ۲۶ شهریور/ هفدهم سپتامبر، وارد مادرید شدند.
یورو‌نیوز هم گزارش کرده است که اسامه و دو فرزندش در آپارتمانی که مرکز ملی تربیت مربیان فوتبال اسپانیا در اختیار آن‌ها قرار داده است، ساکن می‌شوند.
مسئولان این مرکز گفته‌اند که از همسر و دو فرزند دیگر اسامه که در حال حاضر در ترکیه به سر می‌برند و قصد دارند به پدر خانواده ملحق شوند نیز استقبال خواهد شد.
تا زمانی که این مربی فوتبال سوری، زبان اسپانیایی یاد بگیرد، یکی از شاگردان این مرکز که به زبان عربی تسلط دارد، نقش مترجم اسامه عبدالمحسن را بر عهده خواهد داشت.
میگوئل آنجل گالان، مدیر مرکز ملی تربیت مربیان فوتبال اسپانیا که امکان اقامت و اشتغال اسامه در اسپانیا را فراهم کرده، به یورونیوز گفته است: «اسامه و پسرش در اولویت قرار گرفتند. آن‌ها خوش‌شانس بودند و بعد از این‌که در رسانه‌ها مطرح شدند، توانستم با آن‌ها تماس برقرار کنم اما هنوز افراد زیادی در آنجا مانده‌اند. هزاران پناهجو که به کمک ما نیاز دارند.»

مثل اینکه دستگاه قضایی جمهوری اسلامی دارد آرام آرام روال دهه‌ی شصت خود را تکرار می‌کند.
آن از مرگ شاهرخ زمانی به آن صورت و این از آزاد نکردن زندانیان پس از اتمام دوره‌ی زندان‌شان!
بهاره هدایت ماه‌هاست با همین رویه‌ی غیرقانونی(بر اساس قوانین مصوب خود نظام) پس از اتمام حکمش در زندان نگه داشته شده است این هم از رسول بداغی که پس از پایان دوره‌ی زندانی که برایش حکم زده بودند، الان ۳ سال دیگر برایش بریده‌اند!
این روال غیرقانونی و غیرانسانی در دوره‌ی پسا تفاهم دارد تشدید می‌شود ولی تمام نگاه‌ها به سوی هیات‌های اقتصادی مختلف و جورواجور است که به تهران می‌روند!
....................
رسول بداقی که در تاریخ ۱۳ مرداد ماه، شش سال حبس بدون مرخصی اش به پایان رسیده و همچنان در بازداشت موقت در بازداشتگاه دو الف به سر می برد، روز گذشته با محکومیت جدید مواجه شد.
به گزارش کمیته اطلاع رسانی کانون صنفی معلمان ایران، روز گذشته، حکم جدید بداقي از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب صادر شده است . این حکم، سه سال حبس تعزیری است. با صدور این حکم جدید، وی همچنان با وجود پایان دوران محکومیت باید در زندان بماند.
صدور این حکم جدید بر نگرانی خانواده، دوستان و همکاران رسول که شش سال از دیدن او محروم بوده اند و اکنون چند ماهی است که در انتظار آزادی او هستند، افزوده است.
منبع خبر: سایت حقوق معلم و کارگر


دولت تدبیر و امید
اینهمه دزدی را ندید؟!!
این شعار مردم مالباخته مشهد است
مردمی که در جواب اعتراض به سرمایه بربادرفته و امید ازدست رفتشون با کتک و خشونت نیروی انتظامی و لباس شخصی در حد مرگ و ضربه مغزی هم قرار گرفتند

۱۳۹۴ مرداد ۲۹, پنجشنبه


پیشنهاد برگزاری " کمپین صلح برای ایران و جهان با تغییر رژیم ایران "
------------------------------------------------

پس از عملکرد موفق و پیروزمندانه آزادیخواهان و مبارزین سرنگون طلب در برافراشتن پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران در آکسیونهای اعتراضی به رژیم و بخصوص در میادین ورزشی بین المللی که بازتابی جهانی داشت؛ رژیم فاسد جمهوری اسلامی در برنامه اخیر کمپین حکومتی "صلح برای ایران و حمایت از توافقنامه هسته ای " تلاش مذبوحانه ای را برای به نمایش گذاشتن پرچم رژیم در اقصی نقاط جهان و توسط مشتی مزدور و بخصوص اصلاح طلبان صادراتی به خارج به اجرا گذاشت .
سالها بود که رژیم و ایادی آن جرات اجرای تجمع به نفع رژیم و با پرچم منحوس جمهوری اسلامی را نداشتند و توافق هسته ای و تانگوی سیاسی غرب با رژیم باعث گردید تا این جسارت را به دست آورند و ایادی پنهان و آشکار خود را به میدان بیاورند که البته باید خوشحال بود که توانستیم تعداد بیشتری از این نفرات را بدر کنار برگزاری این کمپین حکومتی شناسایی نمائیم .

از سوی دیگر وظیفه اپوزیسیون سرنگون طلب است که با توجه به تمرکز خبری خبرگزاریهای وابسته و نیز برخی خبرگزاریهای خارجی بر این تجمعات رژیم ساخته و گاه اشتباه انان در تفسیر این عملکرد بعنوان خواست مردم ایران ، هر چه زودتر نسبت به برنامه ریزی و سازماندهی تجمعاتی تحت نام " کمپین صلح برای ایران و جهان با تغییر رژیم ایران " در روز 21 سپتامبر و به مناسبت روز جهانی صلح در اقصی نقاط حهان و همراه داشتن پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان بعنوان نماد اتحاد مبارزین سرنگونی طلب ، پیام واقعی اکثریت مردم ایران را به گوش جهانیان برسانیم و به آنان بفهمانیم که اگر به دنبال امنیت و صلح جهانی هستند باید به مردم ایران در جهت سرنگونی این رژیم که سرمنشاء تمام آشوبها و خونریزی ها در منطقه خاورمیانه و حتی در دیگر نقاط جهان است؛ یاری رسانند .

این پیشنهاد به تک تک افراد مبارز و آزادیخواهی که در عملکردشان صداقت و وطن دوستی را حس کرده و مشاهده نموده ام ارسال می گردد و امید که هرچه سریعتر هماهنگی های لازم برای آغاز این کمپین مردمی آغاز گردد .

پاینده ایران
برافراشته باد پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان ایران

یک قربانی جنایات کهریزک: قوه قضائیه نتوانست شاخ غول را بشکند/ واژه عدالت را به سخره گرفته‌اند

masoud-Alizadeh-saham-newsدر پی صدور حکم ناعادلانه دادگاه جنایات کهریزک و تبرئه «سعید مرتضوی» دادستان وقت تهران و متهم اصلی این جنایات، «مسعود علیزاده» یکی از بازماندگان آن جنایت در جمهوری اسلامی ایران، طی دست‌نوشته‌ای که در اختیار «سحام» گذاشت، بر پیگیری خود و سایر بازماندگان آن جنایت تا حصول نتیجه عادلانه تاکید کرد.
به گزارش «سحام»، مسعود علیزاده در بخشی از یادداشت خود نوشته است:«بعد از کشته شدن بچه‌ها و افشای جنایت‌های کهریزک، ما را به اوین منتقل کردند. من در زندان اوین قاضی مرتضوی را دیدم. او با مشاهده آثار شکنجه‌ها و شکستگی‌ها و زخم‌های وحشتناکی که در بدنم ایجاد شده بود نه تنها متأثر نشد، بلکه در همان زندان از من خواست بگویم این زخم‌ها در بیرون از کهریزک برایم اتفاق افتاده است. او به عنوان دادستان و کسی که هماهنگی‌های لازم را با دادیار، نماینده دادستان و فرماندهی ناجا برای اعزام و پذیرش ما در کهریزک داده بود، خودش هم به خوبی می‌دانست و می‌داند که مسئولیت همه شکنجه‌ها و جنایات برعهده اوست.»
متن کامل دل‌نوشته آقای علیزاده در پی می‌آید:
شش سال است که از فجایع و جنایات کهریزک می‌گذرد، تا به امروز هیچ‌کدام از عاملین و آمران جنایات کهریزک عادلانه محاکمه نشدند و در آخر هم متهم اصلی پرونده کهریزک، «سعید مرتضوی» تبرئه می‌شود که این حکم ناعادلانه برای خانواده‌های کشته‌شدگان کهریزک و آسیب‌دیدگان آن جنایت شوک بزرگی را به همراه داشت. بالاخره قوه قضائیه با آن همه ادعای عدالت‌اش، شاخ غول را نتوانست بشکند!
روند پرونده کهریزک در سازمان قضایی نیروهای مسلح و کارکنان دولت به هیچ‌وجه روند مناسب و عادلانه‌ای را طی نکرد و حتی در سازمان قضایی نیروهای مسلح که شکایت کردیم خیلی‌ها ما را از پیگیری منع کردند. اگر اراده‌ای برای رسیدگی و مجازات آمران و عاملین پرونده کهریزک بود قطعا نباید روند رسیدگی به این پرونده این‌همه سال طول می‌کشید.
Masoud-Alizadeh-saham-newsعلت اعزام ما به بازداشتگاه کهریزک، دستور سعید مرتضوی و اصرار او به فرماندهی ناجا بود؛ این را رییس پلیس تهران در دادسرای نظامی عنوان کرد و بر آن تاکید داشت.
در گزارش مجلس هم آقای مرتضوی به عنوان عامل اصلی جنایت در کهریزک شناخته شد. نقش مرتضوی در اعزام ما به کهریزک و تلاش‌اش برای سرپوش گذاشتن بر قتل‌های انجام شده در آن‌جا، مثل روز روشن است. بعد از کشته شدن بچه‌ها و افشای جنایت‌های کهریزک، ما را به اوین منتقل کردند. من در زندان اوین قاضی مرتضوی را دیدم. او با مشاهده آثار شکنجه‌ها و شکستگی‌ها و زخم‌های وحشتناکی که در بدنم ایجاد شده بود نه تنها متأثر نشد، بلکه در همان زندان از من خواست بگویم این زخم‌ها در بیرون از کهریزک برایم اتفاق افتاده است. او به عنوان دادستان و کسی که هماهنگی‌های لازم را با دادیار، نماینده دادستان و فرماندهی ناجا برای اعزام و پذیرش ما در کهریزک داده بود، خودش هم به خوبی می‌دانست و می‌داند که مسئولیت همه شکنجه‌ها و جنایات برعهده اوست.
محتویات پرونده‌ای که در دادگاه نظامی مطرح شد و نیز همین پرونده‌ای که علیه آن‌ها تشکیل شده، تماما نشان‌دهنده این است که آمر و عامل این جنایات سه قاضی متهم حاضر یعنی «سعید مرتضوی»، «حسن زارع دهنوی» و«علی اکبر حیدری‌فر» هستند. اگر این‌گونه نبود آقای مرتضوی شخصا سعی درلاپوشانی اتفاقاتی که افتاده بود، نمی‌کرد. اگر مقصر نبود چرا پزشک زندان کهریزک «رامین پوراندرجانی» را مجبور کرده بود که گواهی جعلی برای مرگ مقتولان کهریزک صادر کند؟ چرا مسئول بازداشتگاه را مجبور کرده بود که گواهی جعلی را امضاء و تایید کند؟ چرا در اوین به سراغ من آمد و از من خواست که جراحات بدنم را که در کهریزک ایجاد شده بودند، انکار کنم؟ چرا زارع دهنوی و حیدری‌فر به اوین آمدند و ما را تهدید کردند اگر برگه‌ای را که در آن نوشته شده بود هیچ اتفاقی در کهریزک برای کسی نیافتاده است، امضا نکنید برای همیشه در زندان اوین خواهید ماند؟
Masoud-Alizadeh-saham-newsآقای مرتضوی در دادگاه جمهوری اسلامی که خود سراسر نقض حقوق بشر است تبرئه شد، ولی در دادگاه مردم که تمامی جنایات او را در ذهن دارند، هیچ‌گاه تبرئه نخواهد شد و روزی باید جواب تمام جنایاتش را پاسخ‌گو باشد.
حکم قتل و شکنجه در جمهوری اسلامی طبق نظر قوه قضاییه برای یاران نظام، تبرئه است، پس اگر این‌طور است تمام قاتلان در ایران باید آزاد شوند و از آن‌ها تنها تقدیر به عمل آید، چرا که آقای مرتضوی با این‌همه جنایاتی که انجام داده و باعث کشته شدن و آسیب‌دیدن عده زیادی در کهریزک شده، صرفا تبرئه می‌شود.
Masoud-Alizadeh-saham-newsالبته با این حکم ناعادلانه دستگاه قضایی، سعید مرتضوی منفورتر از قبل شد و باید منتظر روزی بماند تا در دادگاه عادلانه‌ای برایش تشکیل و حکم آن صادر شود.
شش است که از آن فجایع می‌گذرد ولی ما باز هم پیگیریم، هدف از پیگیری ما در طول این مدت آن است که از تکرار حوادث مشابه جلوگیری شود؛ شاید اگر همان شش سال قبل عدالت برقرار می‌شد و مسببین اصلی مجازت می‌شدند، دیگر شاهد کشته شدن ستار بهشتی نبودیم.
Masoud-Alizadeh-saham-newsحالا که قوه قضائیه با آن عرض و طول بی نهایت و صرف مبالغ هنگفت از بودجه بیت‌المال نشان داد «توانایی اجرای عدالت» را به معنای واقعی کلمه ندارد، و تنها در مسیر «دادرسی‌های سیاسی» است که ادعای برپایی عدالتش گوش فلک را کر می‌کند، و واژه عدالت را به سخره گرفته است، بر آنم که از طریق نهادهای حقوق بشری بین‌المللی داد خود را از ظالم بستانم، تا چه میسر افتد.

مکان: ایران
محل: مدرسه‌ی قوه قضائیه!
کلاس: انشاء
موضوع انشاء: کشیدن چه چیزهایی خطرناک است؟
...................
قاضی پرونده سعید مرتضوی گفت:
مرتضوی از اتهام معاونت در قتل و ارائه گزارش خلاف واقع در پرونده کهریزک تبرئه و در رابطه با شکایت سازمان‌تأمین‌اجتماعی به رد مال و حبس محکوم شد.

یکشنبه ای که گذشت, برگ قضایی به من ابلاغ شد که کاملا شبیه برگ احضار متهم بود , اما روی آن واژه ی احضاریه ذکر نشده است. علت حضور توضیح در خصوص اتهامات مندرج در پرونده ذکر شده است و شعبه ی احضار کننده, شعبه ی دوم بازپرسی دادسرای اوین است که در جنب زندان اوین تشکیل شده است.
در برگ احضاریه تصریح شده است که می توانم وفق مقررات یک نفر وکیل همراه داشته باشم. البته قصد ندارم همکاری را در معرض خطر قرار دهم, زیرا وکلا روزهای سختی را در ایران می گذرانند, اما امیدوارم این حق برای شهروندانی که اطلاعات حقوقی ندارند, به شایستگی رعایت شود.
از آنجا که اعلام چنین خبرهایی همواره می تواند به نگرانی هایی دامن بزند که ناراحت کننده است, در اعلام خبر عجله نداشتم. من به دوستانی که بابت احضارم نگران اند, می گویم «ناراحت نباشید, من وکیل ام و می دانم چگونه از خودم دفاع کنم !»
نسرین ستوده

نظرسنجی: توافقِ هسته‌ای چه تفاوتی در وضعیتِ حقوقِ بشر در ایران ایجاد خواهد کرد؟


log2«تحلیل روز» اخیرا از کنش‌گرانِ سیاسی، مدنی، حقوقِ بشری، نویسندگان، هنرمندان، و دیگر اقشارِ متعهدِ ایرانی خواسته که نظرشان را درباره وضعیتِ حقوق بشر در ایران پس از «توافقِ هسته‌ای» در ۱۰۰-۱۵۰ کلمه بنویسند. به طورِ دقیق، سوالِ تحلیل روز از کنش‌گران این بوده: «به نظرِ شما توافقِ هسته‌ای میانِ جمهوری اسلامی با ۵+۱ چه تفاوتی در وضعیتِ حقوقِ بشر در ایران ایجاد خواهد کرد؟» تا بدین لحظه تعدادِ زیادی از کنش‌گران به سوالِ بالا پاسخ داده‌اند. نظرات به ترتیبِ الفبا بر اساسِ نامِ خانوادگیِ نظردهندگان درج شده‌اند. از آنجا که به زودی پاسخ‌های بیشتری خواهد رسید، این نظرسنجی به مرور زمان تکمیل خواهد شد. شما هم می‌توانید نظرتان را برای درج به تحلیل روز بفرستید.
پی‌نوشت: برخی از نظردهندگان پرسیده بودند که چرا پیام‌هایی که فرستاده‌اند کوتاه شده. در جایی که در توضیحاتِ نظرسنجی به طورِ مشخص درخواست شده بود که شرکت‌کنندگان پیام‌های خود را در ۱۰۰-۱۵۰ کلمه بنویسند، برخی از شرکت‌کنندگان پیام‌های ۲۰۰-۴۰۰ کلمه‌ای فرستاده بودند. طبیعی است که این پیام‌ها باید مطابقِ استانداردهای نظرسنجی ویرایش می‌شدند. «تحلیل روز» تلاش کرده در عینِ کاهشِ تعدادِ واژگانِ پیام‌ به میزانِ استاندارد، مفهومِ پیام را حفظ کند. با این وجود، در صورتی که نظردهندگان تمایل دارند پیامِ طولانیِ خود را با واژگانِ خودشان بازنویسی کنند، «تحلیل روز» با کمال میل پیامِ جدید را جای‌گزین خواهد کرد. بدیهی است که در صورتِ لزومْ متن ویرایشِ دستوری خواهد شد.
———
شبنم اسداللهی، کنش‌گرِ حقوق بشر، کانادا
شبنم اسداللهی، کنش‌گرِ حقوق بشر، کانادا
شبنم اسداللهی، کنش‌گرِ حقوق بشر، کانادا
همزمان با جدی‌تر شدنِ مذاکرات هسته‌ای بین جمهوری اسلامی و ۵+۱ و نزدیک شدن به توافق، شمار دستگیری‌ها و اعدام‌ها در ایران به شدت بالا رفت؛ و سکوت ۵+۱ در برابر جنایات جمهوری اسلامی در ایران و خارج از ایران در این بیش از سه دهه به وضوح نشان داد که آمریکا و اتحادیه اروپا جواز قتل و کشتار ملت ایران را دودستی‌ به رژیم جمهوری اسلامی تقدیم کرده‌اند. در حینِ این مذاکرات، حتی سرنوشت چهار گروگان آمریکایی‌ که در ایران به شکل غیرقانونی‌ زندانی هستند نیز در نظر گرفته نشد. این به خوبی ثابت می‌کند که حقوق بشر جایی در این توافق نداشته و نخواهد داشت؛ و غرب کاملا چشمانِ خود را بر روی جنایات رژیم جمهوری اسلامی در ایران بسته؛ و بنابراین از این پس ملت ایران مورد سرکوب شدیدتری قرار خواهند گرفت.
———
منوچهر اصلانپور، نویسنده و کنش‌گرِ سیاسی، نروژ
منوچهر اصلانپور، نویسنده و کنش‌گرِ سیاسی، نروژ
منوچهر اصلانپور، نویسنده و کنش‌گرِ سیاسی، نروژ
در رابطه با وضعیت حقوق بشر، پس از این جریانِ امضای توافق‌نامه، من بر این باورم که نه در ماهیتِ رژیم است که حقوقِ انسانها را رعایت کند و نه کشورهای غربی روی این مساله حساسیتِ واقعی دارند. کشورهای غربی تنها به منافع خود و نظمِ موردِ توجهِ خود در سطح جهانی، به ویژه مسائل امنیتی و اقتصادی بین‌المللی، حساسیت و توجه دارند. در نتیجه، در ایران هم اتفاقِ چندان عجیبی نخواهد افتاد. البته ممکن است برای فریب دادنِ مردم چند زندانیِ از اصلاح‌طلبانِ حکومتی را آزاد کنند و چند مورد عفوِ قاچاقچیان و بزهکاران در دستور کارِ کوتاه مدت‌شان قرار گیرد. اما در موردِ اندیشه‌ورزانِ و کنش‌گرانِ سیاسی/مدنی، چون فعالیتِ این افراد تهدیدی برای موجودیتِ رژیم است، هیچ‌گونه تغییری نمی‌توان پیش‌بینی کرد.
———
کوروش اعتمادی، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد
کوروش اعتمادی، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد
کوروش اعتمادی، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد
توافق جامعه جهانی با رژیم اسلامی پیرامون معضل هسته‌ای تغییری در وضعیتِ حقوقِ بشر در ایران ایجاد نخواهد کرد. طمعِ کسبِ میلیاردها دلار سودِ تجاری و احیانا سرمایه‌گذاریِ شرکت‌های خارجی در بازار ایران، باعث خواهد شد که جامعه جهانی چشم بر وضعیتِ حقوق بشر در ایران ببندد. این دروغ بزرگی است که می‌گویند در صورتِ برقراریِ روابطِ تجاری غرب با جمهوری اسلامی، مساله حقوق بشر در ایران بیشتر مورد توجه جامعه بین‌المللی قرار خواهد گرفت. هرگز! در دورانِ تنگناهای سرمایه‌گذاری در ایران، و عدم وجود روابط تجاری سودآور مابین غربیان با جمهوری اسلامی، نقض حقوق بشر در ایران هرگز برای غرب در الویت قرار نگرفت. حال چگونه ممکن است زمانی که قراردادهای چندمیلیاردی دستِ شرکت‌های خارجی در ایران را باز گذاشته و آنها را تطمیع می‌کند، دول غربی به نقض حقوق بشر در ایران اعتراض کنند؟!
———
افشین افشین‌جم، کنش‌گرِ سیاسی و حقوق بشری، کانادا
افشین افشین‌جم، کنش‌گرِ سیاسی و حقوق بشری، کانادا
افشین افشین‌جم، کنش‌گرِ سیاسی و حقوق بشری، کانادا
۱. جمهوری اسلامی از آغاز تاکنون به نفعِ ملت و برای سربلندی و مصالحِ ملیِ ایرانیان‌ عمل نکرده. این رژیم نماینده واقعی مردم ایران نیست.
۲. تفاهم‌نامه وینْ به زیانِ حاکمیتِ ملیِ ایرانیان است. این تفاهم (برجام) برای بقای رژیم و به نفعِ ۵+۱ و نه برای نجات و رفاه مردمِ ایران تدوین شده.
۳. قراردادِ محرمانه‌ی رژیم با آژانس بین‌المللیِ انرژی‌ اتمی می‌بایست برای مردم (نه برای مجلسیانِ غیرِمردمی) شفاف باشد. این حقِ ملت است. اگر قرارداد به نفعِ مردم بود، رژیم با افتخار آن را اعلام می‌کرد (وزارت ارشاد به رسانه‌ها دستور داده که «با تمجید از قراردادِ بی‌نظیر یاد کنید و از آن انتقاد نکنید.»)
۴. جامعه جهانی‌ و مردمِ دنیا به حکومتِ آخوندی اطمینان ندارند (راستی‌‌آزمایی برای همین است). مصیبت‌های امروز، نتیجه‌ی فاجعه‌بارِ ۳۷ سالِ گذشته است. ادامه‌ی رژیم، ادامه‌ی بدبختی و ذلّت است.
۵. راهِ نجاتْ سرنگونیِ رژیم با اسلحه‌ی «نافرمانی مدنی»، تظاهراتِ میلیونی و اعتصاباتِ سراسری است.
۶. جمهوری اسلامی می‌داند که با رعایتِ حقوق بشر سرنگون می‌شود؛ بنابراین، تجربه‌ی ۳۷ سالِ گذشته را ادامه خواهد داد.
———
محمود ایمانی، نقاش و گرافیست، فرانسه
محمود ایمانی، نقاش و گرافیست، فرانسه
محمود ایمانی، نقاش و گرافیست، فرانسه
این توافقِ هسته‌ای، بیش از مستمسکِ نوظهورِ دیگری برای تثبیتِ رژیمِ جبارِ جمهوری اسلامی نیست. با این وجود، باز هم می‌شنویم که می‌گویند «ایران مهد تمدن است!» متاسفانه طی ۳۷ سالِ اخیر، سازمان‌های حقوق بشری و دولت‌های غربی و حتی بانک جهانی و سازمان ملل، که شرایطِ وحشتناک و بحران‌زای اجتماعی و آزادی‌های فردی، زندان‌ها، اعدام‌ها، اقتصاد و محیط ‌زیستِ سرنگون‌‌شده‌ی ایران را دیده‌اند، و گاه حتی خود شریکِ دوردستِ رژیمِ حاکم بر ایران هم بوده‌اند، کمترین نقشی در بهبودِ اوضاعِ سرزمین‌مان نداشته‌اند. چه افسوسی می‌گیردم وقتی پس از این همه سال، عمر و تلاش حرفه‌ایِ برجسته‌ترین هم‌میهنان را در خارج از کشور باز همسوی کسانی می‌بینم که ریشه‌های بقای‌مان را به بازی گرفته‌اند، و آنجا در کشورمان، هر روز تنانی بر دار می‌گریزند از این ننگِ وامانده بر جا.
——–
ناصر پاکنژاد، کنش‌گرِ سیاسی، هلند
ناصر پاکنژاد، کنش‌گرِ سیاسی، هلند
ناصر پاکنژاد، کنش‌گرِ سیاسی، هلند
بعد از توافقِ اتمی، رژیم جمهوری اسلامی، برای ماندگاری‌اش، «اصلاحات»ی در سیاستِ خارجی و داخلیِ خود در دستورِ کار قرار خواهد داد. رژیم قصد خواهد کرد با انجامِ یک سری اصلاحاتِ ظاهری چهره‌ای «دموکراتیک» به خود بدهد و به مردمِ ایران و جهان بگوید که «تغییرِ مواضع» داده و در حالِ گذار به دموکراسی است. بعید نیست رژیم تفسیرِ جدیدی از قوانینِ جزاییِ اسلامی ارائه کند و این قوانین را تا مرحله‌ای که ظاهرا نزدیک به اصولِ حقوقِ بشر باشد تعدیل کند. در موردِ آزادی‌های فردی، بعید نیست که آزادی‌های بیشتری به مردم بدهند و گشتِ ارشاد و منکرات و… را برچینند. اما همه‌ی این اقداماتْ تنها برای فریب دادنِ مردم خواهد بود و به قصدِ در اختیار نگاه داشتنِ قدرت و به یغما بردنِ ثروت ملی ایرانیان!
———
حسین جوادزاده، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد
حسین جوادزاده، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد
حسین جوادزاده، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد
تجربه نشان داده که هر وقت كه نظامِ ولايت مطلقه‌ی فقيه با انيرانيان و سلطه‌گران از راهِ «توافق» درآمده، حقوق بشر و حقوق ملی ايرانيان بيش از پيش زير پا نهاده شده است. اين درباره نوشیدنِ «جام زهر» پس از جنگ هم صادق بود، که رژیم در عرض چند روز هزاران نفر از بهترين فرزندان اين مرز و بوم را به جوخه اعدام سپرد؛ امری كه به «كشتار ٦٧» معروف شد. اینک نیز به بهانه‌ی اينكه اين توافق برای «رفعِ تحريم‌ها» خوب است، هر گونه اعتراضی را در نطفه خاموش خواهند كرد؛ که نمونه‌اش را در سرکوبِ اعتراضِ اخیرِ معلمان ديدیم. بديگر سخن، وضعیتِ حقوق بشر و حقوق ملی ايرانيان بعد از این «توافق» بدتر خواهد شد؛ چرا که كشورهای غربی، از آنجایی كه در وضعیتِ بدِ اقتصادی قرار دارند، برای حل کردنِ بحرانِ اقتصادیِ خود چشم بر بحرانِ حقوق بشر در ایران خواهند بست و لام تا كام حرف نخواهند زد.
———
بهیه جیلانی، جامعه‌شناس، فرانسه
بهیه جیلانی، جامعه‌شناس، فرانسه
بهیه جیلانی، جامعه‌شناس، فرانسه
امید به رعایتِ حقوق بشر توسطِ جمهوری اسلامی رویایی بیش نیست، زیرا که ذاتِ جمهوری اسلامی جنایتکار است. این رژیم «جنایت» را «عبادت» می‌داند. این نظامْ تولیدِ وحشت از طریقِ اعدام و شکنجه و زندانی کردن را وسیله‌ی حیاتِ خود می‌داند. چگونه می‌توان این نظام را ملزم به احترام به حقوق بشر کرد؟ این نشست‌های دیپلماتیک فقط برای باز کردنِ راهِ رژیم است، و ماهیت رژیم را تغییر نمی‌دهد. این نظام به اجبار تن به عقب‌نشینی داد چرا که حیاتِ خود را در خطر می‌دید. با پول‌های آزادشده در پیِ این توافق، جمهوری اسلامی هرآینه بیشتر خواهد تاخت و خدا را بنده نخواهد بود. باید محکم روی دو پا ایستاد و گفت که امیدی به این نظام نیست. هرچه در غیرِ این صورت بکنیم تنها خودفریبی است.
———
بهنام چنگائی، نویسنده و کنش‌گرِ سیاسی، آلمان
بهنام چنگائی، نویسنده و کنش‌گرِ سیاسی، آلمان
بهنام چنگائی، نویسنده و کنش‌گرِ سیاسی، آلمان
اگرچه پدیده «حقوق بشر» دیری است مقبولِ مردمانِ جهان شده است، و امروزه اجرای مصوبه‌های آن در اغلبِ نقاطِ گیتی امری انسان‌پناه، حقوقی و جاافتاده می‌باشد، اما در بسیاری از کشورها به دلیل ساختارهای فاسدِ استبدادی، ایدئولوژیک و به ویژه مذهبی، هنوز هم حاکمیتْ برابریِ انسان‌ها و ملت‌ها را برنمی‌تابد. در جریانِ «توافق هسته‌ای» میان ۵+۱ با جمهوری اسلامی، عملا منافع این گروه ایجاب ‌کرد که با پذیرفتنِ رفتارهای جمهوری اسلامی، که در تضادِ ژرف با حقوق بشر است، کنار آیند؛ چرا که به قصدِ دخالتِ کلانِ اقتصادی در اعماقِ جهانِ فقر و در پیِ کسبِ سود، آنها تنها متمایل به مدیریتِ دیکتاتورهای در تبعیتِ خویش هستند و بس! آنها به تبعِ سودجوئی‌ِ خودشان عملا به رفتارهای خشونت‌آمیز و قوانینِ قضائیِ مذهبی که کاملا ضدبشری هستند صحه می‌گذارند؛ و همچنانکه بارها با چشم بستن بر نقضِ حقوق بشر از دیکتاتورها پشتیبانی کرده‌‌اند، امروز نیز با چشم‌پوشی از نقضِ فاحش حقوق بشر در ایران آشکارا از «داعشِ شیعی» حمایت می‌کنند.
———
حنیف حیدرنژاد، مددکار اجتماعی و کنش‌گرِ حقوق بشر، آلمان
حنیف حیدرنژاد، مددکار اجتماعی و کنش‌گرِ حقوق بشر، آلمان
حنیف حیدرنژاد، مددکار اجتماعی و کنش‌گرِ حقوق بشر، آلمان
ممکن است جمهوری اسلامی مانورهای فریبکارانه‌ای بدهد تا به طرف‌های غربی وانمود کند که در زمینه حقوق بشر نیز انعطاف پیشه کرده است؛ به ویژه که غربی‌ها هم نیاز دارند نزدیکی به رژیم را به نحوی برای افکارِ عمومیِ خود توجیه کنند. اما رژیم نه می‌خواهد و نه می‌تواند در زمینه حقوق بشر به طور بنیادی تغییرِ مثبتی صورت دهد، زیرا، اول: ذاتِ رژیم ظرفیتِ «حقوق بشر» را ندارد، چرا که با قضایا بر مبنای «شریعت» برخورد می‌کند. در نگاه حاکمان، مردم به «خودی» و «غیرخودی» دسته‌بندی شده‌اند، و بنابراین از حقوقِ برابر برخوردار نیستند. دوم: «ساختار» رژیم، که بر مبنای قانون اساسیِ منبعث از شریعت، ولایت فقیه، نهادهای موازی با دولت، ارجح بودنِ حفظ نظام بر هر چیزِ دیگر و… شکل گرفته، ظرفیت تغییراتِ بنیادی در این زمینه را ندارد. سوم: هر نوع کوتاه آمدنِ جدی یا تغییرِ بنیادی در جهتِ کاهشِ سرکوب، مردمِ معترض بیشتری را به میدان کشانده و مطالبات آنها را تا سطحِ تغییر رژیم بالا خواهد برد.
———
عباس خسروی فارسانی، کنش‌گر حقوق بشر
عباس خسروی فارسانی، کنش‌گر حقوق بشر
عباس خسروی فارسانی، کنش‌گر حقوق بشر
توافق هسته‌ای هیچ بهبودِ ملموسی در وضعیت حقوق بشر در ایران ایجاد نخواهد کرد. البته ممکن است ضرورت حفظ نظام، که برای جمهوری اسلامی «اوجب واجبات» است، باعث برخی بازی‌ها و نمایش‌های دروغین بشود؛ اما کلیتِ جمهوری اسلامی نظامی ضدبشری است، و ماهیتِ آن، که در قانون اساسی‌اش نیز متبلور است، با حقوق اساسیِ انسانی ناسازگاریِ بنیادین دارد. اگر جمهوری اسلامی می‌خواست به حقوق بشر پای‌بند باشد، اصلا نیازی به توافق هسته‌ای نبود. اتفاقا، حتی اگر توافق هسته‌ای به سرانجام و «برجام» به فرجام برسد – که البته احتمال شکست آن هم اندک نیست، با افزایش پیدا کردنِ مطالباتِ لشکرِ آزادی‌خواهان، گرسنگان و تشنگان، جمهوری اسلامی مجبور به سرکوبِ بیش‌تر خواهد شد تا مانعِ سرنگونی خودش – که البته سرنوشتِ محتومِ این رژیمِ ضدبشری است – بشود. در نهایت، سرنگونیِ این نظام دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد؛ و دیر و زود آن هم بستگی به همبستگی یا چنددستگیِ مردم دارد.
———
محمود دلخواسته، جامعه‌شناس و کنش‌گرِ سیاسی، انگلیس
محمود دلخواسته، جامعه‌شناس و کنش‌گرِ سیاسی، انگلیس
محمود دلخواسته، جامعه‌شناس و کنش‌گرِ سیاسی، انگلیس
کارنامه‌ی استبدادِ حاکم به ما می‌گوید که تسلیم به قدرتِ خارجی همیشه با سرکوبِ داخلی همراه بوده است. این را در جریانِ شکست در جنگِ ایران و عراق و پذیرفتنِ قطعنامه ۵۹۸ دیدیم، که به کشتارِ هزاران نفر از زندانیان و گسترده‌تر شدنِ ترورِ مخالفان منجر شد. همین امر را از زمانِ رئیس جمهور شدنِ آقای روحانی می‌بینیم، که اعدام‌ها سرعت و شدت گرفته‌اند؛ و حال سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید که اگر جمهوری اسلامی به همین ترتیب ادامه بده، تا پایان سال تعدادِ اعدامی‌ها از ۱۰۰۰ نفر خواهد گذشت. دیگر اینکه از آغاز مذاکرات، قصد آقای خامنه‌ای این بود که گفتگو را محدود به برنامه‌ی اتمی رژیم بکند، و در عینِ حال هیچ‌گونه عادی‌سازیِ روابط با غرب و نیز گشایش در درونِ ایران را نپذیرد؛ چرا که این رژیمِ بحران‌ساز باور دارد که باز شدنِ فضای درون همان و سرنگون شدنِ رژیم هم همان. غرب نیز اصراری واقعی برای بهبودِ وضعیتِ حقوق بشر در ایران ندارد، چرا که همین رژیمِ رام‌شده می‌تواند منافعِ غرب را برایش تامین کند.
———
مظفر رزاقی، مترجم، آلمان
مظفر رزاقی، مترجم، آلمان
مظفر رزاقی، مترجم، آلمان
من تصدق‌تان گردم. شما دیگر چرا در این بیراهه می‌افتید و «سراب» را «آب» تصور می‌کنید؟! مگر «تسلیمِ» رژیم که عنوانِ گمراه‌کننده‌ی «توافق» بر آن نهاده‌اند در راستای منافع ملی ایران بوده است؟ یعنی نرمش و سر کشیدنِ جام زهر به معنیِ کم شدنِ فشارهاست و دادنِ آزادی به ملت؟! نگرانی و وحشتِ مافیای آخوندی از به خطر افتادن بقای خودش می‌باشد و بس! لذا در بر روی همان پاشنه و روال سابق خواهد چرخید: گشاد دادن در خارج و افزایشِ فشار، تهدید، اعدام و بر باد دادنِ ثروت و منابعِ کشور در داخل؛ درست همانندِ پی‌آمدهای ناگوارِ قبولِ اجباریِ قطعنامه‌ی پایانِ جنگِ بی‌حاصل با عراق.
———
اسعد رشیدی، نویسنده و کارشناس ارتباطات بین‌الملل، سوئد
اسعد رشیدی، نویسنده و کارشناس ارتباطات بین‌الملل، سوئد
اسعد رشیدی، نویسنده و کارشناس ارتباطات بین‌الملل، سوئد
دستیابیِ جمهوری اسلامی به سلاحِ هسته‌ای، کنترلِ سیستمِ سیاسی جهانی که در حال گذار از تک‌قطبی به دو یا حتی چندقطبی است را با دشواری روبرو می‌ساخت؛ به همین دلیل هم آن بغرنجِ بنیادی که رژیمِ تهران و قدرتهای بزرگِ جهانی را رویاروی هم قرار داد، عملا پرونده‌ی پای‌مال کردن سیستماتیکِ حقوق بشر در ایران را به پشتِ دیوارِ بلندِ دیپلماسی راند. «منافعْ» اولویتِ همیشگی و «نامتغیرِ» اصلیِ فضای سیاستِ جهانی است. توافقِ جمهوری اسلامی با شش قدرتِ جهانی، در کوتاە‌مدت و به طورِ موقت این رژیم را از خطرِ بندهای ٤١ و ٤٢ فصلِ هفتمِ آیین‌نامه‌ی شورای امنیتِ سازمان مللِ متحد خواهد رهانید. اما این توافق در درازمدت جمهوری اسلامی را چهره‌به‌چهره‌ی مردم و در کشاکشِ مستقیم با مطالباتِ آنها قرار خواهد داد. از این پس برآوردنِ مطالباتِ مردمِ ایران به بزرگترین چالشِ رژیم تبدیل خواهد شد.
———
جهان‌شاه رشیدیان، روزنامه‌نگار و کنش‌گرِ سیاسی، آلمان
جهان‌شاه رشیدیان، روزنامه‌نگار و کنش‌گرِ سیاسی، آلمان
جهان‌شاه رشیدیان، روزنامه‌نگار و کنش‌گرِ سیاسی، آلمان
توافق اتمی برای مدتی اصلاح‌طلبان حکومتی را به بیت رهبری نزدیک می‌کند، که نتیجه‌اش یک سیاستِ داخلیِ اعتدالیِ موقت خواهد بود. ممکن است در حدِ سقفِ مطالباتِ اصلاح‌طلبان حکومتی، سانسور، حمله به زنان و تجمعات و… کمی کاهش یابد. اما در درازمدت این تبانی و اعتدال دوامی نخواهد داشت، چون بحران‌های رژیم باعث می‌شوند که بیت رهبری حلقه خود را تنگ‌تر کند، و جنگِ باندهای مافیاییِ رژیم ادمه یابد. از طرف دیگر، رژیم در کلیتِ خود سرکوبگر بوده و هست، و اعتدال تنها یک تاکتیکِ موقت است، و حتی در صورت آرامش نسبی، خشونت و سرکوب علیه مردمِ دربندِ ایران همیشه از سر گرفته شده. به ویژه اگر جامعه جهانی مساله حقوق بشر در ایران را فدای منافع دولت‌های خود کند و فشار بین‌المللی را از روی رژیم بردارد. راه حلِ این معضل، تشدیدِ فعالیتِ آپوزیسیونِ برانداز در خارج از کشور و برجسته کردنِ معضلِ حقوق بشر در ایران خواهد بود تا شاید دولت‌های غربی واکنشی نشان دهند.
———
شاهین سرتیپی، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد
شاهین سرتیپی، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد
شاهین سرتیپی، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد
این‌گونه «توافق»ها که جمهوری اسلامی در سیاستِ خارجی با جامعه جهانی می‌کند، از آنجایی که تلویحا «نرمشِ» غرب نسبت به جمهوری اسلامی را هم با خود می‌آورد، به گونه‌ای حکمِ چراغ سبزِ جامعه جهانی به جمهوری اسلامی برای ادامه و تشدیدِ انواع و اقسامِ «سرکوب»ها مثلِ اعدامِ زندانی‌ها و دستگیریِ روزنامه‌نگاران و فعالانِ سیاسی و اجتماعی و سندیکایی را دارد. به پشتوانه‌ی همین «سکوتِ» جامعه جهانی، جمهوری اسلامی حتی همان «حداقل‌»های موجود را هم از شهروندانِ ایران سلب خواهد کرد؛ و به طور کلی فضای خفقانی به جهتِ بقا و اهدافِ رژیم در ایران حکم‌فرما خواهد شد؛ و این وضع ادامه پیدا خواهد کرد تا بحرانی دیگر در سیاستِ خارجی یا «انتخابات»ی دیگر از راه برسد و رژیم باز برای مدتی «نرمش»ی کند و باز روز از نو و روزی از نو. و این چرخه‌ی باطل تا روزی که این رژیم هست ادامه خواهد داشت.
———
مهرداد سیدعسگری، کنش‌گرِ اقتصادی، نروژ
مهرداد سیدعسگری، کنش‌گرِ اقتصادی، نروژ
مهرداد سیدعسگری، کنش‌گرِ اقتصادی، نروژ
زمانی می‌شود میان دو پدیده ارتباطِ منطقی برقرار کرد که هر دو در یک بازه‌ی زمانیِ مشخص، رفتاری «همسو» یا «معکوس» نشان دهند. از آغازِ اعلامِ عمومیِ قصدِ جمهوری اسلامی برای کم‌دامنه کردنِ پروژه هسته‌ای، یعنی امری که به «توافق نهایی» شهرت یافت، اگر به شاخص‌های رسمیِ حقوق بشر در ایران مراجعه کنیم، متوجه خواهیم شد که این قصد مثلا در رابطه با مساله‌ی اعدام ارتباطِ معکوس، در رابطه با احکامِ قضایی ارتباطِ معکوس، و در رابطه با برخی آزادی‌های اجتماعی ارتباطِ همسو داشته، و در رابطه با آزادی بیان و مطبوعات خنثی بوده است. نباید فراموش کرد که پروژه‌ی توافقِ هسته‌ای مربوط به مشکلاتِ بین‌المللیِ نظام است، و از طرفِ دیگر، برای جامعه جهانی، در چارچوبِ به خطر افتادنِ امنیتِ بین‌الملل می‌گنجد، که ابزارِ رفعِ تهدیدِ خاصِ خودش را دارد. اما مساله‌ی حقوق بشر در ایران امری ذاتا «داخلی» است، که به خطر افتادن‌اش امنیتِ بین‌الملل را تهدید نمی‌کند. لذا، از این منظر، به تاثیرگذاریِ یک «امر بیرونی» بر یک «امر درونی» اعتقادی ندارم.
———
مجید شهبازخانی، کنش‌گرِ سیاسی، آمریکا
مجید شهبازخانی، کنش‌گرِ سیاسی، آمریکا
مجید شهبازخانی، کنش‌گرِ سیاسی، آمریکا
متنِ «توافق‌نامه» وین در حقیقت «توبیخ‌نامه»ی فعالیت‌های هسته‌ایِ نامشروعِ رژیمِ ولایتِ فقیه در گذشته و «تسلیم‌نامه‌»ی همین فعالیت‌ها در آینده است؛ و از آنجایی که جمهوری اسلامی در این متن مورد خطاب قرار گرفته، تلاش می‌کند آن را به عنوان «توافق‌نامه» مطرح کند تا بدین‌وسیله بر مشروعیتِ سیاسیِ خود صحه بگذارد. اما این متن، از آنجا که از جانبِ افرادی امضا شده که نماینده‌ی حقیقیِ مردم ایران نیستند، به اندازه‌ی خرجِ جوهرش هم ارزش – از جمله ارزشِ حقوقی – ندارد. موضوعِ اساسی این است که چون بر خلافِ مفادِ بیانیه‌ی «حقوق بشر» در این توبیخ‌نامه و تسلیم‌نامه هیچ توجهی به حقِ حاکمیتِ مردمِ ایران بر سرنوشتِ خود نشده، و نیز به دلیل ماهیتِ استبدادیِ حکومتِ دینی که این توبیخ‌نامه و تسلیم‌نامه به گونه‌ای مشروعیت‌اش بخشیده، نمی‌توان انتظار داشت که این «معامله»ی اتمی تفاوتی در وضعیتِ حقوقِ بشر در ایران ایجاد کند.
———
محمود صباحی، جامعه‌شناس، آلمان
محمود صباحی، جامعه‌شناس، آلمان
محمود صباحی، جامعه‌شناس، آلمان
به کسانی که از مواهب و امیدهایِ آسمانی سخن می‌گویند، نباید اعتماد کرد. بیش از همه، نباید به کسانی اعتماد کرد که از امیدها و مواهبِ فرازمینی سخن می‌گویند اما تمام نیروها و منابعِ سرشار زمینی و زیرزمینی را در چنبره‌ی خود گرفته‌اند. از این رو، اعتماد کردن به نظام جمهوری اسلامی یک خطای جبران‌ناپذیر و زیان‌بار تواند بود، زیرا این نظامِ دو رو و ریاکار در حالی از امیدها و موهبت‌های آن‌جهانی و فرازمینی سخن می‌گوید که خود در کارِ لفت و لیسِ موهبت‌های زمینی و این جهانی است! این نظام در ذاتِ خود یک نقضِ غرض است؛ یعنی تنها ناقضِ حقوق بشر نیست، بلکه ماهیتِ وجودی خود را نیز در هر لحظه نقض می‌کند. بنابراین، بدیهی است که این توافقِ نیم‌بندِ اتمی که از هیچ پشتوانه قابل اعتمادی برخوردار نیست (و گونه‌ای سرهم‌بندی است)، نه تنها وضعِ حقوق بشر را در ایران بهتر نخواهد کرد، که زمینه‌ و فرصتی برایِ نقضِ گسترده‌ترِ حقوق انسان‌ها – و چه بسا حیوان‌ها – فراهم خواهد آورد.
———
زین‌الدین صمدانی، استاد دانشگاه و نویسنده، آمریکا
زین‌الدین صمدانی، استاد دانشگاه و نویسنده، آمریکا
زین‌الدین صمدانی، استاد دانشگاه و نویسنده، آمریکا
همان‌طور که استادِ عزیز جناب دکتر سهامی می‌فرمایند :حقوق بشر چیزی جز آزادی بیان در طرح مسائل و ریشه‌یابیِ مشکلاتِ اجتماعی و کار و درآمد و مشارکتِ متناسبِ فرد در تشکیلِ دستگاه حکومتِ جامعه‌ی خویش و داشتنِ امنیت در برابر تجاوزهای بی حساب و کتابِ افرادِ دیگر یا حکومت نیست. شالوده‌ی این حقوق اساسا با «حکومت‌ دینی» ناسازگار است. در شاهنامه، جمشید، که دارای «فره ایزدی» است و حکومت‌اش مردمی، از زمانی که به «حاکمِ دینی» تبدیل می‌شود، منیت‌اش علیه مردم آغاز و فره ایزدی از او سلب می‌شود، و بدین ترتیب زمینه‌ی حکومتِ ضحاک آماده می‌گردد. ادیان سامی با قوانین قصاص و برده‌داری و توجیهِ تکاثف و تکاثرِ سرمایه، بهره‌کشی از کارگران، زنان و… با ابتدایی‌ترین حقوقِ انسانی و مدنیِ انسان تضادِ آشکار دارند. طرحِ مساله‌ی اتم، بر فرض که تسلیحاتی نباشد، با مخارجِ هنگفتی که بر گُرده‌ی ملت تحمیل کرده، کجا می‌تواند مطابقِ حقوق بشر باشد؟! بعد از این به اصطلاح «توافق» خواهیم دید که چگونه باز به جانِ مردمِ بی‌پناه بیفتند. حقوق بشر در حیطه‌ی حکومتِ دینی، چه با اتم چه بی اتم، پیشاپیش منتفی است.
———
بهزاد صمیمی، کنش‌گرِ سیاسی، آلمان
بهزاد صمیمی، کنش‌گرِ سیاسی، آلمان
بهزاد صمیمی، کنش‌گرِ سیاسی، آلمان
توافقِ هسته‌ای میان اسلامیست‌های شیعی با ۵+۱ پیامدِ مثبتی برای مردم ایران و وضعیت حقوق بشر در ایران نخواهد داشت. این توافق در پی هراس اسلامیست‌ها از قیام مردم بود. جناح‌های مختلف رژیم اسلامی در عمل نشان داده‌اند که فارغ از ادعای «اصولگرایی» یا «اصلاح‌طلبی»، فاقدِ اراده، استعداد و توان اداره‌ی دموکراتیکِ جامعه و رعایت حقوقِ ابتداییِ مردم می‌باشند؛ و برای پیشبرد مقاصد فرقه‌ای-مذهبیِ خود همواره زور و سرکوب را به کار می‌گیرند. دولت‌های تحمیل‌کننده‌ی این توافق، منافعِ سیاسی و اقتصادی کشورِ متبوع‌شان را پیش برده‌اند. یک دولتِ غربی در دعواهای بین‌المللیِ خود با رژیم‌های خودکامه، از طرحِ مساله‌ی نقضِ حقوق بشر توسط این رژیم‌ها به مثابه ابزاری برای فشار بر آنها در راستای «منافع ملی» کشور خود بهره می‌گیرد. نمایندگان واقعی مردم ایران در این مذاکرات شرکت نداشتند. با این توافق، طرفین منافعِ زمان‌مندِ خود را گارانتی کردند. دولت‌های ۵+۱ به اسلامیسمِ شیعی گارانتی دادند که به ازای قراردادهای اقتصادیِ آتی، از درگیری مستقیمِ نظامی با او صرف نظر کنند. مساله حقوق بشر مسکوت خواهد ماند، و رژیم می‌تواند با سرکوبِ شدید چند صباحی بیشتر به حیاتِ نکبت‌بارِ خود ادامه دهد.
———
سیاوش عبقری، کنش‌گرِ سیاسی، آمریکا
سیاوش عبقری، کنش‌گرِ سیاسی، آمریکا
سیاوش عبقری، کنش‌گرِ سیاسی، آمریکا
به باورِ من، توافق هسته‌ایِ نظامِ ولايتِ فقيه با كشورهای ۵+۱ تاثيرِ مثبتی روی وضعيت حقوق بشر در ايران نخواهند گذاشت. اگر آپوزيسيونِ آزادی‌خواهْ متشكل و با برنامه می‌بود، شايد می‌توانست از طریقِ رايزنی با كشورهای ۵+۱ از آنها بخواهد تا ماده‌ای در بابِ التزامِ رعايت حقوق بشر در ايران توسطِ جمهوری اسلامی را هم در توافق بگنجانند، كه البته چنين اتفاقی نیفتاد. به عوض، پس از عقدِ اين توافق‌نامه و رفعِ تحريم‌ها علیه جمهوری اسلامی، رژيمِ رانت‌خوارْ منابعِ مالیِ بيشتریِ در اختيار خواهد داشت، كه بخشی از آن را خرجِ خريدنِ حاميانِ داخلی و بين‌المللی و بخشی ديگر را نیز هزینه‌ی سركوبِ جنبش‌های آزادی‌خواهانه و حق‌طلبانه در ایران خواهد کرد. بنابراين، نه تنها وضعيتِ حقوق بشر در ایران بهبودی نخواهد يافت، كه نقض حقوق بشر در ایران شديدتر هم خواهد شد.
———
شهلا عبقری، کنش‌گرِ حقوق بشر و حقوق زنان، آمریکا
 شهلا عبقری، کنش‌گرِ حقوق بشر و حقوق زنان، آمریکا
شهلا عبقری، کنش‌گرِ حقوق بشر و حقوق زنان، آمریکا
به نظرِ من توافقِ هسته‌ای نه تنها تفاوتی در جهتِ بهبودِ وضعیتِ حقوقِ بشر در ایران ایجاد نخواهد کرد، که آنرا بدتر هم خواهد کرد. اگر کشورهای ۵+۱ دغدغه‌ی رعایتِ حقوق بشر در ایران را داشتند، می‌بایست یکی از شرط‌های‌شان برای مذاکره با جمهوری اسلامی را بهبودِ وضعیتِ حقوق بشر در ایران قرار می‌دادند، که چنین کاری نکردند. حال، پس از توافق هسته‌ای، که رژیمِ جمهوری اسلامی جامعه جهانی و سرمایه‌دارهایش را با خود همراه کرده است، بیش از پیش دست به قلع و قمعِ مردم و نقضِ حقوق بشر خواهد زد. اصولا انتظارِ رعایت حقوقِ انسانها از رژیمی که به هیچ‌یک از اصولِ موردِ قبولِ جامعه‌ی مدرن پای‌بند نیست انتظاری بیهوده است.
———
علی‌رضا عجمی، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد
علی‌رضا عجمی، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد
علی‌رضا عجمی، کنش‌گرِ سیاسی، سوئد
در جریانِ «توافقِ هسته‌ای» میانِ سیستمِ سرمایه‎‌داریِ مسلط بر جهان از یک طرف و استبدادِ مذهبیِ مسلط بر کشورمان از طرفِ دیگر، زورمداران و پول‌مداران دست در دستِ یکدیگر گذاشتند تا به «وضعِ موجود» در ایران تداوم بخشند. با محاسبه‌ی این که سودِ دو طرف در همین «توافق» بود – چرا که در غیر این صورت هیچ کدام قادر به حفظِ «منافع»شان در ایران و خاورمیانه نبودند – هر دو طرف رضا دادند که دعوای بینِ خودشان را «مسالمت‌آمیز» فیصله دهند تا هر کدام بر سرِ جای خود باقی بماند. لذا با کمی تعمق در ماهیتِ استبدادِ ارتجاعیِ حاکم بر کشورمان از یک طرف و غربِ سرمایه‌دارِ تا دندان مسلح از طرفِ دیگر، می‌توانم بگویم که صحبت از «حقوق بشر» پس از این «جام زهر» شوخیِ بی‌محتوایی بیش نیست، هرچند که برخی رسانه‌های وابسته آن را با آبِ طلا بنویسند و برای عوامْ دل‌نشین و خوش‌گوارش کنند.
———
فرهنگ قاسمی، رئیس کمیسیون حقوق بشر فدراسیون مدارس عالی اروپا، فرانسه
فرهنگ قاسمی، رئیس کمیسیون حقوق بشر فدراسیون مدارس عالی اروپا
فرهنگ قاسمی، رئیس کمیسیون حقوق بشر فدراسیون مدارس عالی اروپا
این پرسشِ شما مرا به این فکر می‌اندازد که نکند امر بر شما نیز مشتبه شده باشد که بعد از مذاکراتِ هسته‌ای وضعیتِ حقوق بشر در ایران بهبود خواهد یافت. در واقع این را اصلاح‌طلبانِ حکومتی و طرفدارانِ روحانی که در زمینه‌ی حقوق بشر «نسبی‌گرا» هستند می‌گویند یا آرزویش را دارند. درست است که در این روزهای اخیر و حتی در هنگامِ مذاکراتْ چند زندانی از میانِ بی‌شمار زندانیانِ سیاسی و مدنی آزاد شدند – که زندانی شدنِ آنها در درجه‌ی اول خود قطره‌ای است از دریای بیکرانِ تجاوزهای جمهوری اسلامی به حقوق بشر در ایران؛ این امر، یعنی آزاد شدنِ چند زندانی سیاسی، هیچ ارتباطی به بهبودِ وضعیتِ حقوق بشر در ایران به مفهومِ کلیِ آن ندارد و نخواهد داشت.
———
کریم قصیم، نویسنده، کارشناس محیط زیست و کنش‌گر سیاسی، آلمان
کریم قصیم، نویسنده، کارشناس محیط زیست و کنش‌گر سیاسی، آلمان
کریم قصیم، نویسنده، کارشناس محیط زیست و کنش‌گر سیاسی، آلمان
رژیمِ ولایتِ فقیه، به تجربه‌ی طولانیِ عمرش، هرگاه در سیاستِ خارجی شکستی را پذیرفته، و با امضا گذاشتن زیرِ آن ناکامی/ شکست/ وادادن، آشکار به آن رسمیت بخشیده، و دریک کلام «عطفِ عنان» کرده، همزمان در مسائلِ امنیتیِ داخلی و به ویژه در بابِ حقوق بشر تسمه‌ها را محکم‌تر کشیده است. در این ماجرای اخیر هم به نظر من همین نوع رویکرد را پیش خواهد گرفت. منظورم رنگ و روی نقاشی شده و لعاب‌زده‌ی اولیه – که همیشه با حاشیه‌های تبلیغاتی و هیاهوی نمایشی همراه بوده – نیست. به محض این که روزهای نخست بگذرد، روالی امنیتی با تسمه‌های سفت‌تر را شاهد خواهیم بود. صفِ اعدام‌های طولانی‌تر و سرعت و تناوبِ اعدام‌ها بیشتر خواهد شد؛ و کنترل‌های گوناگون نیز غلیظ تر صورت خواهد گرفت. برخوردِ امنیتی با تظاهراتِ «سکوتِ» معلمان به خوبی تکرارِ این رویه‌ی قدیمی را نشان داد.
———
شیما کلباسی، کنش‌گرِ حقوق بشر، آمریکا
شیما کلباسی، کنش‌گرِ حقوق بشر، آمریکا
شیما کلباسی، کنش‌گرِ حقوق بشر، آمریکا
در اکثرِ نقاطِ جهان، داشتنِ انرژیِ اتمی مورد نظرسنجی و همه‌پرسیِ آزاد قرار می‌گیرد تا خواسته‌ها و نگرانی‌های شهروندان در آن باره منظور شود. اما ایران کشوری است که دیکتاتوری مذهبی بر آن حاکم است، و افراد از کمترین حقوق انسانی برخوردار نیستند. اقلیت‌های مذهبی و قومی مورد تعارض و تبعیض قرار می‌گیرند و زنان تحت قوانین شریعت از حقوقی مانند طلاق، سفر و حضانت فرزند، مگر در شرایط خاص، محروم هستند. رژیم در سطح بین‌المللی به پشتیبانی از حکومت‌های سرکوبگر و گروه‌های تروریستی و ترور فعالان و روشنفکران مشغول است. فساد اقتصادی و نبود مدیریت مناسبْ کشور را به سوی سقوط برده و محیط زیست را دچار بحران کرده است. چنین رژیمی صلاحیتِ داشتنِ انرژی اتمی را ندارد، زیرا هدفش بهسازی و بازسازی ایران و بهبود شرایط شهروندان‌اش نیست. با نظر به این حقایق، من فکر نمی‌کنم که «توافق هسته‌ای» هم تاثیر مثبتی بر وضعیت حقوق بشر در ایران داشته باشد.
———
علی‌رضا کیانی، کنش‌گرِ سیاسی، آمریکا
علی‌رضا کیانی، کنش‌گرِ سیاسی، آمریکا
علی‌رضا کیانی، کنش‌گرِ سیاسی، آمریکا
به نظرِ من، صِرفِ توافق یا صلح با کشورهای غربی یا تخالُف و خصم با آن‌ها تاثیری در بهبودِ حقوق بشر ندارد، و یا حداقل قادر به ایجادِ تغییراتِ چشمگیر در بیشینه‌سازیِ اجرای حقوق بشر نیست. برای دو سرِ این داستان می‌توان عربستان و کره شمالی را مثال زد. عربستان در کل رابطه‌ای بسیار خوب با کشورهای غربی و خصوصا آمریکا دارد، اما این رابطه کمکی به بهبود وضعیتِ حقوق بشر در آن کشور نکرده است. کره شمالی هم سال‌هاست با دول غربی رابطه‌ای ندارد، اما در عین حال در چاه ویل فجایع حقوق بشری قرار دارد. آنچه می‌تواند به بهبود حقوق بشر در ایران کمک کند، نه صرف توافق یا عدمِ توافق، که طرحِ مسائلِ حقوق بشری در کلانِ رابطه‌ی جمهوری اسلامی با دول غربی است. اینکه چگونه می‌توان این دغدغه را به صورت جدی مطرح کرد، در درجه نخست به تلاش کنشگران ایرانی و در مرحله بعد به عزم دول غربی در حمایت از این اعتراضات برمی‌گردد.
———
حسین لاجوردی، جامعه‌شناس، فرانسه
حسین لاجوردی، جامعه‌شناس، فرانسه
حسین لاجوردی، جامعه‌شناس، فرانسه
توافق میانِ جمهوری اسلامی با ۵+۱، اگر به نتیجه برسد – که به نتیجه رسیدن‌اش برایم با ابهاماتِ بسیار گسترده همراه است، در مرحله‌ی نخست وضعیتِ حقوق بشر را در ایران به مراتب از آنچه که هست فاجعه‌بارتر خواهد کرد. این «توافق» نه تنها هیچ دست‌آوردی – حتی موقتی – برای مردم نخواهد داشت، که توقعِ آنها را هم بالا خواهد برد؛ یعنی امری که می‌تواند به انفجارهای اجتماعی بیانجامد. دقیقا به همین علت هم هست که شاهدیم خشونت نه تنها در داخلِ ایران بیشتر شده، که اخیرا خبرهایی نیز مبنی بر قصدِ جمهوری اسلامی بر ترورِ مخالفانش در خارجِ کشور به گوش می‌رسد. لازم می‌دانم اشاره کنم که جمهوری اسلامی، بدون داشتنِ سلاحِ هسته‌ای و یا حتی «توهمِ» داشتنِ سلاح هسته‌ای، دیگر جمهوری اسلامی نخواهد بود؛ و به همین دلیل هم معتقدم که این توافق در بلندمدت به نتیجه‌ای نخواهد انجامید.
———
آویده مطمئن‌فر، روزنامه‌نگار و کنش‌گرِ مدنی، کانادا
آویده مطمئن‌فر، روزنامه‌نگار و کنش‌گرِ مدنی، کانادا
آویده مطمئن‌فر، روزنامه‌نگار و کنش‌گرِ مدنی، کانادا
توافقِ هسته‌ای میانِ جمهوری اسلامی با ۵+۱ نه تنها تفاوتی در وضعیتِ حقوقِ بشر در ایران ایجاد نخواهد کرد که به نظر من به احتمال قوی حتی وضعیت را بحرانی‌تر خواهد کرد. تجربه‌ی سی‌وهفت‌ساله‌ی حکومتِ استبدادِ مذهبی بر ایران ثابت کرده که هرگاه فشارِ سیاسیِ بین‌المللی بر جمهوری اسلامی بالا گرفته و در مقابل به مساله‌ی حقوق بشر کم‌توجهی شده، ما با سرکوبِ بیشترِ فعالانِ سیاسی و اجتماعی و مردمِ عادی مواجه شده‌ایم. حتی اگر جمهوری اسلامی چند زندانی را آزاد کند، ما به هیچ عنوان نمی‌توانیم آن را نشانه‌ی بهبودِ وضعیتِ حقوق بشر در ایران بدانیم؛ چرا که قانون اساسی جمهوری اسلامی، ولایت فقیه، و طبیعتِ مذهب و ایدئولوژی، خود مغایرِ حقوق بشر است. به طور کل، برای من «بهبودِ وضعیتِ حقوق بشر» مفهومی ندارد، زیرا حقوق بشر یا نقض می‌شود یا نمی‌شود. وضعیتِ حقوق بشر امری نسبی نیست که بهتر بشود یا بدتر بشود. حقوق بشر نباید نقض شود. والسلام!
———
سیروس ملکوتی، کنش‌گر سیاسی، آلمان
سیروس ملکوتی، کنش‌گر سیاسی، آلمان
سیروس ملکوتی، کنش‌گر سیاسی، آلمان
در سراشيبیِ سياستی ويرانگرانه و در نقطه‌ای از منهای هيچ، جمهوری اسلامی شكستِ سياستِ سوداگرانه‌ی خود در برابرِ سودایی بس عظيم‌تر از خود را پذيرفت. پذيرفت به تعهدی تن دهد که انسدادی بر آن سراشيبیِ رو به نيستی‌اش باشد؛ و بدین ترتیب ماندگاریِ خود را از طریقِ تمکین به تعهد و مدیریت بر سرانجام يافتنِ آن دمی بیشتر بیمه کند. هيچ سند و هيچ برنامه‌ای به ما نویدِ رفاه اجتماعی و تخصيص یافتنِ ثروت‌های آزادشده به مطالباتِ مردم را نمی‌دهد؛ بلكه شواهد نشان از آن دارند كه پول‌های آزادشده قرار است در اختيارِ گوناگونی‌های رانت‌خوارانه و جنایتکارانه قرار داده شود. سهم مردم از اين «توافق» نه آزادی است و نه فرصت‌های تدبيرشده برا‌ی زندگیِ بهتر. پس در نهایت نه جایی برای هلهله و شادی می‌ماند، و نه پايانی بر تشويش و دلهره متصور است.
———
مریم موذن‌زاده، کنش‌گرِ حقوق بشر، هلند
مریم موذن‌زاده، کنش‌گرِ حقوق بشر، هلند
مریم موذن‌زاده، کنش‌گرِ حقوق بشر، هلند
به شهادتِ آمار و گزارش‌های‌ِ سازمان‌های بین‌المللیِ مدافعِ حقوقِ بشر، پس از نزدیک به گذشتِ یک ماه از امضای توافق‌نامه‌ی هسته‌ای بین جمهوری اسلامی و کشورهای ۵+۱، نقضِ حقوق بشر در ایران همچنان به شیوه‌ای گسترده ادامه دارد. برای نمونه، باید به روندِ افزایشِ اعدام‌ها، اِعمال مجازات‌های خشن مانندِ قطعِ دست و پا، و ادامه‌ی وضعیتِ اسف‌ناکِ زندانیانِ سیاسی/مدنی/عقیدتی توجه کرد. حقیقت این است که نقضِ سیستماتیکِ حقوقِ بشر در ایران، به دلیلِ وجودِ یک حکومتِ ایدئولوژیک و شریعتمدار و دین‌سالار بر سرِ قدرت، کماکان ادامه خواهد داشت؛ و با به روی کار آمدنِ این شخص و آن شخص و با آمدن و رفتنِ جناح‌های «تندرو» و «میانه‌رو»، و همچنین با انجامِ «مذاکرات»ی از نوعِ مذاکراتِ هسته‌ای، نمی‌توان انتظار داشت که حق و حقوقِ مردمِ ایران موردِ استیفا قرار گیرد؛ چرا که این ماهیتِ چنین نظامِ استبدادی و توتالیتری است که مانعِ دستیابیِ انسان‌ها به جامعه‌ای آزاد و باعدالت و مدرن می‌شود.
———
ستاره میهن‌دوست، کنش‌گرِ سیاسی، دانمارک
ستاره میهن‌دوست، کنش‌گرِ سیاسی، دانمارک
ستاره میهن‌دوست، کنش‌گرِ سیاسی، دانمارک
با تجربه‌ای که از رژیمِ جمهوری اسلامی داریم، این حقیقت باید به خوبی معلوم باشد که این رژیمِ اهریمنی هر زمان که تحتِ فشارِ سیاسیِ مجامعِ بین‌المللی قرار گرفته، سرکوب را در داخل دو چندان کرده است. با در نظر گرفتنِ این که حقوق بشر «چشمِ اسفندیارِ» رژیم است، و این که اساسِ حکومت اسلامی به فرضِ (محالِ) رعایتِ حقوق بشر از هم پاشیده خواهد شد؛ بنابراین می‌توان گفت که وضعیتِ حقوق بشر در ایران بهتر نخواهد شد. قبل و بعد از «توافق»اش هم حقیقتا فرقِ چندانی نمی‌کند. حقوقِ بشر قبل از و در حینِ مذاکرات نقض می‌شد، حالا هم – چنانکه در این چندروزه شاهد بوده‌ایم – می‌شود، و پس از این هم بیشتر خواهد شد.
———
منصوره ناصرچیان، کنش‌گرِ سیاسی، کانادا
منصوره ناصرچیان، کنش‌گرِ سیاسی، کانادا
منصوره ناصرچیان، کنش‌گرِ سیاسی، کانادا
رژیمِ دیکتاتوری-مذهبیِ ایران از بَدوِ شکل گرفتن‌اش با حقوق بشر فاصله زیادی داشته است. در دوره‌های مختلفِ تغییرِ ریاستِ جمهوری از «بنیادگرا» به «اصلاح‌طلب» و برعکسْ تفاوتِ چشمگیری نمی‌توان در ساختارِ جامعه و وضعیتِ حقوق بشر در ایران یافت. کمااینکه اصلاح‌طلبانِ حکومتی، با تبلیغاتِ گسترده بعد از جنبشِ مردمی در سال ۸۸، خواستند مردم را قانع کنند که مشکل از رئیس‌جمهورِ بنیادگرا – یعنی محمود احمدی‌نژاد – است؛ و تمامِ نیروی خود را برای خلقِ انواع و اقسامِ بازی‌های سیاسی به قصدِ خاموش کردنِ جنبشِ مردمی و امتدادِ فضای خفقان در ایران به کار گرفتند. «توافق اتمی» هم قاعدتا از این بازی‌های سیاسی مستثنا نبوده؛ و پس از این نیز هیچ تغییرِ چشمگیری در روندِ سرکوبِ کنش‌گران و اجحاف در حقِ اقلیت‌های قومی و مذهبی و ادامه‌ی نابرابریِ حقوقِ زن و مرد به وجود نخواهد آمد. «نظامِ ولایت مطلقه فقیه» و «حقوق بشر» همچون دو خطِ موازی هستند که هرگز به هم نمی‌رسند.
———
محمدرضا یدک، کنش‌گرِ سیاسی، فرانسه
محمدرضا یدک، کنش‌گرِ سیاسی، فرانسه
محمدرضا یدک، کنش‌گرِ سیاسی، فرانسه
به اعتقاد من، با توجه به ماهيتِ نظام ولايت فقيه، كه هيچ‌گونه اعتباری برای مقامِ بشر و مفهومِ حقوق بشر قائل نيست، توافقِ هسته‌ای، كه تنها هدفش نجاتِ این نظام از بن‌بستِ اقتصادی و پایان دادن به تحریم‌های قدرت‌های جهانی علیه این نظام بوده، نمی‌تواند تاثیری بر بهبودِ وضعیت حقوق بشر در ایران داشته باشد. چگونه با وجودِ یک دستگاهِ به اصطلاح «قضایی» که گوش‌به‌فرمانِ «نایب امام زمان» است می‌توان انتظار داشت که میرغضبانِ نظام با نگاهی متفاوت از گذشته‌های سیاه با منتقدان و مخالفانِ نظام برخورد کنند؟!
———
حسام یوسفی، کنش‌گرِ حقوق بشر، ترکیه
حسام یوسفی، کنش‌گرِ حقوق بشر، ترکیه
حسام یوسفی، کنش‌گرِ حقوق بشر، ترکیه
بحران اقتصادی، افزایش بی‌کاری و اخراج کردنِ گسترده‌ی کارگران، پایین آمدن خط فقر، تبعیض جنسیتی، تبعیض مذهبی و قومی، نابرابری جنسیتی و اقتصادی برای زنان، افزایش بی‌سابقه‌ی اعدامِ زندانیان سیاسی و عقیدتی و مجرمین، وجودِ فراوانِ زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان‌های کل کشور، شکنجه و اعتراف‌گیری از زندانیان سیاسی و عقیدتی و پرونده‌سازی برای آنها، عدم وجود آزادی بیان و انتشارات، سرکوب اعتراضاتِ مدنی و در کل نقضِ آشکارِ حقوق بشر در ایرانْ نشان می‌دهد که پس از توافقِ هسته‌ای وضعیتِ حقوق بشر در ایران بهبود نخواهد یافت. توافق هسته‌ایِ جمهوری اسلامی با کشورهای غربی بر مبنای شکست سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی بوده است. بهبودِ وضعیتِ حقوق بشر و آزادی‌های فردی و اجتماعی و بهبودِ معیشت مردم در ساختار جمهوری اسلامی توهمی بیش نیست