«به
یاد دارم که در سال ۱۳۵۶، آن زمان که خمینی داشت پرآوازه میشد، کتاب
"حکومت اسلامی" او را خواندم. آن را جفنگ یافتم و به آن خندیدم. لابد آن را
به عنوان کتابی در بارهی تئوری سیاسی خوانده بودم و چون کتابهایی جدی در
این باب را میشناختم آن را شوخی تصور کردم. بعداً در آلمان دریافتم که
اکثریت مطلق آلمانیها "نبرد من" را پیش از قدرتگیریِ هیتلر نخوانده بودند
(پس از ۱۹۳۳ هم نخواندند) و اکثر کسانی هم که
آن را خواندند، جدیاش نگرفته بودند. این را نیز به یاد دارم که در سال پس
از انقلاب، یکی از تفریحهای دوستان من در یک خوابگاه دانشجویی این بود که
کتابهای کسانی چون مجلسی یا نوشتههای سیاسی گروههایی چون فداییان اسلام
را بخوانند و از خنده رودهبر شوند. کسی که متخصصِ کشفِ نوشتههای تازه
بود و مجلس را میچرخاند، در سال ۱۳۶۰ اعدام شد. او را همچنان شوخ و خندان
تصور میکنم، اما این را نیز تصور میکنم که لابد در زندان به جدیت آن
باورهای جفنگ پی برده است.»
محمد رضا نیکفر به نقل از علیرضا کیانی
محمد رضا نیکفر به نقل از علیرضا کیانی

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر