اگر امروز ایران از بابت شمار مغزهایی که از مملکت فرار میکنند در جهان رتبهی نخست را به دست آورده، در آن سالها - پیش از انقلاب- بسیاری از مغزهای ایرانی که بعد از پایان دوران آموزش در آمریکا و اروپا مانده بودند، پس از چندی به سودای خدمت به ایرانی که دوستش میداشتند، و نیز به لحاظ فرصتهای حرفهای فراوان، به وطن بازگشتند. این طبقهی تکنوکرات نوین طراحی جامعی برای تقویت صنعت در ایران درانداختند.
برادران خیامی را میتوان یکی از بهترین مصادیق موفقیت این طرح دانست. این دو برادر پُر درایت و سختکوش، کار خود را در گاراژ کوچکی در شهر مشهد آغاز کردند. پس از چندی شرکت ایران ناسیونال را تاسیس کردند که در آغاز عمدتا قطعات وارد شده از انگلستان را مونتاژ میکرد. اما پس از چندی ایران ناسیونال به یکی از موفقترین نهادهای صنعتی، نه تنها ایران که خاورمیانه بدل شد.
به گفتهی محمود خیامی، در میانهی دههی پنجاه ایرانناسیونال حتا با صنعت ماشینسازی کره جنوبی رقابت و برابری میکرد. در آن زمان ایرانناسیونال و شرکتهای تابع آن دوازدههزار کارگر و کارمند در استخدام داشتند و سالی ۱۳۶۰۰۰ خودرو تولید میکردند. اگر در آغاز، هشتاد درصد اجزاء هر اتومبیل از خارج وارد میشد، در آستانهی انقلاب تنها ۲۰ درصد قطعات وارداتی بود. به علاوه در آن زمان ۱۲۰ شرکت دیگر هم تاسیس شده بود تا قطعات و خدمات مورد نیاز ایرانناسیونال را تامین کند. محمود خیامی که از قضا در غرب توانست ثروتی حتا بیش از ایران به دست آورد و هر گاه در مورد ایران سخن میگوید هنوز هم ترکیبی شگفت از اندوه، افسوس و مهر به وطن در گفتارش نمایان است میگفت، اگر این انقلاب نمیشد «ایرانناسیونال امروز همتراز صنعت خودروسازی کره جنوبی میبود.»
عباس میلانی، کتاب «نگاهی به شاه»،
نشر پرشین سیرکل، کانادا ص

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر