۱۳۹۴ دی ۲۵, جمعه



«جمهوری اسلامی»، محصول محتوم «انقلاب اسلامی»، به بحران زنده است: تسخیر سفارت آمریکا، تمدید جنگ با عراق، فتوا علیه سلمان رشدی، پرونده‌ی هسته‌ای، درگیری در سوریه، و حالا منازعه با کشورهای عربی - اسلامی.
تا پیش از «انقلاب اسلامی»، نزدیک‌ترین متحد شاه ایران در منطقه سادات مسلمان مصری بود، و ایران با تمام کشورهای اسلامی روابط بی‌تنش، مثبت، و محترمانه داشت – به استثنای عراق، که آن هم به خصومت آشکار نکشید.
حکومتِ پیش از انقلاب اسلامی داعیه‌دار سروری بر امت اسلام نبود، دغدغه‌اش تبلیغ شیعه‌گری نبود، و در فکر «نجات دنیای اسلام» نبود. بعد از «انقلاب اسلامی»، حکومت ایران همیشه و هر لحظه «در برهه‌ی حساس کنونی»، در وضعیت اضطراری، و در حال جنگ و جدل با دنیا (ی اسلامی و غیراسلامی) است.
من، به عنوان یک ایرانی، مشکلی با عرب‌ها و با اهل سنت ندارم. به عنوان یک ایرانی، مشکل‌ام با حکومت اسلام‌گرایی است که ایران را از بدو انقلاب اسلامی در «برهه‌ی حساس کنونی» نگه داشته و ملت و منطقه را به فلاکت مستمر می‌کشد. من علاقه‌ای به عربستان یا تعصبات اسلامی ندارم، اما در جنگی نمی‌جنگم که از آن من نیست.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر