سرزمینم آبستن خبرهاست...
مادران جانباختگان ایرانی با نوشته هایشان به قاضی دادگاه اعلام کردند که قلم او دو راه بیشتر ندارد . یا بچرخد برای جاری شدن عدالت و حکم برائت این مظلومان مبارز و معترض را امضا کند ، یا بچرخد برای چرخیدن آسیابی که با خون بهترین فرزندان این سرزمین میچرخد . اوست که تصمیم میگیرد به صف انسانیت بپیوندد یا در صف دشمنان آزادی جای گیرد...
مادران جان باختگان ایرانی پشت درهای بسته دادگاه محاکمه شدند.
۲۰ بهمن ۹۴، شهین مهین فر، مادر امیرارشدتاجمیراز جانباخته گان عاشورای 88، اکرم نقابی مادر سعید زینالی،حوری گلستانی مادر بهنود رمضانی، منصوره بهکیش، مادر افشین اسانلو(کارگر زندانی جانباخته)، شهناز کریم بیگی مادر مصطفی کریم بیگی جانباخته ی عاشورا88، شعله پاکروان مادر ریحانه جباری به اتهام اخلال در نظم! دستگیر شدند.
این مادران همیشه پایداربا یک حرکت خلاقانه نوشته هائي را حمل میکنند وخواهان اجرای عدالت هستند.
شعله پاکروان در فیسبوکش نوشته است : صبح امروز در دادگاه کیفری شماره دو ، کارکنان دولت ، واقع در خیابان داور ، سیمین عیوض زاده ، هاشم زینالی و دیگر دستگیر شدگان تحصن اوین روبروی قاضی نشستند تا عدالت را طلب کنند . دادگاه غیر علنی بود . ازینرو نمیدانم چه گفتگویی بین قاضی و دوستانم رد و بدل شد . اما این را میدانم که مادران همراه سیمین و اکرم ، با نوشته هایشان به قاضی اعلام کردند که قلم او دو راه بیشتر ندارد . یا بچرخد برای جاری شدن عدالت و حکم برائت این مظلومان مبارز و معترض را امضا کند ، یا بچرخد برای چرخیدن آسیابی که با خون بهترین فرزندان این سرزمین میچرخد . اوست که تصمیم میگیرد به صف انسانیت بپیوندد یا در صف دشمنان آزادی جای گیرد .
دو سه بار سرک کشیدم و داخل دادگاه را دیدم. اتاق پر بود از مبارزینی که در جایگاه متهم نشسته بودند . کسانی که برای آزادی و عدالت از پا نمینشینند . کسانی که شادی را برای همه ایرانیان میخواهند . کسانی که خود را برای روزهای سخت آماده کرده اند . اینان میدانند که در چه نقطه تاریخی مهمی رندگی میکنند . در راهروی دادگاه ، فعالین مدنی و اجتماعی نامداری منتظر بودند تا یاران استوارشان از اتاق بیرون آیند تا معلوم شود قاضی کدام راه را انتخاب کرده است .
..........
منتظرم خبرهای خوب بشنوم از امید علیشناس که با چشمهای نگران در راهرو منتظر مادرش بود . قلب آدم به تپش میافتد وقتی رابطه مادر و فررند میدان عمل را تسخیر میکند . چنان که سیمین و امید ، چنان که اکرم و سعید ربوده شده ، چنان که ....

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر