۱۳۹۵ اردیبهشت ۱, چهارشنبه



اعمال فشار بر زندانی زن از طریق روابط خصوصی و امور جنسی‌اش، رایج‌ترین شیوه شکستن زندانی و وادارکردن او به اقرار در مورد فعالیت‌ها یا عقاید سیاسی‌اش، به شکلی که بازجویان می خواسته‌اند بوده است. مرور شهادت‌های زندانیان سیاسی که در دوره‌های متفاوت این دو دهه و به دلایل مختلف بازداشت شده بودند ثابت می‌کند این شیوه در بسیاری از موارد، موفق بوده است. یعنی زندانیان، پس از اینکه ساعت‌ها و حتی روزها، تحت شدیدترین فشارها درباره زندگی خصوصی خود قرار گرفته اند، سرانجام پذیرفته‌اند به جرائم یا اعمالی اقرار کنند که در ابتدای روند بازجویی، هیچگاه حاضر نبوده‌اند آنها را بپذیرند.
فرشته قاضی در تحلیل علت فشار بر زندانیان برای اقرار در مورد روابط جنسی می گوید: « به من می‌گفتند یا جاسوسی یا اتهام نامشروع. یکی از این ها را باید بپذیری. مشخص بود چون من هیچ‌کدام از این اتهامات را قبول ندارم اما به خاطر نوع نگاه جامعه وقتی آن قدر تحت فشار قرار می‌گیرم و مجبور می‌شوم بپذیرم، خب جاسوسی را می‌پذیرم. این نشان می‌دهد که این‌ها می‌خواستند از این طریق ]آدم [ بشکند تا اتهامات سیاسی ]را بپذیرد[ و به اهدافی که در آن پرونده دنبال می‌کردند دست پیدا کنند.»

منبع: کتاب جنایت بی‌عقوبت-شکنجه و خشونت جنسی علیه زندانیان زن در دهه ۷٠ و ۸٠-انتشارات عدالت برای ایران ١٣۹٢

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر